در چند روز اخیر، قدرتهای بزرگ جهانی به بحران فاجعهبار و مخوفی که در هند در حال شکل گرفتن است، واکنش نشان دادهاند. تصمیم دولت ایالات متحده آمریکا مبنی بر به اشتراک گذاشتن 10 میلیون دوز واکسن در عرض چند هفته و تا 50 میلیون دوز بیشتر در طول تابستان، مایه خوشحالی است و بهطور مبرم نیز نیازمند آن هستیم. نیوزلند، نروژ و فرانسه نیز به تقاضا برای توزیع و به اشتراک گذاری عادلانه واکسن در سرتاسر جهان، واکنش نشان دادهاند؛ اما اگر بخواهیم بیپرده سخن بگوییم، هیچ کشوری به آن میزانی که لازم است، اقدام نکرده است.
موج دوم همهگیری ویروس کرونا ضربه شدید و ویرانگری به هند وارد کرده است. در حال حاضر، هرروزه شاهد بیش از 300 هزار مورد ابتلای جدید و 3 هزار مورد مرگ ناشی از این بیماری در سرتاسر این کشور هستیم و با این آمار و ارقام، تعداد کل مرگومیر بهتازگی مرز 200 هزار نفر را هم رد کرده است. این بدین معناست که تقریباً یکی از هر 16 مورد مرگ ناشی از کووید در سرتاسر جهان مربوط به هند است. همچنین، روشن و بدیهی است که آمارهای اعلامشده از سوی هند، به طرز قابلملاحظهای کمتر از ارقام واقعی است.
رواندرمانگر عزیز (Dear Therapist)، ستونی هفتگی در مجله آتلانتیک است که در آن لوری گاتلیب، روانشناس و نویسنده کتاب پرفروش «شاید باید با کسی حرف بزنی»، به پرسشهای مطرحشده توسط خوانندگان در مورد مشکلات و بحرانهای روانی که با آنها دستبهگریبان هستند، پاسخ میدهد.
اگر در طول دوره همهگیری، افزایش یا کاهش وزن ناخواسته را تجربه کردهاید، بدانید که در این مورد تنها نیستید. بر مبنای نتایج یک نظرسنجی که انجمن روانشناسی آمریکا انجام داده است، 61 درصد از بزرگسالان آمریکایی اعلام کردهاند که از زمان آغاز این همهگیری، تغییرات وزنی ناخواسته را تجربه کردهاند. نتایج این نظرسنجی که در ماه مارس سال 2021 منتشر شد، نشان داد که در طول این دوره همهگیری، 42 درصد از شرکتکنندگان افزایش وزن ناخواسته داشتهاند و میزان این افزایش وزن نیز بهطور متوسط 29 پوند1 (تقریباً معادل 2/13 کیلوگرم) بوده است؛ البته نزدیک به 10 درصد از این افراد بیش از 50 پوند (تقریباً معادل 7/22 کیلوگرم) وزن اضافه کردهاند. در طرف مقابل، نزدیک به 18 درصد از آمریکاییها گفتهاند که کاهش وزن ناخواسته را تجربه کردهاند و میزان آن نیز بهطور متوسط 26 پوند (تقریباً معادل 8/11 کیلوگرم) بوده است.
کیپلینگ ویلیامز1 به مدت بیش از 36 سال، تأثیرات تنبیه سکوت2 را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است و در طول این فرآیند با صدها قربانی و مجرم دیدار داشته است: زن بالغی که پدرش، در طول زندگی او، هر بار به مدت شش ماه، بهعنوان تنبیه از صحبت کردن با او امتناع میورزید. ویلیامز گفت: «پدرش در طول یکی از این دورههای ترسناک و دلهرهآور مُرد. وقتیکه دختر، کمی قبل از مرگ پدرش، در بیمارستان به ملاقات او رفت، پدر از او رو برگرداند و حاضر نشد حتی برای خداحافظی کردن سکوت خود را بشکند.»
در آستانه روز زمین، لیزی ویدیکوم، از نویسندگان نیویورکر، از طریق زوم مصاحبهای داشته است با گرتا تونبرگ، فعال محیطزیست هجدهساله. تونبرگ در این گفتوگو از ناامیدیاش نسبت به بایدن و مرکل میگوید و اینکه روزهای قرنطینه را چطور میگذراند. همچنین مستند جدیدی را که درباره او ساخته شده هم به بحث میگذارد.
بهعنوان پژوهشگری که در حوزۀ سیاستگذاریهای مرتبط با اقلیم و محیطزیست فعالیت میکند، اغلب این سؤال از من پرسیده میشود که بزرگترین مانع بر سر راه کاهش تولید دیاکسید کربن و مصرف سوختهای فسیلی چیست؟ پاسخ من در طول چند سال اخیر عمیقاً دستخوش تغییر شده است. پیشازاین مشکل را در فقدان فناوریهای سبز ارزانقیمت و همچنین نبود خواست و ارادۀ سیاسی میدانستم؛ اما این روزها به مسئلۀ دیگری اشاره میکنم، چیزی که کمتر ملموس است ولی احتمالاً چالشبرانگیزتر است: نبود یک قرارداد اجتماعی1 سبز.
سالهاست که هرازگاهی تصاویری دلخراش از وضعیت نابسامان مهاجران در مرز مکزیک و ایالات متحده در رسانههای جهان انعکاس مییابد؛ تصاویری از آوارگی خانوادهها و کودکان بیپناه که دل هر بینندهای را به درد میآورد. بااینوجود، به نظر میرسد که در ماههای اخیر این بحران ابعاد تازهای به خود گرفته است. همهگیری کرونا و وخامت هرچهبیشتر اوضاع اقتصادی در مکزیک و کشورهای موسوم به مثلث شمالی آمریکای مرکزی در کنار روی کار آمدن دولت جدید در ایالاتمتحده و تغییر سیاستهای سختگیرانۀ دولت پیشین، موج جدیدی از مهاجرت را به راه انداخته است.
رواندرمانگر عزیز (Dear Therapist)، ستونی هفتگی در مجلۀ آتلانتیک است که در آن لوری گوتلیب، روانشناس و نویسندۀ کتاب پرفروش «شاید باید با کسی حرف بزنی»، به پرسشهای مطرحشده توسط خوانندگان در مورد مشکلات و بحرانهای روانی که با آنها دستبهگریبان هستند، پاسخ میدهد. مطلب زیر در تاریخ 28 دسامبر 2020 در وبسایت آتلانتیک منتشر شده است.
گیرمو دل تورو، کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده مکزیکی، نامی آشنا برای دوستداران سینما در سرتاسر جهان است. دل تورو، بدون شک، یکی از منحصربهفردترین و خاصترین کارگردانان عصر حاضر است که بهطور ویژه نیز به خلق هیولاهای عجیب و خارقالعاده در فیلمهایش شهره است. بسیاری «هزارتوی پن» (2006) را شاهکار او میدانند، فیلمی با لایههای مفهومی پیچیده و به لحاظ بصری بسیار خیرهکننده که توانست در شاخههای بهترین چهرهپردازی، بهترین طراحی صحنه و همچنین بهترین فیلمبرداری جوایز هفتاد و نهمین دوره اسکار را از آن خود کند.
از زمان آغاز همهگیری کووید-19 تاکنون، پژوهشهای بسیاری انجام شده تا بتوان مشخص کرد که کدام کشورها در مواجهه با این بحران بیسابقه عملکرد بهتر و موفقیتآمیزتری داشتهاند و دلایل آن چه بوده است. با توجه به عملکرد مطلوب کشورهایی نظیر نیوزلند، آلمان، نروژ و تایوان، در طول ماههای اول این همهگیری، این استنباط بهکرات مطرح میشد که ظاهراً رهبران زن درزمینۀ کنترل و مدیریت بحران کووید-19 نسبت به همتایان مرد خود قویتر عمل کردهاند؛ اما شاید ارائۀ چنین برداشتی بدون اتکا به تحلیلها و بررسیهای دقیقتر قدری سادهانگارانه به نظر برسد.
در طول تاریخ، گهگاه، یک فرد خاص وجود داشته که تأثیر عمیقی بر روشی که جامعه بر مبنای آن فکر میکند، سخن میگوید و خود را درمییابد، گذاشته است. در غرب، شاید بتوان تأثیرگذارترین اندیشمند در طول تمام اعصار را آگوستین قدیس دانست که مسیحیت را با فلسفه یونان باستان درهم آمیخت. علاوه بر این، تفکر او بهاندازه کافی انعطافپذیر بود که بتواند خود را با دورههای مختلف و آدابورسوم اجتماعی درحالتغییر وفق دهد و بنابراین همواره متناسب و کارآمد باقی بماند. اگر من همین حالا چند سؤال منتخب را از هر آدم غریبهای در یکی از خیابانهای غرب بپرسم، تقریباً بهطور قطعی خواهم توانست تأثیر آگوستین را بر نظام فکری آنها تشخیص دهم. بااینوجود، اگر از آنها بپرسم که آیا تابهحال نوشتهای از آگوستین خواندهاند، بهاحتمالزیاد پاسخشان منفی خواهد بود.