بیش از حدود پنجاه روز از آغاز جنگ رمضان و بیش از دو هفته از آغاز آتش بس گذشته است.
این روزها و شبها همه ما احساسات پیچیده و متراکمی را درک کردهایم؛ اما بدترین حسی که یک نفر میتواند در روزهای جنگ احساس کند، حس تعلیق و ابهام است.
«دلم یه خونه آروم میخواد»، نام کتابی است که سعی دارد با زبانی خودمانی به مهمترین مشکلات و رنجهای نوجوانان بپردازد و به آنها در حل این مسائل کمک کند.
بارها شده است که در میان همکاران و در زمان استراحت در اتاق معلمان، از وضعیت سربههوایی و بیخیالی دانشآموزانمان لب به شکایت گشودهایم و وضعیت آنها را با سالهای قبل مقایسه کردهایم؛ زمانی که خودمان دانشآموز بودیم که هیچ، وضعیت دانشآموزان الان، حتی با 10 سال پیش هم قابلمقایسه نیست.
اتفاقهای این روزهای اخیر، همه را دچار بهتوحیرت کرده است: تعداد فراوان کشتهشدگان و حجم گسترده تخریب اموال عمومی و بیتالمال و نیز آتشزدن و ازبینبردن اموال شخصی افراد از قبیل ماشین، خانه، فروشگاه و… .
شاید اولین تجربههای جدی و همگانی ما در برگزاری کلاسهای درسی بهصورت مجازی، مربوط به ایام همهگیری کرونا باشد.
کتاب هفت مهارت برای زندگی راهحل محور، کتابی است مختصر و شیرین که سعی میکند با سادهترین بیان شمارا با اصول اساسی این شیوه درمانی آشنا کند.
چند روز پیش سر کلاس نگارش وقتی تکالیف درس اول را برای دانشآموزانم مشخص کردم، یک نفر از وسط کلاس آرام گفت: «آقا ما که همه را باهوش مصنوعی انجام میدهیم.».
حدود بیست روز تا شروع سال تحصیلی جدید باقیمانده است و این آغاز، مثل همیشه سؤالاتی را با خود به همراه میآورد. سؤالاتی که اگرچه تکراریاند اما تجربه این یک دهه اخیر نشان داده که پاسخهای بهشدت متنوعی میتوان به هرکدام داد، فقط کافی است کمی زمان بگذرد تا اشکالات پاسخهای پیشین مشخص گردد.
این روزها بازار کتابهایی که به شما قوتقلب میدهند و شما را تشویق میکنند تا بهترینِ خودتان باشید، حسابی داغ است و شناخت استعدادها و تواناییهای بالقوه انسانها در این روزگار نُقل همه محافل است.
تابستان فرارسیده و خانوادهها در تکاپوی ثبتنام فرزندان خود در کلاسهای تابستانه هستند تا مبادا از این فرصت سهماهه غافل شوند و فرزندشان از قطار پرسروصدای کسب دانش و مهارت جا بماند و خدایناکرده آیندهاش به خطر بیفتد.
همیشه وقتی با دانشآموزانم در مورد انتخاب رشته و مسیر شغلی آیندهشان صحبت میکنم به آنها میگویم باید بهجای اینکه فقط درس بخوانند و احیاناً روی شناخت استعدادها و تواناییهایشان وقت صرف کنند یا دنبال علاقهشان بروند، مسئله داشته باشند.
اینجا نیازی به درسنامه و برنامهریزی نیست تا بچهها ایمانشان رشد کند و نسبت به بقیه ایثار و ازخودگذشتگی نشان بدهند. هیئت دانشآموزی یک بستر قوی رشدی است در متن زندگی واقعی!