به گزارش اصفهان زیبا؛ بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید بنویسید،نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.»
بر همین اساس، در صفحه «کانونها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیدههایمان هستیم. به دنبال گفتن و نوشتن از موکبهایی که در سطح شهر برپا شدهاند و نکته قابلتأمل آنها، تفاوتهایشان است. موکبها و تجمعات مردمی بر حسب محله استقرار، افراد شرکتکننده و متولیان برپاکننده، تنوعی عجیب دارند. این موکبها همچنین در این ۱6۰ شب گذشته هر یک با خلاقیتشان بهگونهای متفاوت به نیازهای قابلمشاهدهشان پاسخ دادهاند.
سهراه حکیمنظامی، ابتدای بلوار دانشگاه، آدرس موکب مدنظر ماست. در میانه پیادهرو، داربستهایی قرار گرفته که با بنر پوشیده شدهاند و سه چهار غرفه ایجاد شده، در نهایت به چایخانه موکب ختم میشوند.
این فاصله با فرشهای قرمزرنگ پوشانده شده و روی نخستین فرش، سجادهای فیروزهایرنگ پهن شده است. مقابل چایخانه نیز تعداد زیادی عکس شهدا آویزان شده است.
این توضیحات مربوط به فضای پیادهرو است؛ جایی که درست مقابل آن، حدود 20 نفر پرچمگردانی میکنند و نکته جالب اینکه شور و نشاطشان به طرز مشهودی به چشم میآید؛ انگار نه انگار که شبهای زیادی است به این کار مشغولاند.
اکرم خلیلی، برپاکننده این موکب و مسئول پایگاه گل نرجس مسجد قائمیه در خیابان شهید موحدی، از روند شکلگیری موکب و برنامههای آن میگوید.
کمی درباره روند شکل گیری موکب توضیح میدهید؟
ما در مسجد قائمیه هر سال در ماه رمضان برنامه جزخوانی قرآن و تفسیر داشتیم. بعد از آغاز جنگ و اتفاقاتی که پیش آمد، وقتی دیدیم مردم بیشتری وارد میدان شدهاند، تصمیم گرفتیم که یک موکب برپا کنیم.
ابتدا قرار بود موکب را جلوی مسجد برپا کنیم، اما گفتیم شاید برای مردم مزاحمت ایجاد شود، سروصدا باشد و رفتوآمدها مشکل شود.
به همین دلیل چون اینجا محله خودمان بود، تصمیم گرفتیم موکب را محلی کنیم و در ابتدای خیابان دانشگاه برپا کنیم.اولین بار که شروع کردیم، خیلی ساده بود. یک اسپیکر داشتیم و کار را با همان آغاز کردیم. حدود یک ماه با همان اسپیکر فعالیت داشتیم، اما بعد دیدیم که پاسخگوی نیاز ما نیست. بعد از آن، با همکاری شهرداری و به واسطه دوستانی که کمک کردند، یک سیستم صوت در اختیارمان قرار گرفت.
شهرداری همچنین در بحث داربستها کمک کرد و ما هم یکسری بنر، چادر، پارچه و وسایل مورد نیاز را تهیه کردیم و با همین امکانات اولیه کار موکب را شروع کردیم.
بر اساس آنچه بنده از موکبتان دیدم، نیروی اجرایی کار عموما خانم هستید، همینطور است؟
بله چون متولی اصلی، پایگاه خواهران مسجد بود. اما از آنجا که نیاز داشتیم یک نیروی مرد هم کمک کند، همسرم در کنارم قرار گرفت و با هم کار را شروع کردیم. علاوه بر ایشان، دخترانم که ازدواج کردهاند، همراه همسرانشان در این کار حضور داشتند و بچههایشان هم کنار ما بودند.
پسرم هم که طلبه است، در کنار ما حضور داشت و کمک میکرد. در واقع کار را با همین جمع خانوادگی آغاز کردیم. خودمان هر روز میآمدیم و موکب را برپا میکردیم.
در روزهای ابتدایی فعالیت، روند برپایی موکب چگونه بود و چه مسیری را طی کردید؟
در ابتدا خودمان همه کارها را انجام میدادیم. از ساعت هفتونیم یا هشت شروع میکردیم وسایل را آماده کنیم. اوایل کار معمولا تا ساعت 11، 12 شب در موکب حضور داشتیم. در ادامه برنامهمان را توسعه دادیم و دیدیم برای برنامههایی که داریم فضای بیشتری نیاز است. به همینخاطر یک بخش سه در دو به موکب اضافه کردیم و دوباره یک بخش سه در دو دیگر هم در کنار آن ایجاد کردیم تا بتوانیم غرفههای مختلفی راهاندازی کنیم.
چرا تصمیم گرفتید فضای موکب را توسعه دهید و غرفههای مختلف ایجاد کنید؟
هدف ما این بود که همان فعالیتهایی که پیش از این در مسجد انجام میدادیم، به فضای موکب منتقل کنیم. ما در مسجد فقط یک برنامه مذهبی نداشتیم، بلکه نشستهای فرهنگی، برنامههای تبیینی، فعالیتهای هنری و برنامههای مرتبط با خانواده را هم دنبال میکردیم.
به مرور تصمیم گرفتیم این فعالیتها را از فضای مسجد به میان مردم بیاوریم و در موکب ادامه دهیم. حتی برنامههای شبهای قدر را هم در همین موکب برگزار کردیم.
چه برنامههایی که پیش از این در مسجد برگزار میشد، اکنون در موکب ادامه پیدا کرده است؟
ما در مسجد نشستهای تبیینی داشتیم؛ موضوعی که رهبر شهیدمان هم بر آن تأکید داشتند و معتقد بودند باید در جامعه درباره مسائل مختلف روشنگری و تبیین انجام شود. در کنار آن، برنامههای تحکیم خانواده، فعالیتهای فرهنگی و هنری هم داشتیم.
این برنامهها را به مرور به موکب آوردیم. برای مثال در موضوع فرزندآوری، از استادان دعوت میکنیم تا برای مردم صحبت کنند.
در حوزه تبیین مسائل روز هم از افراد مختلف دعوت کردهایم و تعدادی از استادان دانشگاه در موکب حضور پیدا کرده و درباره موضوعاتی مانند اقتصاد و مسائل اجتماعی با مردم صحبت کردند.
ما تلاش کردیم موکب فقط محلی برای پذیرایی نباشد، بلکه به یک فضای فرهنگی تبدیل شود؛ جایی که مردم بتوانند در کنار حضور و استفاده از فضای معنوی، از برنامههای فکری و فرهنگی هم بهره ببرند.
با توجه به اینکه موکب با مسجد فاصله دارد، آیا همان مخاطبان قبلی مسجد همچنان همراه شما هستند؟
بله، بخش زیادی از همان افراد همراه شدهاند. البته در کنار آنها، افراد جدیدی هم به مرور اضافه شدهاند. خیلیها در همین مدت با موکب آشنا شدند و به جمع ما پیوستند. حتی در همان هفتههای ابتدایی، حدود دو یا سه هفته بعد از شروع فعالیت، خانمهایی به موکب آمدند که تا قبل از آن ارتباطی با مجموعه ما نداشتند. از قشرهای مختلف بودند؛ از پرستار و دانشآموز گرفته تا افرادی با تحصیلات بالاتر و حتی استاد دانشگاه. برای ما مهم این بود که موکب فضایی برای حضور همه مردم باشد و افراد با هر شرایطی بتوانند در این فضا نقش داشته باشند.
غرفههای فعلی موکب چیست؟
علاوه بر غرفه کودکان، چندروزی است که غرفه کارآفرینی و اشتغالزایی برپا شدهاست. این غرفه را به این دلیل راهاندازی کردیم که خودم کارآفرین هستم و در حوزه تولید پوشاک فعالیت میکنم. البته فقط بحث پوشاک در غرفه مطرح نیست؛ چند کار دیگر هم با همکاری بچهها در حال پیگیری است. هدف ما این است که جوانهایی که نیاز به کار دارند، اما نتوانستهاند شغلی پیدا کنند، شناسایی شوند و به آنها کمک کنیم.
بعضی از جوانها واقعا توانایی و استعداد دارند، اما به دلیل اینکه مسیر مناسبی برای ورود به بازار کار پیدا نکردهاند، دچار مشکل شدهاند. تلاش ما این است که یا آنها را در مجموعههایی که امکانش وجود دارد به کار بگیریم یا اگر شرایطش فراهم نبود، به افراد و مجموعههایی که نیاز به نیروی کار دارند معرفی کنیم. در واقع میخواهیم هم جوانها به یک مسیر شغلی برسند و هم از ظرفیتهایی که در جامعه وجود دارد، بهتر استفاده شود.
درباره غرفه کودک و فعالیتهایی که برای کودکان داشتید بیشتر توضیح میدهید؟
غرفه کودک یکی از بخشهای فعال موکب ما بوده است. در ابتدای کار، برنامههایی مثل نقاشی روی صورت، کار با پرچم ایران و فعالیتهای ساده هنری داشتیم. بعد از مدتی، برنامهها را متناسب با شرایط روز تغییر دادیم. مثلا بچهها نقاشیهایی با موضوعات مرتبط با جنگ و اتفاقات جامعه میکشیدند. نقاشیهایشان را روی بنرها نصب میکردند و با این کار، آنها هم در فضای موکب حضور پیدا میکردند. آبرنگ، کاردستی و فعالیتهای هنری مختلف هم داشتیم.
با توجه به اینکه محل موکب در نزدیکی یک مجموعه نظامی قرار دارد، آیا این مسئله محدودیتی برای فعالیت شما ایجاد نکرد؟
خدا را شکر، نه. اتفاقا همکاری بسیار خوبی با نیروهای نظامی داشتیم. اگر مشکلی پیش میآمد یا کاری داشتیم، خیلی سریع همکاری میکردند و مسئله را حل میکردند. من واقعا از این همراهی تشکر میکنم.
در این مدت، از نظر تأمین هزینهها، نیروی انسانی یا امکانات با چه چالشهایی مواجه بودید؟
خدا را شکر، مشکل خاصی نداشتیم. بخش عمده کار ما با کمکهای مردمی پیش رفته است. از ابتدا هم وابسته به حمایت خاص یک مجموعه یا نهاد نبودیم.البته گاهی کمکهایی داشتیم. مثلا جبهه پایداری هفتهای یکبار قند و چای به ما میداد. در تابستان هم که شرایط تغییر کرد، شکر و لیوان کمک کردند. اما بخش اصلی کار، از طریق نذرها و کمکهای مردم تأمین شدهاست. مردم هر چیزی که در توانشان بود، کمک کردند.در دهه محرم نیز، شام هر شب را از همین کمکهای مردمی تهیه کردیم. مردم نذر میکردند و ما هم پختوپز را خودمان انجام میدادیم.
الان روند برنامههای موکب چطور است؟
ما حدود ساعت پنج عصر به محل میرویم و شروع به آمادهسازی میکنیم. بخشی از کارها مربوط به بستن و نصب تجهیزات است؛ مثل چراغها، وسایل پذیرایی و دیگر امکاناتی که باید هر روز آماده شوند.
وقتی کارها تمام میشود، زمان اذان نزدیک است. همیشه اذان را از شبکه اصفهان پخش میکنیم و در محل موکب نماز جماعت برگزار میشود؛ فرقی ندارد یک نفر باشد یا چند نفر، نماز جماعت را برگزار میکنیم. هر هفته روزهای جمعه هم نماز استغاثه داریم .
بعد از نماز مغرب، موکب کمکم آماده فعالیت میشود و چای ما آماده شده است. از همان ساعت هفت، پذیرایی چای را شروع میکنیم و هر کسی که از جلوی موکب عبور کند یا وارد شود، پذیرایی میشود. این پذیرایی تا حدود ساعت ۱۱ و نیم شب ادامه دارد. در این حین پخش سرود، مداحی یا سخنرانی هم داریم و مردم پرچمگردانی میکنند.
برخی از فعالان فرهنگی شهر معتقدند با توجه به کاهش جمعیت بعضی موکبها و اینکه ممکن است برخی موکبها برنامه مشخصی نداشته باشند، بهتر است موکبها در نقاط مشخصی تجمیع شوند تا حضور مردم پررنگتر شود. با توجه به تجربهای که در این مدت داشتهاید، نگاه شما به این پیشنهاد چیست؟
من فکر میکنم هر موکب یک ارتباط خاص با مردم خودش پیدا کرده است. درباره موکب خودمان، تجربهای که داریم این است که کسانی که به اینجا میآیند، علاقه ندارند جای دیگری بروند.این را من نمیگویم؛ این حرف خود مردم است. تقریبا هر شب کسانی که برای اولین بار وارد موکب میشوند، میگویند اینجا را خیلی دوست داریم و میخواهیم در این محیط حضور داشته باشیم. مردم ارتباط عاطفی با موکب پیدا کردهاند. خیلیها میگویند خداخیرتان بدهد که این موکب را راه انداختهاید. از طرفی اتفاقا در موکب ما تعداد مردم بیشتر هم شده است. اوایل که شروع کردیم، شاید شش یا هفت نفر، نهایتا هشت نفر در موکب حضور داشتند، اما الان نزدیک ۵۰ نفر میآیند. در طول این مدت هم تلاش کردیم موکب تعطیل نشود. حتی در زمانهایی که بعضی افراد برای مراسمهای تشییع به تهران، قم یا مشهد رفتند، افراد طوری برنامهریزی کردند که موکب خالی نماند. مردم از اینکه چراغ موکب روشن مانده بود، خوشحال بودند و تشکر میکردند.
با توجه به اینکه مشخص نیست این شرایط تا چه زمانی ادامه پیدا کند، آیا برای ادامه فعالیت موکب برنامهای دارید؟
ما تا هر زمانی که لازم باشد، کار را ادامه میدهیم. همانطور که گفتم، مردم به این موکب علاقهمند شدهاند و خودشان هم دوست دارند این چراغ روشن بماند.
ما معتقدیم تا هر زمانی که مقام معظم رهبری بفرمایند که در این مسیر حضور داشته باشیم، در موکبها هستیم و خدمت میکنیم. حتی اگر سالها طول بکشد، باز هم هستیم.



