با غیرقانونی شدن اعلام نام اسامی دریافت کنندگان واکسن کرونا، واکسیناسیون رسماً محرمانه شد! این مسئله که به دنبال افشای نام برخی از مقامات دولتی در سوءاستفاده از سهمیه نخستین گروههای در صف واکسن رخ داد، منتهی به اظهارات عجیب سخنگوی سازمان غذا و داروی کشور مبنی بر غیرقانونی شدن اعلام نام اسامی دریافت کنندگان واکسن کرونا شد.
انتشار کلیپی از خودسوزی یک مرد جوان اصفهانی در میدان احمدآباد، افکار عمومی را در شوک فرو برد. این حادثه پنجشنبه، نهم اردیبهشت 1400 در ساعت 16:50 به وقوع پیوست و با حضور مردم، نیروهای آتشنشانی، اورژانس و نیروی انتظامی به پایان دردآور خود نزدیک شد. رئیس اورژانس اصفهان در خبری کوتاه اعلام کرده بود، «این فرد 32 سال سن داشته و با سوختگی 90درصد به بیمارستان سوانح سوختگی اصفهان تحویل داده شده است.»
یکی از مؤلفههای سرمایه اجتماعی «احساس خوشی داشتن» است، بنابراین میزان خوشیها و حسرتهای هر جامعه بستگی تامی با فرصت سازیها و فرصت سوزیهایی دارد که در آن جامعه ایجاد میشود. به تازگی صفحه اینستاگرام آخرین خبرِ اصفهان با انتشار نمودار «احساس خوشی داشتن» نتایج بررسیهای وزارت اقتصاد را در این زمینه منتشر و اعلام کرده است: «استانهای گیلان، مازندران و کردستان در سال 96 بیشترین امتیاز را در احساس خوشی داشتن کسب کردهاند و استانهای اصفهان، خراسان جنوبی و آذربایجان غربی نیز کمترین امتیاز را در این زمینه داشتهاند.» این خبر اگرچه مربوط به سه سال و اندی پیش است و از نظر حرفهای خبری سوخته محسوب میشود (که نشان از سهل انگاری منتشرکنندگان دارد) اما انتشار دوباره آن موجب جلب توجه مخاطبان شده و نظرات جالبی را به دنبال داشته است.
باوجود تـشدید محدودیتهای کرونایی در پیک چهارم کرونا، به نظر میرسد نظارتی بر نحوه مدیریت پروتکلها، به خصوص فاصلهگذاری فیزیکی در برخی صنوف مانند قنادیها و آش و حلیمفروشیها وجود ندارد؛ انگار که زولبیای شیرین از جان شیرین، شیرینتر است و حتی آمار روزانه و چندهزارتایی ابتلا به کرونا در اصفهان نیز نتوانسته مردم را از مراجعه به خوشمزهفروشیها باز دارد. رئیس اتحادیه آش و حلیمفروشان اصفهان در گفتوگو با اصفهانزیبا، «مردم» را مسئول حفظ پروتکلها دانسته و میگوید: «ما تذکرات لازم را به واحدهای صنفی ابلاغ کردهایم؛ ولی مـشــتـریــــان زیـر بــار نمیروند.»
جایی در خم رودخانه که رمل و آسمان و آبِ وامانده از رفتن و بوی لجن مشام و دیده را مشغول میکرد و دیگر خبری از شکوه طبیعی و تاریخی گاوخونی در کتابهای تاریخ و جغرافیا و ادبیات و عکسها و فیلمهای مستند وجود نداشت، همهچیز تبخیر شده و به آسمان ورزنه رفته بود! شنیدن آخرین نفسهای مرداب بسیار ناراحتکننده بود، اما نشان میداد که در روزگاری نهچندان دور، طبیعت گاوخونی چه عظمت و شکوهی داشته است: روزی قشلاقگاه شازدههای قجری بوده و روز دیگر واحه آمریکاییها و طی قرنها نانوآب اهل این سرزمین کویری را تأمین میکرده است. در یک دهه گذشته، هر بار برای بهانههایی کوچک به شهرهای در مسیر رودخانه و مردابش سرزده، ورزنه و کویر و آنچه را پیرامون آن میشناختم تماشا کرده و به چشم میدیدم که چگونه رود کف به لب آورده و لهله میزند.
با هجوم موج چهارم کرونا به اصفهان و لبریزی بیمارستانها از بیماران کرونایی، وقت آن رسید تا بازویی پرتوان به امداد و کمک بیاید. بازویی که همواره در موقعیتهای سخت، پشتیبان مردم و کشور بوده تا آسیبی به مملکت نرسد. این بازو، همان بازویی بود که از اصفهان تا خرمشهر و خلیجفارس کشیده شد و حالا، در زمانه جنگ با ویروس منحوس کرونا، همه حمیت و غیرت خود را گردآورد تا با احـــــداث بیمارســـــتان صحــــــرایی یکصـــدتختخـــوابـی با امکانات و استانداردهای بالای پزشکی، شریانهای حیاتی این ویروسِ کذایی را آنقدر بفشارد تا بمیرد و جان از تنش بهدررود. به همین منظور، مقامات عالیرتبه استان، از کشوری و لشکری برای آیین افتتاح بیمارستان صحرایی یکصدتختخوابه ارتش در پارکینگ قدیم بیمارستان الزهرا گرد هم آمدند تا شاهد آن باشند که تنها در عرض یک هفته، همافران آسمان و زمین اصفهان با تغییر وضعیت و ساختار بیمارستان صحرایی، توانِ بازوی خود را به کمک کادر درمان کشور گماردهاند؛ بیمارستانی که اگرچه یکصد تختخوابه نامیده میشود، اما تا یکصدوچهل تخت نیز، توان گنجایش دارد و مسئولان ارتش ابراز امیدواری کردند که هرگز بیماری کرونایی در آن بستری نشود. در این مراسم، مقام ارشد نظامی منطقه اصفهان و فرمانده دانشکده هوانیروز به ایراد سخنرانی پرداختند و پیام فرماندهی نیروی زمینی ارتش قرائت شد.
خبر تلخ، تکراری و تکان دهنده بود؛ روزنامه شرق در گزارشی هولناک از آزارِ جنسیِ یک نوزاد هفده ماهه به دست پدرش پرده برداشته بود. پدر ساناز، مردی که پنج فرزند داشت، اعتراف کرده بود: «همسرم، ساناز را به من سپرده بود، بچه داشت گریه میکرد و نمیتوانستم، آرامش کنم. لباسهای اش را درآوردم، فکر کردم شاید گرمش باشد، اما باز ساناز آرام نشد. بعد آن کارها را انجام دادم…..» پزشکی قانونی تأیید کرد که ساناز، دختر بچه هفده ماه ری شهری، به دلیل خون ریزی داخلی و شدت جراحات ناشی از آزار جنسی جان باخته است.
اصفهان به تازگی رتبه دوم کشوری در ابتلا به بیماری دیابت را کسب کرده است. مدیرعامل خیریه بیماران دیابتی اصفهان در گفتوگو با اصفهانزیبا بر این باور است که «دیابت مانندهر بیماری مزمن دیگری بر کلیت زیست جــامــعــه تــأثــیــر مــیگــذارد و وضــعیــت اقــتـصــادی بــر شــیــوع این بــیــماری صددرصد تأثیر دارد.» احمد نیلفروشان تأکید دارد که «دیابت یک بیماری شایع، مـــزمــن، پــیــشرونــده و ســیســتــماتیک است؛ یعنی تمامی سیستمهای حیاتی بدن انسان را یکی بعد از دیگری از کار میاندازد و هماکنون 12درصد مردم اصفهان به آن مبتلا هستند.» انسولین اما به گفته او «همچنان کمیاب است؛ ولی معاونت غذا و دارو به ما اعلام کرده که این مشکل تا اواسط اردیبهشتماه حل خواهد شد.»
صبح و ظهر و شب و نیمهشب از آژانسهای هواپیمایی پیامکهایی میآید که مخاطب را به سفر کیش و مشهد و تورهای داخلی فرامیخواند. انگارنهانگار که ایران قرمزپوش شده است! اخبار میگوید سفر به هر شهری در این شرایط مساوی با ابتلا به کرونا، آن هم از نوع انگلیسی است؛ اما به نظر میرسد گوش کسی بدهکار نیست. با یکایک شمارههایی که در پیامکها ارسال شده، تماس میگیرم و درباره شرایط سفر در پیک چهارم کرونا پرسوجو میکنم؛ درحالی که می دانم ستاد کرونا به صورت مستقیم و تلویحی هـــرگــونــه سفر را منع کرده است، اما در کمال تعجب، اپراتورها میگویند: «پروازها انجام میشود و هیچ مشکلی وجود ندارد!» وقتی درباره رعایت پروتکلها و منع سفر میپرسم، پاسخ میگیرم که «تورهای داخلی برقرار است و رعایت پروتکلها برعهده مسافران!» با مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان تماس میگیرم.
همزمان با بروز موج چهارم کرونا و بالارفتن آمار ابتلا و مرگ و میر مردم کشور، درصد رعایت پروتکلها بنا بر شواهد موجود بسیار افت کرده است. پروژه واکسیناسیون کادر درمان و نه حتی کل کشور نیز بنابه اعلام مقامات بهداشتی شکست خورده و به نظر میرسد راهی جز رعایت شدید پروتکلهای بهداشتی وجود ندارد. ستاد ملی مبارزه با کرونا اقدامات شدید پیشگیرانهای را برای مواجهه با این وضعیت وضع و به همه استانهای کشور ابلاغ کرده است؛ اما دیده میشود که به عنوان مثال در شهرهای اصفهان و تهران با این موضوع به صورت کاملا سلیقهای در سطح نهادهای دولتی و حاکمیتی و به صورت ولنگارانهای در سطح جامعه برخورد میشود. همین مسئله دستمایه گفتوگوی تحلیلی اصفهانزیبا با دکتر اماناله قراییمقدم، جامعهشناس شده است. او بر این باور است که «مسئله رعایتنکردن پروتکلهای بهداشتی، مسئلهای کاملا فرهنگی است و ریشه در تاریخ ما، حتی به قدمت هزار سال دارد.» او معتقد است که «ما دربرابر مواجهه با تکنولوژی و پدیدههای دنیای مدرن دچار “تأخر یا پسافتادگی فرهنگی” هستیم و به همین خاطر نتوانستهایم کرونا را در طول این مدت مدیریت کنیم.»
با دوباره قرمزشدن وضعیت کرونایی استان اصفهان، طرح پیشنهادی تعطیلات دوهفتهای اصفهان در ستاد ملی کرونا مطرح شد؛ اما مورد تصویب قرار نگرفت. این در حالی است که هماکنون 20 شهرستان استان در وضعیت قرمز قرار دارند، همه مشاغل بهجز مشاغل گروه یک تعطیلشدهاند، ادارات و دستگاهها بهصورت نیمهتعطیل فعالیت میکنند و باقی شهرستانهای استان نیز در وضعیت نارنجی به سر میبرند؛ اما همچنان دیده میشود که رعایت پروتکلها در برخی از قسمتهای شهر مانند چهارباغ عباسی در بدترین وضعیت ممکن رعایت نمیشود.
اختتامیه مجازی جشنواره ملی «یاریگران زندگی» 17 فروردین 1400 با معرفی و تقدیر اثر برگزیده مجموعه پوستر «بشنو و باورنکن» در دبیرخانه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر اصفهان برگزار شد. در ابتدای این مراسم آنلاین، سردار اسکندر مؤمنی، دبیرکل شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر با اشاره به فعالیتهای انجامشده در راستای برگزاری این جشنواره، گفت: «این جشنواره محصول فعالیت بیش از یک سال واحدهای فرهنگساز کشور است. در 4 دهه گذشته ستاد اقدامات خوب مقابلهای داشته و در سال 99 رکورد تاریخ کشف موادمخدر در ایران و جهان را شکست و موردتقدیر سازمان ملل قرار گرفت، درحالیکه تولید این محصول نسبت به 50 سال پیش بیشتر شده است.»