به گزارش اصفهان زیبا؛ اواخر سپتامبر، یعنی بیش از یک ماه پیش، نخستین جرقهها در فرانسه زده شد. گروهی از دانشآموزان در اعتراض به کمبود امکانات آموزشی به خیابان آمدند. اعتراضاتی که بهمرور جنبهای عمومی پیدا کرد و حتی در برهههایی به خشونت منجر شد. در این مدت، گروههای مختلفی دست به تحلیل زدند. برخی آن را نوعی بیداری جامعه اروپایی خواندند، برخی از تأثیرات فراگیر جنگ ایران سخن گفتند و گروهی دیگر به دنبال مقایسه مثبت یا منفی آن با اغتشاشات دیماه در ایران بودند. در مقابل، گروهی نیز اعتراضات اخیر را همچون اعتراضات پیشین فرانسه دانستند که بهنوعی نقش سوپاپ جامعه را دارد و هرچند مدت یکبار، دولت هم عامدانه به آن میدانی برای بروز میدهد. از این جهت، مناقشه بسیار است؛ اما مقصود ما در این گزارش، روایت است. ما با یک دانشجوی دکتری در شهر استراسبورگ، بهعنوان یکی از مراکز اصلی این تجمعات، درباره دیدههای این شخص گفتوگو کردیم؛ درباره آنچه در این مدت با آن مواجه شده و برداشتهایی که از این جریان داشته است. نکته مهم این است که آنچه این دانشجو روایت میکند، مبتنی بر نگاه شخصی اوست و ممکن است روایتهای متفاوت دیگری هم وجود داشته باشد. همچنین تاکید ما بر وجوه اجتماعی دیدههای او به عنوان یکی ساکنان شهر است و از تحلیلهای سیاسی و اقتصادی فاصله گرفتهایم
اولین بار چطور متوجه اعتراضات شدی؟
اولین بار زمانی بود که دیدم ترامواهای شهر بسته است. پرسیدم چه اتفاقی افتاده، گفتند: «بهخاطر اعتراض دانشآموزان دبیرستانی» است. من اینطور متوجه شدم که برای جلوگیری از تصادف و برخورد است. بعد هم موقعی که این دبیرستان در آن ساعت تعطیل شد، چون خیابان منتهی به دانشگاه ما از جلوی آن میگذشت، دیدم تعداد زیادی دانشآموز وسط خیابان هستند.
دغدغه اولیهشان معلوم بود؟
به من اینطور گفتند که اعتراض آنها به کمبود امکانات آموزشی، تعداد زیاد دانشآموزان در هر کلاس، کمبود معلم و حقوق پایین معلمان است.
بعد چطور پیش رفت؟
بعد از مدتی، از دانشجویان هم دعوت کردند که در حمایت از دانشآموزان به اعتراضات بپیوندند. همین شد که در بعضی دانشکدهها، جلوی در وسایل و سطل زباله میگذاشتند و اجازه نمیدادند افراد وارد شوند. به همین خاطر، عملاً کلاسهای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد آن دانشکدهها برگزار نمیشد و تا حدودی دانشگاه به حالت تعلیق درآمد. البته دانشجویان دکتری کارت مخصوص پرسنل اداری دارند و از درِ اداری دانشگاه رفتوآمد میکنند. یعنی اختلالی در کار ما ایجاد نشده است.
واکنش مدیریت دانشگاه به این وضعیت چه بود؟
حدود یک هفته بعد، از طرف دانشگاه برایمان ایمیل فرستادند و گفتند اگر میخواهیم به معترضان بپیوندیم، باید فرم مشخصات را پر کنیم؛ هم برای اینکه از قبل شناسایی شده باشیم و هم برای اینکه در این مدت غیبت، از تعطیلات و مرخصی ما کم نشود و حقوقمان هم حفظ شود.
با پیوستن دانشجویان چه تغییری در روند اعتراضات ایجاد شد؟
خب، طبیعتاً تعداد افرادی که در خیابان حضور داشتند، افزایش پیدا میکرد. صدای تجمعات بیشتر شده بود و پلیس هم حضور پررنگتری داشت.
برای حضورتان در خیابان مشکلی پیش نیامد؟
مهمترین مشکل، بسته بودن ترامواها بود؛ یعنی عملاً درصد زیادی از جامعه که ماشین شخصی نداشتند، باید پیاده اینطرف و آنطرف میرفتند. مثلاً دوستم که کارمند رستوران دانشگاه بود، هر روز صبح مسافت زیادی را پیاده میآمد و بعد که معترضان میآمدند، رستوران بسته میشد و باید برمیگشت. در مجموع، نظم شهر به هم خورده بود.
از نظر امنیتی چطور؟
نه؛ در تمام این مدت، بهجز آن شنبه معروف، مشکل امنیتی نداشتیم. فقط پلیس حلقهای دور معترضان ایجاد کرده بود که برای ورود به آن باید بازرسی میشدیم؛ وسایلمان را میگشتند.
چه اتفاقی افتاد که اعتراضات در روز شنبه گستردهتر شد؟
همانطور که گفتم، روند اعتراضات با حضور دانشآموزان شروع شد و تا هفته چهارم، با پیوستن گروههای مختلف، جمعیتشان بیشتر شد. با این حال، تا پیش از شنبه، یک روند عادی اعتراضی بود. تا اینکه جمعه هفته قبل، وقتی میخواستم از خوابگاه بیرون بروم، دیدم در خیابان اصلی کنار خوابگاه، حدود ۱۰ تا ۱۵ خودروی پلیس پشت سر هم ایستادهاند. از مسئول خوابگاه پرسیدم چه اتفاقی افتاده است. گفت: «حزب مخالف دولت برای روز شنبه فراخوان داده و از مردم خواسته در سراسر کشور همزمان اعتراض کنند.» چون شنبه روز تعطیل بود، انتظار داشتند جمعیت زیادی به خیابان بیاید.
مسئول خوابگاه توضیح داد که پلیس، فردی را بهدلیل خرابکاری یا احتمال جاسازی وسیلهای برای روز بعد دستگیر کرده و حالا منطقه را بررسی میکند تا چیز دیگری پنهان نشده باشد. بعد هم به من گفت: «بهتر است روز شنبه از خوابگاه بیرون نیایم.»
روز شنبه، تجمعها از حدود ساعت هشتونیم یا ۹ صبح شروع شد. تا حدود ساعت هفت شب هم، با وجود جمعیت زیاد، بخشی از اعتراضات مسالمتآمیز بود. اما با تاریک شدن هوا، وضعیت تغییر کرد. به نظر میرسید افرادی که قصد خرابکاری داشتند، در میان جمعیت حضور داشتند و بعد از آن، کار به تخریب و خشونت کشیده شد. البته این روایت مربوط به شهری است که خودم در آن حضور داشتم و از وضعیت شهرهای دیگر اطلاع دقیقی ندارم.
در اعتراضات روز شنبه چه گروههایی حضور داشتند؟
در روزهای اول، بیشتر دانشآموزان دبیرستانی در خیابان بودند؛ اما در تجمع شنبه، افراد متفاوتتری حضور داشتند و میشد گروههای مختلف اجتماعی را دید. از نظر سنی هم طبیعتاً دیگر فقط با دانشآموزان روبهرو نبودیم و افراد در سنین مختلف به تجمعات آمده بودند.
بعد از آن شنبه، وضعیت شهر چطور است؟
اولاً که دانشگاه کاملا مختل شد. یعنی تا قبل از آن، صرفا مانع حضور در برخی دانشکدهها میشدند؛ ولی از روز یکشنبه به بعد، هر روز جلوی ورودی همه دانشکدهها را میبندند. حتی مقابل کتابخانههای دانشگاه هم مانع میگذارند و نمیتوانیم وارد شویم.
وضعیت مدارس هم تا قبل از این، روال منظمی داشت و مدارس برپا بودند. یعنی دانشآموزان به مدرسه میرفتند و اعتراضات هم بیشتر در روزهای شنبه و یکشنبه که آخر هفته بود و چهارشنبه که روز تعطیل میان هفتهشان بود، برگزار میشد. اما الان یک هفتهای است که کلاً مدارس به حالت تعلیق درآمدهاند و کلاسها نظم ندارند.
فضای شهر چطور است؟ رفتوآمد، فعالیت مغازهها و ادارهها؟
رفتوآمد با حملونقل عمومی تقریبا به روال قبل برگشته است، مگر در ساعتهای خاصی که یکدفعه با ترامواهای بسته مواجه میشویم. مغازهها و ادارهها هم کاملاً باز هستند. بهجز آن شنبه که به برخی مغازهها آسیب رسید و غارت شدند، در بقیه اوقات باز بودند.
جلوه شهر تفاوتی نکرده است؟
چرا؛ بههرحال معلوم است که اینجا یک خبرهایی بوده است. خصوصاً ایستگاههای اتوبوس که روی شیشههایشان شعارنویسی شده یا بعضاً آسیب دیدهاند.
در این مدت اینترنت هم کند یا قطع شد؟
در محل تجمعات، من قطعی اینترنت ندیدم. حتی در روز شنبه هم متوجه اختلالی در اینترنت نشدم. با این حال، یک روز اینترنت کابلی دانشگاه قطع شد. منظورم وایفای دانشگاه نیست؛ اینترنت کابلی. ایمیل زدند که به دلایل امنیتی مشکلی پیش آمده و صبح روز بعد هم اتصال دوباره برقرار شد.
احیانا، منعی برای رفتوآمدتان وجود نداشته است؟
یک روز ایمیلی دریافت کردم که امشب از ساعت ۹ به بعد به خیابان نیایید؛ ولی من شخصا آن موقع به خیابان نرفتم که ببینم چقدر صحت دارد.
از سرنوشت افرادی که بازداشت شدهاند، خبر دارید؟
نه، اطلاعی ندارم و کسی را هم از میان دوستان دانشجو یا کارکنان ندیدم که بازداشت شده باشد. با این حال، فیلمهایی از اتفاقات اطراف دیدیم. در یکی از فیلمها، مردی از یک چراغ بالا میرفت تا دوربین امنیتی را بشکند. صورت خودش را پوشانده بود و چند نفر دیگر هم اطرافش بودند که صورتشان را پوشانده بودند. وقتی دوربین را شکست، پلیس دستگیرش کرد. خب، به نظرم طبیعی بود که چنین افرادی باید دستگیر شوند. به نظر میآمد اینها گروهی هماهنگ و آموزشدیده باشند.
اما در بقیه موارد، معترضان با نیروهای امنیتی و خدماتی در تقابل نبودند. مثلا من یک بار خودم دیدم که آتشنشانی در محل حضور داشت. فردی میخواست گوشه خیابان آتش روشن کند. مأمور آتشنشانی به او گفت آتش را وسط خیابان روشن کند تا بتوانند آن را خاموش کنند. آن فرد هم آتش را وسط خیابان روشن کرد و بعد هم آتشنشانی بهراحتی خاموشش کرد.
با توجه به اینکه اعتراض کردن بین مردم فرانسه بسیار رایج است، آیا افرادی مثل شما که علاقهای به شرکت ندارند، همچنان چنین اخباری را پیگیری میکنند یا برایشان یک امر عادی است؟
فرانسویها به اعتراض کردن علاقه زیادی دارند و خودشان میگویند: «اعتراض، ورزش دستهجمعی ماست.» وقتی با آنها صحبت میکنی، میگویند هر دو سه سال یک بار چنین اتفاقی میافتد و برایشان چیز عجیبی نیست. با این حال، حتی اگر شرکتکننده هم نباشند، دوست دارند که در جریان اخبارش باشند.
چند روز پیش، مکرون در سخنرانیاش اشارهای به تأثیر جنگ ایران در گرانیها کرد. چنین نگاهی در صحبتهای مردم هم بازتابی دارد؟
بهطور خاص، بعد از این سخنرانی، حرف مستقیمی از معترضان نشنیدم؛ اما از همان ابتدا بعضیها از افزایش قیمت بنزین گلایه میکردند و میگفتند جنگ ایران باعث شده بنزین ۲۰ سنت گرانتر شود.
به نظرت تعداد معترضان در روزهای اخیر بیشتر شده یا کمتر؟
به نظر من، تعدادشان در حال کاهش است. در روزهای اول این هفته، مقابل هر دانشکده یا هر ورودی حدود ۱۰ نفر میایستادند و مانع ورود میشدند؛ اما امروز تعدادشان به حدود سه نفر رسیده بود. البته نمیدانم این کاهش ادامه پیدا میکند یا نه، ولی اختلال فعلی بدجوری خستهمان کرده است.



