در بین شلوغیهای مجتمع چارسو، خود را به طبقه پنجم «سینما چارسو»، کاخ جشنواره سینما حقیقت میرسانم. هیاهو و جمعیت خارج از انتظاری وجود دارد. در این بین، به سمت سالن پخش میروم؛ ولی افراد کمی را در سالن میبینم.
نمیدانم مسجد قبا در خیابان شیخ طوسی غربی یا همان بیستوچهار متری اول را میشناسید یا نه؛ اما مدتزمانی ساکن در مجاورتش بودهام و میدانم ازجمله مساجدی است که همیشه شلوغ و پرجنبوجوش با برنامه است.
مسئله هویت نوجوان یکی از مسائل مهم و قابلتأمل در جامعه ماست. هویت مفهومی پیچیده و چندبعدی است که در پاسخ به سؤال «من چه کسی هستم» معنا پیدا میکند و مجموعهای از ویژگیها، باورها، ارزشها و تجربیات فرد را شامل میشود.
گفتن و نوشتن فایدهای ندارد؛ باید زندگیاش کنی. مثل یک هممحلهای نگاه کنی، قدم بزنی، گپ بزنی، بخندی و غمگین شوی.
ماها فرزندانِ عصرِ روزنامهایم؛ عصری که روزنامه، عرصه تاختوتاز بود و قلم، تبرزین! یکی از تصاویرِ ماندگارِ بچگیهایم، ایستادن در ترافیکِ پلفلزی است. چراغ سبز میشد و دوباره قرمز.
برای آنها که روزنامه «اصفهان زیبا» را از زمانهای دور تاکنون دنبال کردهاند رسیدن شمارگان انتشار آن به عدد «پنج هزار» اتفاقی فرخنده است …
«اصفهان زیبا» یک روزنامه باسابقه اصفهان است که بیشتر منتسب به مجموعه مدیریت شهری است و در طول سالهای فعالیت خود، فرازونشیب داشته؛ اما اگر بخواهیم این دوره را با دورههای قبلی قیاس کنیم، باید بگویم به نظرم در این دوره، از نظر محتوایی و کیفیت مطالب، نسبت به دورههای پیشین بهتر شده است.
«اصفهان زیبا» از روزنامههای محلی است که سابقه زیادی دارد و توانسته در چندسال اخیر جایگاه خوبی در میان افکار عمومی کسب کند.
در روزنامه اصفهان زیبا به موضوعات مختلف حوزه سیاست از مسائل داخلی تا مسائل بین المللی پرداخته می شود، این تنوع موضوعی امری مثبت است.
تعریف گروه سیاست یک رسانه در مقیاس استانی بدون شک یکی از چالشهای این دوره از مدیریت روزنامه اصفهانزیبا بود.
در حال گشتوگذار بین کانالهای متعدد تلویزیون بودم که با سید بشیر حسینی و استایل و تیپ متفاوتش در شبکه سه مواجه شدم؛ استایلی متفاوت از عصر جدید احسان علیخانی که گرد پیری و سپیدمویی دکتر حسینی نمایان است و این بار در برنامهای متفاوت با عنوان «داستان شد» متفاوت ظاهر شده است.
وقتی ارمنیان از جلفا در کنارههای رود ارس به پایتخت ایران یعنی اصفهان، کوچیدند، این پرسش همواره با آنان بود که «آیا دوباره به زادگاهشان بازمیگردند؟» واقعیت این است که ارمنیان در شهر اصفهان، کنارههای جنوبی زایندهرود و در دامنه کوه صفه بهتدریج زندگی تازهای آغاز کردند، اندکاندک در بستر مطلوبی که شاهعباس بزرگ برایشان فراهم آورده بود، آرام گرفتند و به پاسخی رسیدند که دیگر بهعقبرفتن بیمعنا بود.