گفت‌و‌گو با رسول غلامی، هنرمند قلم‌زن لیمجیری

قصه اولین تابلوفرش قلم‌زنی ایران

از میان شش برادر قلم‌زن، تنها او ماند؛ مردی که هنرش را به هیچ قیمتی از ایران نبرد. گاهی سرنوشت یک هنرمند از صدای چکش‌هایی آغاز می‌شود که هنوز دست‌های کودکانه توان نگه‌داشتنشان را ندارد.

تاریخ انتشار: ۱۸:۴۲ - یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
قصه اولین تابلوفرش قلم‌زنی ایران

به گزارش اصفهان زیبا؛ از میان شش برادر قلم‌زن، تنها او ماند؛ مردی که هنرش را به هیچ قیمتی از ایران نبرد. گاهی سرنوشت یک هنرمند از صدای چکش‌هایی آغاز می‌شود که هنوز دست‌های کودکانه توان نگه‌داشتنشان را ندارد.

در محله لیمجیر، خانواده‌ای زندگی می‌کرد که شش پسر داشت؛ شش برادری که همه قلم‌زن بودند و روزهایشان با صدای قلم و مس گره خورده بود. اما جنگ، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم زد. یکی از برادران به شهادت رسید، دو برادر دیگر جانباز شدند و جمع صمیمی برادران قلم‌زن از هم پاشید. از آن جمع، تنها رسول غلامی در این حرفه ماند؛ مردی که نه‌تنها این هنر را رها نکرد؛ بلکه با خلق نخستین تابلوفرش قلم‌زنی ایران، نام خود را در میان هنرمندان خلاق این عرصه ثبت کرد. با او به گفت‌و‌‌گو می‌نشینیم.

از سه‌سالگی قلم‌زنی را شروع کردم

۵۴ سال از بهار عمرش گذشته است؛ اما آشنایی او با قلم‌زنی از همان سال‌های نخست کودکی آغاز شد؛ آن‌قدر زود که هنوز خاطره اولین روز کارش را به‌خوبی به یاد دارد.او می‌گوید: «مرا به میدان نقش جهان بردند؛ بغلم کردند و داخل یک سینی مسی گذاشتند تا قلم‌زنی را شروع کنم. آن زمان سه یا چهار سال بیشتر نداشتم. برادر بزرگم قلم‌زن بود و علاقه زیادی به طراحی داشتم؛ همین باعث شد مسیر زندگی‌ام از همان کودکی مشخص شود.»

جنگ مسیر زندگی برادرانم را تغییر داد

پدرم کشاورز بود و مادرم خانه‌دار. پنجمین فرزند خانواده‌‌ام؛ قبل از انقلاب با پنج برادر دیگرم با هم قلم‌زنی می‌کردیم؛ اما آغاز جنگ تحمیلی، مسیر زندگی‌ برادرانم را تغییر داد. یکی از برادران، عبدالحسین، در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید و دو برادر دیگرم، علی و مصطفی جانباز اعصاب و روان شدند. بعد از آن دیگر آن کارگاه خانوادگی شکل سابق را نداشت و تنها من به خاطر علاقه در این حرفه ماندگار شدم.

از کپی کردن کار دیگران خوشم نمی‌آید

هر هنری سختی‌های خودش را دارد؛ اما عشق به طراحی باعث شد هیچ‌گاه از این مسیر خسته نشوم. از همان ابتدا تصمیم گرفتم تنها ادامه‌دهنده راه دیگران نباشم. هیچ‌وقت از کپی‌کردن خوشم نمی‌آمد. همیشه دوست داشتم طرح تازه‌ای خلق کنم و کاری انجام بدهم که قبلاً کسی انجام نداده باشد.

با الهام از نقشه‌های قالی ایده‌های تازه خلق کردم

از کودکی عاشق طراحی بودم؛ ولی آن روزها در محله ما کلاس طراحی وجود نداشت. بیشتر خانه‌های محله دار قالی داشتند و زنان و مردان مشغول قالی‌بافی بودند. به نقشه‌های فرش نگاه می‌کردم و از روی آن‌ها طراحی می‌کردم. همان نقش‌ها بعدها جرقه یک ایده بزرگ را در ذهنم زد و باعث شد در آینده نقشه فرش را قلم‌زنی کنم.

اولین تابلو فرش قلم‌زنی را خلق کردم

در سال ۱۳۹۶ ایده‌ای را که سال‌ها در ذهنم پرورش داده بودم، عملی کردم؛ خلق نخستین تابلوفرش قلم‌زنی ایران؛ اثری دو متر در یک متر، با وزنی حدود ۲۰کیلوگرم که تلفیقی از پنج هنر بود: طراحی فرش، استفاده هم‌زمان از مس و برنج، قلم‌زنی برجسته، قلم‌زنی ریز و رنگ‌آمیزی.

رنگ را به قلم‌زنی آوردم

برای اولین بار رنگ را وارد هنر قلم‌زنی کردم. خیلی‌ها مخالف بودند و می‌گفتند قلم‌زنی فقط باید با دوده و رنگ مشکی باشد. حتی بعضی‌ها باورشان نمی‌شد این یک اثر فلزی باشد؛ فکر می‌کردند از پلاستیک ساخته شده است. تابلو با پنج رنگ اجرا شد و نخستین تابلوفرش قلم‌زنی ایران شکل گرفت؛ اثری که هنوز هم آن را نزد خود نگه داشته‌ام.

دوست دارم سومین کارم را به موزه امام رضا(ع) هدیه کنم

از موزه امام رضا(ع) برای اهدای این اثر با من تماس گرفتند؛ اما چون کار اولم بود قبول نکردم. دوست دارم سومین تابلوفرشم را که از دو اثر قبلی بزرگ‌تر و زیباتر است، به موزه امام رضا(ع) هدیه کنم.

از فرش و کاشی‌کاری ایرانی الهام گرفتم

بخش مهمی از آثارم از هنرهای اصیل ایرانی الهام می‌گیرد؛ از نقشه‌های فرش گرفته تا کاشی‌کاری‌های تاریخی، گل‌های شاه‌عباسی و نقش‌های اسلیمی. این عناصر را کنار هم می‌‌نشانم و طرح‌هایی تازه خلق می‌کنم.

دو سبک قلم‌زنی را با هم ترکیب می‌کنم

این روزها بیشتر روی سینی‌های قدیمی و مجمع‌های مسی قلم‌زنی می‌کنم (آثاری که صاحبانشان برای جان‌گرفتن دوباره به کارگاه او می‌آورند). علاوه بر آن، تابلوهای برجسته نیز بخش مهمی از کارهایم را تشکیل می‌دهند. من دو سبک «شبکه‌بری» و «قلم‌زنی برجسته» را با هم ترکیب کرده‌ام و معتقدم هر هنرمند باید سبک مخصوص خود را داشته باشد. قلم‌زنی مثل نانوایی است؛ هر نانوا دست‌پخت خودش را دارد و هر قلم‌زن هم باید امضای خودش را در کارش داشته باشد.
برخلاف بسیاری از قلم‌زن‌ها که در پایان از روغن جلا و دوده استفاده می‌کنند، من از رنگ‌های روشن برای آثارم استفاده کرده و معتقدم رنگ می‌تواند جلوه تازه‌ای به قلم‌زنی ببخشد.

گرانی مواد اولیه بزرگ‌ترین چالش قلم‌زنی

گرانی مواد اولیه، به‌ویژه مس و برنج بزرگ‌ترین چالش امروز قلم‌زنی است. با اینکه قیمت مس چند برابر شده، امسال دستمزدم را افزایش ندادم تا مردم بتوانند همچنان آثارم را بخرند. مردم هنر را دوست دارند؛ اما توان خریدشان کمتر شده است. قیمت هر اثر به اندازه، طرح و میزان زمانی که صرف اجرای آن می‌شود بستگی دارد.

هنور موفق به صادرات کارهایم به‌طورمستقیم نشده‌ام

سال‌هاست در فکر صادرات آثارم بوده‌ام؛ اما هنوز نتوانسته‌ام مسیر مطمئنی برای آن پیدا کنم. البته از طریق فضای مجازی سفارش‌هایی از عراق، هند، بحرین و کشورهای دیگر داشته‌ام. صادرات نیازمند پشتوانه مالی و حمایت جدی است. متأسفانه بسیاری از هنرمندان قلم‌زن به دلیل گرانی مواد اولیه و رکود بازار، این حرفه را ترک کرده‌اند.

نتوانستم تابلو فرش قلم‌زنی‌ام را ثبت کنم

برای ثبت رسمی تابلوفرش قلم‌زنی چند بار اقدام کردم. در اصفهان گفتند باید این کار در تهران انجام شود. از تهران تماس گرفتند و پرسیدند این چه کاری است که ساخته‌ای؟ توضیح دادم فرش را به صورت فلزی قلم‌زنی کرده‌ام؛ اما در نهایت نتیجه‌ای نگرفتم. کسی که این هنر را نمی‌شناسد، نمی‌تواند درباره آن قضاوت درستی داشته باشد. نتوانستم ثبتش کنم؛ ولی برایش شناسنامه گرفتم.

هنرم را به هیچ قیمتی به بیگانه نمی‌فروشم

از سال ۱۳۹۷ تاکنون چندین پیشنهاد تدریس و همکاری از خارج از کشور دریافت کرده‌ام. یکی از این پیشنهادها از ترکیه بود؛ پیشنهادی با حقوق کلان، قرارداد یک‌ساله و خرید اثر تابلوفرش قلم‌زنی‌ام به قیمت بسیار زیاد. به آن‌ها گفتم که حاضر نیستم به خاطر پول به هنر و کشورم خیانت کنم. نان ساده کشور خودم را می‌خورم؛ اما هنر ایران را از اینجا نمی‌برم.
(او از اینکه امروز فرش ایرانی در کشورهای دیگر، به‌ویژه چین، کپی و صادر می‌شود با تأسف یاد می‌کند.)

بیشتر مشتری‌هایم ایرانی هستند

غلامی می‌گوید: امروز بیش از ۹۰درصد مشتری‌هایم ایرانی هستند و از شهرهایی مانند تهران، مشهد، تبریز و دیگر نقاط کشور سفارش دریافت می‌کنم. پیش از گسترش کارم در فضای مجازی، در نمایشگاه‌های مختلف سراسر کشور حضور پیدا می‌کردم؛ اما پس از دوران کرونا فعالیت خود را بیشتر به فضای مجازی منتقل کردم.

جوانان باید به این حرفه به عنوان یک هنر نگاه کنند و نه شغل

او در پایان، توصیه‌ای صادقانه برای نسل جوان دارد؛ توصیه‌ای که از زبان کسی گفته می‌شود که تمام عمرش را صرف این هنر کرده است.
به جوانان توصیه می‌کنم که این هنر را یاد بگیرند؛ اما آن را به چشم یک شغل نبینند. متأسفانه کارهای دستگاهی و تقلبی بازار را پر کرده‌اند. ورق آلومینیوم را با پرس شکل می‌دهند و با قیمت کمتر می‌فروشند. البته مردم شاید متوجه این تفاوت نشوند؛ اما هیچ دستگاهی هنوز نتوانسته روح و ظرافت قلم‌زنی برجسته دست هنرمند را تکرار کند.رسول غلامی هنوز هم طرح‌های بسیاری در ذهن دارد؛ طرح‌هایی که شاید هر کدام بتوانند فصل تازه‌ای در هنر قلم‌زنی ایران باز کنند. هنرمندی که از دل نقشه‌های فرش، هنری تازه آفرید و ثابت کرد خلاقیت، زمانی ماندگار می‌شود که با عشق، صبوری و وفاداری به ریشه‌ها همراه باشد.