در شهرهای مختلف ایران گالریها ارائهکنندههای آثار هنرمندانی هستند که هریک با توجه به نوع نگرش خود نسبت به خلق اثر هنری اقدام کردهاند. در این میان، همواره این سؤال مطرح است که چرا بازدیدکننده این آثار هنری عموم مردم نیستند و در گالریها فقط باید شاهد حضور قشر خاصی از مردم باشیم که یا در رشتههای هنری بهصورت دانشگاهی و تجربی تحصیل و تجربه اندوختهاند یا اندک علاقهای به هنر دارند و آنچه در اولین پاسخ به آن میرسیم مشکلات فرهنگی و اقتصادی است که باعث میشـود عامه مردم سهمی در گالریها نداشته باشند.
نخستین دوره اعطای دو نشان عیسی خان بهادری و استاد ابوالحسن خان صبا از سوی دفتر برنامهریزی و آموزشهای هنری معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهمنظور پاسداشت معلمان هنر و هنرآموزان منتخب هنرستانهای هنرهای زیبای این وزارتخانه برای هنرمندان رشتههای هنرهای تجسمی و موسیقی برنامهریزی شد که همزمان با بزرگداشت مقام معلم نشان عیسی بهادری در گروه هنرهای تجسمی به استاد امیر هوشنگ جزیزاده، هنرمند نگارگر، هنرآموز و مدرس هنرستان هنرهای زیبای اصفهان و نشان ابوالحسن صبا در رشته موسیقی به استاد تقی ضرابی، هنرمند، هنرآموز و مدرس هنرستان عالی موسیقی تهران اهدا شد و در سال آینده نشان معلم منتخب تئاتر نیز به این آیین افزوده میشود. در همین رابطه با معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طراح نشان و معاون فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان به گفت و گو نشستیم.
این روزها سایه شوم کرونا اولین تهدید برای زندگی بشر شناخته میشود و ایران نیز پس از فرود یک پیک به ناگهان فراز دیگری را تجربه میکند و اعلام قربانیان این بیماری به یکی از مهمترین اخبار روزانه تبدیلشده است. فرهنگ و هنر نیز از آسیب روزهای موسوم به کرونایی در امان نبوده و همه فعالیتهای این گروه تعطیل و نیمهتعطیل و بعضا بهصورت مجازی برگزار شده است. گالریها نیز روزهای مشابهی را تجربه کردهاند و برای مثال، نمایشگاههایی که برای سال گذشته برنامهریزیشده بود، با مانعی به نام کرونا روبهرو شده تا درنتیجه، ارائه در فضاهای مجازی را تجربه کنند و یا بهناچار برگزار نشده و به سال کنونی موکول شوند.البته که جان بسیار عزیز است و شیرین اما موجودی که چونان بختکی بر سر جهانیان آوار شده است، علاوه بر این جانِ دوستداشتنی، مشاغل بسیاری را نیز تهدید و زمینگیر کرده است و همچنان تنها باید امید داشت تا روزی در مقابل دانش، سر خم کند. آن زمان است که روزهای بدون کرونا بار دیگر سر میرسند و جان و جانانمان راحت میزید و گویی دوباره زندگی نفس میگیرد. اکنون بعد از تعطیلی که کرونا بر گالریهای اصفهان تحمیل کرد، آنها بار دیگر فعالیت خود را آغاز کردهاند و امید که نویدی باشد برای روزهای بدون کرونا.
بعد از انتشار احتمال تعطیلی موزه موسیقی اصفهان به دلیل مشکلات مالی و ارائه اظهارنامه تخلیه به این موزه توسط دو ملک از سه مالک خانههای در اختیار موزه موسیقی، کمیسیون فرهنگی شورای شهر و کمیته گذر فرهنگی چهارباغ در جلسهای با انتقال موقت موزه به سرای قزلباش واقع در گذر فرهنگی چهارباغ موافقت کردند که این مسئله علاوه بر آنکه موجب تداوم حیات موزه موسیقی خواهد شد، قطعا میتواند به کسالت و سکون و سکوت بدنه شرقی چهارباغ نیز کمک کند. اما آن چیزی که رئیس اداره کل موزههای اصفهان از آن خبر میدهد، این است که موزه موسیقی اصفهان بعد از گذران یک دوره موقت در چهارباغ، به یکی از بناهای تاریخی اصفهان منتقل خواهد شد.
لیلی رضوانی که برگزاری نمایشگاه «طبیعت جاندار» با پیشنهاد او انجام شده است بابیان اینکه طبیعت جاندار نقطه مقابل طبیعت بیجان است و هر نقشی که بر روی بوم مینشیند از جام وجود نقاش جان میگیرد، میگوید: «همگی نقاشیهای این نمایشگاه المانهایی از طبیعت شامل کوه، درخت، گل و حیوانات هستند که با نگاه و تکنیک منحصر هر نقاش و با توجه به نگاه آنها به طبیعت از فیلتر نقاشی عبور کرده و جان گرفتند و حتی حسی متفاوت از طبیعت دارند که برخی باتوجه به سلیقه نقاش دارای عنوان منحصربهفرد و برخی بدون عنواناند.»
نویسندگان زن و مرد بخشی از جریان ادبیات معاصر به شمار میروند که هریک با نگاهی ویژه در پی ارائه شیوهای نو در فرم و پرداخت داستان هستند، اما در این میان باورها و نگاه زنان فضایی شاید خاصتر را برای حضور آنها در عرصه داستاننویسی فراهم کرده است. اگرچه ویرجینیا وولف میگوید «برای هرکسی که مینویسد، فکرکردن درباره جنسیت خود مخرب است و زن بودن یا مردبودن بهصورت خالص و مطلق مخرب است؛ باید زنانه، مردانه یا مردانه، زنانه بود» اما واقعیت این است که در جامعه ما زنان به لحاظ مسائل اجتماعی با محدودیتهای بسیاری مواجه بودهاند و اگر با گذر از بانوان داستاننویسی که پیش از سیمین دانشور زیستهاند، او را نخستین بانوی داستاننویس جدی و متعارف بدانیم درمییابیم که تا مدتها بعد از این شروع جدی بانوان، هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران محدودیتهای بسیاری برای آفرینشهای ادبی زنان وجود داشت.
فردوسی سخنوری شگرف است که با سرودن شاهکار مانای شاهنامه، ایرانیترین آفریده ادبی را سرود و آفرین جهانیان را برانگیخت. شاهکاری که سرنوشت ایران را دگرگون کرد تا ایران بماند و ایرانی نیز و به گفته میرجلالالدین کزازی، اگر او در یکی از باریک و دشوارترین روزگاران در تاریخ این سرزمین کهن سر برنمیآورد و شاهنامه را نمیسرود، ما ایرانیان اکنون خود را ایرانی نمیدانستیم و به زبان دلاویز و شورانگیز فارسی با یکدیگر سخن نمیگفتیم و ازاینرو، شاهنامه نامه فرهنگ و منش ایرانی است.
عبدالوهاب شهیدی، موسیقیدان، خواننده، آهنگساز و نوازنده صاحبسبک عود، اول مهرماه 1301 در میمه اصفهان متولد شد و اوایل سال 1320 فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد استاد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد. او با اجرای بیش از 230 برنامه، از فعالترین هنرمندان برنامه گلها بود . از معروفترین آثارش میتوان به بازخوانی تصنیف لری «آن نگاه گرم تو» در دستگاه ماهور با شعری از هما میر افشار اشاره کرد. استاد شهیدی روز دوشنبه (بیستم اردیبهشت1400) به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت. محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، در جشن یازدهم خانه موسیقی درباره عبدالوهاب شهیدی گفته بود: «او بزرگمرد هنر آواز ایران است و سالیان درازی است که دستش را بوسیدهام و در حضور او کرنش کردهام و هیچگاه به خود اجازه ندادهام که در حضور او عرض هنر کنم و از این بابت که من آمدهام جایزه او را تقدیم کنم متأسفم، استاد مرا ببخش. من در اندازهای نیستم که جایزه شما را بدهم.»
هنر قدسی و معنوی خوشنویسی با جنبه زیباییطلبی فطرت انسان مرتبط است و یکی از اولین جلوههای هویت فردی، خوشخطی و داشتن دستخط زیبایی است که به مخاطب نیز القا میشود. به اعتقاد بسیاری از خوشنویسان، تبدیل نگارش معمولی کلمات با شیوههای هنرمندانه به نگارشی زیبا در هنر خوشنویسی ایران یک ویژگی اکتسابی است و از دوران کودکی در وجود فرد نهادینهشده و ادامه پیدا میکند، اگرچه توجه و نظارت کافی در نوشتن درست کلمات، داشتن الگو یا سرمشق زیبا و بررسی عوامل روانشناختی و عاطفی در زیبایی یا بدخطی افراد تأثیرگذار است. اما اینکه چرا در کشوری که مهد عروس خطوط اسلامی است، عامه مردم دستخط زیبایی ندارند، پرسشی است که در این گزارش به آن پرداختهشده است.
الحاقهای طراحیشده بهوسیله سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان نوروز امسال با هدف نشاندادن نمادهای سفره هفتسین در میدان نقشجهان قرار گرفت و خروج آنها به پایان هفته فرهنگی اصفهان موکول شد. اگرچه طراحی ساختار جدید در زمینههای تاریخی دارای رویکردهای جهانی و دستورالعملهای مشخصی است و ابتدا باید به ضرورت افزودن ساختار موردنظر اشاره کرد، در این گزارش دو هنرمند مجسمهساز و معمار در کنار رئیس ایکوموس ایران دیدگاه خود را درباره استفاده از هر نوع ساختار دائمی و موقت در میدان نقشجهان مطرح کرده و مدیران پایگاه جهانی میدان نقشجهان و سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان در خـصــوص مــوافــقــت بــا آن ســخــن گفتهاند.
سلامعلیکم سلامعلیکم… »این همان چیزی است که جادوی نی در دستگاه چهارگاه را در ذهن من تداعی میکند، شاهکار سلام صبحگاهی از حسن کسایی یکی از نوابغ نینوازی اصفهان و بلکه ایران که خانه او در عباسآباد هنوز هم خاطره مینوازد؛ همچون خانه محله مکینه خواجو که برای ما اصفهانیها نشانی از نایب اسدالله، خداوندگار نی است تا شاید از این اندک ماترک برجایمانده از شهری که روزگاری نهچندان دور قبلهگاه نینوازان بهشمار میرفت، همچنان صدای نی شنیده شود؛ اگرچه این صدای عارفانه در شهری که با نوای نی حکایتها سروده است دور و دورتر شده و در پیچوتاب بیتوجهیها گرهخورده و صدای ساز عارفانه نایب اسدالله خان اصفهانی، آقا سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، عبدالخالق اصفهانی، مهدی نوایی، حسین یاوری، حسن کسایی و همه آنان که نامشان با نی عجین شده و از آن حکایتها سرودند و جاودان رفتند گمشده است؛ اگرچه به گفته مدیر خانه موسیقی، نی، اصفهان است!
نقاشی ایرانی اگرچه متأثر از جریانهای حکومت دوم پهلوی با پیدایی جنبش مدرنیسم مواجه شد،اما این دوره به لحاظ تاریخی نهتنها در غرب، بلکه در ایران نیز به پایان رسیده است؛ درعینحال میدانیم که در دوران معاصر ممکن است اثری بهوسیله هنرمندی با نگاهی پیشرو خلق شود یا در این دوره هنرمندی به خلق اثری بپردازد که بازگشت به دوران مدرن است؛ این موضوع نیز که شاخههای مختلفی از هنر میتوانند در یک دوره همزیستی داشته باشند، صحیح است؛ با اینوجود این پرسش مطرح است که اگرچه دوران نقاشی مدرن به پایان رسیده آیا ترویج و توسعه آن پسندیده است؟