راضیه طاهری
کتاب در برابر موبایل!
۱۱:۳۵ - سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴

کتاب در برابر موبایل!

روبه‌روی تلوزیون نشسته‌ایم و شبکه‌ مستند دارد صحنه‌هایی از معماری و آثار باستانیِ سراسر ایران را نشان می‌دهد. شگفت‌زده به چغازنبیل، مسجد جامع اصفهان، مسجد کبود تبریز، بیستون و تخت جمشید نگاه می‌کنم و می‌گویم: کاش وقت و پول داشتیم می‌رفتیم ایرانگردی!

آفتابه لگن هفت دست، شوق درس هیچی!
۱۱:۲۰ - سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

آفتابه لگن هفت دست، شوق درس هیچی!

از همان در ورودی فروشگاه، زرق و برق لوازم‌التحریرهای رنگ به رنگ پیداست و هر کسی را جذب می‌کند؛ از بچه‌های کوچک تا زن و مردهای سن‌و‌سال‌دار.

گُل‌ها و  گِداها
۱۰:۰۷ - سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
چراغ که سبز می‌شود سریع از چهارراهِ پرگدا فاصله می‌گیرم. اما می‌دانم چهارراه بعدی هم همین ماجرا در انتظار من است

گُل‌ها و گِداها

بوی خنکی و طراوت گل‌فروشی آنقدر خوب است که آدم دلش نمی‌خواهد از مغازه‌های گل‌فروشی یا گلخانه‌ها بیرون برود؛ مخصوصاً اگر هوای بیرون گرم باشد! توی گل‌فروشی چرخی می‌زنم تا یک دسته گل مناسب برای هدیه پیدا کنم.

صنعت سبز اصفهان
۱۱:۳۳ - شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
داستان تخیلی از کارخانه‌های سبز که می‌توانند به حقیقت بپیوندند!

صنعت سبز اصفهان

کنار تخت پدرم ایستاده‌ام و دارم به رد عمیق چروک‌های صورتش نگاه می‌کنم. دلم می‌خواهد دستش را توی دستم بگیرم؛ اما نگرانم از خواب بیدار شود‌. به چهره‌اش نگاه می‌کنم. پدرم خیلی زود پیر شده، گرد نقره‌ای‌رنگ پیری روی موهایش نشسته و چشم‌هایش برق همیشگی را ندارد. دیگر زمان استراحتش بود که بیماری این اجازه را نداد.

غروبِ نقش جهان
۱۲:۲۰ - یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴
من باز به این فکر می‌کنم حق این مردم نجیب و سخاوتمند این بی‌برقی و بی‌آبی نیست که نیست

غروبِ نقش جهان

همیشه غروب‌های تابستانی میدان امام(ره) از همه جای شهر دیدنی‌تر بود، مردم بساط شامشان را برمی‌داشتند و می‌آمدند روی چمن‌های میدان می‌نشستند، بچه‌ها بادبادک هوا می‌کردند و خانواده‌ها با هم گپ می‌زدند؛ اما این تابستان میدان نقش جهان دیگر حال و هوای همیشه را ندارد.

بارداری با اعمال شاقه
۱۲:۱۵ - شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴
هر دو می‌خندیم به بچه آوردنمان با وجود تلخی‌هایی که می‌بینیم

بارداری با اعمال شاقه

توی زیرزمین مسجدِ رضوی نشسته‌ام و پسرها مشغول بازی‌اند. اینجا کسی کاری به کار بچه‌ها ندارد، درست است که صدای آقای معمار منتظرین لابه‌لای سروصدای بچه‌ها کم رنگ می‌شود. اما با دقت کردن می‌فهمیم حاج آقا در مورد چه موضوعی صحبت می‌کنند.

اینجا تاریخ نفس می‌کشد
۰۲:۱۴ - چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

اینجا تاریخ نفس می‌کشد

اصفهان زیبا بهشت گردشگران، چه ایرانی و چه خارجی است. گردشگرانی که به شهرمان سفر می‌کنند، بخشی از روحشان را با زیبایی‌های این شهر آکنده کرده و خاطرات خوشی را در توشه سفرشان با خود می‌برند.اما زیبایی‌های ذاتی اصفهان برای این خاطره‌سازی به‌تنهایی کافی نیست.

مادری در سرزمین مادری
۱۲:۲۸ - شنبه ۸ دی ۱۴۰۳

مادری در سرزمین مادری

توی تمام روزهای هفته چهارشنبه‌ها را گذاشته‌ام برای رفتن به «سرزمین مادری». این هفته لیلا، دخترخاله‌ام را هم دعوت کردم تا با هم یک روزِ مادرانه را تجربه کنیم.