نگاهی آسیب‌شناسانه به برنامه‌ریزی اوقات‌فراغت

تابستان؛ فرصتی برای رشد یا زندانی از کلاس‌های بی‌پایان!

تابستان فرارسیده و خانواده‌ها در تکاپوی ثبت‌نام فرزندان خود در کلاس‌های تابستانه هستند تا مبادا از این فرصت سه‌ماهه غافل شوند و فرزندشان از قطار پرسروصدای کسب دانش و مهارت جا بماند و خدای‌ناکرده آینده‌اش به خطر بیفتد.

تاریخ انتشار: ۰۹:۲۴ - یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
تابستان؛ فرصتی برای رشد یا زندانی از کلاس‌های بی‌پایان!

به گزارش اصفهان زیبا؛ تابستان فرارسیده و خانواده‌ها در تکاپوی ثبت‌نام فرزندان خود در کلاس‌های تابستانه هستند تا مبادا از این فرصت سه‌ماهه غافل شوند و فرزندشان از قطار پرسروصدای کسب دانش و مهارت جا بماند و خدای‌ناکرده آینده‌اش به خطر بیفتد. در این متن قصد داریم با نگاه آسیب‌شناسانه به بایدها و نبایدهای برنامه‌ریزی برای سه‌ماهه استراحت فرزندانمان بپردازیم.

استرس و فشار وارد شده کلاس‌های تابستانی بر خانواده‌ها و دانش‌آموزان

برای تبیین دقیق صورت‌مسئله باید کمی از مسئله دور شویم و موضوع را به‌صورت ریشه‌ای‌تر بررسی کنیم. پرسش مهم این است: چرا ما می‌خواهیم فرزندمان به کلاس تابستانه برود؟

حقیقت این است که ما به‌عنوان والدین و کسی که جز خیر و صلاح او چیز دیگری نمی‌خواهیم، وقتی سرعت تغییرات محیط پیرامون را می‌بینیم و زمانی که خاطره‌های شکست اطرافیان در زندگی‌شان را مرور می‌کنیم، ناخودآگاه به این فکر می‌کنیم که باید چطور از فرزندمان حمایت کنیم تا او طعم تلخ این شکست‌ها را نچشد و بتواند زندگی بهتری داشته باشد؟

در این شرایط است که برای انتخاب مدرسه او با ده‌ها نفر مشورت می‌کنیم و پس از پرس‌وجوی فراوان و با دلی سرشار از بیم و امید و چشم‌هایی نگران، او را در مدرسه‌ای ثبت‌نام می‌کنیم؛ اما این فقط برای سال تحصیلی است و تابستان پروژه‌ای مستقل است.

والدین مضطرب و نگران باید همان الگوریتم را هرسال برای پرکردن اوقات فراغت فرزندشان در ایام تابستان دوباره تکرار کنند؛ اما این مسئله اگر از قبلی سخت‌تر نباشد، حتما آسان‌تر نیست؛ چراکه اینجا تنوع محصولات عرضه شده بسیار بالاتر است.

از بهار هرسال سیل تبلیغات انواع‌واقسام کلاس‌ها در موضوع‌های مختلف از کلاس‌های تقویتی و بازآموزی گرفته تا کسب انواع مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و مهارت‌های رسانه‌ای و برنامه‌های کانون‌های فرهنگی، خانواده‌ها را احاطه می‌کنند؛ به‌طوری‌که اگر کسی در هیچ‌کدام از این عناوین ثبت‌نام نکند، حس می‌کند از جریان اصلی جامعه دورافتاده است.

اینجاست که خانواده باید با بررسی‌های متعدد به یک جمع‌بندی برسد و حداقل در تعدادی از این کلاس‌ها ثبت‌نام کند.

تا این جای کار، خیلی هم بد نیست و به‌قول‌معروف بالاخره بچه که نباید سه ماه را در خانه بیکار باشد! اما مسئله در جایی بغرنج می‌شود که برخی خانواده‌ها تلاش می‌کنند برای تمام زمان‌های فرزندشان برنامه‌ریزی کنند و او را در محاصره بی‌قیدوشرط انبوه کلاس‌های علمی، هنری، مهارتی و ورزشی قرار می‌دهند.

بارها شاهد شکایت این نوع دانش‌آموزان بوده‌ام که آرزو می‌کنند دوباره مدرسه‌ها باز شده و فشار کلاس‌های متعدد از روی دوش آن‌ها برداشته شود و نخواهند در طول روز مدام از این کلاس به آن کلاس در تردد باشند.

اما هنوز به این پرسش پاسخ نداده‌ایم که واقعا انگیزه والدین از سخت‌گیری‌های بیش از اندازه برای استفاده از فرصت تابستان چیست؟ در یک کلمه، حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته و اضطراب آینده. ناراحت نشوید؛ من هم خودم پدر هستم و دوست ندارم زحماتم زیر سؤال برود؛ اما باید با خود روراست باشیم.

در دنیای شلوغ و شتابان امروز می‌خواهیم فرزندمان بهترینِ خودش باشد؛ هم، چون او را دوست داریم و هم اینکه او آینه تمام‌نمای ماست و احیانا اگر نقصی در کار باشد، جامعه این را از چشم ما می‌بیند و آن وقت ما متهم خواهیم شد به اینکه آن‌قدری که نیاز بوده، والدین خوبی نبوده‌ایم. اگر ما به این احساسات و برداشت‌ها اهمیت بدهیم و نتوانیم آن را کنترل کنیم، مانند طنابی به دست‌وپای ما پیچیده خواهد شد و کم‌کم ما را از پا درخواهد آورد.

چگونه انتخاب کلاس‌ها کمترین آسیب را داشته باشد؟

اما مشکل کجاست؟ به نظر می‌رسد والدین به‌رغم تمام حسن‌نیتی که دارند، مرتکب یک خطای راهبردی هستند. درست است که آن‌ها واقعیات جامعه را می‌بینند و نگران آینده فرزندشان هستند، اما این، ‌همه ماجرا نیست.

آن‌ها از توجه به خواست فرزندشان غافل‌اند! حتی اگر با فرزندشان درباره انتخاب کلاس‌ها مشورت کنند و حتی اگر فرزند ایشان موافق شرکت در کلاس‌ها باشد، بازهم دلیل نمی‌شود که او با آگاهی کامل و از سر میل و خواست خود، این کارها را انتخاب کرده باشد؛ مخصوصا اگر او دانش‌آموز خوش‌استعداد و مسئولیت‌پذیری باشد؛ چرا که همواره تکالیف را سر موقع انجام می‌دهد و در همه کلاس‌ها نمره عالی می‌گیرد و ما گمان می‌کنیم که او اصلا برای این کلاس ساخته شده است؛ غافل از اینکه شاید واقعا این موضوعات نه‌تنها به درد آینده او نخورد؛ بلکه مانع بروز و ظهور استعدادهای غالبش بشود.

اما چه باید کرد؟ مهم‌ترین نکته، توجه به ویژگی‌های خُلقی و شخصیتی فرزندمان است. بارها با والدینی مواجه شده‌ام که از تفاوت‌های فرزندانشان متعجب‌اند! حقیقتا جای هیچ تعجبی نیست. درست است که والدین و محیط تربیتی فرزندان یک خانواده مشترک است، اما یک تفاوت مهم وجود دارد! تیپ شخصیتی یا شاکله وجودی، هرچه اسمش را بگذارید دلالت بر امر واحدی دارد.

انسان‌ها ذاتا با ویژگی‌هایی به دنیا می‌آیند که از همان ابتدای تولد ادراک و شناختشان را جهت می‌دهد؛ البته این هم همه بحث نیست و قطعا محیط و تربیت هم تأثیرگذار است؛ ولی نقطه شروع حرکت انسان از همان دارایی‌هایی است که از طریق پدر و مادر و اعقاب خود وام‌گرفته است.

واقعا والدین چقدر در انتخاب کلاس و برنامه‌ریزی تحصیل و اوقات فراغت این مؤلفه مهم و اساسی را مدنظر قرار می‌دهند؟

مشکل امروز ما کمبود اطلاعات نیست! بحمدالله وضعیت سواد و اطلاعات در کشور ما وضعیت خوبی دارد. همه ما کم‌وبیش در زمینه‌های مختلف اطلاعاتی داریم. مشکل در جهت‌دهی این اطلاعات و مهارت‌های تفکر است تا هر گفته‌ای را قبول نکنیم و هر خبری را نپذیریم و هرکسی نتواند مسیر ما را به سمت خود بکشاند. ازطرفی، مهارت‌های ارتباط ما نیز ضعیف است.

ما چقدر می‌توانیم در روابطمان با دیگران به حل مسئله بپردازیم و احیانا تعارض‌های خود را حل کنیم و چقدر در پی آموزش‌دادن این مهارت‌ها به فرزندانمان هستیم؟ این‌ها مهارت‌هایی است که جز در صحنه زندگی واقعی فراگرفته نمی‌شود.

برای آموزش برق‌کاری و آموزش زبان و هزارویک هنر و مهارت دیگر وقت هست؛ اما اگر به فرزندمان مهارت حل مسئله و مهارت حل تعارض و مهارت‌های تفکر نقاد را سر موقع نیاموزیم، شاید هیچ‌وقت دیگر او فرصت نکند برای آن‌ها وقت بگذارد یا هنگامی که بزرگ‌تر شد، اصلا آموختن این‌ها را بی‌معنی بداند.

اما چه باید کرد و در همین اوضاع فعلی باید چه مؤلفه‌هایی را مدنظر قرارداد تا انتخاب کلاس‌ها کمترین آسیب را داشته باشد؟

باگذشت حدود 14 سال از فعالیت آموزشی و تربیتی در حیطه نوجوانان، به نظر می‌رسد این ملاک‌ها برای یک انتخاب معقول مناسب باشد؛ توجه به علایق و استعدادها و خواست خود فرزند که توضیح داده شد. اولویت‌دادن به رشد مهارت‌های تفکر نقاد و رشد مهارت‌های مدیریت فردی و تأکید بر کلاس‌هایی که مهارت‌های باهم‌بودن و کارگروهی و هوش میان‌فردی را تقویت می‌کند.

اگر فرزند شما در سنین نوجوانی است، یعنی سنی که او از خانواده فاصله می‌گیرد و به جمع دوستان بیشتر وابسته است، ثبت‌نام در کانون‌ها و مراکزی که در یک محیط مدیریت‌شده افراد با یکدیگر تعامل دارند و به واسطه برگزاری کارگاه و بازدید و اردوهای مختلف، می‌توانند زندگی در جمع را تجربه کنند، گزینه مناسبی است.

اگر فرزندتان به کارهای فنی علاقه دارد که این را در اولویت قرار دهید و اگر از کارهای فنی بیزار است، او را تحت‌فشار قرار ندهید؛ و الا آموزش برخی مهارت‌های فنی مثل تعمیر دوچرخه یا تعمیر برخی وسایل ساده منزل می‌تواند مناسب باشد. البته اگر این مهارت‌ها توسط پدر به فرزندان آموزش داده شود، برکات بیشتری خواهد داشت.