جان‌سخت‌ها

زوج محسن احمدی و مریم معماری برای ورزشی‌ها نام آشنایی است. زن‌وشوهر ووشوکاری که چند سالی راهی بلغارستان شده‌اند تا آرزوهای دورودرازشان را در گوشه‌ای از قاره اروپا دنبال کنند. معماری که در مقطعی نایب‌رئیسی هیئت ووشوی استان را نیز بر عهده داشت، سال‌ها به‌عنوان مربی تیم ملی فعالیت داشته و با شاگردانش در رویدادهای بین‌المللی متعددی شرکت کرده است. احمدی نیز از ووشوکاران سرشناس استان است که سابقه چندین دوره قهرمانی در رقابت‌های جهانی و آسیایی را دارد؛ اما قهرمانی او به همراه تیم ملی دوئلین کشورمان بازتاب رسانه‌ای زیادی داشت تا جایی که حرکات او و دو هم‌تیمی دیگرش مدت‌ها header سایت فدراسیون جهانی ووشو بود. بازگشت این زوج ورزشی به کشور و تعطیلی رویدادهای ورزشی در دوران کرونا، بهانه این گفت‌وگو بود که به دلیل درگیر بودن مادر خانواده به آموزش مجازی پسرشان آریو در کلاس اول، ابتدا با احمدی هم‌صحبت شدیم.

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۴ - پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه

چطور شد از بلغارستان برگشتید؟

دلیل اصلی سفرمان به ایران، به‌خاطر شرایط کرونایی بود، پس از شیوع ویروس کرونا، چهار ماه قرنطینه سراسری در بلغارستان اعلام شد و تمام فعالیت‌های ورزشی و فعالیت مدارس هم تعطیل شده بود. البته بعد از دوران قرنطینه مدارس باز شد؛ اما با توجه به اینکه بار دیگر احتمال قرنطینه مطرح شده بود، تصمیم گرفتیم به ایران برگردیم. شانس ما هم گفت؛ چون چند روز بعد از بازگشت ما دوباره قرنطینه سراسری اعلام شد و هرگونه تردد و رفت‌وآمدی ممنوع بود.

تا کی ایران هستید؟

فعلا منتظر هستیم تا شرایط کرونایی معلوم شود. در بلغارستـان ورزش خصوصی است و ما با فدراسیون ووشوی این کشور طرف هستیم و در قبال کار انجام‌شده، قرارداد داریم. اقتصاد بلغارستان بر پایه توریست و گردشگری است و به دلیل وضعیت کرونایی و عدم عبور و مرور، بنیه مالی آن‌ها کم شده است.

چــــطــــور شـــــد پــیـشــنـهـــــاد بلغارستانی‌ها را پذیرفتید؟

من قبلا تجربه مربیگری داشتم؛ اما سابقه بین‌المللی نداشتم و پذیرش این پیشنهاد کار راحتی نبود؛ زیرا باید در کشوری کار می‌کردم که فرهنگ متفاوت‌تری نسبت به ما دارند و کلا روش آموزشی در آسیا با اروپا متفاوت است؛ اما خوشبختانه من و همسرم تجربه خوبی را در بلغارستان پشت سر گذاشتیم. زمانی که به این کشور رفتیم، شرایط چندان خوبی در رشته ووشو نداشتند و به رئیس فدراسیون گفتیم که با این نفرات انتظاری برای قهرمانی نداشته باشند و اگر می‌خواهند در این رشته پایه‌ای کار کنند، باید از سن شش‌سالگی و مهدکودک شروع کنند و رده‌های هفت، هشت و نه سال جامعه هدف هستند که نفراتی را در این رده سنی جذب کردیم که بعد از چند سال توانستند در مسابقات قهرمانی اروپا مدال بگیرند و پله بعدی مدنظر ما سکوهای جهانی است که فعلا به دلیل کرونا متوقف شده است.

در بلغارستان چه ورزش‌هایی محبوب است؟

کشتی و والیبال رشته‌های محبوب بلغارستان است و در این رشته‌ها سرآمد هستند. ووشو در این کشور مثل ایران سازمان‌دهی‌شده نیست؛ در کشور ما ووشو یک رشته حرفه‌ای محسوب می‌شود که هم امکانات خوبی در اختیار ورزشکاران بوده و هم بودجه‌های خوبی اختصاص داده می‌شود؛ اما در دیگر کشورها مثل بلغارستان این‌گونه نیست. البته ووشو در سطح دنیا رشته نوپایی است؛ ولی با ورودش به المپیک جوانان، اتفاق خوبی رخ داده و باید دید با این تصمیم چه شرایطی برای این رشته به وجود خواهد آمد.

با توجه به اینکه در دوئلین قهرمان جهان شده بودید، در بلغارستان این رشته را به‌طور تخصصی دنبال می‌کنید یا رشته ووشو را؟

من ووشوکار هستم و دوئلین بخشی از رشته تالو است. چندین سال عضو تیم ملی تالو بوده‌ام و مقام آورده‌ام و در رشته ساندا هم مقام آورده‌ام، برای این دستم باز است و می‌توانم در رشته ووشو آموزش بدهم. دوئلین رشته خاصی است و باید تعداد ورزشکار رشته تالو آن‌قدر زیاد باشد که بتوان بین آن‌ها تعدادی را برای دوئلین انتخاب کرد.

در بلغارستان چه روشی را برای توسعه رشـــتـــــه ووشو در نــظـــر گرفته‌اید؟

در کشور بلغارستان حدود شش‌هفت هزار ووشوکار داریم که از این تعداد صد نفر آن‌ها در ووشوی مدرن فعالیت دارند؛ یعنی اینکه در مسابقات شرکت می‌کنند. البته در دنیا ووشو بیشتر به‌صورت سنتی دنبال می‌شود؛ یعنی اینکه صرف بحث ورزش و سلامتی آن مدنظر است. همان ابتدای فعالیت در بلغارســــتـــان به رئیس فدراسیون ووشوی ایــــن کـــشـــور گـفـتــم اگر می‌خواهید در این رشته نتیجه بگیرید، باید نـیـروهـای زیـادی تربیت شوند؛ زیرا نمی‌توانیم با نیروی کم نگاهی به خروجی زیاد داشته باشیم. فدراسیون ووشوی بلـغـارسـتـان با آمـوزش‌وپــرورش تعاملاتی داشت و این رشته در شش مدرسه در گام اول وارد شد و نفراتی که در مسابقات اروپا قهرمان شدند، از همین مدارس توسط من و همسرم استعدادیابی‌شده و پرورش یافتند.

بلغارها از همکاری با شما رضایت داشتند؟

اگر نداشتند که این همکاری چند سال ادامه پیدا نمی‌کرد. در کشورهای اروپایی یک یورو اضافه به کسی نمی‌دهند. باید کار کنید و در قبال آن پول بگیرید. بازگشت ما به ایران هم به دلیل شرایط کرونایی رخ داد؛ وگرنه در ماه نوامبر مسابقات قهرمانی اروپا را پیش رو داشتیم که لغو شد؛ ضمن اینکه فرزندم باید به مدرسه می‌رفت و تصمیم به بازگشت به کشور گرفتیم.

به ادامه فعالیت مربی لژیونری تمایل دارید یا می‌خواهید در ایران به فعالیتتان ادامه بدهید؟

هیچ‌کس دوست ندارد دور از کشورش کار کند؛ اگر شرایط کار برایم در ایران فراهم شود، ترجیحم به ماندن است. زمانی که بلغارستان به من پیشنهاد مربیگری داد، بیکار بودم و ناچار بودم این پیشنهاد را قبول کنم؛ البته تجربه کاری خوبی بود و از اینکه توانستم در عرصه بین‌المللی مربیگری و ووشوی ایران را در یک کشور دیگر معرفی کنم، خوشحال هستم. قبل از ما چینی‌ها در بلغارستان کار می‌کردند؛ اما نتیجه کار ما بهتر بود.

با توجه به اقدامات صورت‌گرفته، برای توسعه ووشو و هزینه کردن در این رشته تمایل دارند؟

من طرح آکادمی ووشو را به فدراسیون ووشو ارائه کردم و با هزینه شخصی این آکادمی را احداث کردند. این طرح را در ایران هم پیشنهاد کرده بودم؛ اما کسی جدی نگرفت.

پیشنهادی برای مربیگری در کشورهای دیگر نداشته‌اید؟

پیشنهاد‌هایی رسیده که اتفاقا از کشورهای آسیایی و اروپایی بوده است. فعلا منتظر هستیم با پایان کرونا، تکلیف ادامه همکاری با بلغارستان مشخص شود و سپس تصمیم بگیریم. شغل من ورزش است و هرجایی مرا بخواهند می‌روم.

در این چند سالی که از دنیای قهرمانی دور هستید، وسوسه نشده‌اید دوباره به میدان برگردید؟

سنم به نحوی است که دیگر به ورزش قهرمانی فکر نمی‌کنم؛ اما ازلحاظ آمادگی جسمی اگر بخواهم، پس از چند ماه تمرین بازهم می‌توانم مدال بگیرم و قهرمان شوم. در ورزش قهرمانی یک طلا با ده طلا تفاوت چندانی ندارد. اگر قرار بود به‌واسطه قهرمانی در جهان اتفاقی برای من رخ بدهد، با همان طلای اول رخ داده بود. مدال گرفتن در ورزش حرفه‌ای سخت است. باید تمام زندگی و کارت را روی آن بگذاری؛ اما برای من با همه مدال‌هایی که گرفتم، اتفاقی رخ نداد، درصورتی‌که برخی‌ها با مدال در تورنمنت‌های خیلی معمولی استخدام شدند و سرکار رفتند؛ اما برای من چه شد؟

مثل اینکه دل پری دارید؟

من چهار بار مدال طلای قهرمانی جهان را کسب کرده‌ام؛ البته برای من سطح مسابقات آسیایی بالاتر از جهانی است؛ زیرا ووشو مال آسیاست و مدال گرفتن در این رقابت‌ها برای من ارزش زیادی دارد و به آن افتخار می‌کنم. بعد از قهرمانی در جهان، انجمن ووشوی چین از تیم دوئلین ایران دعوت کرد و طی مراسمی ما را به اعضای انجمن معرفی کردند تا نشان بدهند افراد دیگری غیر از چینی‌ها، این ورزش را به‌خوبی انجام می‌دهند. آنجا این‌گونه ما را تحویل می‌گیرند؛ اما اینجا انگار کاری معمولی انجام داده‌ایم.

یعنی معتقدید برای مدال رشته دوئلین ارزش قائل نیستند؟

بحث سر اینجاست که ووشو را یک رشته درجه چندمی می‌دانند. تنها درآمدی که ما داشتیم، از پاداش مدال‌آوری در مسابقات جهانی و آسیایی بود که وزارت ورزش می‌داد؛ اما همان را هم سلیقه‌ای می‌دهند و بین رشته‌ها تفاوت می‌گذارند. زمانی که آخرین قهرمانی در مسابقات جهانی را کسب کردیم، به ما پنج سکه طلا دادند که من همان‌وقت با خبرگزاری‌ها مصاحبه کردم و گفتم آقای رئیس‌جمهور این پنج سکه را خودتان بردارید. ورزشکار یک سال برای مدالش زحمت کشیده و بدنش تکه‌پاره شده است، آن‌وقت می‌گویند با نظر کارشناسان شما رشته درجه‌دو و سه هستید و این‌قدر پاداش می‌گیرید. اصلا کارشناسی که این قانون را نوشته، تابه‌حال ورزش کرده و از سختی‌های آن سر درمی‌آورد که برای ما قانون می‌نویسد. من نمی‌گویم به ما صد سکه برای قهرمانی جهان بدهید؛ اما به همان اندازه که به رشته‌های دیگر پاداش می‌دهید، به ووشو هم همان‌قدر بدهید. همین کارها و رفتارهای سلیقه‌ای را انجام می‌دهند که ورزشکاران دل‌سرد شده و به کشورهای دیگر می‌روند. مگر چند قهرمان جهان در کشور داریم که آن‌ها را بیمه نمی‌کنند. کشور همسایه ما برای ورزشکارانش حقوق ماهانه تعیین کرده؛ اما در کشور ما صندوق حمایت از قهرمانان به ما می‌گوید شما را بیمه می‌کنیم؛ ولی حق بیمه را باید خودتان پرداخت کنید. این چه صندوق حمایتی است که فقط به مدال‌آوران المپیک حقوق می‌دهد و آن‌ها را بیمه می‌کند. مگر در کل تاریخ ورزش ایران، چند مدال‌آور المپیکی داریم؟

به رتبه‌بندی ووشو اعتراض نکرده‌اید؟

اصلا نمی‌دانیم چه کسی این رتبه‌بندی رشته‌ها را انجام داده است. شما نگاه کنید برخی رشته‌ها در المپیک هستند که اصلا ما اسم آن را نشنیده‌ایم یا در کشور ما انجام نمی‌شود؛ اما چون سیاست غربی‌هاست که چنین رشته‌ای را در المپیک داشته باشند و برای آن تبلیغ کنند، در ایران هم آن رشته را المپیکی حساب کرده و درجه‌یک در نظر می‌گیرند. رشته ووشو در تمام رده‌های سنی در کشور ما فعالیت دارد و در میدان‌های بین‌المللی مدال‌های زیادی در دو بخش بانوان و آقایان کسب کرده؛ اما در کشور ما یک رشته درجه‌دو و سه به شمار می‌آید.

به خاطر این رفتارها بود که از ورزش قهرمانی خداحافظی کردید؟

دلایل زیادی داشت. واقعیت این است احساس آن لحظه‌ای که پرچم ایران بالا می‌رود و سرود کشورمان خوانده می‌شود، با هیچ‌چیز دیگر قابل‌مقایسه نیست. زمانی همسرم از من می‌خواست ورزش قهرمانی را کنار بگذارم؛ اما به او می‌گفتم نمی‌دانی این لحظه چه لذتی دارد. با تمام همه این حرف‌ها وقتی می‌بینی قهرمانی چیزی برای تو نداشته و دوباره نقطه سر خط اول هستی، دیگر انگیزه‌ای برای ورزش قهرمانی نمی‌ماند. من زمانی به این نتیجه رسیدم که دیگر باید وقتم را برای خانواده‌ام بگذارم. دوستان هم‌سال من که در ورزش نبوده‌اند، اکنون ازلحاظ مالی اوضاعشان بهتر از من است و خانه و ماشین و شغل و درآمد دارند. قهرمانی جز اینکه همه از ما انتظار پیدا کرده‌اند، چیز دیگری برای ما نداشته است. فکر می‌کنند ما مثل فـوتـبـالیـسـت‌هـا هستیم، نمی‌دانند صورتمان را با سیلی سرخ نگه داشته‌ایم.

چقدر امیدوارید روند قهرمانی شما در ورزش ووشو، در عرصه مربیگری هم اتفاق بیفتد؟

برای قهرمان‌شدن ابزار و بستر لازم نیاز است. چینی‌ها برای این در ووشو حرف اول را در دنیا می‌زنند که از جمعیت یک میلیارد و هفتصد میلیونی این کشور، حدود دویست‌سیصد میلیون نفر ووشوکار دارند که از این جمعیت زیاد می‌توان قهرمانان زیادی را کشف کرد؛ اما هرچه جمعیت کمتری به یک رشته اشتغال داشته باشند، امکان موفقیت نیز کمتر می‌شود. در ایران کار مربیگری راحت‌تر از کشوری مثل بلغارستان است. خانواده‌ها به ورزش علاقه دارند و بچه‌ها بااستعداد هستند. ورزشکاران ایرانی سرشار از غیرت و جنگندگی هستند. من اگر در ایران مربیگری کنم،‌ می‌توانم ده برابر موفقیت‌هایی را که خودم به دست آورده‌ام، کسب کنم؛ یعنی اینکه خودم از صفر ورزشکار بسازم و او را به بالاترین سطح برسانم. این توانایی را در خودم می‌بینم؛ اما به شرطی که بستر آن فراهم شود. شما فرض کنید من به اصفهان آمده‌ام و می‌خواهم کار قهرمانی را شروع کنم؛ اما آیا بسترش وجود دارد؟ هزار آیا می‌آید. من در بلغارستان برای مربیان و داوران این کشور استاژ فنی برگزار می‌کردم که بسیار هم موردتوجه بود؛ ولی در کشور خودمان مرغ همسایه غاز است. در ایران مربیگری ووشو مانند فروش آب در کویر تشنه راحت است؛ اما در بلغارستان من در کویر خاک می‌فروشم و کار بسیار سختی است.

زمــــانــــی کــــه سرمربـیـگـــری در بلغارستان به آقای احمدی پیشنهاد شد، چه واکنشی داشتید؟

مــوقــعــی که این پیشنهاد ارائه شد،‌ آقای احمدی مسابــقــات قهرمانی جهان روسیه را پیش رو داشت و در موقعیت انتخابی سختی بین حضور در مسابقات جهانی و قبول مربیگری در بلغارستان مردد مانده بود؛ من به او گفتم هر تصمیمی بگیرد از او حمایت خواهم کرد که ایشان همکاری با بلغارستان را انتخاب کردند.

تصمیم‌گیری سختی بود. این‌طور نیست؟

دقیقا؛ ما تجربه جدیدی را پیش رو داشتیم. ازیک‌طرف بچه کوچکی داشتیم و از طرف دیگر باید با زبان و فرهنگ جـدیـدی آشــنـا می‌شدیم و نمی‌دانستیم چه شرایطی در انتظار ماست. بالاخره با بررسی جوانب مختلف و هم‌فکری، این تصمیم گرفته شد.

دختران بلغاری چه دیدگاهی به ووشو دارند؟

پیش از حضور ما در بلغارستان، فدراسیون ووشوی این کــشـــور فعالیت داشت و رشته ووشو تا حدودی شناخته‌شده بود؛ اما حالا ورود ووشو به مدارس باعث شد تا استقبال بیشتری از آن انجام شود و اتفاقا از بین علاقه‌مندان، دختران بیشتر از پسران هستند و در رشته‌های فرم و ساندا فعالیت دارند. بـــعــد از ساخـت آکـادمـی ووشو، شرایط این رشته بهتر شده است.

چطور با زبان بلغاری کنار آمدید؟

زبان بلغاری تا حدودی شبیه به زبان روسی است. در ابتدا با زبان انگلیسی با مسئولان فدراسیون و دیگران صحبت می‌کردیم؛ ولی کم‌کم با این زبان آشنا شدیم؛ البته پسرم در مهدکودک بهتر از ما این زبان را فراگرفته است.

با توجه به دوری چندساله از ایران، نگران نبودید که انتخاب دوباره برای سرمربیگری تیم ملی بانوان سخت شود؟

من حدود ده سال مربی تیم ملی بوده‌ام و در این چند سال نیز در بلغارستان تجربه بین‌المللی کسب کردم. درواقع به بازگشت به تیم ملی فکر نکردام؛ اما همیشه دوست داشته‌ام تجربیات و دانسته‌هایم را در اختیار هم‌وطنانم قرار بدهم. در این سـال‌هــا مـربیان زیادی در تیم ملی فعالیت داشته‌اند و خوب هم نتیجه گرفته‌اند و من از موفقیت آن‌ها خوشحالم. به نظر من ورزشکاران ایرانی از شجاعت و جسوری بیشتری در ورزشی مانند ووشو برخوردار هستند که این موضوع بـاعــث شـــده در این رشته سرآمد باشیم.