ضرورت یک جنگ فعالانه و تهاجمی

شیر گرفتار مگس‌ها

یک شیر را تصور کنید که با شیری دیگر درگیر نشده، حتی با موجودات عظیم‌الجثه‌ای مانند خود نیز درگیر نشده، اما با تعداد زیادی مگس درگیر شده است. این شیر، در دفاع از خود یا حتی در از بین‌بردن این مگس‌ها، احساس ناتوانی می‌کند؛ چرا که این مقابله، مقابله‌ای تمیز و متناظر نیست.

تاریخ انتشار: ۱۲:۳۲ - چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
شیر گرفتار مگس‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ یک شیر را تصور کنید که با شیری دیگر درگیر نشده، حتی با موجودات عظیم‌الجثه‌ای مانند خود نیز درگیر نشده، اما با تعداد زیادی مگس درگیر شده است.

این شیر، در دفاع از خود یا حتی در از بین‌بردن این مگس‌ها، احساس ناتوانی می‌کند؛ چرا که این مقابله، مقابله‌ای تمیز و متناظر نیست.

تا زمانی که شیر بخواهد همان‌گونه که با یک شیر دیگر می‌جنگد، با مگس‌ها بجنگد، راهی را از پیش نخواهد برد؛ بلکه باید یک حرکت متهورانه انجام دهد.

فرض‌کنید که باید سریع جابه‌جا شود یا مثلاً باید در آب بپرد، سختی‌هایی را متحمل شود، یا حتی از روی آتشی عبور کند.

باید کارهای دیگری انجام دهد که شاید در حالت عادی، هنگامی‌که می‌خواهد با شیر دیگری بجنگد، هیچ‌کدام از آن‌ها ضرورتی نداشته‌باشد.

نفوذی‌ها؛ مگس‌های درخدمت اسرائیل

تقابل فعلی ما با رژیم صهیونیستی نیز از همین جنس است.

رژیم صهیونیستی از داخل کشور ما، در جای‌جای کشور، با گروه‌های مختلف نفوذی که دارد، تمام تلاش خود را می‌کند تا بتواند ضربات کوچک و متعددی وارد کند.

امکان ندارد که وزارت اطلاعات ما به‌تنهایی بتواند تمامی این موارد را تدبیر کند، پوشش دهد و پیش ببرد. این اساساً از لحاظ طبیعی ممکن نیست.

کاری که باید در این صحنه انجام دهیم تا ورق برگردد، یک اقدام متهورانه است؛ اقدامی متفاوت.

حتی در سیره اهل بیت علیهم‌السلام، یا جنگاوران درجه‌یکمان مانند حضرت امیر یا حضرت عباس علیهماالسلام، و حتی اصحاب امام حسین علیه‌السلام، ما مدل‌های متفاوتی از جنگ را مشاهده می‌کنیم.

مدل‌هایی از جنگ که طرف مقابل را بهت‌زده می‌کند، زمین بازی را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که طرف مقابل کاملاً متحیر می‌شود.

روش جنگ کنونی ما؛ پیش‌برد گام‌به‌گام جنگ

اکنون باید ببینیم ما چگونه در حال جنگ هستیم. ما در حال حاضر این «مگس‌های داخلی» را رها کرده‌ایم و با «کفتار» روبروی خودمان که اسرائیل باشد، به‌صورت گام‌به‌گام در حال جنگ هستیم.

به‌گونه‌ای که او جنگ را به عرصه نظامی می‌آورد، فرودگاه نظامی را می‌زند، ما نیز جنگ را به عرصه نظامی می‌آوریم و مهمات می‌زنیم. سپس او یک قدم، جنگ را جدی‌تر می‌کند و وارد حوزه‌های اقتصادی می‌شود.

بعد از آن، ما نیز جنگ را جدی‌تر می‌کنیم، سپس او بار دیگر یک قدم جلوتر می‌آید و وارد مسائل مرتبط با انرژی می‌شود، مثلاً پالایشگاه می‌زند، و ما نیز پاسخ متقابل می‌دهیم.

این یک مدل جنگ است که رویکرد آن، رویکردی گام به گام است.

البته یک مزیت بسیار جدی دارد، و آن اینکه موجب شکل‌گیری اجماع و همراهی عمومی می‌شود. اما روسیه، به‌عنوان یکی از الگوهای موفق در این سال‌ها که توانست مقابله مؤثری داشته باشد، اصلاً این‌گونه عمل نکرد.

بلافاصله بعد از آغاز جنگ، اقداماتی را در سطح دلار و انرژی کشور خود انجام داد که حالت تدافعی نداشت.

بدیِ این پیش‌برد گام‌به‌گام در عرصه جنگ این است که ما حالت تهاجمی نداریم. این حالت تهاجمی، مفهومی است که رهبر‌حکیم انقلاب علاوه بر مسائل جنگی، در مسائل نرم‌افزاری نیز به آن اشاره می‌کنند.

ولی متأسفانه ما تا حدی به این موضوع خو گرفته‌ایم، یعنی اساساً ذات تهاجمی خود را دست‌کم گرفته‌ایم .

پیشنهاد فعالانه و تهاجمی؛ بستن تنگه هرمز

از روز جمعه که شروع اتفاقات بود، در رسانه‌ها این مطلب گفته‌شد که ایران بعد از مشاهده این صحنه و میزان اتفاقاتی که در حال وقوع است، می‌تواند تنگه هرمز را به‌صورت موقت ببندد.

کارشناسان متعددی می‌گویند که بستن تنگه هرمز، اولاً بر قیمت نفت در اروپا و آمریکا اثر می‌گذارد، نه در چین و روسیه؛ پس این‌گونه نیست که بگوییم بر کل دنیا اثر می‌گذارد.

ثانیاً، به‌طوری که تحلیل می‌کردند، مثلاً قیمت نفت دو برابر می‌شود و قیمت بنزین در آمریکا یا اروپا حدود یک و نیم برابر می‌شود.

خب این‌ها می‌تواند منجر به اتفاقات بسیار بدتری برای آمریکا و کشورهای اروپایی شود و آن‌ها را از درون دچار چالش‌های اساسی کند.

ما می‌توانیم پایان بستن تنگه را مشروط کنیم؛ مشروط به، مثلاً، پایان هجمه‌هایی که رژیم صهیونیستی دارد، یا مشروط به مجموعه‌ای از اتفاقات دیگر که می‌توان درباره آن‌ها بحث کرد. این مدل از رفتار، یک مدل تهاجمی است؛ مدل تغییر زمین بازی به نفع خود.

ضرر تأخیر در اقدام فعالانه و تهاجمی

اما اگر فرض کنیم که ما بستن تنگه را به یک ماه دیگر، دو هفته دیگر یا سه ماه دیگر موکول کنیم، این به آن معناست که ما تنگه را زمانی بسته‌ایم که طرف مقابل انتظار آن را دارد؛ یعنی او برآورد کرده است که در این مرحله، ایران تنگه را
خواهد بست.

در نتیجه، ما دیگر از این ابزار، به‌عنوان ابزاری که بتوانیم با آن ورق را برگردانیم، استفاده نکرده‌ایم. این اتفاق، اتفاق مثبتی نخواهد بود.

ما علاوه بر تنگه هرمز، باید از تک‌تک فرصت‌هایی که در اختیار داریم، به‌گونه‌ای استفاده کنیم که رویکردی تهاجمی و دارای ابزارهای متهورانه داشته باشیم.

طرف مقابل نباید در پیش‌بینی‌های خود، به‌راحتی قادر به شناسایی واکنش‌های ما باشد.

اینکه ما بر اساس پیش‌بینی‌های دشمن رفتار می‌کنیم، موجب شده است که در بسیاری از مواقعـ نه همیشه جنگ را گام‌به‌گام پیش ببریم. این یعنی ما همیشه در زمینی بازی می‌کنیم که نه دقیقاً اما حدوداً دشمن آن را برای ما تعریف
کرده است.