سیوسومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان در میان شور و نور و عروسکها و پروانههای شاد فیروزهای و صدای دستهای همسایهها به صورت رسمی در شب 27 مهرماه جلالی و پاییز طلایی آغاز شد. افتتاحیهای جنجالی و بکر و تازه و دلچسب در میان ردیف ردیف آپارتمانهای سر به فلک کشیدهای که کودکان و خانوادههایشان با بادبادکها و پرچمها و جیغ و هورا منطقه 13 را ترکاندند و گذاشتند روی سرشان!
سیوسومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان در شهر سی وسهپل به تجربهای ناب در میان سیو دو جشنواره گذشته بدل شده است. این جشنواره کودکانه هم اکنون نخستین رویداد سینمایی کشور و منطقه به حساب میآید که به صورت کاملا آنلاین برگزار میشود و تجربه متفاوتی را برای ورود آثار سینمای ایران به رسانههای جدید رقم زده و مفهوم جشنواره، مخاطب، داوری مردمی و… را در این دوره دچار دگرگونی اساسی کرده است.
قطار جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان به ایستگاه سی و سوم رسید تا جشن تولد سیوسهسالگیاش را دم سیوسهپل با یک عالمه فیلم خوب و تماشایی برگزار کند و یکبار دیگر پرچم بچهها را در شهر دوستدار کودک بالا ببرد! ازاینقرار، آیین افتتاح سی و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان امروز بر بام یکی از فرهنگسراهای شهرداری اصفهان با شادی و شیطنت برگزار میشود! سرود ملی کشورمان پس از تلاوت آیاتی چند از کتاب نور طنینانداز میشود و بعدازآن ناغافل به بهانه سی و ساله شدن این جوان رعنا، شمارش معکوس اعداد بهصورت نوری به نمایش درخواهد آمد و مجری، به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
سیدابراهیم عامریان بعد از تجربه تهیهکنندگی فیلمهای «تگزاس» و «تگزاس2» که در زمره فیلمهای کمدی بهحساب میآیند به سراغ فیلمی برای مخاطبان کودک رفته است. «نارگیل» اثری رئال عروسکی است که برای اولین بار در سیوسومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نمایش درمیآید و عامریان به موفقیت در جشنواره و اکران آن در سینماها بسیار امیدوار است. در این فیلم که حمزه صالحی نویسندگی و سیدداود اطیابی کارگردانی آن را برعهده دارند، غلامحسین لطفی، بیژن بنفشهخواه، علیرضا استادی، سحر قریشی، شقایق دهقان، نصرالله رادش، امید روحانی و دو بازیگر کودک فیلم مانیا علیجانی و آرین اسمعیلی نقشآفرینی کردهاند. با او درباره این فیلم و شرایط سینمای کودک گفتوگو کردیم.
نودوسومین دوره جایزه اسکار، تفاوتهای زمانی بسیاری به مانند دورههای قبلی خود دارد. نخستین مورد آن، بحث برگزاری است که امسال و به دلیل کرونا با تاخیری دوماهه مواجه شده است؛ اسکار 2021 امسال به جای 10 اسفند 99، در 5 اردیبهشت 1400 برگزار میشود. اتفاقی که تا پیش از این، تنها 3 بار و به دلایلی چون سیل و ترور رئیسجمهور آمریکا به تعویق افتاده بود. هرساله، مدیران سینمایی هر کشور تا 9 مهر فرصت داشتند تا نماینده خود را به این آکادمی معرفی کنند؛ اما امسال و با تعویق زمان برگزاری، دو ماه به این تاریخ افزوده شده و فیلمهای هر کشور نهایتاً تا یازدهم آذر باید به آکادمی معرفی شوند. ضمن اینکه متناسب با این حجم تغییر، زمان نمایش فیلمها هم تغییر کرده است و فیلمهایی که از 9 مهر 98 تا 11 دی 99 در کشور خود (مبدأ) به روی پرده بروند، اجازه معرفی به این آکادمی را دارند.
حسین قناعت، کارگردان شناختهشده سینمای کودک و نوجوان، امسال با دو فیلم «سلفی با رستم» و «والدین امانتی» در سی و سومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور دارد. دو فیلمیکه قناعت مضامینی همچون تشویق به مطالعه، آشنایی با شخصیتهای تاریخی و همچنین اهمیت خانواده در دوران سخت کنونی را به عنوان محوریت آنها برگزیده است. فیلمهایی که با بودجه نهچندان زیاد ساخته شده اند و انتظار معقولی هم در اکران و فروش دارند. قناعت معتقد است در سینمای کودک نیاز به پروداکشن بزرگ نیست، چرا که این نوع از فیلمها به دلیل شرایط نامناسب اکران برگشت سرمایه زیادی به دنبال ندارند و طبیعتا باید در محدوده مشخصی از هزینهها کار کنند و البته به همان اندازه هم انتظار فروش داشته باشند. در ادامه، مشروح گفتوگوی ما با حسین قناعت را میخوانید.
نشست رسانهای سیوسومیـن جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان با حضور علیرضا تابش، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و دبیر این رویداد، برگزار شد. در این نشست که به دلیل رعایت پروتکلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتمـاعی بدون حضور خبرنگاران برگزار شد، سؤالات به دو صورت کتبی توسط مجری و همچنین به صورت ارتباط تلفنی با برخی اصحاب رسانه مطرح شد.
بابک بنیزاده سال گذشته با فیلم «اقیانوس پشت پنجره» در سیودومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودک و نوجوان حاضر بود و با این فیلم جوایزی را هم به دست آورد. شیوع ویروس کرونا اما او و بسیاری دیگر از کارگردانها را از دیدن فیلمشان در سینماها و همراه با مخاطبان محروم کرد، اگرچه نبیزاده اکران فیلمهای کودک را در شرایط غیر کرونایی هم سخت و دشوار توصیف میکند. این روزها او در حال رایزنی برای تولیدی یک فیلم اجتماعی با مایههای روانشناسانه است، اما با تمام وجود علاقه دارد دوباره فیلمی در حیطه کودک و نوجوان و برای این قشر کار کند، چراکه معتقد است پناه بردن به سینما بهخصوص برای کودکان در شرایط سخت کنونی کشور میتواند التیامبخش باشد. گفتوگوی او را در ادامه میخوانید.
رقابت سینما با تلویزیون، طی دهههای گذشته، همواره مراتبی از شدت و ضعف را به خود دیده است. در مقاطعی نظیر ماهرمضان، سینما، قافیه رقابت را به سریالهای تلویزیونی میباخت و در مواقعی نظیر نوروز یا تابستان، این سینماها بودند که میتوانستند مخاطبان بیشتری را به نسبت تلویزیون به سمت سالنها بکشانند.اما این رقابت عجیب، طی چهار پنج سال اخیر، تاحدودی از میان رفت و هر رسانه، ترجیح داد بدون رقمزدن حاشیهای، مسیر خود را طی کند. پس از چند سال سکوت و انفعال از ابتدای امسال این رقابت وارد فضای جدیدی شد؛ فضایی که تلویزیون آغازگر آن بود. از ابتدای امسال، خبری در خروجی خبرگزاریها منتشر شد مبنی بر اینکه مدیریت شبکه نمایش خانگی بر عهده صداوسیماست؛ خبری که در ابتدا کسی آن را جدی نگرفت، اما در ادامه و با اجبار ویاودیها به دریافت مجوز صداوسیما بر روی تولیدات این شبکه، وضعیت کاملا جدی شد. ریشه این اتفاق را باید در شیوع «کرونا» دانست. تا پیش از اسفند 98، بسترهای اینترنتی پخش فیلم در ایران، اقبال چندانی نداشتند و فیلمها و سریالها، استقبال خوبی از افتتاحیه نمایش خود در این بسترها به عمل نمیآوردند.
خیلی چیزها از کودکی و نوجوانی یادم نمانده است. آنوقتها یادداشت روزانه نمینوشتم، اینستاگرام و فیسبوک هم نبود و خیلی چیزهایی را که نباید فراموش کردم. برخلافِ چیزهایی که ماندند و با اسید هم از ذهنم پاک نمیشوند. اولین مواجهه من با پرده سینما کِی بود؟ خوب یادم نیست. من در اراک بزرگ شدم و آنوقتها اراک فقط یک سینما داشت: سینما فرهنگ در باغ ملی. روی صندلیها مینشستم و صدای هیچ فیلمی را خوب نمیشنیدم.
سینمارفتن تجربه مشترک بیشتر ما آدمهاست. خیلیهامان سینما را در اولین اردوهای دسته جمعی مدرسه شناختیم؛ همان وقت که همگی سوار یک اتوبوس راهی سالن بزرگ و تاریک ناشناختهای شدیم. ابتدا همه چیز تازه و عجیب بود؛ ولی ساعتی بعد، سالن سینما یک رقیب جدی برای کلاس مدرسه شده بود!جایی که میشد راحت آنجا خندید، گریه کرد، عاشق شد و به خیال جان داد … . 21 شهریور را روز ملی سینما نامیدهاند؛ روزی برای سینما و عشاقش. در این روز 20 ساله که به شکل نمادین از سال 79 و در یادبود ورود سینما به ایران به تقویم وارد شده است میتوان به مباحثی جدی مثل آسیبشناسی سینمای ملی، تاریخ و روند شکلگیری، جایگاه آن و… پرداخت.
داستان «خرس» از پاییز 90 آغاز شد. «پرویز پرستویی» چند سالی بود که از سینما فاصله گرفته و در هیچ پروژهای ظاهر نشده بود، تا اینکه رسانهها در پاییز 90 خبر دادند پرستویی قرار است در جدیدترین ساخته «خسرو معصومی» علاوه بر بازی، در نقش سرمایهگذار نیز ظاهر شود؛ همین خبر کافی بود تا دامنه کنجکاویها نسبت به «خرس» بالا بگیرد. فیلم به جشنواره سی ام فجر رسید و در بخش رقابتی نمایش داده شد. در همان روزهای جشنواره بود که زمزمه توقیف فیلم به گوش رسید. معصومی که گویا این زمزمهها به گوش او نیز رسیده بود، بلافاصله پس از جشنواره، قصد نمایش فیلم را داشت که متوجه شد آن حرفهای درگوشی درست بوده است. بهاینترتیب، «خرس» بدون هیچ دلیلی از همان سال 90 در محاق توقیف رفت.