نسخه مرمت شده شش فیلم سینمایی ماندگار سینمای کودک و نوجوان، در برنامه «مروری بر آثار سینمای کودک» از شنبه ۹ مرداد ماه در سالن سوره شهر اصفهان روی پرده رفته است.
فیلم جوکر به کارگردانی تاد فیلیپس در ژانر روانشناختی سال ۲۰۱۹ اکران شد. واکین فینیکس در نقش جوکر به نام آرتور بدون هیچ نقش مکملی بهتنهایی داستان را به دوش میکشد. جالب است بدانید با تمام تخیلات ذهنی آرتور که در فیلم میبینید این داستان بر پایهی واقعیت دورهای از اشفتگی های شهر گاتهام ساختهشده است. این فیلم بیماری روانشناختی آرتور را نشان میدهد که علائم اسکیزوفرنی و شخصیت ضداجتماعی دارد. مسئلهای که منتقدین را به وجد آورده این است که فیلمنامه نگاه چند بازبینی دارد میتوان هر فردی با نگاه خودش بهراحتی تحلیل کند. آرتور در این فیلم معضلات یک بیمار اسکیزوفرنی را تنها به تصویر نمیکشد بلکه معضلاتی مثل تفاوت سطح طبقاتی در آن دورهی شهر گاتهام و یا شخصیتهای سرکوبشده از خانواده و اجتماع را به جزییات به نمایش درمیآورد.
«محمدمهدی اسماعیلی»، چهاردهمین وزیر ارشاد ایران، راه چندان دشواری در جهت شناسایی مصائب امروز سینمای ایران ندارد. مشکلات، به اندازهای حاد و نخنماست که هیچ فرصتی را برای وزیر جدید در جهت شناسایی دوباره باقی نمیگذارد. بهخصوص طی دو سال گذشته که به دلیل شرایط کرونایی، سینما و افراد حاضر در این صنعت، دچار بیشترین تلاطمات حرفهای و صنفی شده و ضررهای بسیاری بر بدنه سینمای کشور وارد آمد. حالا اما وزیر جدید آمده تا به این اوضاع نابسامان، نظم و اعتباری دوباره ببخشد. سینمایی که تا سال 98، شاهد رشد شاخصهای خوبی در آمارهای لجستیکی خود بود که اگر کرونا نبود، امروز از شرایطی متفاوت سخن میگفتیم و ایران را در صدر یکی از بهترین کشورهای درحال توسعه قرار میداد.
زمانی که صحبت از قسمت دوم یک فیلم سینمایی یا فصل دوم یک مجموعه نمایشی به میان میآید چند پرسش پیش روی سازندگان قرار میگیرد که تهیهکنندگان در مشورت با پلتفرم یا کمپانی سازنده آنها را بررسی کرده و بعد ساخت آن اثر نمایشی را کلید میزنند. اولین سوال، مربوط به میزان فروش قسمت اول آن اثر مذکور است. آیا قسمت اول از چنان اقبالی برخوردار بوده که حالا سراغ ساخت قسمت دوم برویم؟ آیا قسمت دوم میتواند همچون فصل اول به سود برسد؟ حال اگر در ادامه چنین سوالاتی با یک تهیهکننده دغدغهمند طرف باشیم بحث داستان و قصه خوب قابل بسط برای قسمت دوم نیز مطرح میشود.
در میان فیلمسازان ایرانی کارگردانانی را میتوان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا همذاتپنداری با دغدغههای مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دستمایه آثار خود قرار میدهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی میگیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران میپردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط میدهند. درونمایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیبشناسانه دارد. در این میان به نظر میرسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغههایشان ارائه میدهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلمسازان افغانستانی مواجه شده است.
طهران، خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. زادگاهی آشنا برای مخاطبان هزاردستان. مکانی که حاتمی خودش را در آن جای گذاشته و با سرک کشیدنهای درونی خود به آن مکان تراوشات ذهنی برآمده از زیستش را در آثارش متجلی ساخته است. او دانشآموخته دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر بود و حداقل 15 فیلم بلند سینمایی و چندین مجموعه تلویزیونی ساخته است. این کارگردان و فیلمنامه نویس کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامههای «ساتن»، «قصه حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت و برخی آثار سینماییاش «طوقی»، «سوته دلان»، «حاجی واشنگتن»، «کمال الملک»، «دلشدگان» و یکی از مشهورترین آثار این کارگردان صاحب سبک سینمای ایران سریال ماندگار «هزار دستان» است.
گزاره اصلی که در خورشید به عنوان هسته مرکزی فیلم قلمداد میشود، به نوعی بازنمایی موضوع فقر در کالبد «کودکان کار» است. تفکری که در نگاه پارامتریک مجیدی در گونههای مختلف تکرار و در «بچههای آسمان» شکل سراپا و ماندگاری به خود میگیرد. فیلمی که همچنان بعد از گذشت سالها در ذهن مجیدی تازه مینماید، خیلی از المانها و عناصر صحنه که در بچههای آسمان کار شده بود در فیلم سینمایی خورشید تکرار میشود، به طور مثال: نام بازیگر اصلی فیلم «علی» است و با نام علی ماندگاری بازیگر کودک آن فیلم (بچههای آسمان) مشابه است. یا زهرا نام دختربچهای که کفش خود را به دلیل سهلانگاری برادر گمکرده است و با کودک خردسال افغان خورشید که بار دراماتیک فیلم را همچون زهرای بچههای آسمان دوچندان میکند.
درباره محمدعلی همینقدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره میتواند سنگینی بار «قهرمانماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگبنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهامبخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت میگشتند و او را نمییافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شبهای آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجالبرانگیز برایش پیش میرفت.
کرونا اگرچه لطمات جبرانناپذیری بر پیکره سینما و تولیدات آن وارد آورد، اما برای گروه معدودی، بسیار پربار بود. در این 17ماه کرونایی، سالنهای سینمایی بسیاری در سراسر کشور متضرر شدند و پیرو این تعطیلیها، سرمایههای سینمایی فراوانی، در صف اکران سوخت و این صف، هماکنون، طویلتر از هر زمان دیگری، حدود 200 فیلم را به خود میبیند. از حجم تولیدات سینمایی کاسته شده و شبکه نمایش خانگی در این بحبوحه توانست قدعلم کرده و راهی که باید سالها پشتسر میگذاشت تا به بهرهوری برسد را تنها در عرض چند هفته طی کرد.
گفته میشود «کروئلا» اسپینآفی از انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» کمپانی دیزنی است، اما باید قبل از هر چیز یادآور شد که لایو اکشن مورد بحث هیچ ارتباطی با آن فیلم ندارد. کروئلای انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» زنی میانسال و بدجنس است که با پوست سگهای خالدار برای خود لباس میدوزد در حالی که استلای فیلم «کروئلا» دختری است که در کودکی مادرش را از دست داده و حالا برای رهایی از زندگی محقرانه و پوچ خود تلاش میکند تا به واسطه نبوغ و تلاش خود در صنعت مد پیشرفت کند و بدین طریق برای خود و دو دوست دیگرش جاسپر و هوراس زندگی بهتری فراهم سازد.
کن هفتادوچهارم پس از یک سال غیبت، درحالی به کار خود پایان داد که شائبههایی از نارضایتی و مهندسی در داوریها، درباره آن مطرح بود. دورهای که کارگردان نهچندان نرمال هالیوود را بهعنوان رئیس هیئت داوران به خود میدید و برخلاف آنچه گفته شده بود که استقبال سینماگران از ا ین دوره بسیار بالاست، آثار دهانپرکنی در آن حضور نداشتند. شگفتی خاصی هم از جشنواره این دوره مخابره نشد تا کن هم به سیاق بسیاری از جشنوارههای سینمایی دوران کرونا، به یک برگزاری صرف بسنده کند و آنطورکه باید جریان ساز نشود. اما با تمام این بیاقبالیها، کن 2021 برای ایرانیها شیرین تمام شد.
منتقدان و صاحبنظران سینمایی از جشنواره کن به عنوان مهمترین رویداد سینمایی جهان پس از اسکار یاد میکنند. جشنوارهای که در سال ۱۹۴۶ شروع به کار کرد و هر سال استقبال فراوانی از آن شد. فیلمسازان مطرح جهان برای اولین بار فیلمشان را در این مراسم رونمایی میکردند و سالانه بر اعتبار کن میافزودند. فیلمسازان ایرانی نیز همواره به این جشنواره توجه داشتهاند و توانستهاند در برخی از دورهها موفقیتهای بزرگی را در این رویداد رقم بزنند. در ادامه به فیلمسازان ایرانی حاضر در این جشنواره می پردازیم.