در دنیای پرهیاهوی رنگ و شکل، هنر آبستره زبانی بیکلام است که احساس و تفکر را بدون واژه بیان میکند. آثار سید موسی موسوی در نمایشگاه «رنگهای بیپایان و ریتمهای بیکلام» پیرو چنین سبکی از هنر است که با رنگها و ریتمهای پویا، بیننده را به سفری درونی و عمیق دعوت میکند.
امیر نصری، در مواجهه با گسل از نگاه رضی میری مینویسد: «هر تصویری میتواند گسل باشد. گسستن از جهان خارج و محصور شدن در یک قاب. گسستن از توالی زندگی روزمره و منجمد شدن در یک لحظه. در این مجموعه، چهرههای فرسوده کم نیستند. چهرههای فرسوده فقط به آدمها تعلق ندارند، شامل فضا هم میشوند. گسل، موتیف تکرارشونده تصاویر این مجموعه است که به زمانها و فضاهای مختلف تعلق دارند؛ پس دقیقتر بگوییم: هر تصویری از فرسودگی، میتواند گسل باشد.»
در سالهای اخیر، تصویرگری در اصفهان جایگاه چندانی در گالریها و موزهها نداشته است؛ اغلب توجه به نقاشی، مجسمه و هنرهای نو معطوف بوده و این هنر، تنها در قالب کتاب مطرح شده است.
سوده لطفالهی، هنرمندیست که با خیال خود نقاشی را زندگی میکند و زندگی را نقاشی. آثار او که بازتابی از زیبایی و سادگی لحظات روزمره زندگی است، ترکیبی از صمیمیت، تجربه شخصی و آزادی را به نمایش میگذارند.
چوگان، یکی از ورزشهای باستانی و محبوب در ایران است که بهویژه در دورههای مختلف تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی، جایگاه ویژهای داشته است. این ورزش به طور خاص در نگارگری ایرانی به عنوان نمادی از قدرت، شجاعت، و زیبایی به تصویر کشیده شده است.
رویداد هنری «عشق سرزمینی» با هدف ایجاد همدلی و تقویت پیوندهای فرهنگی میان سه استان اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری، برگزار میشود.
در قلمرو هنر و ادبیات، «خیال» و «تجسم» فصل مشترک تجربه زیباییشناختی هر هنرمند به شمار میآید. ادبیات هنری تصویر آفرین است؛ هنری که با نیروی خیال، تجسم میآفریند و با عاطفه، به آن جان میبخشد.
هنر همیشه تنها روایتگر زیباییهای ظاهری نبوده است؛ گاه به زبان دل سخن میگوید و به تجربههایی میپردازد که در عمق جان ریشه دارند. یکی از این تجربههای ناب، زیارت است؛ لحظهای که انسان میان شلوغی جهان، به دریچهای آرامشبخش و قدسی گام میگذارد.
در دنیای هنر، جوانان به عنوان نیرویی پویا و خلاق، همواره در حال جستوجو برای کشف و بیان ایدههای جدید هستند. آنها با انرژی و شور خاص خود، افقهای تازهای را در عرصههای مختلف هنری میگشایند و به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در جامعه و فرهنگ هستند.
نهادهای عمومی اصفهان عملاً هیچ مشارکتی در کارهای هنری ندارند. در حالی که سرمایهگذاری فرهنگی یا خرید آثار در این زمینه میتواند بسیار کمککننده باشد.
نظام آموزش هنر در اصفهان نیازمند استانداردسازی جدی است. آموزش هنری باید به دست افراد متخصصی سپرده شود که توانایی پرورش خلاقیت را دارند، نه اینکه آن را سرکوب کنند.
آدم دوست دارد گاهی چشم ببندد و فقط گوش کند؛ گاهی موسیقی، گاهی قصه، گاهی درد و دل و البته گاهی سکوت! یک زمانی رادیو تمام این آواها را به ما هدیه میداد، اما اکنون هزاران راه کوچک و بزرگ برای شنیدن صدا پیدا کردهایم و هزاران راه برای نشنیدن رادیو…!