حدود یک ماه پیش بود که برخی منابع غیررسمی از آغاز مذاکرات مدیران شبکه اول با تهیهکننده «پایتخت» برای تولید سری جدید این سریال سخن گفتند. خبری که خیلی زود توسط برخی منابع رسمی هم تائید شد. نکته عجیب این خبر آن بود که اولا زمان بسیار کمی تا نوروز باقی مانده که عملا اجازه نگارش فیلمنامه و تصویربرداری را به گروه نمیداد. در وهله دوم، هنوز تکلیف قسمتهای پایانی فصل قبلی مشخص نبوده و اینکه سازمان در چنین شرایطی از گروه درخواست تولید سری جدید این سریال را داشته، از نکات عجیبی بود که واکنش گستردهای را به همراه داشت.
سال 99 سال غافلگیری دولت در هزینهکرد بودجه بود، اما در بخش فرهنگ، اوضاع چندان هم بغرنج نشد. کرونا اگرچه هزینههای مازاد بسیاری روی دست دولت گذاشت، قدرمسلم اینکه وزارت ارشاد، آن طور که بایدوشاید از هنرمندان و خانواده نهچندان بزرگ خود حمایت نکرد تا با همان بودجه حداقلی، به رتقوفتق امور جاری بپردازد.
آخرین جمعه ماه نوامبر، به «جمعه سیاه» مشهور است؛ روزی که از این پس برای سینمای ایران نیز سیاه است. سینمای ایران که در روزگار کرونا عزیزان بسیاری را از دست داده، حالا در اتفاقی ناگوار، داغدار «پرویز پورحسینی» است؛ بازیگری که دوهفته پیش خبر بستری شدن او در بیمارستان، دل بسیاری از دوستدارانش را لرزاند. پسرش اما خیال همه را راحت و بارها اعلام کرد که ضریب هوشی استاد بالاست و روحیه او برای مقابله با کرونا، ستودنی است. چند روز بعد نیز اعلام شد که مشکل اصلی رفع شده و مشکل چندانی وجود ندارد.
دادههای سینمایی استان اصفهان طی 35 سال اخیر، نشانگر یک حرکت سینوسی است. از اوایل دهه 60 تا اواخر دهه 70، دوران شکوه و استقبال از سینماها بود. اما سینماها از ابتدای دهه 80 تا ابتدای دهه 90 هم پای سینماهای کشور و مخاطبان آن، افت عجیب و راکدی را تجربه کرد و از سال 93 تا به امروز، پیشرفتهای چشمگیری را بهخصوص در حوزه سخت افزاری به خود دید؛ تا جایی که رتبه اصفهان را به لحاظ تعداد ناوگان سینمایی، به ردیف دوم کشوری ارتقا داده و وضعیت مطلوبی برای سینماها و مخاطبان این استان فراهم آورده است.
«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آنها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناختهشدهای برای فستیوالهای کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی بهواسطه همین فیلمهایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلمهای جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفتهاند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلمهایش حرف راست را به مخاطب میزنند و مخاطب هم حرف فیلمهای او را باور میکند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.
قسمت نخست «تورنادو» با اقبال قابل توجهی در گیشه مواجه شد. اغراق نباشد نخستین فیلم کودک ایرانی بود که مطابق با استانداردهای جلوههای رایانهای روز دنیا ساخته شد و از ظرفیتهای خوبی برای اکران بین الملل برخوردار بود که از سوی صاحبانش، متاسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفت.
نودوسومین دوره جایزه اسکار، تفاوتهای زمانی بسیاری به مانند دورههای قبلی خود دارد. نخستین مورد آن، بحث برگزاری است که امسال و به دلیل کرونا با تاخیری دوماهه مواجه شده است؛ اسکار 2021 امسال به جای 10 اسفند 99، در 5 اردیبهشت 1400 برگزار میشود. اتفاقی که تا پیش از این، تنها 3 بار و به دلایلی چون سیل و ترور رئیسجمهور آمریکا به تعویق افتاده بود. هرساله، مدیران سینمایی هر کشور تا 9 مهر فرصت داشتند تا نماینده خود را به این آکادمی معرفی کنند؛ اما امسال و با تعویق زمان برگزاری، دو ماه به این تاریخ افزوده شده و فیلمهای هر کشور نهایتاً تا یازدهم آذر باید به آکادمی معرفی شوند. ضمن اینکه متناسب با این حجم تغییر، زمان نمایش فیلمها هم تغییر کرده است و فیلمهایی که از 9 مهر 98 تا 11 دی 99 در کشور خود (مبدأ) به روی پرده بروند، اجازه معرفی به این آکادمی را دارند.
رقابت سینما با تلویزیون، طی دهههای گذشته، همواره مراتبی از شدت و ضعف را به خود دیده است. در مقاطعی نظیر ماهرمضان، سینما، قافیه رقابت را به سریالهای تلویزیونی میباخت و در مواقعی نظیر نوروز یا تابستان، این سینماها بودند که میتوانستند مخاطبان بیشتری را به نسبت تلویزیون به سمت سالنها بکشانند.اما این رقابت عجیب، طی چهار پنج سال اخیر، تاحدودی از میان رفت و هر رسانه، ترجیح داد بدون رقمزدن حاشیهای، مسیر خود را طی کند. پس از چند سال سکوت و انفعال از ابتدای امسال این رقابت وارد فضای جدیدی شد؛ فضایی که تلویزیون آغازگر آن بود. از ابتدای امسال، خبری در خروجی خبرگزاریها منتشر شد مبنی بر اینکه مدیریت شبکه نمایش خانگی بر عهده صداوسیماست؛ خبری که در ابتدا کسی آن را جدی نگرفت، اما در ادامه و با اجبار ویاودیها به دریافت مجوز صداوسیما بر روی تولیدات این شبکه، وضعیت کاملا جدی شد. ریشه این اتفاق را باید در شیوع «کرونا» دانست. تا پیش از اسفند 98، بسترهای اینترنتی پخش فیلم در ایران، اقبال چندانی نداشتند و فیلمها و سریالها، استقبال خوبی از افتتاحیه نمایش خود در این بسترها به عمل نمیآوردند.
داستان «خرس» از پاییز 90 آغاز شد. «پرویز پرستویی» چند سالی بود که از سینما فاصله گرفته و در هیچ پروژهای ظاهر نشده بود، تا اینکه رسانهها در پاییز 90 خبر دادند پرستویی قرار است در جدیدترین ساخته «خسرو معصومی» علاوه بر بازی، در نقش سرمایهگذار نیز ظاهر شود؛ همین خبر کافی بود تا دامنه کنجکاویها نسبت به «خرس» بالا بگیرد. فیلم به جشنواره سی ام فجر رسید و در بخش رقابتی نمایش داده شد. در همان روزهای جشنواره بود که زمزمه توقیف فیلم به گوش رسید. معصومی که گویا این زمزمهها به گوش او نیز رسیده بود، بلافاصله پس از جشنواره، قصد نمایش فیلم را داشت که متوجه شد آن حرفهای درگوشی درست بوده است. بهاینترتیب، «خرس» بدون هیچ دلیلی از همان سال 90 در محاق توقیف رفت.
«جلال مقدم» فیلمساز بزرگتری در تاریخ سینمای ما میشد اگر تنها یک اشتباه را تکرار نمیکرد؛ زمانی که «راز درخت سنجد» را ساخت، برای تنوع یا شاید هم مسائل مالی، فیلم تجاری و کمارزش «صمد و فولادزره دیو» را هم جلوی دوربین برد. اشتباه او در این بود که از این فیلم، سالم برنگشت تا فیلمهای طبق سلیقه خود را در تاریخ جاودانه کند؛ همانطور فیلمهای کممایه ساخت و قدر خودش را ندانست. این اتفاق در اشلی کوچکتر، برای «منوچهر هادی» رخ داد.