به گزارش اصفهان زیبا؛ سه ماه پیش بود که در گزارش «بازگشت به خانه» با نیما ذاکر عاملی، دانشجوی دکتری تاریخ قرون وسطی در دانشگاه ینا آلمان، صحبت کردیم.
گفتوگوی ما حول تجربیاتی بود که او پس از ۱۷ سال زندگی در غرب به دست آورده بود و مقایسهای داشتیم میان وضعیت اجتماعی ایران بهخصوص پس از تجربه جنگ با آلمان بهعنوان نمونهای از غرب. فارغ از همه صحبتهایی که در این گفتوگو رد و بدل شد، یک مورد آن قابل توجه بود؛ اشاره ذاکرعاملی به شرافت جامعه پزشکی در ایران.
اگرچه در هر قشری افراد منفعتجو پیدا میشود و اگرچه در برخی اقشار چنین رفتارهایی بیشتر به چشم میآید، اما ذکر این مطلب بهعنوان یک برداشت کلی از شرایط جامعه و آن هم در مقایسه با غرب، برای ما قابل تأمل بود.با گذشت چندماهی از این گفتوگو شبی گذرمان به موکب پزشکان در ابتدای پل فلزی خورد.
خانم و آقاهایی با روپوش معروف پزشکی، در تاریکی شب، ایستاده و پرچم سهرنگ را به اهتزاز درآورده بودند. برخیشان هم روی صندلیهایشان نشسته و در حال معاینه و تجویز بیمارانشان در خیابان بودند.
شاید یک نمایش به نظر برسد! بعید نیست، اما نمایش انسانیت هم زیباست. شاید بگوییم مگر چند درصد جامعه پزشکی چنین هستند؟ حتی اگر به آمار هم نرسد، همین ۱۰، ۱۵ نفر برای شرافت پزشکان در جامعه ایرانی کافی است.به دور و برمان دقیق نگاه کنیم، ما در چه دنیایی زندگی میکنیم؟ در زمانهای که هیچ چیز و هیچکس به جز پول برای مردم اهمیت ندارد و برای به دست آوردنش، مهمترین مرزها را رد میشود.
حالا در این شرایط، عدهای، ولو به صورت نمایشی، میخواهند به دنیا نشان دهند که ارزش حرفهشان همچنان در خدمت به مردم تعریف میشود.هرچند که اگر کمی با زندگی مردمی که شبها به خیابان میآیند آشنا شوید، میبینید لزوما جمعیت جامعه پزشکان منحصر به یک موکب نیست. چه تعداد افرادی که مستقیم از مطبشان به خیابان میآیند و با نشاط در جمع حاضر میشوند.
یا آنها که اصلا خودشان از عوامل اجرایی موکب هستند و برنامه شغلیشان را با نظم خیابان، تنظیم کردهاند.ذکر این واقعیتها البته برای ما آنچنان هم عجیب به نظر نمیرسد، چراکه فرهنگ ما هنوز آنقدر از معنا تهی نشده که چنین رفتارهایی برایمان غریب باشد. ما شرافت و انسانیت و وطندوستیمان قِصه پُرریشهای است که گاه فقط در مقایسه با جوامع سرمایهزده، به چشممان میآید.



