حدود 50 سال پیش در سالهایی که سینمای رایج و غالب ایران در خدمت به سرمایه داری و سودای سرگرم سازی مخاطب از فقر اندیشه و نگرش اجتماعی رنج میبرد؛ عدهای جوان عاشق سینما و به اصطلاح «سینه فیل» به شکل مستقل و خودجوش در کنار هم قرار گرفتند و زیستن در دوران دوربینهای هشت میلیمتری را قدر دانستند تا با حداقل امکانات و کمترین هزینه از سینما زندگی بسازند. این همزیستی و رفاقت در معنای واقعی کلمه به جنبش و جریانی پیشرو، زنده و تاثیرگذار بدل شد که در اواخر در دهه 40 و همزمان با موج نو سینمای ایران پایههای ساخت فیلم کوتاه در دوران و دهههای بعدی در ایران را شکل داد و هر چند پس از یک دهه فعالیت ادامه پیدا نکرد اما در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد.
اول شخص مفرد، نام نمایشی است که در فضایی متفاوت از دیگر آثار اخیر کارگردان این اثر، ساختهوپرداخته شده است. اگرچه امید نیاز، نویسنده و کارگردان نمایش، در این اجرا نیز بهمانند « آتروپین» و « سبوط» به سراغ دردهای بیپاسخمانده بشری رفته و مخاطب را در معرض طرح سؤالی بنیادین قرار داده است، اما تفاوت این تئاتر با کارهای گذشته، آنجاست که در «اول شخص مفرد» بهمانند نام نمایش، تنها یک نفر روی صحنهای کوچک که تمام زندگی اوست، ظاهر میشود. درواقع مخاطب با یک گروه بزرگ نمایشی و عوامل پرتعداد اجرایی بر روی صحنه و پشتصحنه، آن چنانکه در «سبوط» یا «کوران» مواجه بود، روبهرو نمیشود.
بخش سودای سیمرغ جشنواره امسال مانند تمامی ادوار گذشته، به محلی برای برخی درگیریهای فرامتنی تبدیل شده است. هرساله، حدود چهاربرابر ظرفیت پذیرش بخش مسابقه، فیلم فرم جشنواره را پر میکنند؛ اما در نهایت 22 فیلم به مرحله نهایی راه مییابند و همین، آغاز درگیریها از سوی برخی فیلمهای غایب برای زیرسؤالبردن کیفیت داوریها و آثار حاضر در جشنواره است.
نمایش گالیله یک نمایش تاریخی نیست چرا که گالیله شخصیتی فقط برای یک دوره تاریخی نیست. او گالیله همه دوران هاست…
اجرای محمد بزرگ زاد از گالیله اجرای نمایشنامه شناخته شده برشت نیست برای همین با هوشیاری نمایش گالیله نامیده شده نه زندگی نامه گالیله. در این یادداشت دو هدف یا دو پرسش را پی می گیرم یک اینکه اجرای بزرگ زاد چه نسبتی با نمایشنامه معروف برشت دارد ؟ دوم اینکه این اجرا در جغرافیای فرهنگی اصفهان چه اهمیتی دارد؟
اصفهانیها در پاییز امسال، استقبال قابل توجهی از سینما به عمل آوردند. این میزان استقبال، هم در مقایسه با 19ماه کرونایی اخیر و هم در مقیاس کشوری، عملکرد بسیار خوبی محسوب میشود که سبب بالا بردن تراز اقتصادی هنر هفتم در پهنه نصفجهان شده است. افزایش فیلمهای جدول اکران، گسترش طیف جمعیتی واکسیناسیون و بالابردن ظرفیت انسانی سالنهای نمایش، از دلایل مهمی هستند که سبب افزایش چشمگیر شاخصهای مربوط به نمایش فیلم در استان اصفهان شدهاند.
در اولین مواجهه با نمایش « یک اتفاق ساده در یک زندگی بینهایت معمولی »، تجربهای متفاوت برای مخاطب تئاتر رقم میخورد. چراکه با پیش روی پردههای نمایش آنچنانکه داستان جلو میرود، تعلیق به اوج خود میرسد و زمان گرهگشایی فرامیرسد، تماشاگر نیز از جایگاه خود خارجشده و در جایگاه هیئت منصفه مینشیند. درواقع تماشاگر، در هجوم نفسگیر دیالوگهای پرده اول، از واقعه برهم زننده نظم اولیه درام آگاه میشود و همچون قهرمان بیپناه تراژدی، در مسیر تغییر قرار میگیرد تا به وضعیت ثانویه دست یابد. این ترفندی است که گروه نمایشی زاوش، با چیدمان جایگاه تماشاگران در دو سوی صحنه به کار میبندد تا بیشترین اصطکاک میان حس مخاطب و رویداد تئاتر رخ دهد.
شام ایرانی، شبهای مافیا، رالی ایرانی، شب آهنگی، یازده، هفت خان و همرفیق، تنها بخشی از جنگها یا رئالیتیشوهای پلتفرمهای اینترنتی هستند که در این سالها توسط بخش خصوصی منتشر شدهاند. جنگهایی که قرار بود به تبعیت از برنامههای کمپانیهای خارجی، به عنوان یک آلترناتیو در برابر سریالهای این شبکه، قدعلم کرده و با نوسانگیری، مخاطبان این مدیوم را بیشتر کنند.
پــانــزدهمــیــن جــشــنــواره بــیـنالمللی سینماحقیقت از 18 تا 25 آذرماه در حال برگزاری است. این جشنواره در بخشهای مختلف و به شکل محدود فیزیکی و بیشتر بهصورت آنلاین برپا شده است. فیلمسازان اصفهانی این جشنواره، با پنج فیلم در بخشهای بلند، نیمهبلند و کوتاه حضور دارند و آثاری متنوع را به این جشنواره عرضه کردهاند.
فیلم جدید «اصغر فرهادی» درست از جایی که میتوانست آن را به یک شاهکار تبدیل کند، ضربه میخورد. «قهرمان» در کارنامه «اصغر فرهادی» درست مانند عملکرد تعلیقهای کارهای اخیرش است که هر دو سر آن میتواند وجوهی از درک صحیح را برای مخاطب تداعی کند. از یکسو، خود را تا اندازههای یکشبه شاهکار و بهترین فیلم کارنامه فرهادی بالا میکشد و از دیگر سو، خامدستیهای مهندسیشده و مانیتورینگی دارد که از فیلمهای متأخر کارگردان عقبتر است. اما آنچه در هر دو خوانش از فیلم با آن مواجه هستیم، نبوغ کارگردان در ترسیم یک جهان موازی است. فعلاً کاری به وجوه اخلاقیاش که در پسزمینه باقدرت طراحیشده نداریم.
«نه، نیامده بودم. ما توی صحرا بودهایم، حالا این بیآبی ما را به اینجا کشانده است. اگر آب باشد، حقیقتا تئاتر و فیلمِ ما همانجاست، توی صحراست.» این پاسخ موجز و قانعکنندهای بود که مرد کشاورز به من داد در پاسخ پرسشی که «آیا تا به حال به تماشای تئاتر آمده بودید؟»
از روزی که اولین فیلم سینمایی در ایران ساخته شده تا به امروز هشتاد و هشت سال میگذرد اما با نگاهی به آنچه در دهههای پشت سرگذاشته با موضوع زنان در سینمای ایران و بررسی جایگاه واقعی آنها به این نتیجه میرسیم که بیش از نیم قرن سینمای ما به زنان بدهکار است. اساساً این سؤال مطرح است که زن به عنوان یک پروتاگونیست یا قهرمان چقدر در کنار مردان در سینمای ایران نمود داشته است؟
فراخوان چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر با تفاوتهایی اندک به نسبت دوره گذشته منتشر شد. نکته جالب توجه در رابطه با این فراخوان آنکه جشنواره فجر با گذشت چهل سال از برگزاری، همچنان روی دور عجیبی از آزمون و خطا در حال تجربهاندوزی است و مدیران مختلف دولتهای گذشته، نتوانستند سیاستگذاری ثابت و مدونی برای بزرگترین رویداد سینمایی کشور طراحی کنند. حال آنکه با نگاهی به جشنوارههای سینمایی بینالمللی معتبر متوجه میشویم که فراخوان برگزاری آنها، تقریبا در تمامی دورهها یکسان بوده و فیلمسازان و کمپانیهای جهانی، با آگاهی از شکل سیاستگذاری این رویدادها، نسبت به ارسال اثر و حتی تولید فیلم اقدام میکنند.