شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حالوروز چندان خوشایندی نداشت. برنامهریزی میانمدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» میدید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلمهایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.
درحالیکه تصور میشد تلویزیون بهواسطه تشویق به خانهنشینی مردم، برنامههای متنوعی برای نوروز 1400 تدارک دیده، اما متاسفانه این گمانه در اندازه همان سیاستی بود که رسانه ملی در نوروز سال گذشته پیاده کرد. نوروز 1400 رسانه ملی در حالی به پایان رسید که باز هم هیچ برند جدیدی از این کنداکتور دوهفتهای بیرون نیامد و مدیران ترجیح دادند به جای برندسازی و سرمایهگذاری، برنامههای روتین قبلی خود را با زرقوبرق عیدانه به روی آنتن ببرند.
پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنیهای وزارت ارشاد، ردهبندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر میشد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجیشدن اصفهان، حالا سینماهای نصفجهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکرههای خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلیها آن را در نتیجه اهمالکاریهای وزارت ارشاد و سازمان سینمایی میدانند. امروز و در شرایطی که رستورانها، کافهها، استخرها و دیگر مشاغل نهچندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شدهاند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدسترفتهای که با اکران نوروزی در حال ترمیمیافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخصنبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلمسوزی دیگری مواجه میشویم که اجازه نمیدهد صاحبان آثار سینمایی، فیلمهای خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگیها نمیتواند مخاطبان را با سالنهای تاریک آشتی دهد.
نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطبپسندی است؛ اما در لایههای روایی خود، کلیشههایی دارد که اجازه نمیدهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روانشناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاقهایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی میبخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایانبندی که بحث «خواب» را مطرح میکند، رنگ میبازد. اینکه در تمام لحظات دلهرهآور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت میشود که خواب بوده و عملا نمیتوانسته اینچنین مشرف به زوایا، آدمها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین میآورد.
راهاندازی پلتفرمهای ایرانی برای نمایش موازی با سینماها و شبکه نمایش خانگی، چندسالی است که به شکلی جدی توسط وزارت ارشاد پیگیری میشود. از دو سال گذشته، این پلتفرمها با پیشقراولی «نماوا» و «فیلیمو» وارد چرخه فعالیت شدند و در نخستین گام، اقدام به پخش چند سریال شبکه نمایش خانگی کردند. نتیجه، چیزی جز شکست برای این تجربههای نمایش نوین نبود؛ اما کرونا برای هر صنفی که زیانده بود، سبب ترویج فرهنگ استفاده از این پلتفرمها شد.
جشنواره سیونهم فیلم فجر در مواجهه بیم و امیدهای برگزاری و تعلیق، رونمایی شد و با حجم قابل توجهی از مخالفتها به مرحله برگزاری رسید و با حاشیههای فراوان به کار خود پایان داد. اغراق نیست اگر ادعا کنیم اتفاقهایی که در این دوره از جشنواره رقم خورد تاکنون در هیچ دورهای مشاهده نشده بود. اتفاقهایی که اگر مدیران جشنواره، نسبت به وقوع آنها ایمان داشتند، شاید عطای برگزاری بزرگترین رخداد سینمایی ایران را به لقایش میبخشیدند.جشنواره فجر امسال با محدودیتهایی که در بخش سودای سیمرغ داشت، تقریبا به روال سال گذشته برگزار شد.
«فرنوش صمدی» که سینمادوستان او را با فیلمهای کوتاه شاخصش میشناسند، حالا در نخستین ساخته بلند سینماییاش، در امتداد همان آثار قبلی خود حرکت کرده است. «خط فرضی» ایده خوبی دارد اما فیلمساز نتوانسته آن خود و جهان مبتنی بر انگارههای شخصیتهایش را به درستی گسترش دهد. به همین دلیل است که ما با فیلمی مواجه هستیم که یک نیمه خوب و جذاب دارد و در پرده دوم که زمان بسط موقعیت است، با فیلمی الکن و گنگ مواجه میشویم که خود را در مقام استیصال قصهگویی میبیند.
فیلمهای جشنواره امسال، دربردارنده نگاه ویژهای به مسئله زنانگی و مادرانگی بود. در این نوشتار به سه مورد از این فیلمها خواهیم پرداخت.
حالا و با نمایش فیلم «ابلق»، میتوان این ادعا را محکمتر مطرح کرد که کارنامه سینمایی «نرگس آبیار» به دو فصل مختلف تقسیم میشود: فصلی که داستان محدودتر و فردیت اندکی برای «تغییر» دارد و فصل دومی که بیشتر بیگپروداکشن است با مثلث بازیگران تعیینکننده. «ابلق» اگرچه تکمیلکننده آزمونوخطای جدید کارگردانش است اما به کلاژی تبدیل شده که نشانههای واضحی از تمام داشتههای سینمایی قبلی کارگردانش را در خود میبیند.
سیونهمین دوره جشنواره فیلم فجر از چهارشنبه در اصفهان کلید خورد تا طی هشت روز، تمامی فیلمهای این دوره در سه سینمای ساحل، سیتیسنتر و فلسطین به روی پرده برود. اطلاعاتی که «سمفا» از میزان مشارکت مردمی در شهر ما گزارش داده، حاکی از استقبال پرشور مخاطبان سینمادوست است. استقبالی که طی دورههای قبل، عموما در نیمه دوم جشنواره صورت میپذیرفت، اما اینبار به دلیل پخش تنها یکباره فیلمها و عدم تخصیص سانسهای فوقالعاده، مخاطبان را واداشته تا از نخستین روز به تماشای فیلمها نشسته و میزان مشارکت را بالا ببرند.
تا همین یک ماه پیش مشخص نبود در سالی که کرونا همچنان به تاختن ادامه میدهد، آیا بزرگترین رویداد سینمایی کشور اجرا خواهد شد یا خیر. وقتی شیب شیوع کرونا نزولی و وضعیت کرونایی بسیاری از استانها به زرد و آبی تبدیل شد، در روزهای ابتدایی بهمن، مجوز برگزاری جشنواره فجر نیز صادر شد. مجوزی که پیرو آن، فیلمها علاوه بر اهالی رسانه و منتقدان، برای مردم نیز نمایش داده میشدند؛ اتفاقی که از همان زمان، موافقان و مخالفان بسیاری را به خود دید.اما حالا با تداوم وضعیت زرد و آبی کرونایی در کشور، این جشنواره از روز گذشته در مراکز بسیاری از استانهای کشور نیز رونمایی شده تا بزرگترین رویداد سینمایی کشور که خیلیها از لغوشدن قطعی آن سخن میگفتند، حالا تقریبا به روال سالیان گذشته برگزار شود.
روزهای ابتدایی اسفند 98؛ زمانی که کرونا، مهمان ناخوانده ما ایرانیها شد و نخستین تبعاتش را در زمینه شــغـلــی، بر ســیــنــمــا و سینماگران گذاشت. سینماها بهعنوان نخستین پــایــگاههــای اجتمــاعی، تعطیل و گروههای فیلمبرداری از ادامه کار منع شدند. درحالیکه همه چشم به بازگشایی سینماها و ادامه فعالیتها در روزهای آخر اسفند داشتند، اما این خوشبینی، برای گروههای فیلمبرداری تا اردیبهشتماه و برای سینماداران تا تیرماه امسال بهطول انجامید.