قهرمان را بکش

حجم زیادی از فیلم به سکانس‌های اکشن اختصاص دارد؛ بااین‌حال، تمام سکانس‌های اکشن فیلم ضعیف است.

تاریخ انتشار: 14:54 - شنبه 20 بهمن 1403
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
قهرمان را بکش

به گزارش اصفهان زیبا؛ حجم زیادی از فیلم به سکانس‌های اکشن اختصاص دارد؛ بااین‌حال، تمام سکانس‌های اکشن فیلم ضعیف است. حضور کارشناس مرتبط برای این صحنه‌ها ضرورتی بوده که از یاد رفته است‌. ضعف این بخش با یک تدوین مناسب قابل ترميم بوده که آن هم ضعيف صورت گرفته است. سکانس‌های غیراکشن فیلم هم یا ساده و معمولی است، یا یادآور فیلم‌های دیگر است.

هيچ شخصتی در فیلمنامه به هویت نمی‌رسد. همه شخصیت‌ها برای خدمت به قهرمان فیلم در فیلمنامه حضور دارند و به غیر از نقش اصلی فیلم و چند نقش دیگر، بقیه نقش‌ها نقش فنی هستند.

نقش اصلی فیلم در فیلمنامه آن‌قدر ناقص و متوسط است که نویسنده دیگر نقش‌ها را در کوتوله‌ترین حالت ممکن قرار داده است. برای مثال، دست راست شهید در فیلم بیشتر شبیه کارکترهای احمق‌تر در قالب طنز (احمق و احمق‌تر) است تا دست راست یک فرمانده ارشد نظامی.

کارکتر‌های زن فیلم عملا هیچ بار درامی از فیلم را به دوش نمی‌کشند. زن شهید و زن خلبان اگر حذف شوند، هيچ آسیبی به فیلم وارد نمی‌شود. آن‌ها فقط برای دو خط دیالوگ فرزندانشان در فیلم حضور دارند. دیگر زن حاضر در فیلم هم اساسا برای موفقیت در گیشه طراحی شده است. اگر همین نقش به‌جای پزشک زن، پزشک مرد بود نیز تفاوتی در فیلم ایجاد نمی‌کرد.

قصه اصلی فیلم لابه‌لای خرده‌پیرنگ‌های غیرمنسجم گم می‌شود و به همین دليل ارتباطش را با مخاطب از دست می‌دهد. موسیقی فیلم از نکات مثبت فیلم است و جور درام فیلم را به دوش می‌کشد. حضور موفق موسیقی در سکانس‌های اکشن دیرتر مخاطب را به یاد فیلم‌های هندی می‌اندازد.

فیلم شعارزده و اسیر مدگرایی فیلم‌های قهرمان‌محور شده است. چند سکانس در فیلم منطبق با الگوی جمله «من تک، شما همه» طراحی شده است. در تنها سکانسی که شهید احمد کاظمی حضور دارد، گوش‌به‌گوش ارتشی و سپاهی و افرادی نظامی و امنیتی حضور دارند؛ اما در مدت تلاش شهید سعید قهاری برای یافتن هلیکوپتر و خلبان‌ها، او تنها با اشرار کموله درگیر می‌شود. سؤال جدی این است که چرا نویسنده حواسش به قهرمانش نیست؟ پشت بی‌سیم از پذیرفتن دستورات امتناع می‌کند و در نظام فکری او انجام امر مافوق فقط در صورت مطابقت با تصمیم خودش قابل انجام است.

او در هر سه بازجویی‌اش شکست می‌خورد . مورد وثوق مقامات بلند مرتبه شورای تأمین نيست؛ با آنکه شعار می‌دهد برای نجات خلبان‌ها تلاش می‌کند، نه گرفتن هلیکوپتر ربوده‌شده. در عملیات نجات خلبان‌ها شرکت ندارد و آن را به پزشک زن سپرده و برای تحویل هلیکوپتر به فرودگاه می‌رود. بارها به فرزندانش قول داده و به آن عمل نکرده است و در گیرودار پيدا کردن خلبان‌ها و برگرداندن هلیکوپتر، دیگر حرفی از کرد‌های به‌ناحق کشته‌شده نمی‌زند. او فقط یک فروند هلیکوپتر و یک مادر و دختر را از اذیت و آزار وحوش کموله نجات می‌دهد.