فجر 44 و بازتاب اضطراب یک جامعه

دوره چهل‌وچهارمِ رویداد سینماییِ فجر امسال در حالی آغاز به کار کرد که جامعه ایران، مثل بسیاری از سال‌های دیگر، درگیرِ بحران‌های فراگیر و فرساینده است.

تاریخ انتشار: 14:48 - سه‌شنبه 21 بهمن 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
فجر 44 و بازتاب اضطراب یک جامعه

به گزارش اصفهان زیبا؛ دوره چهل‌وچهارمِ رویداد سینماییِ فجر امسال در حالی آغاز به کار کرد که جامعه ایران، مثل بسیاری از سال‌های دیگر، درگیرِ بحران‌های فراگیر و فرساینده است. بحران‌های جامعه ایران به سببِ پرتعداد و زنجیره‌ای بودن، باعث نوعی بی‌افقی و رهاشدگی در نسبت با آینده در میانِ بسیاری از شهروندان، و به‌ویژه نسل جوان، می‌شود. یکی از تجلی‌گاه‌های این وضعیتِ جامعه همیشه در خطر، بی‌شک در سینما و بزرگ‌ترین رویدادِ سینماییِ کشور خود را نمایان می‌کند.

با نگاهی به برخی از فیلم‌های امسال می‌توان فهمید که سینمای ایران کماکان در حالِ دست‌وپنجه نرم کردن با چیزی به اسم «سینمای رئالیستی» است؛ سینمایی که از دهه هشتاد به این سو، هر سال و هر دوره در فرم‌های جدیدی داستان‌های زیادی برای تعریف کردن داشته است. در بدنه فیلم‌های امسال به‌خوبی می‌توان اضطراب بیرونی و درونیِ جامعه و افراد را تماشا کرد.

مسائلی مثلِ ناکارآمدیِ قانون یا ضابطینِ آن در عرصه‌های مختلف، از جمله قصاص، زنان و قاچاق، مهاجرتِ بی‌رویه به کلان‌شهر و بیکاری، ضعف و فساد در مدیریت شهری، مشکلات خانوادگی و زناشویی، زندگی در جنگ و پس از آن، در سینمای امسال مطرح هستند؛ مسائلی که تکرارِ برخی از آن‌ها را سال‌هاست در دوره‌های مختلف دیده و دنبال کرده‌ایم.

گویا سینمای ایران همواره در مقام هشدار، معضل‌ها و گسست‌های جامعه را گوشزد کرده است و هنوز هم، پس از بیش از ۲۰ سال، برخی از این مسائل در قالب قصه‌های نو و با زوایای دید متفاوت تکرار می‌شوند؛ چرا که در واقعیت و در بطن جامعه، بسیاری از مسائل هنوز در همان سطح هستند و پیشرفت و بهبود قابل‌توجهی صورت نگرفته است. البته این امر باعث رخوت در عرصه سینما نیز شده است.

همچنان فیلم‌هایی مثلِ «قایق‌سواری در تهران» که گرچه از نظر سینمایی مورد انتقاد و بررسی است، اما از نظر مضمونی جدای از سینمای بدنه به حساب می‌آید و واجد نوعی سرخوشیِ سالم است، در میان آثار به‌ندرت یافت می‌شود؛ فیلمی که سعی کرده دور از فضای تلخ برخی از واقعیت‌های اجتماعی، داستانی نحیف و گاه نغز را بیان کند و چندان به آن معنا دغدغه واقع‌گرایی ندارد.

فیلم‌هایی نظیر «زنده‌شور»، «اردوبهشت»، «خیابان جمهوری» و «آرام‌بخش» در امتداد مسیر اصلی فیلم‌های واقع‌گرا قرار می‌گیرند و گرچه سه فیلم اول از نظر فیلم‌نامه و تکنیک قابل‌قبول و برای سازندگان‌شان گام‌هایی رو به جلو هستند، اما ایده ناظر بر این فیلم‌ها همانی است که در طول ۲۰ و چه‌بسا ۳۰ سال گذشته بارها شاهدش بوده‌ایم و کارِ جدیدی نمی‌کنند.

در این میان، فیلم «خواب» تلاش کرده است روزنه‌ای بگشاید و یکی دیگر از مسائل مفرط جامعه ایران، یعنی مسائلِ زندگیِ زناشویی، را با سویه‌ای انتقادی و سوررئال دراماتیزه کند. این فیلم گرچه از بدنه سینما و عموم مخاطبان جداست و شاید وصله نامناسبی برای سینمای سرراست و شاه‌پیرنگِ ایران به نظر برسد، اما نشان می‌دهد می‌توان واقعیت‌های اجتماعی را نیز با شکل‌وشمایلی خلاقانه و متفاوت بیان کرد.

به‌هرحال، سینما همچنان می‌کوشد میان توقعات هنری، مخاطب عمومی و واقعیت‌های اجتماعی تعادل برقرار کند، اما کفه ترازو عمدتا به سمت موردِ آخر و تا حدی موردِ اول متمایل می‌شود.

از منظر کلان، امسال در میان فیلم‌ها بازتاب دو گرایش مهم را شاهدیم: یکی روایت‌های دردآلود و پرتنش که گاه به درام‌های روان‌شناختی و خانوادگی می‌انجامد و دیگری آثار مسئله‌محور اجتماعی و سیاسی که می‌خواهند حرفی جدی به مخاطب بزنند، اما در سطح روایت و ساختار با چالش روبه‌رو می‌شوند.

مسیر عمومی چهل‌وچهارمین رویدادِ سینماییِ فجر نیز نشان داده که فیلم‌ها نه فقط برای سرگرمی، بلکه برای بازتاب و بازاندیشی اجتماعی تولید می‌شوند؛ امری که بعضا با سردرگمی روایی و گسست ساختاری مواجه شده است.