قطعیتگریزی یکی از مؤلفههای مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا بهاصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم میخورد. خطوط روایات در فیلمنامه بهصورت نامرئی پیش میرود و مخاطب اساسا در محقبودن هرکدام از شخصیتهای داستان سرگردان است. گردش موقعیتهای داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش میرود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلمهای خود بهکار میگیرد.
بیش از ده روز از اکران قهرمان، نماینده سینمای ایران در نود و چهارمین دوره جایزه اسکار برای کسب سومین اسکار اصغر فرهادی میگذرد. قهرمان که پیشتر موفق به دریافت جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره فیلم کن شده، اثری با موضوع اجتماعی است. فرهادی با ساخت قهرمان نشان داد حتی داستانی را که پیشتر به آن پرداخته، میتواند با نگاهی نو روایت کند و مفاهیم و ایدهها -این بنمایه سینما- را از دریچه اندیشهاش با گرهافکنیها و گرهگشاییهای بیوقفه و درهمتنیده و با وفور انتخابهای پیدرپی قهرمانِ داستان و کششی نه کمنظیر بلکه بیمانند، به شیوهای منحصربهفرد بیان کند تا تصویری نو از قهرمان بسازد.
فیلم کوتاه «مورس» در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران بهعنوان بهترین فیلم بخش سینمای ملی برگزیده شد. این فیلم از شهر اصفهان و به نویسندگی و کارگردانی روناک جعفری و تهیهکنندگی امیرحسین عنایتی و محمد یوسفی در جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور داشته و در خلاصه آن آمده است «همیشه اگه یه سؤال بیجواب بود که دوست داشتی از کسی که مرده بپرسی، چی بوده؟»
وقتی ادیسون دستگاه کینه اسکوپ را اختراع نمود نمایش فیلم تنها در نیم دقیقه قابل مشاهده بود، اما طولی نکشید که برادران لومیر با اختراع سینما توگراف نیم دقیقه دیگر به آن افزودند و زمانی که موفق به ساخت فیلم «خروج کارگران از کارخانه» شدند در کوتاهترین زمان داستان خود را تعریف نمودند. قصه کوتاهی فیلمها به همینجا ختم نمیشود، ژرژ ملیس هم فیلم «سفر به ماه» قصه خود را به کمک اعجاز تصویر کوتاه روایت میکند. اما با گذر زمان و تثبیت سینما به عنوان هنر هفتم مدیومی به نام فیلمکوتاه کمکم جای خود را میان ردههای هنری سینما مانند فیلم بلند باز نمود. شاید برخی گمان میکنند که فیلم کوتاه نمونه کوتاه شدهی یک فیلم بلند است ولی این خیال بسیار دور از واقعیت است؛ چراکه فیلم کوتاه هم در روایت و هم در کارگردانی دستورالعمل و رسم الخط خاص خود را دارد.
ســیوهــشتــمیــن دوره جشــنــواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از سوی انجمن سینمای جوانان ایران و بهمنظور شناسایی و معرفی برترین آثار کوتاه در سه بخش سینمای ایران، نگاه ویژه و سینمای بینالملل با رویکردی خلاقانه و نوآورانه و با تأکید بر نشاط اجتماعی، امید به آینده، عدالتخواهی و مبارزه با فساد، انسجام ملی و توجه به سرمایههای اجتماعی برگزار شد و به ایستگاه پایانی رسید و همچون سالهای گذشته فیلمسازان اصفهانی در این دوره نیز با درخشش خود نشان دادند که اصفهان میتواند در صنعت فیلمسازی بهویژه فیلم کوتاه پیشرو باشد.
جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان تا کنون طی سی و چهار دوره برگزار شده است که دوره آخر این جشنواره به دلیل شرایط متأثر از پاندمی کرونا در کشور، به صورت همزمان در تهران، اصفهان و همین طور شهرهای دیگر در قالب مجازی برگزار شد و فقط فیلمهای بلند سینمایی در یک سالن در تهران و اصفهان با رعایت پروتکلهای بهداشتی به نمایش درآمدند. اینکه در سالهای اخیر چه تجربههایی از این جشنواره حاصل شده و چه آیندهای را میتوان برای آن متصور بود موضوع گزارشی است که با «هامون شیرازی» مدیر خانه جشنواره در سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلمهای کودک و نوجوان در اصفهان، «نفیسه قانیان» رئیس اداره ارتباطات رسانهای شهرداری اصفهان و «مهدی سجادزاده» مسئول دبیرخانه سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان به آن پاسخ دادهاند.
در اوایل هفته، بیستوششمیـــــن جشنواره بینالمللی فیلم بوسان که از چهاردهم مهرماه آغازشده بود به کار خود پایان داد. جشنــــواره بوسان از سوی سینماگران نوگرا به اسکار آسیا لقب گرفته است. در این سالها که سینمای کره در بخش بهترین فیلم از آکادمی اسکار جایزه میگیرد و سریالهایشان یکی پس از دیگری رسانههای کشورهای آسیایی را به تسخیر خود درآوردند، لقب اسکار آسیا به این جشنواره که امسال باکیفیت مناسبی برگزارشده است بیراه نیست. اما بخوانید از چگونگی برگزاری این جشنواره و همچنین آنچه در بیستوششمین دوره برگزاریاش رخ داده است.
آیین پایانی سیوچهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان چهارشنبه بیستویکم مهرماه ساعت 18:30 در تهران با پخش بخشهایی از فیلم مریم و میتیل ساخته شادروان فتحعلی اویسی آغاز شد. سپس علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، در پیامی ویدئویی گفت: «اکثر هنرمندان ما هنرمندان ارزشمندی هستند که برای ارتقای هویت ملی و هویت اجتماعی و دینیشان فیلم میسازند و من از اصفهان، شهر فرهنگ و هنر، از همه هنرمندان به خصوص عزیزانی که در عرصه کودک فعالیت میکنند، تشکر میکنم.»
فیلم «میان صخرهها» مختار عبداللهی اثری است که هم به لحاظ نوع روایت بداعتی فرمال دارد و هم بر خلاف دیگر اوقات در سینمای ایران توانسته دو بازیگر کودک و نوجوانش را در بیشتر دقایق فیلم در مقابل دوربین قرار دهد؛ اتفاقی که میتوانست موجب حوصله سر بردن مخاطب شود ولی تمهیداتی که در ساختار اثر به کار گرفته شده مانع این امر میشود.
«بامبالا» با نام قبلی «نهسالگی»، یکی از بهترین فیلمهای جشنواره امسال است؛ فیلمی که تلاش کرده با الگوپذیری از آثار موفق دهههای قبلی سینمای کودک که در آنها ارتباطی میان قهرمانان داستان و عروسک برقرار میشود، ضمن تجدید آن خاطرات خوب، از تمامی فاکتورهای مورد علاقه کودکان و نوجوانان بهره گیرد.جدیدترین ساخته «سیدجلال سیدحاتمی» بهعنوان یک اثر مفرح، همه امتیازهای لازم برای جذب مخاطبان کودک، نوجوان و حتی بزرگسال را داراست. از یک خواهر و برادر صمیمی که دغدغهای مشترک دارند، بهعنوان نقطه ثقل داستان بهره برده، یک رفیق که میتواند بازوی دراماتیک خوبی برای پیشبرد اتفاقات داستان باشد، در قصه، حضوری فعال دارد.
امسال در سیوچهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان شاهد حضور دو فیلم کوتاه داستانی از فیلمسازان اصفهان هستیم که بر این اساس، مهسا امیری با فیلم کوتاه داستانی «دوچرخه باز» و متین رکن با فیلم کوتاه «منم سمیرا» در جشنواره حضور دارند. همچنین سه فیلم کوتاه «منتخب»، «آدامس» و «تبلت» ساخته علی یزدانی و مهدی نظیفی از دیگر هنرمندان اصفهانی در بخش کرونا روایت حضور دارند و چهار اثر پویانمایی کوتاه با نامهای «گنج واقعی»، «پرندهباز»، «کیمیاگر» و «شبح ترسو» نیز توسط فیلمسازان دیگر اصفهان با نامهای محسن صالحی فرد، سید احمد جعفریان، مسعود قدسیه و ریحانه کاوش ساختهشدهاند.
حسین ریگی که پیش از این با مستندهایش در سینمای ایران شناخته شده بود در اولین تجربه سینمایی خود، لیپار را کارگردانی کرده و پا به جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان گذاشته است. این اثر در سیستان و بلوچستان تولید شده و روایتی جهانشمول در بستری بومی به مخاطب عرضه میکند. قهرمان فیلم که برکت نام دارد، نوجوانی است خیالپرداز، تا حدودی سرکش و گاه بلوفزن که در پی یافتن مادر مفقود خویش، سودای سفر به دیار هندوستان را در سر دارد. او گمان میکند که مادرش در کودکی او را رها و به هند سفر کرده تا در آنجا بازیگر شود.