به گزارش اصفهان زیبا؛ چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از شنبه آغاز شده و فرصتی برای نمایش آثار فیلمسازان جوان و باتجربه فراهم کرده است. رویدادی که در کنار معرفی استعدادها، میتواند به دیدهشدن تجربههای تازه در سینمای کوتاه کمک کند. تداوم چنین جشنوارههایی برای سینمای کوتاه اهمیت دارد؛ زیرا فیلمسازان این حوزه برای عرضه آثار، رقابت حرفهای و ارتباط با جریانهای تازه سینما به فرصتهایی فراتر از امکانات تولید نیاز دارند.
بااینحال، امسال تنها پنج فیلم از استان اصفهان به جشنواره فیلم کوتاه تهران راه یافتهاند. این آمار در کنار دشواریهای تولید و محدودیتهای مالی، پرسشهایی درباره وضعیت فیلم کوتاه در این استان مطرح میکند.جشنواره فیلم کوتاه تهران
در ادامه، با پنج کارگردان اصفهانی حاضر در جشنواره آشنا میشویم و از زبان خودشان، با پیشینه و مضمون آثاری که به این دوره فرستادهاند، بیشتر آشنا خواهیم شد. همچنین، نظرشان را درباره چرایی کمرنگ بودن تعداد آثار ارسالی از اصفهان جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.جشنواره فیلم کوتاه تهران
پویانمایی «همین یک دفعه»
حضور در بخش اقتباس «کتاب و سینما»
کارگردان: ریحانه کاوش، 1363
تهیهکننده: علی رئیسی
تولید صداوسیمای مرکز اصفهان جشنواره فیلم کوتاه تهران
من نزدیک به ۱۵ سال است که بهطور مستمر در زمینه کودک و نوجوان فعالیت میکنم. پویانمایی کوتاه دهدقیقهای «همین یک دفعه» برگرفته از داستانی با همین نام نوشته کلر ژوبرت و با تصویرگری طیبه توسلی، از «مجموعه داستانهای شکر خدا» است. اقتباس از ادبیات، بهویژه در سینمای کودک، فرصتی ارزشمند برای پیوند میان جهان داستان و زبان تصویر است. ادبیات کودک حاصل سالها شناخت از دنیای ذهنی و عاطفی کودکان است و میتواند بنیانی استوار برای شخصیتپردازی و قصهگویی فراهم کند. در «همین یک دفعه» کوشیدیم ضمن وفاداری به روح و هسته اصلی کتاب، آن را عیناً بازتولید نکنیم. بلکه با افزودن ظرفیتهای بصری و سینمایی، داستان را به زبانی تازه بازآفرینی کنیم. فیلمنامه این اثر را مرجان خواجه کازرونی نوشته است.
انتخاب قالب پویانمایی برای اقتباس از کتاب، بهویژه در حوزه کودک، انتخابی درست و خوشایند برای کودک است. چون کودکان با این فضاها ارتباط بهتری برقرار میکنند. مزیت این کتاب این است که اثری کاملاً ایرانی است. خانم ژوبرت در ایران زندگی میکنند و تصویرگر کار نیز ایرانی است، بنابراین داستان با دغدغههای فرهنگی خود ما و برای یک کودک ایرانی شکل گرفته است.
موضوع این انیمیشن محیطزیست است و به این دغدغه میپردازد که هریک از ما چقدر در قبال حفظ محیط اطرافمان مسئولیم و اگر نگاهی مسئولانه نداشته باشیم، حتی یک بار رها کردن زباله در طبیعت چه آسیب بزرگی به همراه میآورد. داستان درباره حیواناتی است که در جنگل زندگی میکنند و از زبالههایی که انسانها در طبیعت رها میکنند، به ستوه آمدهاند. دغدغه اصلی من این بود که بدون پناه بردن به شعار و آموزش مستقیم، مخاطب کودک را با شخصیتها همراه کنیم تا خود به درکی عاطفی از مسئولیت انسان در برابر محیطزیست برسد. گاهی همان «یک دفعه» رفتار نادرست، پیامدهایی فراتر از تصور ما دارد.جشنواره فیلم کوتاه تهران
این پویانمایی دوبعدی، حاصل کار گروهی متخصص است که از طراحی شخصیتها و لیآوت تا متحرکسازی و دوبله، مراحل تولید را بهصورت دستی و تخصصی پیش بردند؛ بدون استفاده از هوش مصنوعی. تولید اثر از سال ۱۴۰۳ آغاز شد و آهنگسازی آن را مهدی قشقایی برعهده داشته است.

فیلم داستانی «پرستار ویژه»
کارگردان: سیده هانیه موسوی، 1383
حضور در بخش اقتباس «کتاب و سینما»
تهیهکننده: متین نجف
تولید مستقل
این اثر دومین تجربه فیلمسازی من محسوب میشود و امسال برای نخستین بار در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور پیدا کردهام. این فیلم در واقع یک اثر صد ثانیهای است که با برداشتی آزاد از داستان کوتاه «خدمتکار مخصوص» اثر امیلی تیلتون اقتباس شده است.
برای من بسیار حائز اهمیت بود که کوتاه بودن زمان اثر، به معنای محدود بودن امکان بیان تعبیر نشود. عمیقاً باور دارم که یک فیلم حتی در صد ثانیه باید بتواند پیامی را که برای گفتنش متولد شده، بهدرستی، رسا و به اندازه به مخاطب منتقل کند.
در فرآیند اقتباس، سعی کردم به شکل آزاد عمل کنم؛ یعنی ضمن حفظ آن موقعیت و هسته دراماتیک اصلی، پیرنگ، سازوکار و بستر اثر را بازآفرینی کردم، زمان و شخصیتها دستخوش تغییر شدند و مهمتر از همه، چینش ارائه اطلاعات را عوض کردم. هدف من این نبود که پیامی تکبعدی و قطعی را به مخاطب دیکته کنم. بلکه فیلم این پرسش را به میان میآورد که در ساختار یک خانواده چگونه دلبستگی و مراقبت میتواند تا این اندازه در اولویت قرار گیرد. درحالیکه ممکن است این توجه به فرد ناتوانی از همان خانواده کمرنگتر باشد. برای من بسیار مهم بود که روایتی قضاوتگرانه نداشته باشم. چراکه این نوع دلبستگیها لزوماً به معنای بیرحمی یا بیتوجهی مطلق نیست. از همین رو، تلاش کردم این تناقض را در تاروپود قصه شکل دهم و نتیجهگیری و قضاوت نهایی را به عهده ذهن مخاطب بگذارم.
با اینکه در انتهای فیلم مخاطب با یک طنز موقعیت مواجه میشود، این فیلم در لایههای زیرین به یک مسئله و دغدغه ملموس اجتماعی پل بزند. در خصوص اینکه چرا امسال تنها پنج فیلم از اصفهان در جشنواره حضور دارند، شخصاً این افت را ناشی از سختگیری جشنواره نمیدانم؛ بلکه ریشه آن را باید در مشکلات فرآیند تولید جستوجو کرد. اولاً در حال حاضر هزینههای تولید و دستمزدها بهطرز سرسامآوری افزایش یافته است. جشنواره فیلم کوتاه تهران
ثانیاً معتقدم نوعی کمالگرایی افراطی در میان فیلمسازان شکل گرفته است. به این معنا که بهجای رفتن به دل صحنه و ساختن اثر با حداقل امکانات و بودجههای موجود، بیش از حد معطل این ماندهاند که چه نوع تجهیزات سنگینی کرایه کنند یا چه عواملی بیاورند. همین کمالگرایی در کنار معضلات جدی مالی باعث شده حجم تولیدات بهطور کلی کاهش پیدا کند و بودجههای تولیدی بسیار محدود شود.

پویانمایی «حفرههای سیاه»
حضور در بخش غیررقابتی
تهیهکننده و کارگردان: زینب شفیعی، 1370
محصول انجمن سینمای جوانان اصفهان
رشته تحصیلیام در مقطع کارشناسی، تلویزیون و هنرهای دیجیتال با گرایش انیمیشن بوده است. آغاز آشناییام با رشته پویانمایی به سال ۱۳۹۲ برمیگردد که هنرجوی انجمن سینمای جوانان دفتر نجفآباد بودم و در یکی از تکدرسها با پویانمایی آشنا و به این حوزه علاقهمند شدم.
برای تولید این کار، با انجمن سینمای جوانان نجفآباد مرتبط شدم و قراردادی بستیم که البته چندان جدی نبود؛ بهویژه از منظر تأمین مالی و پرداختها. در طول کار نیز چالشهایی با خود انجمن پیش آمد. به همین دلیل کار را مستقل پیش بردم و فرآیند تولیدش سه سال به طول انجامید. زیرا مسائلی عمومی مانند وقایع دیماه و و دو جنگ را پشت سر گذاشتیم تا سرانجام خروجی آماده شد. پس از اتمام کار، به تهران رفتم و نسخه خروجی را به انجمن مرکزی ارائه دادم. آنها از کار بسیار استقبال کردند و قرارداد مجددی بستیم که بخشی از هزینهها را پرداخت کردند.
این اثر یک پویانمایی چهاردقیقهای با تکنیک استاپموشن است و نخستین تجربه حرفهای من در زمینه استاپموشن به شمار میرود که تولیدش چهار سال طول کشید. همواره دلبستگی و اولویت اصلیام تکنیک استاپموشن بود. به همین دلیل سراغ ابزارهای هوش مصنوعی نرفتم. گذشته از اینکه در زمان آغاز پروژه ابزارهای هوش مصنوعی به این شکل کنونی وجود نداشتند، باور من این بود که ساختار روایی، مرموز بودن اثر و اتمسفر داستانی آن پیوند عمیقی با تکنیک استاپموشن دارد و این فرم به انتقال دقیقترفضا کمک میکند.
ایده اولیه فیلمنامه به دوران دانشجوییام بازمیگردد و برداشتی آزاد از اندیشههای آلبر کامو و یک اسطوره کهن به نام سیزیف است. در روایت داستان، دو شخصیت وجود دارند که به جای چشم، روی صورتشان حفرههای سیاه است. بر فراز قله کوهی، درختی قرار دارد که میوههایش «چشم» هستند. این دو شخصیت برای دستیابی به این چشمها از صخرهها و کوه بالا میروند و در این مسیر میان آنها رقابت، تنش و کشمکش سختی درمیگیرد.
در خصوص اینکه چرا امسال سهم سینماگران اصفهان در جشنواره به پنج اثر محدود شده است، به اعتقاد من این افت به سه عامل کلیدی بازمیگردد: «هزینههای گزاف مالی»، «کمبود شدید تجهیزات تخصصی» و «محدودیت نیروی انسانی متخصص». من این موانع را در شهرستان نجفآباد بسیار شدیدتر و پررنگتر از مرکز استان تجربه کردم. امروزه غالب تولیدات شاخص، خروجی مستقیم پایتخت هستند. زیرا معضل تأمین نیرو، هزینه و امکانات در شهرستانها چند برابر دشوارتر است. علاوه بر این، فیلمسازی در شرایط اقتصادی کنونی برای فیلمسازان رعبآور شده است. پس طبیعی است که بسیاری از هنرمندان در این تنگنای شدید اقتصادی توان ورود به عرصه تولید مستقل را نداشته باشند.

فیلم داستانی «ژیوان»جشنواره فیلم کوتاه تهران
کارگردان: مهسا امیری، 1373
حضور در بخش «وطن به روایت من»
محصول انجمن سینمای جوانان اصفهان
ورود من به دنیای فیلمسازی به سال ۱۳۹۸ و آغاز فعالیتم در انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اصفهان بازمیگردد. در سال ۱۴۰۰ نخستین فیلمم را با عنوان «دوچرخهباز» ساختم که خوشبختانه توانست به جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان راه پیدا کند.جشنواره فیلم کوتاه تهران
مدتزمان فیلم «ژیوان» حدود ۲۰ دقیقه است و درونمایهاش به موضوع «روابط انسانی در حوالی جنگ» اختصاص دارد. فضایی متأثر از بحرانها و شرایط جنگی اخیری که در جامعه تجربه کردیم. عنوان فیلم کلمهای کُردی است. علت این نامگذاری آن بود که در بخشی از داستان فیلم، نام انتخابی کردی است و مایل بودم نام اثر قرابت با واژه «ژی» (زندگی) داشته باشد؛ ازاینرو نام «ژیوان» به معنای «نگهبان زندگی» را انتخاب کردم.
ایده اولیه کار در دوران همین التهابات و جنگ اخیر به ذهنم خطور کرد. در آغاز مسیر تمایل داشتیم اثری بسازیم که در کنار نمایش فضای جنگ، به جایگاه، رسالت و کارکرد سینما در دوران بحران و جنگ نیز بپردازد؛ اما در بازنویسیها و تغییراتی که در متن فیلمنامه صورت گرفت، آن بخش مرتبط با سینما کاملاً کنار گذاشته شد و تمرکز قصه منحصراً بر عواطف و ابعاد پیچیده روابط انسانی در بستر جنگ شکل گرفت. فرآیند تولید اثر (از پیشتولید تا اتمام کار) در مدتزمانی حدود یک تا یک ماه و نیم انجام شد.
من طرحم را در جلسه پیچینگ انجمن اصفهان ارائه دادم و بازخوردی که گرفتم، فوقالعاده همراه و دلگرمکننده بود؛ حمایتی که شخصاً پیش از این به این شکل در انجمن ندیده بودم. پس از تکمیل پروژه نیز، انجمن تهران هم از نظر مالی و هم به لحاظ روحی و روانی پشتیبانی بسیار ارزشمند و کمنظیری انجام دادند که مایه دلگرمی من شد.جشنواره فیلم کوتاه تهران
در خصوص اینکه چرا امسال تعداد آثار راهیافته از اصفهان به جشنواره تهران محدود به پنج فیلم شده است، به اعتقاد من این موضوع از دو عامل اصلی ناشی میشود. نخست، بار روانی ناشی از جنگ و بحرانهای اخیر؛ چراکه فضای جنگ روحیه، انگیزه و آرامش ذهنی بچهها را برای خلق اثر گرفت و روند کارها را کند یا متوقف کرد. پس از فروکش کردن بحران بود که ما بهصورت شتابان و فشرده کار ساخت را جلو بردیم.
عامل دوم و بسیار تعیینکننده، هزینههای سرسامآور تولید فیلم است. واقعیت این است که اگر حمایت مالی انجمن نبود، امکان تولید این فیلم را پیدا نمیکردم. با وجود آنکه شاغل هستم و بخشی از هزینهها را میتوانستم تقبل کنم. حال تصور کنید فیلمسازی که تنها حرفه و محل درآمدش سینماست، در این شرایط تورمی چطور میتواند بهصورت مستقل دست به تولید بزند؟ بنابراین علت عمده کاهش آثار امسال، هزینههای سنگین و سپس اثرات بازدارنده روانی جنگ بر انگیزه فیلمسازان بوده است.

مستند «میخوام بیفتم تو فیلم» جشنواره فیلم کوتاه تهران
کارگردان: هادی کیانی فلاورجانی، 1355
حضور در بخش مستند
تولید انجمن سینمای جوانان خمینیشهر
پیش از این، سه فیلم ساختهام؛ «آب سرد»، «زاغ و کشاورز» به تهیهکنندگی انجمن سینمای جوانان تهران و «سوپ خروس». در میان تبعیضهایی (نوعی، نژادی، جنسی و…) که انسان از روی غفلت مرتکب میشود، یکی هم همین تبعیض سنی است؛ انگار آدمها وقتی پیر میشوند، نامرئی، بیارزش و دورریختنی به نظر میرسند. با آنکه در فرهنگ کهن ما احترام به سالمندان و موسپیدها یک ارزش دیرینه بوده، اما امروزه کمتوجهی به ایشان را در مصادیق مختلفی شاهد هستیم. جشنواره فیلم کوتاه تهران
این کار تصویری و مستند در واقع تلاشی است در راستای کشف رگههای قدرتمند حیات و امید در سالمندان و همزمان ادای دینی است به خود «سینما». وقتی ماجرای فیلمسازی را وارد سرای سالمندان میکنیم، آنها را از سکوت، رخوت و تنهایی بیرون میکشیم و باعث میشویم دوباره آن کودکی کمرنگشده خودشان را پیدا کنند. در واقع، سینما میتواند ابزاری باشد برای بیدار کردن و یادآوری خصلتها و ویژگیهای انسانیِ کمرنگشده یا حتی فراموششده.
بهاختصار بگویم: در یک موقعیت مستند و واقعی از حضور سالمندان در یک سکونتگاه گروهی که رخوت و سکوتی نسبی و لاجرم دارد، تلاش کردیم با ابزار سینما دوباره رونق، شادابی و تحرک زندگی را احیا کنیم. مهمترین ویژگی این فیلم این است که سوژهها با تمام وجود علاقهمند به بازیگری در فیلم هستند و بدون اینکه بدانند، در تمام مدت همگی دارند عملاً همان کار را انجام میدهند.
درباره اینکه چرا امسال تنها پنج اثر از استان اصفهان به جشنواره راه پیدا کرده، حضور در چنین رویدادی اصولاً وابسته به ویژگیهای خود فیلمهاست. امسال بخش عمده آثار از تهران پذیرفته شدهاند. اما در واقع این کیفیت ذاتی هر فیلم است که امکان حضورش را در جشنواره تعیین میکند. فیلمها باید با سطح کیفی مورد انتظار جشنواره همخوان باشند. این موضوع به معنای ضعیف بودن آثار اصفهان نیست؛ چهبسا فیلمهای بسیار باکیفیتی ساخته میشوند که به جشنواره راه پیدا نمیکنند.
هر جشنوارهای سیاستگذاریهای ویژهای دارد که یکی از معیارهای اصلی ورود آثار محسوب میشود. همچنین، حجم آثار متقاضی بسیار بالاست و هیئتهای انتخاب پس از غربالگریهای اولیه، به تعداد محدودتری میرسند. در این مرحله روشن است که جشنواره امکان نمایش تمام این آثار را ندارد؛ از اینجا به بعد، بهدلیل رقابت بسیار فشرده، تصمیمگیریها تا حدودی سلیقهای میشود و حتی یک ایراد بسیار جزئی باعث کنار رفتن اثری ارزشمند میشود. در این مرحله، آثاری شانس انتخاب پیدا میکنند که بیش از بقیه با سیاستهای جشنواره منطبق باشند. ازاینرو، همواره فیلمهای درخشانی هستند که پشت درهای جشنواره میمانند. این ماهیت ذاتی رقابت و تا حد زیادی مبتنی بر سلیقه شوراهای انتخاب است که سازوکار دقیق آن را نمیتوان پیشبینی کرد.




