مشکلات رسانههای رسمی ایران قبل از شیوع کرونا کم نبود. گرانی بیرویه کاغذ و ابزار چاپ، جریانهای بدون ضابطه تعدیل و اخراج نیروها و روزنامهنگاران در شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص، رقابت نادرست فضای مجازی با فضای رسانهای حرفهای و… با شیوع کرونا شدیدتر شد و شرایط تازه قرنطینه و دورکاری برخی از مشاغل و روزنامهنگاران، کم شدن آگهیها بهتبعِ تعطیلی برخی مشاغل، تغییر لحظهای قیمت کاغذ و چاپ و موارد دیگر باعث شد زنگ خطر رسانهها بهخصوص روزنامهها و نشریات چاپی بلندتر از قبل به صدا درآید و با تعدیل و اخراج بخش دیگری از روزنامهنگاران، کمشدن صفحات و تعطیلی نشریات بیش از قبل مواجه باشیم.
20 هزار جلد کتاب در کارتن! این سادهترین توصیفی است که میتوان با آن وضعیت نخستین کتابخانه خصوصی اصفهان را تصویر کرد. اکبر ابراهیمی مدیر این کتابخانه 30 ساله تقریبا از همان سالهای ابتدایی گردآوری کتابها و ایجاد شاکله کتابخانه، نامهنگاری و مکاتبه با مدیران مختلف وقت فرهنگی را آغاز کرده ولی تا امروز همچنان دستش خالی و کتابهای کتابخانهاش بیجا و مکان مانده است. تمام این مکاتبات آرشیو شدهاند و حجم و گستردگیشان نشانگر همت مدیر کتابخانه است.
«بنبست جنت». بیاختیار میایستم و چشم میدوزم به پلاک کوچه. پلاک یک کاشی لاجوردیرنگ با نقش زیبای ختایی است که هرچند آسیبدیده و گذر زمانبر آن خط انداخته، اما هنوز چشمنواز است. کنار پلاک قدیمی پلاک دیگری نصبشده که جدید و امروزی است. یک پلاک فلزی زمینه سفید مستطیل شکل با فونت آبی و سیاه که جنت را به فارسی و انگلیسی بر آن نوشتهاند، اما بهقدری بیروح و رنگ است که آدم فکر میکند در امتداد آن به هیچ بهشتی نمیرسد! پلاکهای سردر خانه و کوچهها این روزها کمتر ما را به توقف وامیدارند؛ خیلی وقتها آنها را میبینیم بدون اینکه در ذهنمان ثبت شوند و تصویری به یادگار بگذارند، اما هنوز حافظه مخدوش شهر، تابلوها و پلاکهای کوچکی را در خاطر دارد که زمانی محل آرامش و زیباییدوستی شهروندانش بود.