شرلوک هلمز در جلفا

«من می‌توانم مدعی شوم که تا کنون در شهر اصفهان آکتوری بدین زبردستی قدم نگذارده و دیده نشده. حرکات، ژست‌ها، آهنگ صدا، طرز حرکت و رفتار این آکتور ماهر همگی در موقع خود، به جا و متناسب بوده و مخصوصا تغییراتی که در قیافه و از همه مهم‌تر در آهنگ صدای خود می‌داد به قدری حیرت‌آمیز بود که بلاشک اکثر تماشاچیان تا وقتی که پرده از روی کار او برگرفته نمی‌شد، نمی‌دانستند این همان “ماروتیان” یا به عبارت دیگر “شرلوک” است که بدین لباس درآمده.»(اخگر 955، 14 تیر 1313)

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۳ - سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

در نیمه تیر1313 خورشیدی، مانوئل ماروتیان، بازیگر و نمایشنامه‌نویس اهل ارمنستان، در نمایش «شرلوک هلمز» در منطقه جلفای اصفهان، به روی صحنه اجرا رفته است. ماروتیان از چهره‌های شناخته‌شده جامعه تئاتر و ادبیات ارمنستان و جهان است که تحصیلات آکادمیک خود را در ارمنستان و اروپا گذرانیده و پس از تشکیل یک گروه تئاتر سیار از هنرجویان تئاتر ارمنی در سال 1922 میلادی (1301 شمسی) طی سفرهایی به کشورهای ایران، عراق، سوریه، لبنان و یونان همراه با گروهش به اجرای نمایش به زبان ارمنی در این کشورها می‌پرداخته است. در این گزارش اخگر تنها به حضور مقتدر و پررنگ ماروتیان در نمایش شرلوک هلمز اشاره شده و درباره زمان ورود یا چگونگی حضور او در اصفهان اطلاعاتی به خواننده داده نشده است. در ادامه، ابتدا متن گزارش را با هم می‌خوانیم و سپس به نکات آن می‌پردازیم:

شرلوک هلمز در جلفا

«شب یکشنبه گذشته در سالن کودکستان جلفا نمایش جالب‌توجهی به نام شرلوک هلمز از طرف آقای ماروتیان ترتیب داده شد که نگارنده چون حضور داشتم بی‌مناسبت نمی‌دانم مختصری در اطراف آن بحث نمایم. آقای ماروتیان در این نمایش خنده‌دار رل شرلوک هلمز بوده و من می‌توانم مدعی شوم که تاکنون در شهر اصفهان آکتوری به این زبردستی قدم نگذارده. آن صدای خوش‌آهنگ ولی با نیرو و موقر شرلوک در موقعی که خود را شبیه پیرمرد گوژپشتی ساخته بود، در اینجا به قسمی نازک و سوزان و به سان آهنگ صدای پیرمردان سالخورده شده بود که به‌هیچ‌وجه ممکن نمی‌بود تصور کرد این دو صدا از حلقوم یک نفر صادر شود.  همین‌طور وقتی که خود را به صورت یک نفر کشیش درآورده بود به قسمی آهنگ صدای خویش را تغییر داده بود که به هیچ‌وجه جزئی‌ترین شباهتی را با آهنگ‌های صداهای سابقش نداشت و حقا که منتهای زبردستی لازم است تا یک نفر بتواند این‌گونه مکرر در مکرر تن صدای خود را تغییر بدهد. همین مزایا و ابراز همین قبیل مهارت‌هاست که ماروتیان را در مهم‌ترین بلاد اروپا از قبیل پاریس و وین و غیره آکتور مهمی معرفی کرده و در طهران نیز مشهور ساخته و اینک می‌رود که در شهر اصفهان نیز همان شهرت تام را کسب نماید. در بین سایر آکتورهایی که در این نمایش بازی می‌کردند تنها ژست‌ها و حرکات دو نفر دیگر بود که جالب‌توجه تماشاچیان و موردتحسین و تمجید آن‌ها واقع شد. یکی از آن‌ها طفلی به سن چهارده پانزده‌ساله بود و منتهای قدرت و مهارت را در ایفای رل خود به خرج داده و مخصوصا ژست‌ها و حرکات شیرین و قیافه جذاب او باعث جلب تحسین عمومی گردید.»

(همان)

تا به اینجای گزارش، نویسنده تحلیل خود را از شیوه اجرا و بازیگری پر قدرت گروه سیار تئاتر ماروتیان، ارائه داده است. پس از این بخش، نویسنده وارد حواشی برنامه و مسائل مربوط به زمان‌بندی و نظم سالن نمایش می‌شود که در نوع خود رویداد هنری کم‌نظیری در اصفهان بوده است:
«در اینجا من بیش از هر چیز علاقه‌مند به شرح چند موضوع مهم دیگر می‌باشم: اولا همان‌طوری که قبلا موقع شروع نمایش در ساعت 9 معین شده بود، درست در سر ساعت پرده پس رفته و (اجرای) نمایش آغاز شد و فواصل پرده‌ها خیلی کم و ستوه‌آور نبود، درصورتی‌که یک چنین اقدامی می‌توان گفت در شهر که هیچ، در جلفا هم کمتر سابقه داشته است. ثانیا بر خلاف آنچه در نمایش‌هایی که در شهر داده می‌شود می‌بینیم که همشهریان محترم ما مکرر در مکرر و بدون داشتن هیچ موضوعی دست زده و به این عنوان در مقام تشویق آکتورها برمی‌آیند، تماشاچیان جلفایی در تمام مدت نمایش جز دو سه دفعه و آن هم حقا در موقع لزوم، دست نزده و آن جار و جنجال‌ها را راه نمی‌انداختند و فقط در خاتمه نمایش برای تشویق و ابراز تمجید خود نسبت به عملیات آقای ماروتیان قریب به ده دقیقه در کمال شدت که معلوم بود کاملا ناشی از احساسات است از طرف کلیه تماشاچیان کف زده شد. در سالن تخمه نمی‌شکستند، ثالثا هر کس در جای خود نشسته و برای گرفتن صندلی‌های یکدیگر ازدحام نمی‌کردند. تنها چیزی که مایه تأثر و تأسف بود این بود که برای ما چند نفری که به زبان ارمنی آشنایی نداشتیم، مثل این بود که در نمایش یک کلنلی خارجی حضور یافته‌ایم و قطعا اگر رفقای ارمنی‌زبان ما نبودند که صحبت‌های آکتورها را ترجمه کنند، حتی یک کلمه هم از سخنان آن‌ها را نفهمیده و بلکه از موضوع نمایش نیز کوچک‌ترین چیزی دستگیرمان نمی‌شد.»
(همان)نکته جالب پایانی، زبان ارمنی نمایش است که نویسنده متن، در پایان گزارش از آن به‌عنوان تنها ضعف این اجرا یاد کرده است. البته به نظر می‌رسد با وجود تفاوت در زبان، نمایش اثرگذاری خود را داشته که نمایانگر قدرت اجرا و ایجاد ارتباط تنگاتنگ بازیگر با تماشاگران تنها از طریق حرکات و آهنگ صدای ایشان، بوده است.