کتاب «مکاشفه‌ای در قاب‌ها» اثر حانیه عباسی، می‌تواند به تقویت جریان نقد مکتوب سینما در اصفهان و کشور کمک کند

مکاشفه‌ای برای نقد فیلم اصفهان

«مکاشفه در قاب‌ها؛ راهنمای جامع نظری و عملی نقد فیلم» نوشته حانیه عباسی، منتقد جوان اصفهانی، با همین رویکرد در دو جلد منتشر شده است. این اثر از مبانی نقد و زبان سینما آغاز می‌کند و به بررسی جریان‌های سینمایی و تحلیل آثار شاخص می‌رسد. انتشار این کتاب از سوی یک نویسنده جوان، در کنار محتوای آموزشی آن، می‌تواند به تقویت جریان نقد مکتوب در اصفهان نیز کمک کند؛ شهری که به گفته مصطفی حیدری، منتقد و کارشناس سینما، در سال‌های اخیر جایگاه قابل توجهی در این حوزه پیدا کرده است.

تاریخ انتشار: ۱۵:۰۰ - چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
مکاشفه‌ای برای نقد فیلم اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ نقد فیلم در سال‌های اخیر با هدف اصلی‌اش فاصله گرفته و از معنا پوچ شده است؛ تاجایی‌که گاهی بیان سلیقه شخصی و گاهی چند جمله درباره خوب یا بد بودن یک اثر، با عنوان نقد و تحلیل منتشر می‌شود. در چنین وضعی، بازگرداندن نقد به معنای واقعی خود و آشنا کردن مخاطبان با شیوه‌ها و رویکردهای درست نقد و تحلیل فیلم، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

کتاب‌ها و منابع آموزشی می‌توانند در این مسیر نقش مهمی داشته باشند؛ به‌ویژه آثاری که مفاهیم تخصصی را به زبانی قابل فهم آموزش می‌دهند و مخاطب را از تماشای صرف فیلم به مواجهه‌ای دقیق‌تر و تحلیلی با آن می‌رسانند.

«مکاشفه در قاب‌ها؛ راهنمای جامع نظری و عملی نقد فیلم» نوشته حانیه عباسی، منتقد جوان اصفهانی، با همین رویکرد در دو جلد منتشر شده است. این اثر از مبانی نقد و زبان سینما آغاز می‌کند و به بررسی جریان‌های سینمایی و تحلیل آثار شاخص می‌رسد. انتشار این کتاب از سوی یک نویسنده جوان، در کنار محتوای آموزشی آن، می‌تواند به تقویت جریان نقد مکتوب در اصفهان نیز کمک کند؛ شهری که به گفته مصطفی حیدری، منتقد و کارشناس سینما، در سال‌های اخیر جایگاه قابل توجهی در این حوزه پیدا کرده است.

ساده‌نویسی بدون ساده‌انگاری

مصطفی حیدری درباره قوت اصلی «مکاشفه در قاب‌ها» می‌گوید: «نویسنده نام مناسبی برای کتاب برگزیده است. نکته دوم اینکه ایشان معلم است و همین باعث شده کتاب را زبان ساده بنویسد تا برای مخاطب غیرحرفه‌ای یا حتی مخاطبی که در ابتدای راه است و برای اولین بار با مفاهیم نقد و تحلیل روبه‌رو می‌شود، متن دشوار نباشد؛ به‌ویژه در جلد اول. البته ساده‌نویسی به معنای ساده‌انگاری نیست؛ تقریباً همه مفاهیم نقد در کتاب آمده و در عین حال قابل فهم است و از اصطلاحات پیچیده پرهیز شده است. به همین دلیل، برای رسیدن به مفاهیم ساده و درک مفهوم نقد برای ابتدای مسیر، کتاب مناسبی باشد.

حیدری در عین حال، مهم‌ترین ملاحظات خود را متوجه جلد دوم می‌داند: «منابع غنی‌تری وجود داشت که می‌توانست به غنای کتاب کمک کند؛ اما یا استفاده نشده یا اگر مطالعه شده بوده، به آن‌ها ارجاع داده نشده است. بنابراین، “فقدان منابع برتر و دست‌اول” یکی از ایرادات است. افزون بر این، جلد دوم درباره سینمای کشورهای مختلف است؛ درحالی‌که کتاب “تاریخ سینما” اثر دیوید بوردول و کریستین تامسون، ترجمه روبرت صافاریان، به‌صورت مبسوط به سینمای کشورها پرداخته است. اما در این کتاب به برخی فیلم‌های بسیار مهم یا فیلم‌سازان مهم‌تر اشاره‌ای نشده است. به‌ویژه در حوزه سینمای ایران. در مجموع، جلد دوم به بازنویسی اساسی‌تر نیاز دارد.»

مکتوب شدن نقد، نخستین شرط شکل‌گیری جریان نقد

حیدری ورود نسل جوان را به حوزه تألیف، پژوهش و نقد سینما مثبت ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «نخستین شرط نقد، مکتوب شدن است. نقدهای ما معمولاً شفاهی و شامل مفاهیم کلی است و حتی در حد نقد ژورنالیستی نیز نیست. پانزده نوع نقد وجود دارد؛ همچون نقد نشانه‌شناسی، پدیدارشناسی و تحلیلی تا نقد ژورنالیستی و سینه‌فیلی و… . اینکه نویسنده به‌طور مشخص در حوزه نقد متمرکز شده، یک برگ برنده است و هرچه جلوتر می‌رود، نقدهایش حرفه‌ای‌تر می‌شود؛ چون نوشتن نقد اصلاً کار آسانی نیست.»

او ادامه می‌دهد: «تمرکز در این حوزه، آن هم در شهری غیر از پایتخت، اهمیت بسیاری دارد. حتی با درنظرگرفتن ضعف‌های کتاب، اینکه پژوهشگر جرئت قرار گرفتن در معرض قضاوت گرفتن را به خود داده تحسین می‌کنم. ایشان در حد بضاعت خود تلاش کرده ساده و روان بنويسد و در مقدمه و بدون هیچ ادعایی گفته که می‌خواستم با فیلم‌ها مواجه شوم. ما پیش‌تر در اصفهان دوره‌های نقد داشته‌ایم، اما هیچ‌گاه مکتوب نشده بود و مکتوب شدن آن بسیار مهم است.»

اصفهان؛ دومین شهر نقد بعد از پایتخت

حیدری در ادامه درباره وضعیت نقد فیلم در اصفهان و اینکه آیا این شهر توانسته به یک جریان مستمر در این زمینه دست پیدا کند، توضیح می‌دهد: «مرحوم زاون قوکاسیان تا زمانی که در قید حیات بود، نقد را که بیشتر رویکرد گفت‌وگومحوری داشت دنبال می‌کرد که در کتاب‌هایش نیز نمایان بود. پس از ایشان واقعاً کسی نبود که به‌طور مشخص در حوزه نقد کار کرده باشد. اما در دفتر تخصصی سینمای شهرداری اصفهان از سال 1396، سه سال دوره “آشنایی با مبانی نقد در سینما و هنرهای تصویری” برگزار کردیم و با اساتیدی شاخص در این زمینه کار کردیم. بعد از آن دوره‌ها، به نظرم امروز اصفهان پس از تهران، و حتی فعال‌تر از مشهد و شیراز، دومین شهر کشور در حوزه نقد است و جایگاه ما نسبت به گذشته بسیار بهتر شده؛ اما هنوز جای کار دارد.»

این کارشناس سینما می‌افزاید: «در مجلات نیز نام نویسندگان اصفهانی فراوان شده؛ حتی شاید اغراق نباشد که بگویم برای جلسات نقد و رونمایی فیلم‌ها اهالی نقد کمتر به اصفهان می‌آیند؛ چون معتقدند اصفهان خودش اهل فن دارد.» او در این زمینه از علیرضا ارواحی، محمد بزرگ، احسان امینی، سیاوش گلشیری، هومن نادری، مینا ایران‌فدا، حانیه عباسی، مهدی صفری و الهام باطنی به‌عنوان شماری از فعالان حوزه نقد و پژوهش سینمایی در اصفهان نام می‌برد و می‌گوید: «جای شکر دارد که اصفهان در این خصوص گام‌های بزرگی برداشته است.»

نقد و موضع سینماگران در برابر منتقدان

حیدری درباره میزان استقبال سینماگران اصفهانی از نقد و تحلیل آثارشان، این مسئله را محدود به اصفهان نمی‌داند و توضیح می‌دهد: «رودررویی فیلمساز و منتقد در همه دنیا سابقه‌ای تاریخی دارد. فیلمساز معمولاً فکر می‌کند بهترین اثرش را ساخته و برای دفاع از اثر و شرایطش توجیهاتی می‌آورد که اغلب با منطق نقد سازگار نیست. جذابیت نقد هم به همین رودررویی است و به جذابیت سینما هم کمک می‌کند. درصد بسیار کمی هستند که نقدها را می‌پذیرند.

او در ادامه درباره وظیفه منتقد خاطرنشان می‌شود: «البته گاهی منتقد نیز دیدگاه شخصی خود را بیان می‌کند و می‌گوید اگر فیلم این‌طور می‌شد، بهتر بود. اما این اشتباه است و منتقد فقط باید درباره فیلمی که اکنون تولید شده صحبت کند.»

مصطفی حیدری یکی از مسائل نقد سینمای ایران را محدود شدن آن به برخی رویکردها می‌داند و اظهار می‌کند: «نقد سینمای ایران بیشتر در دو گونه خلاصه شده است: غیر از یادداشت‌ها، نقد ژورنالیستی، و نقد فرمالیستی که از سوی آدم‌هایی مانند مجید اسلامی یا مسعود فراستی و… که براساس کتاب “هنر سینما” دیوید بوردول شکل گرفت. نقدها در بهترین حالت این‌گونه است. نقد فرمالیستی که اتفاقاً اگر به آن درست توجه شود، می‌گوید در گام اول باید آنچه به‌عینه در تصویر می‌بینید، نقد کنید؛ یعنی همان بحث فرم و محتوا که بسیار حائز اهمیت است.»

او ادامه می‌دهد: «رویکردهای نقد دیگر هم وجود دارد؛ اما چون بیشتر توجه‌ها به همین دو رویکرد رفته است، حرف‌ها تکراری و گاه سلیقه‌ای است. به همین دلیل، وقتی به انواع مختلف نقد رجوع نکنیم، به تکرار می‌افتیم. به دنبالش، فیلمساز گارد می‌گیرد و تأثیر نقد به مقواشدن فیلم و درآمدن یا نیامدن فیلم و خوب بودن یا بد بودن بازی‌ها و… فروکاسته می‌شود. پس نقد ما به جهش نیاز دارد و نخستین گام آن، آشنایی با انواع نقد و رویکردهای گوناگون است.»

حیدری درباره تأثیر انتشار چنین کتابی در اصفهان و از سوی یک منتقد جوان بر تقویت فرهنگ نقد فیلم در شهر می‌گوید: «زمانی که داشتیم روی کتاب “سینما به روایت اصفهان” کار می‌کردیم، از استاد عباس بهارلو، از منتقدان و پژوهشگران برگزیده ایران که امسال نیز جایزه کتاب سال سینمایی را دریافت کرد، درباره موضوعی که در خصوص آن شک داشتیم پرسیدیم؛ ایشان گفت: “اگر شکتان بیشتر به اشتباه بودن است، ننویسید؛ اگر بیشتر به درست بودن است، بنویسید؛ چون حداقل متنی خواهد بود که پژوهشگران در سال‌های آینده به آن استناد کنند.” همین که متریالی به‌عنوان یک سنجه وجود داشته باشد، بسیار قابل اعتنا است. این می‌تواند آغازی برای کارهای بعدی باشد. اگر کسی فکر می‌کند کتاب اشکالاتی دارد که به گمان من دارد، آن را حرفه‌ای نقد و برطرف کند یا کتاب خود را درست‌تر بنویسد.»

کتابی برای عبور از تماشای فیلم به درک و نوشتن

حانیه عباسی، نویسنده «مکاشفه در قاب‌ها»، شکل‌گیری این کتاب را حاصل تجربه شخصی خود در مسیر یادگیری نقد فیلم می‌داند و می‌گوید: «ایده نگارش این کتاب ریشه در تجربه شخصی‌ام داشت، به‌عنوان کسی که سال‌هاست در مسیر یادگیری نقد فیلم گام برداشته است. همواره با دو چالش اساسی مواجه بودم: نخست، حجم بسیار بالای منابع نظری که گاه چنان قطور و پیچیده بودند که مخاطب تازه‌کار را از ادامه مسیر بازمی‌داشتند؛ و دوم، استفاده نادرست و گاه جا‌به‌جای مفاهیمی همچون نقد، تحلیل، یادداشت و مرور. بسیاری از نوشته‌هایی که با عنوان نقد منتشر می‌شوند، در واقع یا خلاصه داستان هستند یا ابراز سلیقه شخصی و از عمق روش‌شناختی لازم بی‌بهره‌اند. این آشفتگی مفهومی، جرقه اولیه تألیف را در ذهن من ایجاد کرد.»

او ادامه می‌دهد: «تصمیم گرفتم به‌جای گلایه از نبود منبعی مناسب، خودم دست‌به‌کار شوم و حاصل سال‌ها مطالعه، تأمل و تجربه عملی‌ام را در قالبی منسجم و با زبانی ساده برای مخاطب ارائه دهم؛ کتابی که نه آن‌قدر حجیم باشد که خواننده را خسته کند و نه آن‌قدر سطحی که تشنه دانستن را سیراب نسازد.»

کشف معنا در آنچه می‌بینیم

عباسی درباره عنوان کتاب توضیح می‌دهد: «انتخاب این عنوان برای من بسیار حساب‌شده بود. واژه “مکاشفه” در ذات خود، بار مفهومی عمیقی دارد؛ به معنای آشکار شدن امری پنهان و پرده‌برداشتن از رازی که در پس ظاهر اشیا نهفته است. این واژه رسالت اصلی نقد فیلم را به بهترین شکل تبیین می‌کند. نقد حرفه‌ای، صرفاً توصیف آنچه روی پرده می‌بینیم نیست؛ بلکه تلاشی است برای کشف الگوها، معناها و لایه‌های پنهانی که فیلم‌ساز در دل قاب‌ها جای داده است. این کشف، نیازمند دقتی موشکافانه و نگاهی عمیق‌تر از تماشای سطحی است.»

این منتقد جوان ادامه می‌دهد: «از سوی دیگر، “قاب‌ها” اشاره‌ای است به همان عنصر بنیادین سینما؛ قابی که هر لحظه از فیلم را در خود محصور می‌کند. در واقع، “مکاشفه در قاب‌ها” یعنی کشف معنا در همان چیزی که می‌بینیم، اما شاید به‌درستی نمی‌نگریم. این عنوان، تلاشی بود برای اینکه مخاطب از همان ابتدا بداند قرار است با کتابی مواجه شود که از تماشا، به درک و از درک، به نوشتن می‌رسد.»

راهنمایی فشرده برای فهم نقد و تحلیل فیلم

عباسی درباره مفهوم «جامع» در عنوان فرعی کتاب نیز توضیح می‌دهد: «منظور من از “جامع” چند لایه است. نخست اینکه این کتاب باوجود حجم نسبتاً کم و فشرده‌اش، تلاش می‌کند پهنه وسیعی از مباحث موردنیاز برای نقد فیلم را پوشش دهد؛ از مفاهیم بنیادین و روش‌شناسی نقد گرفته تا زبان و عناصر سینما، و در نهایت، کاربرد عملی این دانش در تحلیل آثار شاخص. دومین لایه جامعیت به مخاطب آن برمی‌گردد. این کتاب می‌کوشد برای طیف گسترده‌ای از خوانندگان مفید باشد: از دانشجویان سینما و منتقدان تازه‌کار گرفته تا علاقه‌مندان جدی سینما و حتی مخاطب عمومی‌ای که می‌خواهد فیلم‌ها را عمیق‌تر ببیند.»

او اضافه می‌کند: «اما خلأی که این کتاب پر می‌کند، یک دفترچه راهنمای جمع‌وجور و درعین‌حال پرمحتوا در فضای نشر سینمایی ایران است؛ منبعی که خواننده بتواند با مراجعه به آن، گره‌های ذهنی‌اش را درباره چیستی نقد و چگونگی نگارش آن باز کند، بدون آنکه نیاز باشد در انبوهی از کتاب‌های حجیم و ترجمه‌های بعضاً دشوار سردرگم شود. سعی کرده‌ام کتاب به‌گونه‌ای نوشته شود که نه برای تازه‌کاران، دشوار باشد و نه برای متخصصان، ساده‌لوحانه.»

دو جلد برای عبور از مبانی به میدان عمل

«مکاشفه در قاب‌ها» در دو جلد تدوین شده که هرکدام کارکرد مشخصی دارند و درعین‌حال، مکمل یکدیگرند. حانیه عباسی درباره جلد نخست توضیح می‌دهد: «جلد اول را می‌توان “دوره مبانی” یا “شالوده نظری” نامید. این مجلد از یک پرسش بنیادین شروع می‌شود: نقد فیلم چیست و چه تفاوتی با تحلیل، یادداشت، رویو و سایر گونه‌های نوشتاری مرتبط دارد؟ سپس به‌تفصیل به روش‌شناسی نقد و تحلیل فیلم پرداخته و خواننده را با رویکردهای مختلف نقد از جمله فرمالیستی، ساختاری، روان‌کاوانه، نشانه‌شناختی و مؤلف‌محور آشنا می‌سازد. اما قلب تپنده جلد اول، بخش “زبان و عناصر سینما”ست؛ جایی که از قاب و نما، حرکت دوربین، نورپردازی، صدا، فضا، میزانسن و تدوین می‌گویم و نشان می‌دهم که چگونه درک این عناصر، پیش‌شرط هر نقد عمیقی است.»

او درباره افق گسترده‌تر جلد دوم توضیح می‌دهد: «در این جلد از مرزهای تئوری فراتر رفته و پا به دنیای واقعی سینما می‌گذاریم. درواقع، جلد دوم میدان عمل آموخته‌های جلد اول است. این بخش، خواننده را به سفری در سینمای جهان می‌برد؛ از آمریکا و هالیوود صنعتی گرفته تا اروپا با سنت فکری و موج‌های نوآورانه‌اش، از آسیای شرقی با زیبایی‌شناسی منحصربه‌فرد و سکوت شاعرانه‌اش تا سینمای ایران با نگاه واقع‌گرایانه و فیلم‌های موج‌نو.»

عباسی تأکید می‌کند: «نقطه اوج جلد دوم اما بخش پایانی آن است؛ جایی که با تکیه بر تمام مبانی جلد اول، به نقد و تحلیل آثار شاخص تاریخ سینما پرداخته‌ام و از منظر شخصی خودم، این فیلم‌ها را کالبدشکافی کرده‌ام. از کلاسیک‌های هالیوود تا درام‌های اروپایی، از سینمای شرق تا آثار ماندگار ایران؛ هر نقد، یک مکاشفه تازه در دل قاب‌هاست.»

تألیف کتاب؛ یک دوره بازآموزی برای نویسنده

عباسی درباره تأثیر نگارش کتاب بر نگاه خودش به سینما و نقد فیلم اظهار می‌کند: «نگارش این کتاب برای من یک دوره آموزشی فشرده بود. وقتی شروع به نوشتن کردم، فکر می‌کردم درک خوبی از مفاهیم نقد و سینما دارم؛ اما هرچه جلوتر رفتم، متوجه شدم که نوشتن ساختارمند آنچه می‌دانم، مرا با چالش‌ها و سؤال‌های جدیدی روبه‌رو می‌کند که پیش‌تر به آنها فکر نکرده بودم. درواقع، فرایند تألیف، یک مکاشفه شخصی برای من بود.»

او ادامه می‌دهد: «از آن زمان به بعد، مواجهه من با فیلم‌ها کاملاً دگرگون شده است. هر فیلم را باید به‌عنوان یک متن تصویری نگریست که لایه‌های مختلفی از معنا را در خود جای داده است. قدرت تشخیص این لایه‌ها، تشخیص تأثیر عناصر سینمایی و ارتباط آنها با یکدیگر، و همچنین درک این نکته که هر فیلم را باید با رویکردی متناسب با ساختار و بافت آن تحلیل کرد، از مهم‌ترین دستاوردهای این سفر نگارش برای من بود. فکر می‌کنم کتاب نه تنها برای مخاطب، که برای خود من نیز یک دوره بازآموزی عمیق بود.»

چرا امروز به سواد سینمایی نیاز داریم؟

نویسنده «مکاشفه در قاب‌ها» درباره ضرورت انتشار کتاب‌هایی با موضوع نقد و تحلیل فیلم در شرایط امروز سینمای ایران نیز تصریح می‌کند: «امروز، ضرورت انتشار چنین کتابی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ما در فضای مجازی با حجم عظیمی از محتوای مرتبط با فیلم مواجهیم؛ از نقدهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا ویدیوهای تحلیل چندساعته. اما متأسفانه بسیاری از این محتواها، با ناآگاهی از اصول اولیه نقد و تحلیل تولید می‌شوند و مفاهیم کلیدی همچون نقد، تحلیل، یادداشت و مرور را به‌اشتباه و بعضاً به‌جای یکدیگر به کار می‌برند.»

عباسی ادامه می‌دهد: «این آشفتگی مفهومی، نه‌تنها به مخاطب عمومی سواد سینمایی درستی نمی‌دهد، بلکه باعث عادی‌شدن سطحی‌نگری در مواجهه با فیلم‌ها نیز می‌شود. به‌همین‌دلیل، معتقدم امروز بیش از گذشته، مخاطب ایرانی به سواد سینمایی پایه نیاز دارد تا بتواند فیلم‌ها را نه صرفاً بر اساس احساسات آنی، که با معیارهایی منطقی و روش‌مند ارزیابی کند و از تماشای منفعلانه، به مواجهه‌ای فعال و پرسشگر برسد.»

کتاب «مکاشفه در قاب سینما»، اثر منتقد جوان اصفهانی، می‌کوشد منبعی مختصر، اما پوشش‌دهنده نکات اصلی درباره نقد و سینما باشد تا چه دانشجوی سینما، چه علاقه‌مند و چه مخاطب عمومی بتواند به‌آسانی با آن ارتباط بگیرد و فهم خوبی از مباحث مطرح‌شده پیدا کند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یعنی کتاب، رسالت خود را به‌خوبی انجام داده است.