«مرتضی صمدیهلباف» سال ۱۳۲۵ در شهر اصفهان به دنیا آمد. دانشجوی نمونه و معروف مهندسی دانشگاه آریامهر بود که قبل از 1350 به عضویت «سازمان مجاهدین خلق ایران» درآمد و از این طریق، در عملیات بسیاری شرکت کرد. گفته بود ابتدا در یک کادر علنی فعالیت میکرده که با سازمان مخفی در ارتباط بوده است؛ اما بعد از اینکه یک مسئله امنیتی برایش بهوجود میآید، مخفی میشود و اینگونه زندگی سیاسی و مخفی مرتضی آغاز و با انجام فعالیتهای سیاسی ضد رژیم، حساسیت ساواک درباره او برانگیخته میشود. مرتضی با پیبردن به هویت مارکسیستی سازمان مجاهدین، بهصورت رسمی جدایی خود را از سازمان مجاهدین اعلام میکند؛ بنابراین اعضای گروه، همه عزمشان را برای ازمیانبرداشتن او جزم میکنند.
اگر از شما بخواهند زنان حماسهساز تاریختان را نام ببرید، اسمی به خاطر دارید؟ تاکنون تصاویر کدامیک از زنان تأثیرگذار در پایههای این نظام و حکومت را در تلویزیون و رسانههای بصری دیده و آنها را به طور خلاصه و نه کامل، میشناسید؟ تاکنون این عبارت را در هشتگهای اجتماعی و مرورگرهای مختلف جستوجو کردهاید؟ شاید اولین تصویری که پس از شنیدن واژه «زن» به ذهنتان خطور میکند، موجودی ضعیف با روحیهای کاملا احساسی باشد که وظیفهاش تنها معطوف به خانهداری و تربیت فرزند و حضور کمرنگتر در عرصههای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است.
از اینکه راهی برای رفتن پیدا کرده در پوست خود نمیگنجد؛ پسربچهای که برای رفتن به میدان رزم، خیلی کوچک است. مهدی عطایی، دوازده سال بیشتر نداشته که تصمیمی مردانه میگیرد و عزم جنگ میکند اما به دلیل جثه کوچک و کمی سنوسالش، به هر دری که میزند، اجازه رفتن نمیگیرد. او در اصفهان، هرجا میرود دست رد به سینهاش میزنند تا بالاخره یکی از دوستانش در بسیج به او پیشنهاد میدهد برای رفتن از دولتآباد اقدام کند. «پس از آنکه برای رفتن به جبهه از پایگاههای بسیج اصفهان ناامید شدم به پیشنهاد یکی از دوستانم به دولتآباد رفتم و بعد از ثبتنام در بسیج آنجا، قول اعزام به جبهه گرفتم.»
یکوقتهایی دنیایش میشود یک اتاق. یکوقتهایی خلوتش خلاصه میشود در یک قاب عکس چوبی با رنگ قهوهای سوخته. یکوقتهایی حرفهایش را باید جور دیگر شنید وقتی دانهدانه حرفهای دلش از روی گونه کمی رنگ و رو رفتهاش چکه میکند و میافتد درست وسط همان قاب عکس چوبی…
«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگتر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجفآبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش میگذرد، شروع به حرفزدن که میکند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن میکند و دنیا روی سرش خراب میشود… «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمالغرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه میخوانید، روایت سالها برادری احمد و حسن است…!
در راستای انجام اقدامات فراوان ارتش جمهوری اسلامی ایران بهمنظور محرومیتزدایی، نشست خبری ارشد نظامی آجا در منطقه اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری و فرمانده قرارگاه محرومیتزدایی جهادی نیروی زمینی محوری ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور اصحاب رسانه برگزار شد. به گفته امیر سرتیپ دوم محسن آذرافروز، ارشد نظامی آجا در منطقه اصفهان، یزد و چهارمـحـالوبـخـتـیـاری، ارتش بر اساس وظیفه ذاتیاش که در قانون اساسی مشخص شده و شعار «ارتش فدای ملت»، تمرکز بر محرومیتزدایی را در برنامههای خود قرار داده است. امیر سرتیپ دوم آذرافروز اعلام کرد: تمرکز این محرومـیـتزدایی در «اصفهان» و به فرماندهی سرهنگ خلبان ولی رحمانی، فرمانده دانشکده هوانیروز، است.
رئیس هیئتمدیره انجمن مراکز بهزیستی استان اصفهان با اشاره به اهمیت ساختن روابط عاشقانه بین زوجین گفت: عشق بدون احترام شوخیای بیش نیست. زوجین در ابراز عشق باید از کلمات مؤدبانه استفاده کنند و جملات و کلمات با بار مثبت را به کار بگیرند. روناک عشقی، زوج درمانگر در برنامه «بازسازی عشق در زندگی» اظهار کرد: همیشه باید سعی کرد که عشق مستدام در زندگی زناشویی برقرار باشد و مهمترین گام برای رسیدن به این اصل، شناخت زوجین از خود و دیگری است تا با نیازهای واقعی همدیگر آشنا شوند و در همان مسیر ابراز عشق کنند.
تراژدی غمگین آلودگی هوا هرساله با شروع فصل پاییز، رخ عیان میکند و نفس مردم را میگیرد. این هیولای بیشاخ و دم، امسال نیز سایه خود را بر سر اصفهانِ کرونازده محبوس در لایههای دود گسترانده و نفسکشیدن را برای مردم سخت کرده است. این معضل زیستمحیطی حالا سالهاست که بخشی از زندگی ما شده و قولهای تکراری و وعدهووعیدهای مسئولان هم کاری را برایمان پیش نبرده است. این درحالی است که بحران کرونا، تعطیلی مراکز آموزشی و محدودیتهای ترافیکی هم نتوانست وضعیت هوا را رو به بهبود برده و اوضاع آلودگی هوا در این کلانشهر همچنان وخیم و هرسال بدتر از سال پیش است.
یک هفته از تجمع کشاورزان نجیب اصفهانی در بستر پل خواجو میگذشت که صبح روز جمعه، مردم اصفهان با اعلام فراخوان عمومی نیز به آنها پیوستند و با همراه شدن با کشاورزان دغدغههای خود در خصوص احیای دائمی زایندهرود را بیان کردند و از مسئولان خواستند به مشکلات زایندهرود رسیدگی و آب را برای همیشه در این رود جاری کنند.
شماره جدید ماهنامه بیسیمچی (تیر و مرداد و شهریور) در آستانه چهل و یکمین سالروز بزرگداشت هفته دفاع مقدس با نگاهی ویژه به شهرک دارخوین؛ تنها شهرک رزمندگان لشگر 14 امام حسین (ع) با عنوان «غریبستان» منتشر میشود. به گزارش اصفهانزیبا، در مقدمه پرونده شماره جدید بیسیمچی با موضوع شهرک دارخوین آمده است: «نام شهرک دارخوین شاید برای ما جنگندیدهها آنقدر آشنا نباشد اما بچههای لشگر 14 امام حسین (ع) خیلی خوب این شهرک و تمام خاطراتش را به یاد دارند؛ سرزمینی که اگرچه این روزها اثری از آن نیست و متأسفانه به دست فراموشی سپرده شده است، اما در روزهای داغ جنگ، زنده بود و زندگیها بخشید… .
همایش «اسوه صبر و مقاومت» در آستانه هفته دفاع مقدس با محوریت تکریم از دختران جهادگر جبهه سلامت به همت بانوسرای آفتاب وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و با همکاری امور بانوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان اصفهان، دفتر امور بانوان استانداری، فرهنگسرای پایداری، ناحیه مقاومت بسیج امام صادق (ع) و دانشگاه آزاد اصفهان برگزار شد.
«خوشبختانه به صورت فزایندهای واکسن وارد اصـفـهــان شــــده و تلاش میشود با افزایش نـوبـــتهای مراکز و راهاندازی لاین شـــبـــانــــه، با ســـرعت واکسیناسیون حداکثری در این اســتــان پوشش داده شود.» این خبرخوبی بود که دکتر کمال حیدری، رئیس مــرکـــز بهداشت استان اصفهان، روز گذشته در نشست زنده اینــسـتـاگــرامـــی خود بــــا خبرنگاران و اصحاب رسانه عنوان کــرد و نوید روزهای خوب طی یک ماه و نیم آینده در اصفهان را داد؛ روزهایی که قرار است حدود پنج میلیون دز واکسن به جامعه هدف تزریق شود. مــعــاون بهداشــتــی دانشگاه علومپزشکی اصفهان در این نشست با بیان اینکه جامعه هدف ما برای واکسیناسیون در اصفهان حدود هفت میلیون دز واکسن است، خاطرنشان کرد: تاکنون نزدیک به دو میلیون دز واکسن در اصفهان تزریق شده و ما به پنج میلیون دز دیگر برای ایمنیزایی نهایی نیاز داریم.