بعضی از این برجها در داخل شهر اصفهان قرار دارند؛ مانند برج مرداویج یا برجی که کنار خیابان امامخمینی (برج انوشیروان) قراردارد. در سال 1379 کتابی تحت عنوان «برجهای کبوتر اصفهان» از محمد محمودیان و علی چیتساز منتشر شد که علاوه بر توضیحات عمومی راجعبه این برجها و ذکر نکات تاریخی از سفرنامهها، بخش عمده کتاب حاصل مطالعات میدانی مؤلفان است. آنها حدود 50 برج را انتخاب کرده و برای آنها شناسنامه (شامل نام، تاریخ بررسی، موقعیت جغرافیایی، مالک، قدمت، تعداد تقریبی کبوتران، مقدار کود برداشتی، مشخصات برج، تزیینات خارجی برج و دیگر اطلاعات معماری همراه با عکس و پلان) ترتیب دادهاند. بر این اساس، میتوان گفت معماری عمومی برجها به صورت یک استوانه است. اما برجهایی وجود دارند که به صورت چندین نیمدایره بوده که به یکدیگر چسبیدهاند. مثلا پلان برج «آسیاآباد» در مبارکه از ده نیمدایره در دو ردیف به موازات هم تشکیل شده و 14عدد برجک در بالای این برج کبوتر، بر زیبایی آن افزوده است. یا برج بیدهند خوانسار به صورت مستطیلی ساخته شده است. برج آقغلامعلی نجفآباد هم پایهای مستطیلی دارد که دو برج مدور کوچک در بالای آن خود نمایی میکند؛ یا برج سیاه بوم مبارکه که از سه دایره کامل متصل به هم تشکیل شده است گویی سه ستون مجزا را بههم چسبانیدهاند. یا برج کرکوند که از شش نیم دایره که به وسیله قسمتهای مستقیم به یکدیگر وصل شده و بر بالای آنها، دو برج دیگر که از شش برج زیرین بزرگتر است، بنا شده است. در نگاه کلی یک برج دو طبقه است که شش ستون در زیر و دو ستون در طبقه بالا دارد.
گورت یا مزرعه برجهای کبوتر
در شرق اصفهان، سمت چپ جادهای که به سوی باغ رضوان میرود، شهرکی است بنام «گورت» آنجا از نظر اداری جزو منطقه 15 اصفهان یعنی زیر نظر خوراسگان است. داخل شهرک که بشوید اولین چیزی که توجه شما را به خود جلب میکند، برجهای مدوری است که معماری خاصی دارند. چند تا از آنها در محله مسکونی شهر است و چند تایی دیگر در باغها و قسمتهای اطراف آبادی. گویا تا سی برج کبوتر در آنجا وجود داشته که حالا حدود 18عدد آنها باقی مانده است. جالب است که هنوز هم چندی از آنها مشغول به کار هستند. برجهای کبوتر را میتوانیم شبیه هتل مجلل و امن برای کبوتران در نظر بگیریم؛ جایی که این پرندگان میتوانند بچه بیاورند و بخوابد، با این شرط که فضولات خود را در همان برج بریزد و صاحبان برج سالی یکی دو بار درب کوچک برج را باز کرده به داخل آن میروند تا فضولات را بار زده، بیرون آورده و به مصرف کود برسانند. آنچنان که گفته شده است گاهی در میان کبوترها، سار هم زندگی میکند. ارزش این پرنده بدین خاطر است که کرمها و آفتهای گیاهان را میخورد و زمین و باغ را آفتزدایی هم میکند. این هم از فواید دیگر برجهای کبوتر. در مقابل انسان به کبوترها هیچ غذایی نمیدهد. پرنده خود در باغها و مزارع غذایش را مییابد. آدمیزاد فقط تلاش میکند برجها را که «شهرک مسکونی کبوترها» هستند، از مارها و راسوها و دیگر حیواناتی که ممکن است به کبوترها آسیب رسانیده و تخمهای آنها را بخورند محفوظ نگاه دارد. آن هم کار سختی نیست. دربهای کوتاه این برجها را در موقعی که فضولات را خالی کردند، دوباره گلاندود میکنند که هیچ جانوری نتواند دیوارهای قطور این بناها را شکافته به درون آن روند. یا در بسیاری از برجها در وسط دیواره خارجی آن یک نوار گچی میزنند تا اگر ماری خواست از دیوار کاهگلی بالا برود، در مسیر به نوار گچی برخورد کند و لیز بخورد! در بالای برجها هم محلی که درواقع دروازه ورود و خروج کبوترها است، سوراخهای مشبکی در معماری تعبیه شده که اندازه آن به قدری است که پرندگان شکاری بزرگ مانند شاهین، باز و جغد اصلا نمیتوانند داخل «شهرک» شوند. دمای داخل برجها هم با استفاده از ابزارهای معماری بسیار ساده همچون اندازه دریچههای هر طبقه، در زمستان و تابستان و نیز در شب و روز تنظیم میشوند. داخل هر عمارت، مانند لانه زنبور، از حداکثر فضا استفاده شده است تا این شبکهها یا لانهها را بیشتر و بیشتر ساخته در اختیار خانوارهای کبوتری قرار دهند. شاید اگر این لانهها را بشمارند، بتوان به هر برج به نسبت کوچکی یا بزرگی آن مثلا «هزار واحدی» یا «دو هزار واحدی» یا «هزار دستگاه» گفت!
برجها در نگاه مردمشناسی
هر یک از این برجها مالک یا مالکانی دارند و بر همین مبنا این برجها همگی صاحب «سند» هستند. در برجهایی که در گورت بودند، بعضی حدود پنجاهشصت مالک داشتند. بدین شکل که از وقتی برج در حدود 400 سال پیش ساخته شده است، تا به امروز وراث صاحب برج زیاد شده و اکنون هر یک مالک چند حبه از آن هستند. جدای از زمانی که بخشی از برج به «مهر» زنان رفته است. هر برج هم نامی دارد؛ برج بزرگ، برج حاج مم جعفر، برج باغ فلانی و… . بر اساس نظام حقوقی که این برجها دارند، از آقای کاظمی، راهنمای محلی میشنویم که داشتن برج در اینجا هنوز هم یکی از نمادهای ثروت است.
برجهای کبوتر در گورت حتی امروزه کارکرد خود را دارند. برج مرمتشده و زیبایی که مالک آن خاندان آقای کاظمی هستند، هنوز هم پذیرای صدها کبوتر است که شبها در آن بیتوته میکردند. درآمد این برج بدین شکل بود که سالی یک مرتبه درب کوچک آن را که گل اندود کرده بودند، باز کرده و فضلهها را جمع میکردند. این فضلهها را کسانی که در همدان، تاکستان یا باغ انگور داشتند، آمده و میخریدند. قیمت آن هم تقریبا مطابق با قیمت گندم بود. این برج در کنار منزل مسکونی آنها قرار داشت. برج دیگری نیز در منطقه مسکونی، روبهروی مسجد قلعه گورت قرار دارد که دو طبقه است. از دور، برج مانند یک مناره قطور است. چیزی حدود 15 متر طول برج بود. تابلوی روی بدنه این برج بلند میگفت «این کبوترخانه که مشهور به برج قلعه گورت است، به عمل استاد هادیان و استان محمد مردانی لنجی در شانزدهم مهر 1391 به پایان رسید» این برج با همت مردم محل و چند نفر خیر در سال مذکور مرمت شده بود، اما چندین برج که خارج از آبادی قرار داشتند، به شدت منتظر دست مرمتگر بودند. چند عامل این برجها را از اعتبار سابق انداخته است. اول آنکه ورود کودهای شیمیایی باعث شده نیاز آدمیزاد به فضله کبوتر کمتر شود و بدین خاطر این برجها که کارخانه تولید فضله هستند نیز اهمیت سابق را از دست دادهاند. دیگر آنکه چندین سال خشکسالی پیاپی و از بین رفتن قناتهای محل، باعث شده است که کشاورزی منطقه رو به خرابی برود و بدین خاطر برجهای کبوتر هم که وابسته به کشاورزی هستند، بدین روزگار خراب درآیند. دومین دلیل هم اینکه با گسترش شهر و آبادیها، این برجها در قسمتهای مسکونی افتاده است و دیگر مثل سابق آرامش و امنیت را برای کبوتران به همراه ندارد. بنابر این کبوترها هم رخت مهاجرت بسته و به جاهای دیگر کوچ کردهاند. بعضی از برجهای خارج شهر نیز چون جاده از کنارشان عبور کرده و صدای گوشخراش ماشین به درون آن نفوذ یافته است، بنابر این دیگر جایی برای زندگی کبوتران نبوده و آنجا را ترک کردهاند. باد و باران نیز یکی از دشمنان اصلی برجها هستند. برجها نیز مانند هر بنای دیگری باید هر چندسال یکبار مرمت شده و شکافهای احتمالی آن گرفته شود و سقف آن گل اندود شود.
تعصب به کبوتر و برجها
برجهای بیرون آبادی اوضاع خوبی ندارند؛ اما به برجهای داخل آبادی توجه و مرمت میشوند.با این حال این باعث نمیشود که تعصب مردم محل به کبوتر و برجها کم شود. آقای کاظمی از یک دشمن دیگر برجها و کبوترها به ما میگوید که آن انسانهای شکارچی است. کسانی که شبها به داخل برج میروند و با روشن کردن چراغ کبوترهای سرگردان و هراسان را داخل گونی کرده و بدین شکل شکار میکنند. یا این که با تفنگهای شکاری به شکار کبوتر میآیند. به همین خاطر آقای کاظمی از تعصب مردم محل به این کبوترها یاد میکند که هر غریبهای را ببینند که قصد تعرض به کبوترها را دارد، فورا از او ممانعت میکنند. در گورت کبوتر مانند ناموس است.
کاربری جدید برای برجها
با مرمت اصولی و محوطهسازی برای این برجها و ملاحظهکردن نیازهای گردشگری مانند ایجاد مکانهایی برای نشستن و خوردن چای در کنار برجها، میتوان از آنها یک مقصد گردشگری مناسب و طبیعی ساخت. چنانکه در چندین برج استان اصفهان این کار در حال انجام است. این برجها میتوانند جنبه آموزشی نیز داشته باشند. بازدید از آنها و تشکیل کلاس آموزشی «دوستی با طبیعت» در آنها، به کودکان آپارتماننشینی که ارتباط انسان و طبیعت را گم کردهاند، یا گمان میکنند همیشه صنعت همه نیازهای انسان را برآورده میکرده است، یاد میدهد انسانها چگونه قرنها یک رابطه دوسویه و بردبرد را با طبیعت و محیطزیست ایجاد کرده بودند.




