مدیرعامل خیریه بیماران دیابتی اصفهان درباره کمبود ادامهدار انسولین میگوید: «گفتهاند که به دلیل تحریمها تهیه انسولین ممکن نیست؛ درست مثل واکسن کرونا»؛ این درحالی است که به گفته او «به دلیل پیشرفت دیابت در کشور، هر بیست دقیقه یک قطع عضو داریم.» و این یعنی دیابت در حال مثلهکردن ایران و جهان است. ســازمـــان بــهــداشـــت جـــهــانی پیشبینی کرده است که تا سال 2030، پانصد میلیون نفر درجهان دچار تلخی بیماری قند خواهند شد.
آقای نیلفروشان! بـــهتـــازگی
در مصاحبهای عنوان کردهاید که اصفهان پس از یزد رتبه دوم کشور را در ابتلا به دیابت دارد، درباره آمار جهانی این بیماری توضیح دهید. در گذشته ابتلا به بیماری دیابت نه اینکه وجود نداشته باشد، ولی بسیار کمتر از امروز بود. با پیشرفت تکنولوژی اما شیوع این بیماری در جهان بیشتر شد؛ تا آنجا که سازمان بهداشت جهانی پیشبینی کرده است که تا سال 2030 پانصد میلیون نفر از جمعیت جهان دچار دیابت میشوند و هماکنون نیز طبق آمارها چهارصدو شصت میلیون نفر در جهان به این بیماری مبتلا هستند.
مهمترین عوامل ابتلای افراد به دیابت چیست؟
عوامل مختلفی در ابتلای افراد به بیماری دیابت وجود دارد که یکی از آنها، فاکتور ژنتیک است؛ بنابراین بیماری دیابت ازجمله بیماریهای ارثی محسوب میشود که اغلب در فامیلهای درجهیک (پدربزرگ، مــادربــزرگ، دایــی، عـمــو، عــمــه و خاله) مشاهده شده و به دیگر افراد خانواده ژنتیکی منتقل میشود. از دیگر فاکتورهای ابتلا به این بیماری میتوان به عدم تحرک، تغذیه نـــامنــاســب، استرس، آلودگی هوا و… اشاره کرد. تمامی این عوامل به همراه تکنولوژی دست به دست هم داده و باعث میشوند بیماری دیابت در همه جای جهان رو به رشد و توسعه باشد. این بیماری، بیماری مرموزی است که بسیار هزینهبر است و میتواند انسانهای مولد و توانمند را در صورت عدم رعایت موازین بهداشت و سلامت، به انسانهایی افسرده، نیازمند، سربار و همواره در حال دردکشیدن و تحلیل رفتن تبدیل کند؛ به همین خاطر تأکید ما بر این است که «کسی که دیابت دارد، حتما باید بیماریاش را کنترل کند.»
چه فاکتورهایی در درمان این بیماری مؤثر است؟
فاکتورهای ابتلا به دیابت و کنترل آن بسیار زیادند؛ اما نتایج پزشکی در پیشگیری و کنترل این بیماری در جهان نشان داده است که مصرف غذای سالم، تحرک، ورزش مناسب و کنترل و مدیریت استرس ازجمله عواملی هستند که در پیشگیری از ابتلا به دیابت نقش بهسزایی دارند؛ ولی متأسفانه در جامعه ما استفاده بیشازحد از تکنولوژی باعث شده است انسانها تحرک کمتری داشته باشند. به واقع عدم تحرک تا پیش از شیوع کرونا از پیشزمینههای اساسی ابتلا به دیابت بود که هماکنون بهدلیل وضع پروتکلهای بهداشتی تشدید شده و بیشتر افراد جامعه سعی میکنند مسیرهای همیشگی مثل از خانه تا محل کار، از محل کار تا خانه، از خانه یا محل کار به فروشگاه و آموزشگاه فرزندان و… را با وسیله نقلیه شخصی طی کنند و به نظر میرسد به دلایل مختلف حاضر نیستند حتی در مسیرهای کوتاه به پیادهروی بپردازند. رواج دورکاری در مشاغل و آموزش آنلاین در مؤسسات دولتی و خصوصی نیز موجب شده است افراد شاغل، دانشآموزان، دانشپذیران، مربیان و معلمان آنها از سویی دچار افت شدید تحرک شوند و از سوی دیگر میزان مصرف موادغذایی در آنها بالا برود؛ درحالیکه انرژی دریافتیشان در کمترین حالت مصرف میشود. این موضوع موجب افزایش میزان چاقی و در ادامه، افزایش ابتلا به دیابت شده و خواهد شد و همانگونه که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده، سالانه به آمار مبتلایان افزوده میشود؛ کما اینکه افزایش جمعیت همواره مساوی با بروز و شیوع بیشتر بیماریهاست.
یعنی ابتلا به دیابت با سبک زندگی، اقلیم و فرهنگ زیستی آدمها مرتبط است؟
بله. دقیقا. به زندگی پدران و مادرانمان و بهطور کلی، یکیدونسل پیش از خودمان که نگاه کنیم متوجه میشویم که مثلا آشپزخانه از اتاقهایی که در آن زندگی میکردند، فاصله زیادی داشت؛ بنابراین وقتی مادر خانواده میخواست یک وعده غذایی را طبخ کند، برای تهیه و عملآوری هر مادهغذایی تحرکات خاصی انجام میداد؛ به عنوان نمونه، اگر قراربود در غذا گوشت به کار برده شود، باید آن را در هاون سنگی با دسته یانه میکوبید یا برای شستن ظرفها پای حوض خانه مینشست یا در محیطی کمبضاعتتر، ظروف را دست میگرفت و کنار جوی محله میبرد و آنها را میشست. این تحرکات باعث بالارفتن سوختوساز یا متابولیسم بدن شده و موجب میشد انرژی انباشته در بدن مصرف شود؛ اما اکنون ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، چرخگوشت، آسیاب، مخلوطکن، گاز و… در اختیار افراد جامعه است. به همین خاطر میبینیم که هنوز هم دیابت در جوامع روستایی بسیار کمتر از جوامع شهری است؛ چون روستاییها تحرک بیشتری دارند، اما در جوامع شهری تحرک بسیار کمتری وجود دارد.
ما همواره دوست داریم در حالت نشسته کارهایمان را انجام دهیم. از وسایلی مثل تلویزیون، ضبطصوت، کــولــرگازی و… بـــهوسیلــه دستگاه کنترل استفاده میکنیم. حتی حاضر نیستیم برای بازکردن درِ پارکینگ خانه از ماشین پیاده شویم و آن را به وسیله ریموت، باز و بسته میکنیم. همه اینها رفتارهایی است که باعث ایجاد زمینههای مستعد برای ابتلا به دیابت میشود؛ در حالی که جوامعی که تحرک بیشتری دارند، میزان آسیبپذیری آنها کمتر است؛ مثلا در کشور فنلاند شیرینی مالیات بالایی دارد؛ به همین خاطر شیرینیفروشی هم بسیار کم هست و مردم هم کمتر شیرینی مصرف میکنند؛ درنتیجه میزان ابتلا به دیابت نیز در این کشور بسیار پایین است؛ اما در آمریکا میزان تولید شیرینی بسیار بالاست، افراد چاق هم درصد چشمگیری از جمعیت را تشکیل میدهند، بنابراین میزان ابتلا به دیابت نیز در این کشور فراوان است. در اصفهان و یزد نیز به دلیل مصرف بالای شیرینیهایی مانند گز، سوهان، باقلوا، گوشفیل، نبات، پولکی، قند، قطاب و… با رشد دیابت روبهروییم؛ این در حالی است که مردم شرق ایران که چندان میلی به مصرف شیرینی ندارند، درصد دیابت پایینی دارند، ولی مثلا یزدیها به دلیل تنوع شیرینیهایشان بیشتر به این بیماری مبتلا میشوند و بهتبع، مقام اول کشور را هم بهدست میآورند.
در عربستان سعودی نیز میزان ابتلا به دیابت بسیار بالاست؛ اما نکته مهم و قابل توجه اینجاست: «تحرک بیشتر مساوی است با ابتلای کمتر به دیابت.» البته عوامل دیگری مثل تغذیه مناسب نیز دخیل است؛ بهعنوانمثال، مصرف فستفودها و غذاهای چرب ازجمله عوامل مهم ابتلا به دیابت است. متأسفانه مردم اصفهان علاقه زیادی به مصرف غذاهای آماده، چرب، شور و شیرین دارند. هماکنون 30 تا 40درصد کودکان ما دچار چاقی هستند و مواردی مستعد برای ابتلا به عارضه دیابت.
آیا افراد مبتلا به دیابت نسبت بـــه دیــــگـــران در بــرابـــر کرونـــا آسیبپذیرترند؟
بهتازگی مقاله جالبی به قلم یکی از پروفسورهای انستیتو پاستور میخواندم که در آن به این نکته اشاره شده بود: حتی کرونا نیز موجب ابتلای افراد به دیابت میشود؛ ضمن اینکه افراد چاق نسبت به دیگران در ابتلا به کرونا مستعدتر هستند و به قولی زودتر ضربه فنی میشوند. افرادی که بیماریهای زمینهای، فـــشارخــون، بــیــمــاریهــای قلبی، دیابت، چاقی و بیماریهای مرتبط دارند، بیشتر در معرض ابتلا به کرونا هستند؛ یعنی کرونا و دیابت رابطه همپیوندی دارند.
درصورتی که کرونا داشته باشید امکان ابتلای شما به دیابت بالا میرود و درصورتی که دیابت داشته باشید، احتمال ابتلای شما به کرونا بیشتر از دیگران است. به همین خاطر است که باز تأکید میکنم: «تحرک و تغذیه مناسب دو عامل مهم در پیشگیری از ابتلا به دیابت و در نتیجه مبتلانشدن به کروناست.»
بهتازگی از افزایش 12درصدی مراجعه مبتلایان به دیابت به مرکز خیریه بیماران دیابتی خبر داده اید. آیا دلیل افزایش مراجعات صرفا کــمتــحــرکــی و تــغــذیــه نــامناسب است؟
فاکتورهای مختلفی در این زمینه تأثیرگذار است که یکی از مهمترین آنها، وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه است. به همین خاطر کمکهایی که ما از طریق خیریه انجام میدهیم، براساس مراجعاتی که هماکنون بیشتر شده، بالاتر رفته است. آن فاکتورهایی هم که اشاره کردید، بسیار مؤثر هستند؛ چون اگر ما بخواهیم همواره خانه نشین باشیم بیشتر مصرف میکنیم و کمتر تحرک خواهیم داشت.
کدام شهرستانهای استان بیماران دیابتی بیشتری دارند؟ آیا از دلایل عمده آن خبر دارید؟
همانطور که گفتم یکی از فاکتورهای مهم ابتلا به دیابت، مسئله ژنتیک یا وراثت است که به همین خاطر نمیتوان از ابتلای افراد به آن جلوگیری کرد؛ اما برخی شهرهای استان مثل نجف آباد و خمینیشهر که نسبت به دیگر شهرها پرجمعیتتر هستند، آمار بالاتری را نشان میدهند؛ این در حالی است که در شرق استان که بهطور معمول شهرها جمعیت کمتری دارند، دیابت کمتر شایع است.
آیا در این زمینه به تفکیک شهرستان آماری دارید؟
در این زمینه آمار دقیقی ندارم؛ اما در خود شهر اصفهان آمارهایی موجود است؛ به عنوان مثال، در غربالگری که در سطح شهر اصفهان داشتیم منطقه دروازه شیراز آمار پایینی داشت، در منطقه دروازه دولت این آمار متوسط بود و در مناطقی مانند طوقچی و وحید، درصد دیابتیها نسبت به دیگر مناطق شهر بالاتر بود. این یعنی در مناطق و جوامعی که از نظر فرهنگی و اقتصادی در طبقه بالاتری قرار دارند، میزان شیوع دیابت کمتر است.
آیا امکان تفکیک مبتلایانِ ارثی در زمان غربالگری پیش از ازدواج وجود دارد؟
به قدری فاکتورهای لازم برای ابتلا به دیابت زیاد است که هنوز نتوانستهاند به مسئلهای که مدنظر شماست، دست یابند؛ درحالیکه این امکان برای بیماریهایی مثل تالاسمی یا برخی از سرطانها وجود دارد. در همین رابطه با یکی از استادان ژنتیک دانشگاه صحبت میکردم که آیا میشود ژن دیابت را کشف کرد؟ ایشان به همین نکته بالا بودن فاکتورهای ابتلا اشاره کرده و گفتند که هنوز موفق به کشف این ژن نشدهاند.
آیا در کل جهان به همین نتیجه رسیدهاند یا اینکه ما قادر به کشف آن نشدهایم؟
نــمــیدانــم؛ اما باتوجه به اینکه دیابت در کشورهای پیشرفتهای مثل آمریکا از آمار بالایی برخوردار است و سازمان بهداشت جهانی نیز در این زمینه پیشبینیهای خود را منتشر میکند، بهنظر میرسد هنوز کشوری نتوانسته در این باره تمهیدی بیندیشد؛ حتی در اروپا نیز چنین کاری انجام نشده است، در عین حال همانگونه که گفتم مهمترین فاکتورهای پیشگیری، تحرک و تغذیه مناسب است. زمانی که تغذیه و تحرک مناسب داشته باشید، این بیماری کنترل میشود؛ اما در غیر این صورت بــهســرعــت مــبــتــلا خــواهیــد شد. متأسفانه این بیماری هم شایع است، هم مزمن، هم پیشرونده و هم سیستماتیک؛ یعنی تمامی سیستمهای حیاتی بدن انسان را یکی بعد از دیگری از کار میاندازد.
گفتید که وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه از فاکتورهای مهم ابتلا به دیابت است، آماری دارید که طی یک دهه گذشته وضعیت ابتلا به این بیماری در اصفهان چه تغییراتی داشته است؟
این مسئله، موضوعی واضح و روشن است؛ زیرا وقتی وضعیت اقتصادی مردم نامناسب باشد، مثلا فرد مبتلا نتواند به میزان لازم انسولین بخرد و به قول اصفهانیها بخواهد «قاتق» کند، میزان کمتری از دز لازم را دریافت میکند و در مقابل قندِ او بالاتر میرود. بنابراین وضعیت اقتصادی بر شیوع و ابتلا و جهش دیابت صد درصد تأثیر دارد. به همین خاطر ما در خیریه بیماران دیابتی سعی میکنیم با فراهمکردن انسولین برای بیماران بیبضاعت یا کمبضاعت از پیشروی این بیماری در حد توانمان جلوگیری کنیم تا لااقل افراد مبتلا دز موردنظرِ انسولین را دریافت کنند. اگر افراد دیابتی بتوانند بیماریشان را کنترل کنند، طبیعتا طول عمر بیشتری خواهند داشت؛ در غیر این صورت همانگونه که گفتم دیابت به صورت سیستماتیک همه سیستمهای حیاتی آنها را بهترتیب از کار میاندازد و متأسفانه موجب مرگ زودرس و دردناک برای این افراد میشود که تبعات بسیاری برای خانوادهها در پی دارد؛ بهخصوص اگر فرد دیابتی سرپرست خانوار یا نانآور باشد. به همین خاطر باید گوشزد کنم که «دیابت مانند هر بیماری مزمن دیگری بر کلیت زیست جامعه تأثیر میگذارد.»
با توجه به اینکه در سال گذشته در مقاطعی انسولین کمیاب و نایاب شد، آیا خدماتدهی متناسب با افزایش آمار بوده است؟
انسولین همچنان کمیاب است. در گفتوگوهایی که با معاونت غذا و داروی کشور داشتیم به ما گفته شد که تا اواسط اردیبهشتماه این مسئله رفع خواهد شد؛ اما نهایتا باید گفت که ما از طریق بانکها قادر به تأمین هزینه خرید انسولین بودهایم و در شرایط حاضر، ظاهرا کسی به این مسئله نمیاندیشد که انسولین و دیگر داروهای موردنیاز جزو تجهیزات پزشکی است. میگویند که به دلیل تحریمها تهیه انسولین ممکن نیست؛ درست مثل واکسن کرونا که ایران آن را خریداری کرد، حتی وارد فرودگاه هم شد، اما اجازه حمل آن به کشور داده نشد.
یعنی همچنان با معضل تأمین انسولین روبهروییم؟
بله. همچنان با کمبود انسولین روبهروییم؛ ولی سعی میکنیم به وسیله خیریه از جاهای مختلف این دارو را تهیه کنیم؛ مثلا به تازگی در تربت حیدریه انسولین کمتری مصرف شده بود؛ بنابراین مازاد آن را برای بیمارانی که تحتپوشش خیریه هستند، خریداری کردیم.
بهجز انسولین، بیماران دیابتی با چه مشکلاتی روبهرو هستند؟
متأسفانه بیماری دیابت اعضای حساس بدن را بهسرعت درگیر میکند؛ مثلا شبکیه چشمها آسیب میبینند؛ همچنین کلیهها درگیر میشوند که نیازمند دیالیز هستند. قلب، کبد و اندامهای تحتانی نیز از اعضایی هستند که بسیار آسیب میبینند و برخی اوقات موجب زخم پا و درنهایت قطع عضو میشوند. متأسفانه هر بیست دقیقه در کشور یک قطع عضو بهخاطر پیشرفت دیابت داریم. به همین خاطر است که توصیه اکید ما پیشگیری و کنترل این بیماری است. وزارت بهداشت با توجه به توسعه دیابت در کشور تمهیدهایی اندیشیده که تمام مراکز جامع سلامت دارای تیمهای درمانی برای دیابت باشند. این تیمها متشکل از پزشک دیابت، رابط سلامت، کارشناس تربیتبدنی، کارشـــنـــاس تـــغــذیـــه و کارشــنــاس روانشناسی هستند. به همین خاطر در این مراکز که دولتی هستند، به بــیـــمـــاران دیــابــتــی بهصورت تیمی خدماتدهی میشود.
روند این رسیدگیها را چگونه ارزیابی میکنید؟
باید در این زمینه فرهنگسازی شود. متأسفانه در جامعه ما فکر میکنند که دیابت یک شوخی است. آنها میگویند «ما که در نهایت میمیریم، بگذار هرچه دلمان میخواهد بخوریم»؛ ولی اگر فرهنگسازی شود، خودِ مردم رعایت میکنند.
از گذشته اعتقادی درباره رابطه مصرف دخانیات و موادمخدر، بهخصوص تریاک در درمان یا کنترل دیابت وجود داشته است. آیا این مسئله از نظر علمی درست است؟
خیر. مصرف دخانیات موجب تسریع رشد دیابت در بدن فرد بیمار میشود و او را به اسکلروز (گرفتگی رگ) مبتلا میکند. این باورها، بهخصوص درباره مصرف تریاک، باوری بسیار غلط است. اگر باور مثبتی هم در این زمینه وجود دارد به خاطر این است که مورفین درد را تسکین میدهد و هیچ جایگزینی ندارد؛ درضمن چیزی را درمان نمیکند، تنها دردکشیدن را به تعویق میاندازد؛ درحالی که مصرف هرگونه دخانیات و مواد مخدر با فیزیولوژی بدن هیچ تناسبی ندارد.



