سال 99 سال غافلگیری دولت در هزینهکرد بودجه بود، اما در بخش فرهنگ، اوضاع چندان هم بغرنج نشد. کرونا اگرچه هزینههای مازاد بسیاری روی دست دولت گذاشت، قدرمسلم اینکه وزارت ارشاد، آن طور که بایدوشاید از هنرمندان و خانواده نهچندان بزرگ خود حمایت نکرد تا با همان بودجه حداقلی، به رتقوفتق امور جاری بپردازد.
آخرین جمعه ماه نوامبر، به «جمعه سیاه» مشهور است؛ روزی که از این پس برای سینمای ایران نیز سیاه است. سینمای ایران که در روزگار کرونا عزیزان بسیاری را از دست داده، حالا در اتفاقی ناگوار، داغدار «پرویز پورحسینی» است؛ بازیگری که دوهفته پیش خبر بستری شدن او در بیمارستان، دل بسیاری از دوستدارانش را لرزاند. پسرش اما خیال همه را راحت و بارها اعلام کرد که ضریب هوشی استاد بالاست و روحیه او برای مقابله با کرونا، ستودنی است. چند روز بعد نیز اعلام شد که مشکل اصلی رفع شده و مشکل چندانی وجود ندارد.
چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی به همت موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان، اوینیک (مؤسسات ملی فرهنگی اتحادیه اروپا) و پلتفرم هاشور اولین بار به شکل آنلاین و رایگان برگزار میشود. در این هفته فیلم علاوه بر نمایش 16 فیلم از 14 کشــور، نشستهای تخصصی هم با حضور کارگردانان و منتقدان اروپایی و ایرانی در صفحه اینستاگرام گروه سینمایی هنر و تجربه برگزار میشود. گفتوگو با الهه گودرزی، مدیر بخش بینالملل هنر و تجربه درباره هفته و همچنین مروری بر برخی از مهمترین فیلمها و نشستهای این رویداد مبنای گزارشی است که در ادامه میخوانید.
دادههای سینمایی استان اصفهان طی 35 سال اخیر، نشانگر یک حرکت سینوسی است. از اوایل دهه 60 تا اواخر دهه 70، دوران شکوه و استقبال از سینماها بود. اما سینماها از ابتدای دهه 80 تا ابتدای دهه 90 هم پای سینماهای کشور و مخاطبان آن، افت عجیب و راکدی را تجربه کرد و از سال 93 تا به امروز، پیشرفتهای چشمگیری را بهخصوص در حوزه سخت افزاری به خود دید؛ تا جایی که رتبه اصفهان را به لحاظ تعداد ناوگان سینمایی، به ردیف دوم کشوری ارتقا داده و وضعیت مطلوبی برای سینماها و مخاطبان این استان فراهم آورده است.
روی جلد قرمز رنگ کتاب «سینما به روایت اصفهان» و زیر عنوان اصلی آن عبارت «یک پژوهش تاریخی تحلیلی» بهچشم میخورد. این گزاره به روشنی رویکرد و جهتگیری نویسندگان کتاب برای بررسی پدیده سینما در نیمه اول قرن جاری در اصفهان را نشان میدهد. رویکردی که تعمدا با دورشدن از روایت غالب و نوستالژیک بررسی پدیدههای فرهنگی در اصفهان، سعی در ترسیم نسبت میان جامعه مدرن شهر در دورههای پهلوی اول و دوم و هنر مدرنی چون سینما دارد و در این راه ارتباط میان ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و البته هنری جامعه اصفهان با سینما را مورد کنکاش قرار میدهد. به بهانه انتشار کتاب «سینما به روایت اصفهان» با نویسندگان این کتاب پژمان نظرزاده آبکنار، نفیسه باقری و مصطفی حیدری گفتوگو کردیم.
از شام اربعین تا شب شهادت امام حسن عسگری (ع)، در آنتن شبکه سه شاهد سریالی به نام نجلا بودیم. سریالی که ما را وارد فضا و موقعیتی در سرزمین نخلها میکرد. سریالی که دوربینش را نتوانست به کربلا برساند و در آبادان پایانش را اعلام کرد، محوریتش امام حسین علیه السّلام و اربعین است و درون مایهی عاشقانه-عارفانهاش را خیلیها با سریال «شب دهم» حسن فتحی مقایسه کردند. نجلا داستان دو دلدادگی بود. تلفیقی از عشق معنوی و زمینی. داستان معجزه و ایثار. قصه سریال نجلا در سال 1358 میگذرد. پسر داستان از دختری که عاشق است، شرط میگیرد که اگر در آن اوضاع آشفته و ناامنیها بتواند دختر را از مرز رد کند و به زیارت اربعین برساند در قبال عشقش به او پاسخ مثبت میدهد، اما همه اینها در طول مسیر دستخوش اتفاقهایی میشود. در ادامه گفتوگوی کوتاهی با هادی قربانی، یکی از نویسندگان سریال نجلا داشتیم تا نجلا را از دریچه چشم نویسندهاش ببینیم.
«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آنها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناختهشدهای برای فستیوالهای کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی بهواسطه همین فیلمهایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلمهای جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفتهاند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلمهایش حرف راست را به مخاطب میزنند و مخاطب هم حرف فیلمهای او را باور میکند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.
اولین حرفی که میتوان در مورد «بعد از اتفاق» زد، این است که بهشخصه از کارگردان اثر تشکر میکنم که ژانر جدیدی به نام تله تئاتر_مستند را به سینما اضافه و این شگفتی را به جشنواره تکمیل کرده و اثر در بخش فیلم داستانی رقابت میکند.
بازیگوشها به کارگردانی نادره ترکمانی در موقعیتی به تصویر کشیده شده است که در زندگی امروزه شهر نشینی غریب به نظر میرسد. صمیمیت و رفاقت اعضای روستا که احتمالا در شمال کشور واقع شده است میتواند نگاه کودک یا نوجوان را به خود معطوف کند.
در فیلم «خداحافظ سینما» طالب پسر نوجوانی که عاشق سینما و بازیگری است، به هر دری می زند تا بتواند به مطلوب خود دست یابد. او در این مسیر با مشکلات مختلفی مواجه میشود و گاهی باید با ترسها و نگرانیهایش روبهرو شود تا مشکل را حل کرده یا راه جدیدی برای رفتن به سمت هدف خود پیدا کند.
«لوپتو» یک کلمه کرمانی است که به عروسکهای دست ساز قدیمی گفته میشود و عنوان تنها انیمیشن بلند سینمایی حاضر در بخش مسابقه سی و سومین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان بود. این انیمیشن که در کرمان و با نیروهای متخصص کرمانی تولید شده است محصول موسسه فرهنگی هنری فراسوی ابعاد و مرکز تلویزیون و انیمیشن حوزه هنری است و به نوعی نخستین انیمیشن سینمایی حوزه هنری هم به حساب میآید. مدیر دوپلاژ این اثر سعید شیخ زاده است و در آن چهرههای شناخته شدهای چون اکبر منانی هم به دوبله پرداختهاند. عباس عسگری که پیش از این سریال سربازان بین الملل را برای شبکه افق تولید کرده است با ما از تولید «لوپتو» در کرمان و وضعیت سینمای انیمشین ایران صحبت میکند.