همیشه قبل از وقوع انجام کاری، هیجان بیشتری در خصوص خودِ اتفاق، وجود دارد؛ مثل عید نوروز. همیشه تبوتاب روز و شبهای قبل از عید خیلی بیشتر از خود آن است. اصلا انگار ما عید را برای حالوهوای قبلش دوست داریم. انتخابات ریاستجمهوری هم از آن دسته است. ما در سالهای گذشته، تبوتاب قبل از انتخابات را بیشتر از خود روز انتخابات دوست داشتیم: اینکه شبها به خیابان برویم، طرفداران کاندیداهای مختلف و جشنهایی را که در ستادهایشان گرفتهاند، ببینیم و در شادیهای جمعی شاد شویم. اما امسال خبری از آن شور و هیجان نیست.
کسبوکارها از گزند کرونا در سال 1400 هم دور نماندند. قـرنطـیـنــه و تعطیلیها در فروردین و اردیبهشت سال جاری باعث به صفر رسیدن درآمد افراد زیادی شد.
صبح دیروز خبری مبنی بر نامه محسن هاشمی رفسنجانی، به رهبر انقلاب در رسانهها پیچیده شد. این نامه حاکی از آن است که هاشمی رفسنجانی از عملکرد شورای نگهبان تظلم خواهی نموده است. در پی این نامه سخنگوی شورای نگهبان این اظهارات را ساده انگارانه قلمداد و تکذیب نمود. وزیر وقت اطلاعات نیز گفته است: «در شورای نگهبان گفتم: براساس گزارشات از کف خیابان در سال ۹۲ آقای رفسنجانی پیروز انتخابات میبود. جمعبندی من این بود که با توجه به شرایط نظام مصلحت این بود ایشان رد صلاحیت شوند و دلایل آن را توضیح دادم.»
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست مِیگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
یک هفته از رفتنش گذشته و تازه میتوانم قلم به دست بگیرم و از او بنویسم.
-هجدهسالهام. دانشجوی سالِ اول رشته تاریخ. در همان ترم اول شما استادِ محبوبِ خیلی از ما سالاولیها شدید. استادی که تاریخ را جورِ دیگر میفهمید و میفهماند. موقع تدریس تاریخ ساسانیان، سقوطِ سلسله ساسانی با آن جلال و جبروتش را به داستان حضرت سلیمان و عصایش تشبیه میکردید. سلیمانی که سالها مرده بود در حالیکه به عصایی تکیه داده و کسی از مرگش خبر نداشت. موریانه عصایش را از درون آهسته میخورد و سرانجام روزی سلیمان نقش بر زمین شد. آنگاه خبر پیچید که سلیمان مرده است و سلیمان سالها پیش مرده بود.
دکتر فریدون الهیاری «مردمدار» بود. در این چند روزی که از درگذشت استاد فقید تاریخ دانشگاه اصفهان میگذرد، هرکس در رابطه با ایشان چیزی گفته یا نوشته است به مردمداری او نیز اشاره کرده است. به گونهای که اگر بخواهیم کلیدواژههای شخصیتی این استاد مسلم تاریخ را احصا کنیم، قطعا و مسلما «مردمداری» در زمره این کلیدواژههاست. روش و منش مرحوم فریدون الهیاری چنانچه بنده از پس 22 سال سابقه آشنایی با وی اطلاع داشتم، به شکلی بود که با هرکس از استادان و دانشجویان گرفته تا مدیران و کارکنان اداری و حتی با اربابرجوعی به ستوهآمده از پیچوخمهای اداری دیوانسالاری حاکم که به دفتر وی پناه آورده بود، سرشار از متانت، فروتنی و ادب بود. این بنده خود بارها از مشایعتهای وی تا پاسی فراتر از دفتر کار ایشان شرمنده شده بودم.
چشمهایم را میبندم، سفر میکنم به گذشتهای که روزگار نتوانست خاطرات شیرینش را از صفحه دلم محو کند، مرغ خیالم را پرواز میدهم به سالهای نه چندان دور، به دانشگاه اصفهان، به همان مکتبخانهای که عشق را مردی آموزش میداد که خودش جزو معدود بازماندگان نسل انسانهای بزرگ بود که جهان را کوچک میشمرد،
چه خوب است که مشخصه هر انسانی لبخند روی لبش باشد و دکتر الهیاری مرد بزرگ تاریخ آنقدر مهربان و خوشبرخورد و خوش رو بودند که قبل از اینکه ما به ایشان سلام کنیم، با لبخندِ بر لبشان به ما سلام میکردند. چقدر شیرین و گویا تاریخ را برایمان تحلیل میکردید. هنوز صدای شما در گوشم هست. تاریخ گواه این ماجراست که سوختید تا بسازید اندیشههای نو را. ما ورودیهای سال ۹۱ بودیم. دقیق به یاد دارم که شما هیچگاه در کلاس حضور و غیاب نکردید، ولی به یاد ندارم دانشجویی در کلاسِ درسِ شما غایب باشد.
آسانسور باز میشود. ناگهان او را میبینم. برای گرفتن مجوزی به میراثفرهنگی رفتهام. وقتی وارد آسانسور میشود میگویم سلام استاد. حافظه درخشانی دارد. فامیلم را میگویم و بعد از گذشت این همه سال هنوز مرا به یاد دارد. نسبت به آن سالهای دانشگاه به لحاظ جسمی خیلی تغییر کرده است. شنیده بودم مدتهاست درگیر سرطان است. حمله مغول را به یاد میآورم. سپاه چنگیزخان. شخمزدن شهرهای ایران.
مراسم تشییع پیکر دکتر فریدون الهیاری در جلوی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان برگزار شد. عده زیادی آمده بودند. شاگردان و همکاران استاد در این سو و آن سو بودند. بعضی از همشهریان استاد نیز برای ادای احترام با لباس محلی حضور پیدا کرده بودند. در چهره همگی میشد علامت «تسلیم و رضا» را دید. کرونا مدتهاست همگی ما را به این «فکر» رسانیده است. گویی همه منتظریم کرونا به سراغمان بیاید. چند وقت پیش هم در همین دانشگاه، دکتر حسین یقینی را تشییع کردیم. بهراستی که دست روزگار «گلچین» است. به یاد شعر شاملو افتادم: «در مردگان خویش نظرمیبندیم / با طرح خندهای / و نوبت خود را انتظارمیکشیم / بی هیچ / خندهای»… . اطراف را مینگرم. این سو و آن سو جمعیت پراکنده است. زیر درختان و هرکس سایهای یافته است.
شصتوپنجمین نشست هماندیشی «اصفهان فردا» با حضور رئیس شورای اسلامی شهر، شهردار اصفهان و مدیر منطقه8 و جـمـعـی از معتمدان محلی منطقه8 شهرداری اصفهان برگزار شد. رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان در این نشست گفت: معتقدم باتوجه به اقداماتی که در شهر صورتگرفته است، همچنان شهر اصفهان نیاز به کار دارد تا جمعیت دومیلیون نفری آن در آرامش باشند. علیرضا نصر اصفهانی افزود: شهروندان باید در امورات شهری مشارکت داشته باشند تا بتوانیم اقدامات بهتری انجام دهیم. او با اشاره به اینکه باید مشارکتهای مردمی را پاس بداریم و بهصورت عملی به آن توجه کنیم، تصریح کرد: بودجهریزی مشارکتی در دستور کار قرار گرفته است و ما به این موضوع توجه ویژهای داشتهایم.
نیمه اول هرسال، شلوغترین فصل بازار رهن و اجاره مسکن در اصفهان است. با شروع نیمه گرم سال و در طول فروردین و اردیبهشت مالکان و مستأجران یکدیگر را محک میزنند و از خردادماه معاملات رهن و اجاره آغاز میشود.