به گزارش اصفهان زیبا؛ شاید اولین تجربههای جدی و همگانی ما در برگزاری کلاسهای درسی بهصورت مجازی، مربوط به ایام همهگیری کرونا باشد.
هنوز دقیق یادم هست، اسفند سال ۱۳۹۸ که رسما مدارس را تعطیل کردند، به امید اینکه تا چند هفته آینده همه چیز به روال سابق برگردد، در یکی از پیامرسانها برای هر کلاس از هر پایه، کانال زدیم و از معلمان مدرسه خواستیم فیلم تدریس خود را بارگذاری کنند؛ ولی نمیدانستیم که قرار است تا چند سال روال مرسوم آموزش به هم بخورد و دیگر هم مانند قبل نشود.
در همان روزها بود که جلسههای کاری، برگزاری همایش و… را بهصورت مجازی تجربه کردیم؛ حتی جلسههای حلقه معرفت با بچههای مسجد و کانون را نیز در بهار همان سال بهصورت مجازی برگزار کردم. اوایل، برگزاری جلسهها به این شکل برای همه عجیب بود؛ اما کمکم جا افتاد و به آن عادت کردیم.
از آن روزها مدتهاست که میگذرد؛ هم تجربه ما بیشتر شده، هم امکانات نرمافزاری و سختافزاری توسعهیافتهاند و هم اینکه فرهنگ برگزاری جلسه مجازی تا حد خوبی جاافتاده است؛ اما هنوز عدهای از افراد ازجمله برخی معلمان مدارس تا استادان حوزه و دانشگاه، هیچ تمایلی به برگزاری کلاس و جلسه خود بهصورت مجازی ندارند و عدهای دیگر نیز چون هیچ چارهای ندارند، تن به آن میدهند.
عمده دلیل ایشان نیز این است که بازدهی در آموزش بر خط، پایین است و ما نمیدانیم دانشآموز و دانشجو هنگام تدریس ما مشغول چه کاری است و چقدر به کلاس توجه دارد. برخی دیگر نیز میگویند ما باید مدام هنگام تدریس از مخاطب خود بازخورد بگیریم و متناسب با او بحث را جلو ببریم. وقتی من دیگران را نمیتوانم ببینم چطور میتوانم بفهمم مطالب درست منتقلشده است یا نه؟ همه این دغدغهها به نوبه خود ارزشمند و قابلبررسی است؛ ولی اکنون میدانیم که همه اینها راه جبران دارد.
من بهعنوان یک معلم به این نتیجه رسیدهام، کسی که سر کلاس حضوری، فعال است، در کلاس مجازی هم فعال خواهد بود و کسانی که در کلاس مجازی به مطالب گوش نمیکنند و دقت و توجه کافی ندارند، در کلاس حضوری نیز اکثرا همینگونه هستند.
به نظر میرسد ریشه مشکل کمی عمیقتر باشد و برای بررسی باید کمی عقبتر برویم.
ما انسانها موجوداتی هستیم که خیلی زود به شرایط محیط پیرامون خود عادت میکنیم و از یک زمانی به بعد، تغییر شرایط برای ما سخت میشود. بله، ما نباید بیپروا و بدون فکر به سراغ هر امر تازهای برویم و آنچه را از گذشتگان به ما رسیده است، یکسره انکار کنیم؛ اما در همین حال باید هوشیار باشیم و آنچه به بهبود زندگی ما کمک میکند، از خود دریغ نکنیم.
هنوز که هنوز است، درباره ضررهای استفاده از تلفن همراه سخن میگویند و دیگران را به دوری از آن تشویق میکنند. بله؛ باید توجه داشت که هر مدل ابزار و فناوری جدید، بهرغم اینکه امکانهای جدیدی برای ما فراهم میکند، میتواند در روند زندگی ما خلل وارد کند و پیامدهای خواسته یا ناخواستهای نیز داشته باشد که باید پیشبینی و کنترل شود.
همه این حرفها درست است؛ اما باید بهخاطر داشته باشیم، پیش از آنکه بخواهیم با دید انتقادی به این مسائل بنگریم، نخست بهعنوان یک واقعیت موجود آنها را بپذیریم. این یک واقعیت است که زندگی ما بدون تلفن همراه و بدون اینترنت و اخیرا بدون هوش مصنوعی، دیگر شدنی نیست! شاید شما بتوانید هنوز بدون استفاده از تلفن همراه زندگی کنید و هیچ تمایلی به استفاده از آن نداشته باشید؛ اما یقینا شما نمیتوانید این واقعیت را انکار کنید که گوشیهای هوشمند و اینترنت جزءلاینفک زندگی مردم است.
هرگاه ما فناوریهای جدید را بهعنوان واقعیت میدان پذیرفتیم، زاویه نگاه ما تفاوت میکند و ازآنپس به فکر آن خواهیم بود تا از این امکانهای موجود، حداکثر بهرهبرداری را در جهت خدمت به خود و همنوع خود داشته باشیم. در این صورت دیگر جلسههای مجازی نه یک شر ضروری، بلکه یک امکان جدید برای برقراری ارتباط خواهدبود.
میخواهم یکقدم فراتر بروم: وقتی برخی جلسههای آنلاین را میبینیم یا تدریس آفلاین برخی معلمان و استادان را نگاه میکنیم، میبینیم نهتنها نسبت به برخی از کلاسهای حضوری، کیفیت بهتری دارند، بلکه معایب جلسههای حضوری مثل هزینههای گزاف برگزاری جلسه و اجاره سالن و پذیرایی و دغدغه ایابوذهاب یا جای پارک و… را نیز ندارند.
این مسئله به نظرم مخصوصا برای مقطع متوسطه دوم حتمی است و مدارس مجازی احتمالا طی چند سال آینده رقیب جدی برای دبیرستانهای ما خواهند بود؛ چرا که دانشآموزان میتوانند با هزینههای کمتری نسبت به تحصیل در مدارس برتر سطح شهر، در کلاسهای مجازی شرکت کنند یا فیلم تدریس باکیفیت معلمان مطرح را خریداری کرده و اینگونه باکیفیت بهتر و هزینههای کمتر به مقصود خود که قبولی در دانشگاههای مطرح کشور است، دست پیدا کنند.
همه این نکتهها باعث میشود پدیده کلاس مجازی را بهعنوان یک امکان خاص که گذشتگان ما از آن بیبهره بودند، بازبشناسیم. اگر خود را با مسیر رشد و توسعه فناوری همراه نکنیم و از ظرفیتهایی که ایجاد میشود، حداکثر استفاده را نکنیم و آن را تهدیدی برای وضعیت موجود قلمداد کنیم، نهتنها بهمرور قدرت رقابت را از دست خواهیم داد، بلکه بهمرور از سبد آموزشی مخاطبان خود حذف خواهیم شد.




