
نقد فیلم، صرفاً یک تحلیل خشک یا قضاوت سطحی نیست؛ بلکه نوعی گفتوگوی فرهنگی میان مخاطب، منتقد و هنرمند است. هر فیلم، نتیجهی تلاش ذهنی، هنری و احساسی گروهی از افراد است؛ بنابراین نقد آن باید با دقت، درک و احترام همراه باشد. متأسفانه گاهی شاهد نقدهایی هستیم که بیش از آنکه تحلیلی باشند، تخریبیاند و بهجای رشد، باعث دلسردی میشوند.

فیلم سینمایی «کاپیتان» به کارگردانی محمد حمزهای و تهیهکنندگی سیدصابر امامی است که هماکنون در سیوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان در اصفهان بر پرده نقرهای نمایش داده میشود.

سینما آیینه تمامنمای فرهنگ درون جامعه است و سینمای کودک در تمام جهان معرف رنگ، نور، نشاط و امید به آینده. تنها چیزی که هنر ملیتها را متمایز میکند، فرهنگ و تمدن آن ملت است؛ فرهنگ و تمدنی که در «ملکه آلیشون» غایب بود.

در اولین روز آغازبهکار جشنواره فیلم کودک به تماشای فیلم «در آغوش درخت» و «خیابان ملک» مینشینم؛ فیلمهایی که با سناریویی مشابه بهدنبال اثبات ارزش کودکان در خانواده و اهمیتی است که والدین در خصوص فرزندان خود دارند.

داور کودک جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان بیان کرد: «این فیلم برای کودکان ونوجوانان ساخته نشده بود و جایگاه آن در جشنوارهای بهجز جشنواره بینالمللی فیلم کودک ونوجوان بود.»

فیلم سینمایی «خیابان ملک» به کارگردانی احسان سلطانیان، یکی از فیلمهای حضوریافته در سیوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکانونوجوانان است که با بهرهگیری از عوامل اصفهانی توانسته است یک فیلم از دل اصفهان و برای اصفهان پدید بیاورد.

سالن سینمای سوره حوزه هنری اصفهان برای نمایش فیلمها ویژه هنرمندان، اهالی رسانه و مهمانان در نظر گرفته شد و روز گذشته ساعت 16 فیلم سینمایی «خیابان ملک» به کارگردانی احسان سلطانیان با موضوع کودکونوجوان در این سالن اکران شد.

نشست پرسشوپاسخ فیلم «هوک» در جشنواره سیوپنجم، صبح دیروز برگزار شد. به گزارش ستاد اطلاعرسانی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکانونوجوانان، این نشست در غیاب حسین ریگی، با اجرا و کارشناسی سعید اسلامزاده و حضور چشمگیر کودکانونوجوانان اصفهان در سالن پردیس سینمای چهارباغ برگزار شد.

شاید جلسههای نقد فیلم را دیده باشید که یک فیلم را محور قرار میدهند و به نقد فُرم و محتوا درباره آن میپردازند؛ اما همواره گفتهام که نقد جریانی، نقد گفتمانی و فراتحلیلِ یک ژانر مهمتر از نقد فقط یک فیلم است. در این روش باید به تماشا و نقد همزمان حداقل 20 فیلم درباره آن موضوع بپردازید تا به کفایت نظری و به نتیجه برسید.

شاید جلسههای نقد فیلم را دیده باشید که یک فیلم را محور قرار میدهند و به نقد فُرم و محتوا درباره آن میپردازند؛ اما همواره گفتهام که نقد جریانی، نقد گفتمانی و فراتحلیلِ یک ژانر مهمتر از نقد فقط یک فیلم است. در این روش باید به تماشا و نقد همزمان حداقل 20 فیلم درباره آن موضوع بپردازید تا به کفایت نظری و به نتیجه برسید.

در اولین مواجهه با نمایش « یک اتفاق ساده در یک زندگی بینهایت معمولی »، تجربهای متفاوت برای مخاطب تئاتر رقم میخورد. چراکه با پیش روی پردههای نمایش آنچنانکه داستان جلو میرود، تعلیق به اوج خود میرسد و زمان گرهگشایی فرامیرسد، تماشاگر نیز از جایگاه خود خارجشده و در جایگاه هیئت منصفه مینشیند. درواقع تماشاگر، در هجوم نفسگیر دیالوگهای پرده اول، از واقعه برهم زننده نظم اولیه درام آگاه میشود و همچون قهرمان بیپناه تراژدی، در مسیر تغییر قرار میگیرد تا به وضعیت ثانویه دست یابد. این ترفندی است که گروه نمایشی زاوش، با چیدمان جایگاه تماشاگران در دو سوی صحنه به کار میبندد تا بیشترین اصطکاک میان حس مخاطب و رویداد تئاتر رخ دهد.



قطعیتگریزی یکی از مؤلفههای مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا بهاصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم میخورد. خطوط روایات در فیلمنامه بهصورت نامرئی پیش میرود و مخاطب اساسا در محقبودن هرکدام از شخصیتهای داستان سرگردان است. گردش موقعیتهای داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش میرود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلمهای خود بهکار میگیرد.