موسیقی غربی که ورود آن به ایران از دوره قاجار و با موسیقی نظامی شروع شد، در آن زمان تأثیر شگرفی در تغییر رویکرد جامعه به موسیقی نداشت و برخلاف نقاشی ایرانی که به شدت تحت تأثیر جریان فرنگیسازی قرار گرفت، موسیقی و ساز غربی از ابتدا به عنوان موسیقی دوم درکنار موسیقی ایرانی مطرح شد؛ اما در دوران پهلوی و به ویژه بعد از آن به تدریج موسیقی ایرانی را تحتالشعاع قرار داد و بر ذائقه و فرهنگ شنیداری و کاهش گرایش نوجوانان و جوانان به سازهای ایرانی تأثیر بسیاری داشت؛ تا آنجا که بسیاری از آنها حتی سازهای ایرانی را نمیشناسند. در این گزارش مدیران آموزشگاههای موسیقی ساربانگ، پارت و سرایش مهر به چرایی گرایش نوجوانان و جوانان به سازهای غربی و عدم اقبال آنها از سازهای ایرانی پرداختهاند.
روزگاری نهچنداندور، شرکت در انجمنها و کانونهای ادبی شهرمان برای آنهایی که اندک ذوقی برای نوشتن و شنیدن داشتند، نقطه شروع زندگی ادبی تا شاید رسیدن به اوج بهشمار میرفت؛ به طوری که این مراکز، همیشه مملو از جمعیت علاقهمندی بود که گاهی ایستاده به شنیدن شعر و داستان دل میسپردند و اینچنین گفتوگوهایی با شور فراوان شکل میگرفت. حالا اگرچه مدتهاست صندلیهای این جلسهها خالی مانده است، این تغییر که پیش از کرونا آغاز شده بود و از تغییر ذائقه نسل امروز خبر میداد، با تداوم این بیماری و به دنبال گسترش فضاهای مجازی شدت یافته است؛ به طوری که امروز این سؤال مطرح میشود که با شکلگیری جریان زندگی پس از کرونا، کانونها و مراکز ادبی برای تداوم فعالیتهای خود چه راهبردی باید داشته باشند تا پویایی فضای ادبی شهر از سر گرفته شود؟
وقتی از مکتبهای آوازی حرف میزنیم بی تردید تاریخ چهارصدساله اصفهان در آواز از جایگاهی کاملتر و جامعتر از سایر مکاتب برخوردار است و ستارگان درخشانی همچون ادیب خوانســـــــــاری، تاج اصفهانــــــــی، میــــرزاعلـــــــیمحمــــــــد قاضیعسگــــــــر، سیدعبدالرحیم اصفهانی، عبدالحسین صدر، رحیــــــــم زریباف، آقاسیدحسین طاهرزاده، آقاسیدمحمد طاهرپور، رحیم خاکی، میرزا حبیب اصفهانی، درویشحسن خاکی، عباس کاظمی، تقی سعیدی و علیاصغر شاهزیدی بر بلندای مکتب آوازی اصفهان جای دارند.
وقتی که دانشگاهها به دلیل سایه شوم کرونا تعطیل شده و به ناچار با شیوه جدیدی در آموزش به نام فضای مجازی روبهرو شدند ابتدا سازگاری با آن سخت و پیچیده به نظر میرسید، اما تداوم کرونا موجب شد تا شیوه حضوری آموزشها در مدارس و دانشگاهها علیرغم چالشهای بسیار به یک عادت اجباری تبدیل شده و از بستر مجازی بهعنوان فضای جایگزین استفاده شود، موضوعی که بیش از یک سال تداوم داشت و بررسی نقاط قوت و ضعف آن به آسیب شناسی مستندی نیاز دارد.
اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان با حضور سرپرست جهاد دانشگاهی، دبیر چهارمین دوره جشنواره و نماینده داوران این دوره برگزار و بهصورت زنده از طریق شبکههای مجازی پخش شد.
مهدی ژیانپور، سرپرست جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و مدیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان زاینده رود در این برنامه گفت: «جشنوارهها محل تلقی پاسداشت و پویاییاند و هم آوردگاه. بستری برای احترام و رقابت. عمیقا معتقدم فضای فرهنگی و اجتماعی ما نیاز به پدیدههای مستمر دارد. جشنوارهها چنین هستند.
محمود لاهیجانیان متولد پانزدهم دی 1333 در خیابان مدرس اصفهان است. او مشق نقاشی را با حضور در مغازه روحالله روحانی معروف به طالعات و از شاگردان حاج مصورالملک آغاز کرد که در همسایگی آنها قرار داشت و به مدت هفت سال نزد تنها استاد خود قلم زد. در دوران دبیرستان هوش و هنر محمود لاهیجانیان در زمینه مینیاتور بیش از پیش آشکار شد و سه سال متوالی در رشته مینیاتور، مقام اول استان اصفهان را به دست آورد و همزمان با این دوران، حاجآقا فخرالدین امامی فرزند میرزاآقا امامی او را برای همکاری فراخواند و بهاینترتیب کاشیسازیهای آثار آقای فخر به عهده محمود لاهیجانیان گذاشته شد. بعد از دوران سربازی به خدمت بانک عمران درآمد و به گفته خود تا این لحظه قلم از دستانش جدا نشده و همچنان میسازد و میپردازد.
لیلی گلستان به معرفی نیازی ندارد اگرچه سخنگفتن درباره او نیز در این نوشتار نمیگنجد. همین بس که نام او برای هر صاحبهنر و صاحبسخنی، نامی است سنگین و سرشار از گفتنیهای بسیار… . اما در این مجال همینقدر کافی است که بگوییم لیلی گلستان نویسنده، مترجم و گالریداری است که طراحی پارچه را در مدرسه هنرهای تزیینی پاریس، ادبیات فرانسه و تاریخ هنر جهان را در کلاسهای آزاد دانشگاه سوربن فراگرفت و نه فقط او بلکه حضور خانوادهاش نیز در تاریخ، ادبیات و هنر ایران حضوری مثالزدنی و غیرقابلانکار است تا آنجاکه لیلی گلستان درباره خانه پدری خود در محله دروس تهران مینویسد:
دومین رویداد «خطوط خاموش» با ارائه پنجاه و سه اثر نفیس خوشنویسی از استادان سید محمد وحید جزایری، محسن سلیمانی، ناصر طاووسی، غفور اسکندری سخندری، همایون مقدس و شهابالدین ارفعی در اقلام کوفی، ریحان، محقق، رقاع، توقیع، ثلث ایرانی و تعلیق همراه با گنجینهای از قرآنهای ارزشمند دورههای تاریخی و همچنین چند نمونه اثر از خوشنویس بزرگ معاصر استاد حبیبالله فضائلی و بخشی از قلمها و اسباب کتابت او و مجلدهای ارزشمندی درباره پژوهش در خط و خوشنویسی به زبانهای عربی، انگلیسی و ترکی از مجموعه و کتابخانه تخصصی شهابالدین شهیدانی در گالریهای بوستان و گلستان و گالری تک اثر عمارت سعدی اصفهان نمایش دادهشده است.
بیش از یک سال است که گسترش بیماری کرونا موجب شده تا دانشگاهها کلاسهای خود را بهصورت آنلاین در فضاهای مجازی برگزار کنند. اگرچه در روزهای نخست، دانشجویان و اساتید با پدیدهای ناآشنا مواجه بودند اما بهناچار آن را پذیرفتند و این شیوه آموزشی به توفیقی اجباری تبدیل شد که در برخی دروس به ویژه دروس نظری بسیار موفق بود و در برخی دیگر نیاز به برگزاری کلاسها و کارگاهها بهصورت حضوری امری ضروری به نظر میرسید، نیازی که شاید در رشتههای هنری دانشگاهها نمود بیشتری پیداکرد و نشان داد که امکان برگزاری بعضی از کارگاههای رشتههای هنری بهصورت مجازی فراهم نیست و هنر همیشه در تعامل بالنده میشود.
نمایشگاه «وضعیت معدوم» که اینروزها در گالری اکنون برپاست ارائهکننده آثاری از اکبر نعمتی راد، فرزانه قلی زاده، زینب حسینزاده و مژگان فاضلی است و نکته شایان توجه علاوه بر ارتباط مؤثر آثار با عنوان نمایشگاه، این است که هر چهار هنرمند شرکتکننده در این نمایشگاه فعالیت خود را از شهر آمل آغاز کردهاند. در آثار اکبر نعمتی راد تقابل بین دست سازههای آدمها در مقابل طبیعت در مجموعهای با نام «مثله شده» نشان داده میشود، فرزانه قلی زاده «دیجور» را به تصویر کشیده است، مژگان فاضلی مجموعه «تار و مار» را ارائه کرده و زینب حسینزاده نیز با مجموعه «تمام و ناتمام» به وضعیت معدوم اشاره کردهاند.
محمدعلی دادور متخلص به فرهاد، در 13 فروردینماه ۱۳۲۹ شمسی در اصفهان متولد شد. از نوجوانی اولین زمزمههای شاعرانه را تجربه کرد و سال ۱۳۴۷ درحالیکه سال دوم متوسطه را میگذراند، به انجمنهای ادبی فروغ و صائب راه یافت و خوشهچین خرمن استادان بزرگی چون صغیر، بصیره متین، توا، دریا، بیریای گیلانی و جلال برجیس شد. رغبت عجیبش به مطالعه، وی را بر آن داشت تا روز و شب را به خواندن و تحقیق بگذراند. وی به سال ۱۳۵۰ تحصیلات دوره متوسطه را به پایان برد و پس از طیکردن دوره نظام در سال ۱۳۵۲ در رشته تاریخ دانشکده ادبیات اصفهان به ریاست دکتر عبد الباقی نواب که از دوستان انجمنی او بود به تحصیل پرداخت.
یکی از دغدغههای همیشگی خانه کاریکاتور اصفهان مسائل اجتماعی است که در قالب همکاری با سازمانهای مختلف و با هدف فرهنگسازی ارائه شده است. سال گذشته همکاری مشترک خانه کاریکاتور و اداره امور اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با پروژه سالمند موفق آغاز شد که این روزها نمایشگاهی از کاریکاتورها به همراه محتوایی در قالب طنز در ایستگاههای مختلف متروی اصفهان دیده میشود و مجموعه مکتوب آن نیز در دست تهیه است.