نوای نی جاودانگی روح است و مولانا از این ساز ساده سمفونی عظیمی ساخته که ملودی آن عشق است، عشقی که متاع اصلی مولانا و همان دریای بینهایتی است که رودخانههای گوناگون با آبهای روشن و گلآلود از شرق و غرب بدان میرسند و در آن گم میشوند. حالا در روزگاری که دیگرکسی از ساز روی دوش خود نمیهراسد باید گوش تیز کنی تا شاید در گوشهوکنار این قبلهگاه، اندک نوایی از نی نیوشای جانت شود، نوایی که در مواجهه با صنعت موسیقی و ساز و کار پرشتاب میان سنت و مدرنیته و تغییر ذائقه و سلیقه شنیداری مردم و البته مهمتر از همه در سایه بیتوجهی صدا و سیما و دیگر نهادهای مرتبط به سازهای ملی و عدم فرهنگسازی مناسب کمتر به گوش رسیده و سازی که خاستگاه آن نصف جهان است رو به فراموشی میرود هرچند که هنوز هم مخاطبان عارف و خاص خود را دارد و عجبا که در روزگاری که زمان، پرشتابتر از همیشه میتازد حکایت انسان دورمانده از اصل خویش، همچنان نیکو حکایت مولانا از نی است!
صدا و سیما و مسئولان فرهنگی مقصرند
حسن منصوری نوازنده و ردیفدان موسیقی، علت اول کمرنگشدن ساز نی را بیتوجهی صداوسیما در پرداختن به سازهای ملی دانسته و میگوید: «اگرچه هجمههای فرهنگی نیز در پرداختن به سازهای غیر ایرانی مؤثر است؛ اما آنها روی خط خود حرکت میکنند، درحالیکه مردم کشور ما از دیدن سازهای ملی محروم و مسئولان مربوطه نسبت به تولید آثار فاخر بیتوجهاند.» او با ابراز تأسف از اینکه در فیلمها و سریالهای پربیننده از سازهای غیر ایرانی استفاده میشود، ادامه میدهد: «پرداختن به موسیقی فاخر در صداوسیما کار سختی نیست و فقط لازم است که صداوسیما تولیدکنندگان آثار سینمایی و تلویزیونی را به استفاده از موسیقی ایرانی در متن یا تیتراژ موظف کند. این درحالیکه است که آنچه امروزه با نام موسیقی پاپ از رادیو و تلویزیون شنیده میشود به اعتقاد علمای موسیقی فاقد هویت است.»
این نوازنده پیشکسوت نی تصریح میکند: «موسیقی غیر فاخر توسط هجمههای فرهنگی خواسته یا ناخواسته به جامعه تزریق میشود، اما آنچه در قدرت ماست، میتواند فاخر باشد؛ درحالیکه اینطور نیست و در صداوسیما به موسیقیهای بهظاهر پاپ اما بیهویت پرداختهشده، از بانکهای صوتی استفاده کرده و افرادی را به خدمت میگیرند که نهتنها هنر آوازخوانی ندارند، بلکه با کمک رانت واردشده و صداهای خود را در استودیوها میسازند؛ بهطوریکه صدای زنده 80درصد آنها قابلتحمل نیست.»
منصوری با اشاره به جهانیشدن موسیقی زیبای نینوا که با محوریت ساز نی توسط استاد حسین علیزاده ساخته شد، از فقدان چنین حمایتهایی ابراز تأسف کرده و از اینکه حتی در عزاداریهای محرم و صفر موسیقیهای بیهویت جایگاه موسیقیهای فاخر را گرفتهاند انتقاد میکند.»
استفاده از اشعار بیمحتوا در موسیقی پاپ
او میگوید: «ارتباط مردم عامه با موسیقی و استفاده از آن بهعنوان یک نیاز جامعه بهصورت مستقیم به خوراکی که در ارتباط با موسیقی به جامعه ارائه میشود بستگی دارد. اگر متولیان فرهنگ و هنر و در رأس آن صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد خوراک خوبی در ارتباط با موسیقی به جامعه ارائه کنند، موسیقی فاخر در جامعه رشد کرده و افکار جامعه نیز فاخر شده و در جهت اصلاح پیش میروند و این چیزی است که بر اساس علم روانشناسی نیز ثابتشده است.»
این استاد پیشکسوت موسیقی میافزاید: «موسیقیهای تخدیرکننده افکار جوانها در کشور رشد بیشائبه داشته و مردم از این آسیب مصون نیستند، اما حاکمیت بهراحتی میتواند برای جامعه خوراک فرهنگی فراهم کرده و روی آن کنترل مثبتی داشته باشد؛ چراکه در کشور ما با توجه به اینکه اعتقاد مسئولان سیاسی و فرهنگی گزینش است و آثار ابتدا باید تأیید و سپس پخش شوند؛ بنابراین آنها میتوانند این تأییدها را به سمت موسیقی فاخر سوق دهند.»
منصوری علیرغم اینکه موسیقی پاپ امروز را فاقد هویت میداند آن را رد نمیکند؛ اما معتقد است اشعار این نوع موسیقی از نظر محتوا و معنی با شعر مفاخر گذشته همچون معینی کرمانشاهی، سیمین بهبهانی، معیری، ابتهاج، شهریار، ملکالشعرا، پروین اعتصامی، مولانا، نظامی، حافظ و دیگر شاعران بزرگ ایران قابل قیاس نیستند. او ادامه میدهد: «در دنیا نه حکیمی همچون عمر خیام و نه شاعری مانند مولانا و سعدی و حافظ و دیگر شاعران بزرگ ایرانی ظهور کرده است. از سوی دیگر، اگرچه تعداد افرادی که در جهان به زبان انگلیسی صحبت میکنند، چندین برابر فارسیزبانان است؛ اما جهان از اشعار فاخر ایران استفاده میکند بهطوریکه در سال 1998 کتاب مولانا در آمریکا رتبه اول پرتیراژترین کتابها را به دست آورد؛ بنابراین وقتی جهان از اشعار فاخر ایران استفاده میکند، چرا ما از آنها غافل هستیم و از شعرهای بیمحتوا در موسیقی استفاده کرده و اشعار فاخر خود را ترویج نمیدهیم؟!»
اجازه دهید هفتهای در دو مدرسه نی بنوازم
این هنرمند با تأکید بر اینکه صداوسیما و مسئولان فرهنگی بیش از 70درصد در کمرنگشدن سازهای ملی مقصرند، تصریح میکند: «متأسفانه شرایط برای سازهای اصیل ایرانی بهگونهای است که جوانان نسبت به سازهای ایرانی شناختی ندارند و اگر تار و سهتار و سنتور و دیگر سازهای ایرانی را در قیاس با گیتار و ارگ و پیانو ببینند آشنایی آنها با سازهای غربی بیشتر است. چرا؟ چون در تکتک خانهها بهمحض روشنکردن تلویزیون تنها چیزی که از موسیقی در شبکههای ماهوارهای نشان داده میشود گیتار و دیگر سازهای غیر ایرانی است. این موضوع دردناک و تأسفبرانگیز است که دانشجو با دیدن ساز نی به من میگوید چرا فلوت شما به این شکل است؟! و نی را نمیشناسند، درحالیکه فلوت سازی غربی و نی ساز ملی ماست و مولانا گفته است بشنو از نی چون حکایت میکند. دلیل این موضوع فقری است که گریبانگیر جامعه کردهاند و معلوم نیست تا چه زمانی جوانها باید با سازهای ملی ایران غریبه باشند.»
منصوری با اشاره به دو برابرشدن جمعیت اصفهان نسبت به قبل از انقلاب و افزایش نینوازان اصفهانی در مقایسه با آن دوران، اعتقاد دارد که مردم با فرهنگ خود بیگانه نیستند و پیوندشان را با ملیت خود جدا نکردهاند؛ اما حق مطلب ادا نشده است.او تأکید میکند: «من بارها در جلسههای رسمی پیشنهاد دادم که اجازه دهید من بهعنوان نوازنده نی و پسرم بهعنوان نوازنده تنبک هر هفته با حضور در برنامه صبحگاه دو دبیرستان ده دقیقه برای نوجوانان ساز بزنیم تا صدای این سازها را شنیده و آنها را بشناسند و بهاینترتیب زکات دانش موسیقی خود را بهصورت رایگان در اختیار جوانان بگذاریم، اما متأسفانه هیچ اقدامی نشد و الان یکبار دیگر از طریق این روزنامه به مدیرکل آموزشوپرورش استان اصفهان اعلام میکنم که اصفهان خاستگاه نی است و نایب اسدالله خان، سلیمان اصفهانیها، حسین یاوریها، حسن کساییها از آن متبلور شده و ساز نی را در جهان خاص کردهاند، اگر دغدغه فرهنگی دارید و اگر نگران هستید که چرا هجمه فرهنگی، سازهای غربی را به جوانهای ما دیکته میکنند، از من حمایت کنید تا من و فرزندم با بهبود شرایط کرونا هفتهای دو روز فقط به مدت ده دقیقه در مدارس اصفهان دو ساز ملی را معرفی کنیم.»
نی به همت همهجانبه نیاز دارد
احمد هنرمند نیز که از استادان و پیشکسوتان نینوازی است، میگوید: «گرایش به نواختن ساز نی در مقایسه با دیگر سازها کمتر است، چراکه متأسفانه سازهای ملی مانند ساز نی مورد احترام نیستند؛ همانطور که امروزه احترام به اساتید و بزرگان موسیقی ملی مانند گذشته نیست. مسئله دوم این است آموزش نی نسبتا سختتر از سایر سازها است و به دستآوردن یک نی که گره خوبی در آن ایجادشده باشد کار چندان سادهای نیست؛ ضمن اینکه برای آموختن نی باید عارف بود و به معنویات توجه کرد که در نسل جوان امروز کمتر چنین گرایشهایی دیده میشود و بیشتر به دنبال کارهای سادهتر هستند؛ اما باوجوداین، کم و بیش به نی علاقه دارند و آن را دنبال میکنند که البته در مقایسه با دیگر سازها کمتر است.»
او با بیان اینکه جامعه و خانوادهها بیشتر به دنبال سازهای زهی هستند تا سازهای اصیلی مانند نی، ادامه میدهد: «زمان هرلحظه روبهجلو حرکت میکند و تکنولوژی متغیر شده و بیشتر از گذشتگان فاصله میگیریم، این درحالیکه است که متأسفانه در جوانها میل و رغبتی به گذشته دیده نمیشود. ساز نی نیز یکی از قدیمترین و اصیلترین سازهاست که ریشه در گذشته اصیل ما دارد و اگرچه از رده خارج نشده اما به افراد مخصوصی نیاز دارد که این ساز را پیگیری کنند؛ چراکه نینوازی و حفظ آن از عهده همهکس برنمیآید، اما متأسفانه الان در آموزش ساز نی حتی با کمبود مربی نیز مواجه هستیم.»
هنرمند به نقش صدا و سیما اشارهکرده و با بیان اینکه ساز نی به همت خانوادهها، آموزشگاهها، هنرستانها، صداوسیما و همه رسانههای دیداری و شنیداری نیاز دارد تا دوباره جای خود را پیدا کند، تصریح میکند: «در هنرستانها و آموزشگاههای موسیقی نیز آنطور که باید و شاید به ساز نی در مقایسه با سازهای دیگر اهمیتی داده نمیشود. مسئولان باید همان ارزش و احترامی که در رادیو و تلویزیون و سایر رسانهها و جراید نسبت به سازهای دیگر نشان میدهند به ساز نی هم داشته باشند، ساز نی و دیگر سازهای ملی ما به تبلیغات نیاز دارد تا بیشتر دیده و شنیده شده و در نوجوانان و جوانان رغبت و اشتیاق ایجاد شود.»
روغن نباتی قو طعم کره دارد
منوچهر غیوری، ردیفدان و نوازنده پیشکسوت نی نیز با تأکید بر اینکه همه سازهای ملی ایران کمرنگ شده است، میگوید: «مقصر صدا و سیماست که سازهای ایرانی را نشان نمیدهد، وقتی نوجوانان و جوانان ساز را نبینند چطور نسبت به آن آشنایی و علاقه پیدا کنند؟!» او که مدیریت آموزشگاه موسیقی شیدا در شهر نجفآباد را به عهده دارد، ادامه میدهد: «الان آموزشگاه من چهار کلاس گیتار و یک کلاس نی دارد؛ من که بهعنوان مدیر این آموزشگاه، استاد نی هستم! قبلا از همه ایران شاگرد داشتم، اما الان که دیگر با توجه به شرایط سنی و جسمی نمیتوانم تدریس کنم و مربی نی در آموزشگاه حضور دارد؛ با اینحال حتی پنج شاگرد برای ساز نداریم. من جز صداوسیما هیچ سازمان و فرد دیگری را مقصر نمیدانم.»
غیوری تصریح میکند: «در گذشته تبلیغ بسیار پرمعنایی برای روغن وجود داشت که میگفت روغن نباتی قو طعم کره دارد، بنابراین وقتی صدا وسیما سازهای ایرانی را نشان نمیدهد و نوجوانان و جوانان در شبکههای ماهوارهای ساز گیتار و دیگر سازهای غربی را میبینند، به دنبال سازهای ایرانی نمیروند.»
بس نکته غیر حسن بِباید که تا کسی…
مدیر آموزشگاه موسیقی شیدا با بیان اینکه نی سازی عرفانی است، میافزاید: «امروزه خیلی مشکل است که جوانان نسبت به نی شناخت پیدا کنند، نی یک ساز عرفانی است که با نفس سر و کار دارد، با لمس سرپنجه و زبان و دندان و با تمام روح و جان آدمی سر وکار دارد. امروزه گاهی برخی از روی علاقه میآیند و مدتی نی کار میکنند؛ ولی آن عرفانی را که باید در کار داشته باشند ندارند و ادامه نمیدهند؛ چراکه بس نکته غیر حسن بِباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحبنظر شوند؛ اما من آموختن نی را سخت نمیدانم چراکه معتقدم همه سازها سخت هستند و به تمرین و مهارت نیاز دارند، اما ما راحتطلب هستیم.» غیوری با انتقاد از شیوه فعالیت آموزشگاههای موسیقی، میگوید: «الان این آموزشگاهها به محلی برای تجارت تبدیلشدهاند یعنی فقط برای پول کار میکنند و برخلاف گذشته که اساتید با عشق کار میکردند و هنرجوها با عشق به کلاس میرفتند امروزه اینطور نیست. از سویی دیگر، شرایط کرونا باعث تعطیلی گسترده آموزشگاههای موسیقی شده و بسیاری از آنها در حال ورشکستی هستند و دولت هیچ کمکی نمیکند.»
توجه به تعادل و توازن میان سنت و مدرنیته
اما مدیر خانه موسیقی اصفهان نیز با اشاره به مهجور بودن موسیقی ایرانی در دوران کنونی و بابیان اینکه ما از دوران مشروطه تا دوران پهلوی در حال تجربه مدرنیته بودیم که یکی از پیامدهای آن تقابل سنت و تجدد بود، میگوید: «یکی از نکات موردتوجه، تعادل و توازن بخشیدن میان سنت و مدرنیته است که این تعادل و توازن گاه در تجربیات کشوری مانند ژاپن بهخوبی دیده میشود و گاهی نیز در کشور خودمان در اکثر مقاطع تاریخی شاهد این عدم تعادل هستیم. وقتی ما نمیتوانیم این تعادل و توازن را بهخوبی حفظ کنیم؛ بدیهی است فرهنگ بیگانه در ابعاد مختلف بر ما غلبه پیدا میکند؛ بنابراین ریشهیابی و واکاوی دلایلی که سبب این عدم تعادل در جامعه ما میشود از اهمیت به سزایی برخوردار است. هرچند نباید از یاد برد که ریشه این دلایل را باید نخست در مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… جستوجو کرد.»
مهرشاد متین فر ادامه میدهد: «در چند دهه اخیر در ایران شاهد گسترش فرهنگ مصرفگرایی و تأثیر آن بر هنر بودیم که در نتیجه در این فرایند هنر موسیقی به صنعت موسیقی تبدیل میشود؛ چراکه در این حالت، هنر بهمثابه تولید کالایی برای مصرف است.»
او با اشاره به آموزههای مکتب فرانکفورت و اندیشمندان برجسته آن چون هورکهایمر و آدورنو درباره موضوع کالاشدگی اثر هنری، تصریح میکند: «مطابق آنچه ما از این اندیشمندان آموختیم در صنعت فرهنگ، صاحبان صنعت موسیقی برای مصرف هرچه بیشتر کالاهای هنری، نیازها و موقعیتهای کاذبی را برای ما ایجاد میکنند. به دنبال آن، نیازهای کاذب موجب فراموشی نیازهای اصلی و فرهنگی ما میشود؛ ضمن اینکه صاحبان قدرت در این صنعت در پی هنر تودهگرا هستند و به دنبال این فرایند به استانداردسازی و یکسانسازی رو میآورند؛ چراکه قدرتهای تجاری امروز هنر دنیا، ایدههای خود را بر مبنای الگوهای صنعتی پدید آوردند، بنابراین آیا مهجور بودن هنر موسیقی ایرانی در دوران کنونی یادآور همین وضعیت نیست؟»
انتخاب جوان امروز نی اصفهان نیست
مدیر خانه موسیقی اصفهان در ادامه به مهجورماندن ساز نی اشاره کرده و میافزاید: «نی و اصفهان دو عنصر تفکیکناپذیر هستند و مطابق تحقیقاتی که من نیز در این زمینه انجام دادم، متوجه شدم از «حمدان نی زن» در قرن سوم هجری تا دوران کنونی بهترین نوازندگان نی متعلق به اسطوره-شهر اصفهان بودهاند. از نظر تکنیک نوازندگی نیز تکنیک نینوازی اصفهان به تکنیک دندانی مشهور است و بهغیر از اصفهان (و مناطقی از ترکمنصحرا) در سایر نقاط و حتی کشورهای عربی و ترکیه، نی را روی لب خود گذاشته و مینوازند. همچنین بزرگترین پدیدههای نینوازی یکصد سال اخیر از نایب اسدالله تا حسن کسایی، هنرمندان اصفهانی بودند. بیهوده نیست که من مقاله خود را در آن سال به نام «نی اصفهان است» نامگذاری کردم.»
متین فر میگوید: «برخی سازها به سبب قدمت و نوع کارکرد و کاربردی که در طی قرون متمادی داشتند باعث میشود برخی ویژگیها به آن ساز پیوست شود، بهعنوان نمونه مهمترین کارکرد ساز نی، کارکرد عرفانی آن است. نی از گذشتههای دور همواره نقش مهمی در ادبیات عرفانی ما داشته است. اگر دف همیشه نشان از عالم کبیر داشته، نی نشاندهنده عالم صغیر بوده است. در عرفان نی به ماهیت انسان اشاره میکند و از آنجاییکه عرفا معتقدند حقتعالی فرموده «نفخت فیه من روحی»، انسان که چون نی، تهی است نیازمند نفخه است، پس عاشق با دمیدن نی به آواز درمیآید و از درد و فراق و آتش هجران خود شکایت میکند.»
او اعتقاد دارد در دوران کنونی که مدرنیته شهری بر ما غلبه دارد و صاحبان قدرت، صنعتِ موسیقی را بهجای هنر بر ما عرضه میکنند این سازها کمکم دچار گسستهای معرفتی میشود و انتخاب جوان امروز ما ساز نی نیست و اگر هم نی انتخاب شود عمدتا وجه عرفانی آن متمایز و جدا میشود. متینفر به وظیفه خانه موسیقی در زمینه افزایش آشنایی و گرایش جوانان با سازهای ملی اشارهکرده و میگوید: «نوع کارکرد برنامههای ما به شکلی است که بیشتر میتوانیم بهصورت پژوهشی در نشستها یا جشنوارهها به این موضوع بپردازیم. مواقعی که چنین مباحثی مطرح میشود هنرمندان معمولا به تخطئه و کمکاری دولتها و صداوسیما میپردازند ولی من ضمن تائید این انتقادات، بر این باورم قبل از دولتها و مسئولین، این خود ما هستیم که باید گامی در این زمینه برداریم.»
با وجوداین، سخن را از نی باید شنید که حکایتش حدیث نفس است و آنچه گوید و هرچه کند همان است که معشوق در او دمیده است. قطعا آفرینش درگرو نی شدن است و البته که لازمه شنیدن فرمانی که از معشوق رسد بیتوجهی نیست. اکنون در این زمانهای که به موسیقی ملی و سازهای عارفانهای همچون نی کممحلی و بلکه بیمحلی میشود باید تأسف خورد به حال آنان که سر در گریبان فروخوردهاند و با پرداختن به ادبیات غیر فاخر در سرودن و نواختن، از خود دور شده و سرّ نی شدن نمیدانند.



