به گزارش اصفهان زیبا؛ به بهانه هفته فیلم مقاومت و اکران فیلم «اسفند» در بخش جنبی این جشنواره در اصفهان، با گروه بدلکاری اصفهانی این اثر گفتوگو کردیم.
این هنرمندان با اجرای صحنههای پرشور انفجار، تیراندازی و سقوط از ارتفاع، به لحظات حماسی و اکشن فیلم جان بخشیدند.
احمدرضا احمدیان، سرپرست تیم بدلکاری «سیوسه» اصفهان که از حرفهایترین بدلکاران کشور محسوب میشود، درباره تجربیات خود و تیمش در پروژههای ملی و بینالمللی سخن گفت.
او همچنین به چالشهایی اشاره کرد که در شهر اصفهان با آن روبهرو بودهاند. همچنین این گفتوگو، نگاهی به پشتصحنه خلق صحنههای مهیج فیلم «اسفند» و تلاش بیوقفه بدلکاران این حوزه دارد.
اصفهان، شهری با پیشینهای غنی در هنر و فرهنگ، همواره خاستگاه هنرمندان بزرگی در عرصههای مختلف بوده است.
در میان این هنرها، سینما جایگاه ویژهای دارد، اما کمتر کسی به نقش بدلکاران بهعنوان بخشی جداییناپذیر از این صنعت توجه میکند. این هنرمندانِ پشت صحنه، با اجرای حرکات پرخطر و باورپذیر کردن صحنههای اکشن، جنگی و حتی دراماتیک، سهم بزرگی در موفقیت فیلمها دارند.
بااینحال، گویا بدلکاران اصفهان، باوجود حضور پررنگ در پروژههای ملی، در شهر خود کمتر شناختهشدهاند.
گروه بدلکاری اصفهان، ازجمله گروههایی است که اخیراً در فیلم «اسفند» (اکران شده در جشنوارههای فجر و مقاومت) ایفای نقش کردهاند. در این گفتوگو که با احمدرضا احمدیان، سرپرست تیم بدلکاری «سیوسه» اصفهان انجام شده، فرصتی فراهم شد تا از دغدغهها، چالشها و شیوهی کار این هنرمندان جسور بپرسیم و ببینیم چرا بدلکاری، با همه خطرات و سختیهایش، هنوز در اصفهان مهجور مانده است.
لطفاً خود و تیم بدلکاری تحت مدیریتتان را معرفی نمایید. از چه زمانی فعالیت حرفهای خود را آغاز کردید و چگونه این گروه تشکیل شد؟
نزدیک به نه سال است بهصورت حرفهای در سطح ملی و بینالمللی در حوزه بدلکاری فعالیت دارم. افتخار شاگردی نزد استاد ارشا اقدسی را داشتهام. فعالیت حرفهای من از تهران آغاز شد و در آن دوره با گروههای مختلفی همکاری میکردم.
اکنون حدود چهار سال است که در اصفهان یک تیم تخصصی به نام «بدلکاران سیوسه» را راهاندازی کردهام.
جالب اینجاست که در کل ایران تنها حدود 150 بدلکار حرفهای وجود دارد که 25 نفر از آنها اصفهانی هستند – یعنی اعضای تیم ما. تیم ما متشکل از ۲۵ نفر از هنرمندان متخصص است که شامل بانوان و آقایان آموزشدیده در این حرفه میشوند.
جالب است بدانید که تا چند سال پیش استان اصفهان فاقد هرگونه متخصص بدلکاری بود و ما اولین گروه حرفهای بدلکاری در این منطقه محسوب میشویم.
پیشازاین، بهجرئت میتوان گفت که در اصفهان هیچگونه فعالیت حرفهای درزمینه بدلکاری وجود نداشت. طی چهار سال اخیر، ما بهعنوان تنها گروه متخصص در این زمینه مشغول به تمرینات تخصصی و آموزشهای حرفهای هستیم.
حوزه فعالیت ما شامل صحنههای تصادف، آتش گرفتن، پرش از ارتفاع، سقوط از پلکان، رانندگی نمایشی، موتورسواری حرفهای و زمین خوردنهای کنترلشده میشود.
در این مسیر چه کسی را استاد خود میدانید و از او الگوبرداری میکنید؟
درزمینه آموزش و سطح حرفهای، بچههای تیم ما واقعاً در سطح عالی کار میکنند که دلیل اصلی این موضوع، استاد بینظیرم ارشا اقدسی است که نهفقط در ایران، بلکه در سطح جهانی شناختهشده بود. تخصص اصلی ایشان در صحنههای اکشن و رکوردهای حیرتانگیز و بیهمتا در رانندگی بود. ما بهعنوان شاگردان ایشان، همواره سعی میکنیم راه او را ادامه دهیم.
میزان استقبال از یادگیری حرفه بدلکاری چقدر است؟
حدود چهار سال پیش که دورههای آموزشی را آغاز کردیم، در ابتدا حدود هشتاد نفر ثبتنام کردند. باگذشت زمان، برخی توانستند در این مسیر پیشرفت کنند، درحالیکه عدهای نتوانستند ادامه دهند.
برای بسیاری از افراد، واژه «بدلکاری» در نگاه اول جذاب و هیجانانگیز به نظر میرسد؛ اما زمانی که آموزشها آغاز میشود، تازه متوجه سختیها و خطرات ذاتی این حرفه میشوند.
بهویژه وقتی درک میکنند که بدلکاری درواقع نوعی بازی باجان است و هیچ نهاد یا سازمانی مسئولیت بیمه و پشتیبانی از آنها را برعهده نمیگیرد.
بااینحال، خوشبختانه تا به امروز حتی کوچکترین آسیب یا خراشی هم برای هیچیک از اعضا رخ نداده است. تمام تجهیزات و امکانات موردنیاز را شخصاً تهیهکردهام – هم از محل درآمد خودم و هم از شهریهای که هنرجویان پرداخت میکنند. این سرمایهگذاریها صرفاً برای حفظ ایمنی و ارتقای کیفیت کار تیم بوده است.
یعنی علیرغم کار سختی که انجام میدهید، هیچ ارگانی شمارا تحت پوشش بیمه قرار نداده است؟
متأسفانه باید بگویم خیر. هیچیک از اعضای تیم ما، حتی خود من، تحت پوشش بیمه هنرمندان قرار نگرفتهایم. باوجود فعالیت گسترده در تهران و شناختهشدگی در این حوزه، به ما گفته شد: «شما و گروهتان شهرستانی هستید و نمیتوانید عضو این بیمه شوید.»
حتی ما را بهصراحت «شهرستانی» خطاب کردند؛ اما با توکل به خدا، همچنان در تلاش هستیم تا این مشکل را حل کنیم.
در اصفهان نیز هیچ راهی برای بیمه هنرمندان وجود نداشت.
برای همین، تصمیم گرفتم بهصورت خصوصی تیم را بیمه کنم، اما هزینه سالانه بیمه ۲۵ نفر آنقدر بالابود که از عهده پرداخت آن برنیامدم.
ما نه پشتیبان داریم و نه صنفی در اصفهان که از ما حمایت کند.
در تهران، هنرمندان با ارائه رزومه فیلمها و مستندات پشتصحنه میتوانند کارت خانه هنرمندان دریافت کنند و تحت پوشش بیمه قرار بگیرند؛ اما در استان اصفهان چنین امکانی اصلاً وجود ندارد.
حتی در تهران هم ما را نپذیرفتند و گفتند: «این خانه هنرمندان مخصوص تهرانیهاست» و بازهم با همان برچسب «بچههای شهرستانی» راهی برای پیگیری باقی نگذاشتند. بااینحال، «ناامید نشدهایم» و همچنان دنبال راهحلی برای رفع این مشکل هستیم.
درآمد این حرفه نسبت به مخاطراتش چقدر مناسب است؟
متأسفانه درآمد این حرفه اصلاً با میزان خطراتی که دارد تناسبی ندارد؛ و گاهی هم پیشآمده که پس از انجام کار، به وعدههای مالی عمل نشده است؛ چه در مورد پرداخت دستمزد وعده دادهشده و چه در مورد چکهایی که درنهایت برگشتخوردهاند.
نکته تأسفبار دیگر اینجاست که دستمزد روزانه ما در این حرفه بسیار پایین است.
برای مقایسه، یک کارگر ساده روزمزد حداقل 800 هزار تومان در روزدریافت میکند – که البته حقشان است و زحمت میکشند – اما کار ما مستلزم خطرات جانی و بازی با مرگ است.
بااینحال، گاهی دستمزد روزانه ما تنها 500 یا 600 هزار تومان است که در بهترین حالت به یکمیلیون تومان میرسد؛ یعنی حتی از دستمزد یک منشی صحنه هم کمتر دریافت میکنیم.
فارغ از این مسائل، بدلکاران نیز ناشناخته میمانند و کسی آنها را نمیشناسد.
البته خوشبختانه هنگامیکه فیلم اسفند در اصفهان اکران شد، با توجه به اینکه بهغیر از دو نفر از همکارانمان که اهل رشت بودند، همگی اصفهانی بودند، از ما دعوت شد و خود را توانستیم کمی بشناسانیم.
اگر کسی بخواهد بدلکار شود، از کجا باید شروع کند؟ چه پیشنیازهای جسمانی و مهارتی لازم دارد و چه مدتزمان برای یادگیری نیاز است؟
برای شروع کار بدلکاری، شرایط جسمانی مناسب از اصلیترین پیشنیازهاست. معمولاً ورزشکاران گزینههای بهتری هستند، اما افرادی هم هستند که اگرچه ورزشکار حرفهای نیستند، اما استعداد و آمادگی جسمانی خوبی دارند. ما به این افراد در یک فضای کاملاً ایمن و با تجهیزات استاندارد آموزش میدهیم.
در مورد مدتزمان یادگیری، باید گفت در بدلکاری هیچ دورهی مشخص و ازپیشتعیینشدهای وجود ندارد.
اینطور نیست که فردی با چند ماه آموزش بتواند ادعا کند بدلکار شده است. یک بدلکار واقعی باید همواره در حال یادگیری باشد، چون تکنیکها و استانداردهای سینمایی دائماً در حال پیشرفت هستند.
در حرفه ما دوشاخه اصلی وجود دارد: بازیگری اکشن که بیشتر به اجرای صحنههای مبارزه میپردازد و بدلکاری که شامل اجرای حرکات خطرناک و پرمخاطره است.
بهطورکلی، یک بدلکار نمیتواند بازیگر اکشن باشد و بالعکس، مگر اینکه در هر دو زمینه آموزش حرفهای دیده باشد و به سطح مهارتی بالایی در هر دو حوزه رسیده باشد.
این تفکیک به دلیل تخصصی بودن هر یک از این زمینههاست و تنها افراد محدودی توانستهاند در هر دوشاخه به مهارت کافی دست یابند.
نکته مهم دیگر این است که یک بدلکار حرفهای باید حتی اصول بازیگری را هم بلد باشد. چرا؟ چون گاهی نقشهایی به ما محول میشود که علاوه بر اجرای صحنههای خطرناک، باید توانایی بازیگری هم داشته باشیم تا بتوانیم آن شخصیت را بهدرستی نمایش دهیم.
پس اگر کسی میخواهد وارد این حرفه شود، باید صبور باشد، مدام تمرین کند و از یادگیری دست نکشد این شغل پایانی برای آموزش ندارد و موفقیت در آن نیازمند پشتکار، انعطافپذیری و تعهد دائمی است.
ویژگی متمایز تیم شما با سایر تیمهای تهران چیست؟
بگذارید با یک مثال واضح شروع کنم. فرض کنید یک تیم فیلمسازی از ما بخواهد یک صحنه ترکیبی اجرا کنیم؛ مثلاً یک دختر موتورسوار که همزمان با حرکت، زمین بخورد و بلافاصله صحنه آتشبازی هم داشته باشد.
خیلی از تیمها ممکن است نیروهای تک مهارتی داشته باشند؛ مثلاً فقط موتورسواری بلد باشند یا فقط بتوانند زمین خوردن را اجرا کنند، اما ترکیب این مهارتها در یک نفر کمیاب است.
اما ویژگی اصلی تیم ما این است که همه اعضا (چه آقایان و چه بانوان) چندبعدی آموزشدیدهاند و میتوانند چندین مهارت را همزمان اجرا کنند.
مثلاً اگر کسی در پرش از ارتفاع مهارت دارد، فقط به همان محدود نمیشود؛ بلکه او را طوری پرورش دادهایم که بتواند همزمان با سقوط، آتشبازی هم انجام دهد یا حتی بازیگری صحنه را هم به عهده بگیرد.
به بیان ساده، تیم ما ازنظر سطح مهارت بسیار قوی است و میتواند صحنههای ترکیبی پیچیده را مدیریت کند که بسیاری از گروهها قادر به اجرای آن نیستند. تنها مشکل ما این است که در اصفهان هستیم؛ جایی که متأسفانه حمایت و فرصتهای کافی وجود ندارد. بااینحال، کیفیت کارمان حرف اول را میزند.
آیا در شهرستانهای دیگر نیز تیمهای بدلکاری وجود دارد؟
بله. در حال حاضر، بهغیراز تهران که مرکز اصلی بدلکاری است، فقط در سه استان اصفهان، تبریز و رشت به سرپرستی مهیار بشردوست بدلکار حرفهای داریم.
بدلکاران تبریز و رشت معمولاً مستقل کار نمیکنند و بیشتر با گروههای تهرانی همکاری دارند. مثلاً بدلکاران رشت هم شاگرد ارشا اقدسی بودند، اما پروژههایشان را معمولاً از تهران میگیرند.
در اصفهان تیم ما بدلکاران سیوسهپل نیز به علت دوری از پایتخت بیشتر با تیمهای دیگر همکاری میکند و تنها پروژه مستقل ما تاکنون فیلم اسفند بوده است.
تاکنون در چه پروژههای دیگری مشارکت داشتهاید؟
پروژههای متعددی بودهاند که بهعنوان نمونه میتوانم به سریالهای «گیلدخت»، «عشق کوفی»، «داستان یک شهر»، «ما همه با هم هستیم» و فیلمهای سینمایی «قانون مورفی» اشارهکنم.
در خارج از ایران هم در سریال «فتح آندلس» به سرپرستی استاد محمدرضا جنگی حضور داشتیم که هم خودم و هم اعضای گروهمان در آن درگیر بودیم.
یکی از فیلمهایی که بدلکاریاش برای ما بسیار جذاب بود، فیلم «داستان یک شهر» از شبکه یک سیما درباره شهید علی لندی بود که کار فوقالعادهای محسوب میشد.
صحنههایی مثل پرت شدن از شیشه به سمت بیرون، آتشسوزی بیمارستان و سوختن در حین حریق بیمارستان واقعاً چالشبرانگیز و هیجانانگیز بودند.
علاوه بر این پروژهها، دو سه کار دیگر هم در دست اقدام داریم که بهزودی جزئیات آنها را اعلام خواهیم کرد.
همکاری شما در فیلم «اسفند» چگونه شکل گرفت و روند طراحی و اجرای حرکات بدلکاری در این فیلم چگونه بود؟
فیلم «اسفند» اولین تجربه ما در ژانر دفاع مقدس بود. در این پروژه، اعضای تیم با چالشهای ویژهای مواجه شدند.
ازجمله نصب چاشنیهای انفجاری روی بدن، اجرای صحنههای تیر خلاص و پرش از میان انفجارها. اگرچه در نسخه نهایی تنها دو سه دقیقه از این صحنهها باقی ماند، اما ما حدود پانزده دقیقه پشتصحنه از درگیریها و انفجارها را تنها درصحنه تنگه را فیلمبرداری کردهایم.
معمولاً در صنعت سینما، تیمهای بدلکاری پس از مطالعه فیلمنامه، حرکات موردنیاز را طراحی میکنند؛ اما به دلیل استقرار ما در اصفهان و دوری از مراکز اصلی تولید در تهران، معمولاً تیمهای تهرانی پروژهها را دریافت میکنند و سپس از ما برای همکاری دعوت میکنند.
فیلم «اسفند» استثنایی بر این قاعده بود؛ ما با معرفی یکی از همکاران سعید شهبازی مستقیماً وارد مذاکره شدیم و قرارداد بستیم.
برای این پروژه، پس از مطالعه فیلمنامه و بررسی مستندات مربوط به عملیات واقعی، تلاش کردیم صحنهها را تا حد امکان به واقعیت نزدیک کنیم.
ما از میانههای تولید به پروژه پیوستیم و تمام طراحیها و اجراها بهصورت مستقیم در محل فیلمبرداری انجام شد. هرچند بیشتر صحنهها بهصورت انفرادی فیلمبرداری شد، اما کیفیت کار تیم اصفهانی ما به حدی بود که همکاران تهرانی همواره مشتاق استفاده از مهارتهای ما هستند.
کدام صحنههای فیلم «اسفند» چالشبرانگیزتر بود و چگونه از پس آنها برآمدید؟
فیلم «اسفند» از جهات مختلفی منحصربهفرد بود.
این اولین بار بود که تیم ۳۰ نفره ما در یک اثر دفاع مقدسی مشارکت داشت. صحنههایی که شامل قطع عضو، تیراندازی، ترکش و خونریزی بود، به دلیل واقعنمایی بالا برای ما جذابیت خاصی داشت.
نکته قابلتوجه این بود که پیشازاین بیشتر در پروژههای تاریخی و معاصر کارکرده بودیم، اما فضای دفاع مقدس به دلیل حجم بالای جلوههای ویژه و انفجارها، برای ما بدلکارها جذابیت بیشتری داشت.
چالش اصلی در اجرای صحنههایی بود که نیاز به هماهنگی دقیق بین بدلکاران، تیم انفجار و عوامل جلوههای ویژه داشت.
ما با برنامهریزی دقیق و تمرینات مکرر توانستیم این صحنههای پیچیده را با ایمنی کامل اجرا کنیم.
آیا کارگردانان و تهیهکنندگان با اصول بدلکاری آشنا هستند؟ همکاری با آنها چگونه است؟
درواقع، کارگردانی صحنههای اکشن و بدلکاری بیشتر بر عهده خود ماست. ما بهعنوان تیم بدلکاری باید دانش کارگردانی اکشن را داشته باشیم تا بتوانیم صحنهها را بهدرستی اجرا کنیم.
حتی وقتی بهعنوان شاگرد در تیم کار میکنیم، باید توانایی تحلیل و ارزیابی صحنهها را داشته باشیم – اینکه کدام حرکات قابلاجراست و مدامها خطرناک هستند.
خوشبختانه در سالهای اخیر، درک کارگردانان از اهمیت و ضرورت حضور بدلکاران حرفهای بهبود یافته است؛ اما هنوز بسیاری از آنها دانش فنی کافی درباره اصول بدلکاری ندارند.
البته استثناهایی هم وجود دارد – برخی کارگردانان خودشان سابقه بدلکاری دارند یا درزمینه اکشن تخصص دارند، اما تعدادشان محدود است.
در همکاری با تهیهکنندگان و کارگردانان، ما همیشه سعی میکنیم بین خواستههای هنری آنها و ملاحظات ایمنی تعادل برقرار کنیم. گاهی مجبوریم توضیح دهیم که چرا برخی ایدهها قابلاجرا نیستند یا نیاز به اصلاح دارند.
حضور خانمها در حرفه بدلکاری چگونه است و معمولاً چه نوع صحنههایی را اجرا میکنند؟
در سالهای اخیر شاهد استقبال قابلتوجه خانمها از حرفه بدلکاری بودهایم. هماکنون ۸ نفر از اعضای تیم ما را بانوان ۱۶ تا ۴۰ ساله تشکیل میدهند که همگی در رشتههای رزمی یا ورزشی مهارت دارند و در سطح کاملاً حرفهای فعالیت میکنند.
این بانوان عمدتاً درصحنههای مبارزه، سقوط از ارتفاع، رانندگی تخصص دارند. اگرچه تا چندی پیش حضور زنان در این عرصه کمرنگ بود، اما امروز با افزایش تعداد بانوان ورزشکاران موفق، شاهد حضور پررنگتر آنان در این حرفه هستیم.
چه تفاوتی بین بدلکاری گذشته و امروز ایران میبینید؟
درگذشته تا زمانی که استاد پیمان ابدی حضور داشتند، بدلکاری در ایران بهعنوان یک شغل و صنف تخصصی در سینما شناخته شد و تقویت گردید. پیش از آن، این حرفه به شکل امروزی وجود نداشت.
سپس افرادی مانند ارشا اقدسی و امیر بدری وارد عرصه شدند که نهتنها در داخل کشور، بلکه در سطح بینالمللی نیز آموزش دیدند و به تربیت نیرو پرداختند.
این افراد با اجرای پروژههای بزرگ، سهم بسزایی در حرفهایتر شدن و شناختهشدن بدلکاری ایران داشتند. امروزه نسبت به گذشته، این حرفه جایگاه بهتری در صنعت سینمای کشور پیداکرده است.
چه انتظاری از نهادهای فرهنگی اصفهان دارید و چرا بدلکاران اصفهان کمتر دیده میشوند؟
متأسفانه تاکنون نتوانستهایم ارتباط مؤثری با نهادهای فرهنگی اصفهان برقرار کنیم. حدود یک سال زمان صرف کردیم تا خودمان را به آنها معرفی کنیم، اما درنهایت هیچ پروژهای از سوی این نهادها به ما پیشنهاد نشد.
تمام فعالیتهای ما مربوط به پروژههای خارج از اصفهان، بهویژه تهران بوده، چراکه حجم تولیدات سینمایی در آنجا بسیار بیشتر است.
نکته تأسفبار این است که دو سال پیش وقتی به وزارت ارشاد مراجعه کردم، حتی از وجود تیم بدلکاری در اصفهان اطلاعی نداشتند، درحالیکه در کل کشور فقط پنج یا شش تیم بدلکاری داریم که اغلب در تهران مستقرند و ما تنها تیم فعال در اصفهان هستیم.
تنها اقدامی که انجام شد، تشکیل یک پرونده کامل برای تیم ما در وزارت ارشاد بود که البته تاکنون نتیجه مشخصی نداشته است.
بااینحال، تیم ما در تهران بسیار مورد استقبال قرارگرفته و کارگردانان تهرانی معتقدند که کیفیت کارمان حتی از برخی تیمهای پایتخت هم بهتر است. این تناقض نشان میدهد که مشکل اصلی، کمبود فرصت در اصفهان است، نه تواناییهای تیم ما.
چشمانداز بدلکاری در اصفهان را چگونه میبینید؟
باتوجه به ظرفیتهای بالای تیم ما، اگر واقعاً به آن بهاداده شود، میتوانیم اتفاقات بزرگی را برای سینمای اصفهان و کارگردانهای این شهر رقم بزنیم؛ بهویژه اگر تیم بدلکاری اصفهان دیده شود و مورد حمایت قرار گیرد.
در همین چهار سال اخیر، ما استعدادهایی را داشتیم که پس از آموزشهای حرفهای، به تیمهای بدلکاری در تهران معرفی کردیم تا بتوانند در پروژههای واقعی فعالیت کنند و آموختههای خود را به کار ببرند.
تیم ما بسیار حرفهای و تخصصی است و شاید کسی فکر کند که من اغراق میکنم، اما دعوت میکنم عزیزان بیایند و از نزدیک، چه درصحنه و چه پشتصحنه، کار ما را ببینند تا خودشان قضاوت کنند.
ما در تهران پروژههای متعددی را در دست داریم و بهخوبی شناختهشدهایم، اما واقعاً دوست داریم در شهر خودمان هم فعالیت کنیم.
درجایی خواندم که نوشته بود: «بدلکارها بازی نمیکنند، ادا درنمیآورند؛ آنها واقعیترین بخش ماجرا هستند که همه ریسکها و خطرها را به جان میخرند اما دیده نمیشوند.»
به همین دلیل، بدلکاران نیاز به حمایت واقعی دارند تا دلگرم و باانگیزه مسیر حرفهایشان را ادامه دهند.
ما از کارمان لذت میبریم، حتی اگر بخشهایی از آن بنا بهضرورت روایت فیلم حذف شود، بازهم وقتی پشتصحنه تلاشهایمان را میبینیم، حس بسیار خوبی داریم.




