نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که درصورتیکه میزان انتشار گازهای گلخانهای همچنان با شتاب فعلی به بالا رفتن ادامه دهد، یکسوم از تولیدات جهانی غذا تا پایان قرن حاضر در معرض خطر قرار خواهد گرفت. اگر درجه حرارت و میزان گرمایش جهانی بهاندازه حدود 3.7 درجه سانتیگراد افزایش پیدا کند که این مقدار افزایشی است که در صورت بالا ماندن سطح انتشار دی اکسید کربن و گازهای گلخانههای پیشبینی میشود، در این صورت بسیاری از مهمترین نواحی محل کشت و پرورش منابع غذایی در جهان نیز شاهد افزایش درجه حرارت و ایجاد تغییرات شدید و جدی در الگوهای بارشی خواهند بود.
«-پرواز کنید احمقها!
گندالف عزیزم! با گفتن این حرف، تقریبا همه را وحشتزده کردی. ما با چه چیزی قرار است پرواز کنیم؟ پشت عقابها و شاهینهای کوهستان؟ منظورت این بود همهمان دممان را روی کولمان بگذاریم، فرار کنیم و حتی پشت سرمان را نگاه نکنیم؟ واقعا قصدت از واردکردن من به این سفر خطرناک، ولکردن در حساسترین جای ممکن بود؟ راه سختی را تا اینجا طی کردهایم و مطمئنم حتی یک ذره هم به پایان نزدیک نشدهایم. قرار بود حلقهها را ناپدید کنی یا خودت را؟
یکی از اصلیترین بیماریهای انسان، اختلالات گوارشی است، اختلالاتی که مربوط به معده و روده است و اغلب مزمن میشود، اما جای هیچگونه نگرانی نیست، چرا که میتوان با سوزن، کلید درمان تمام بیماریهای گوارشی را باز کرد! حتما میپرسید چگونه؟
با وخیمتر شدن اوضاع اجتماعی و اقتصادی جامعه، افراد میکوشند از هر طریق ممکن به حیات خود ادامه دهند؛ اما برخی وقتی به آخر خط میرسند، سرمایهای جز فروش اعضای بدنشان ندارند. این موضوع که در ابتدا با عنوان رسمی و اخلاقی اهدای عضو به وسیله افراد خیر و سالم برای بالابردن طول عمر نیازمندان صورت میگرفت، در جامعه ایران به دلیل نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی به محلی برای کسب سود مبدل شد. این مسئله ابتدا در زمینه تشویق مردم برای اهدای خون در برابر دریافت مبلغی ناچیز در پیش از انقلاب آغاز شد و با فراگیر شدن آن، به یک کنش اجتماعی مبدل و از جنبه سودآوری خارج شد. چند دهه بعد اما به دنبال تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی، تورم، توزیع نابرابریهای اجتماعی، محرومیت نسبی، فقر، شیوع بیماریهای بافتی و… افرادی پیدا شدند که نیازمند خرید کلیه یا دیگر اعضای بدن بودند و افراد دیگر پدیدار شدند که میخواستند کلیهشان را برای دریافت مبلغی ناچیز بفروشند و افرادی دیگر به عرصه آمدند که نقش دلالی این بازار را به عهده گرفتند.
شهر آشوب شده و هیچچیز سر جای خودش نیست. خاموشیها امسال، خیلی زودتر از سالهای گذشته شروعشده و قطعی مدام برق، شهروندان را کلافه کرده و صدای آنها را در روزهای گرم و کشدار بهاری درآورده است. تعطیلی زندگی روزمره به خاطر نبود برق و مختلشدن آن زیر سایه کرونا ازیکطرف و تحمیل خسارتهای ناشی از قطعووصلشدن و آسیبدیدن وسایل برقی هم از سوی دیگر در روزهای گذشته، ساعات طاقتفرسا و کسلکنندهای را نهتنها برای اصفهانیها که شهروندان سایر استانها، همچون تهران رقمزده است؛ دقیقههای خاموش که با صدای آغشته به اعتراض و گلایه مردم از بیبرنامگی و بیتدبیری وزارت نیرو و سایر زیرمجموعههای آن، طی میشود، صدایی که دیوار آن کوتاه است و بهجایی نمیرسد؛ چراکه مسئولان با استدلالهایی همچون اینکه خسارت ناشی از قطعی برق به مردم پرداخت خواهد شد یا شهروندان باید تجهیزات برق اضطراری بخرند تا با مشکلی روبهرو نشوند، سعی در توجیه خاموشیها دارند؛ همین موضوع هم اتفاقا در دو سه روز اخیر باعث راهاندازی هشتگهای برق و زندگی نرمال در فضای مجازی شد.
دهخدا مُهجَه را خون دل معنا میکند، آسانترش میشود خونِ قلب. همان جمله طلایی زیارت اربعین در کلام مولایم حسین (ع) «و بذل مهجه فیک». حرف از وطن که میشود، خونت را میگذاری وسط. خون قلبت را برای خاکی که برایش سالها خون دلها خوردهای. اینک حرف از خرمشهر است، وطنی با تنی نیمه جان که جانِ همه ما است.
سرپرست گروه سلامت محیط دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ظهر امروز در نشست خبری خود که به صورت لایو در اینستاگرام برگزار شد از تعطیلی باشگاههای بدنسازی تا اطلاع ثانوی خبر داد. سید مهدی میرجهانیان در جمع خبرنگاران خاطرنشان کرد: اقدامهایی در دست انجام است تا برخی واحدها مانند باشگاههای ورزشی بدنسازی در صورت پایداری شرایط نارنجی بتوانند به طور کنترل شده و محدود با ظرفیت کمتر از ۵۰ درصد فعالیت کنند که این موضوع در ستاد استانی مقابله با کرونا بررسی و درباره آن تصمیمگیری میشود.
احتمالاً شنیدهاید که اطرافیانتان از اینکه در طول دوران قرنطینه وزن اضافه کردهاند، شکایت میکنند یا از تقلاها و تلاشهایشان برای «صاف کردن برجستگیهای» بدنی میگویند که بعد از یک سال در خانه ماندن متفاوت به نظر میرسد. چنین چیزی اجتنابناپذیر بود. همهگیری کرونا باعث شده است که ما بیشازپیش یک جا بنشینیم و تحرکی نداشته باشیم؛ بهعلاوه، خیلی از ما خواستهایم از راه خوردن قدری احساس آسودگی پیدا کنیم. همانطور که آدام گرانت1 اخیراً نوشته است، ما مجبور به تحمل زندگی در «خلأ بین افسردگی و شکوفایی؛ نبود بهزیستی» هستیم.
یکی از شایعترین بیماریها بخصوص در بین بانوان کمخونی است. بخصوص در این ایام روزهداری برخی نگران از این موضوع هستند که مبادا در بیماریشان تاثیر داشته باشد.
کمخونی که به معنای «کمبود خون در بدن انسان» است، جزو شایعترین بیماریهایی قرار دارد که انسان را به خود مبتلا میکند.اما این بیماری نشانه کمبود سلولها و ماده رنگی قرمز خون است که معمولاً از مصرف غذاهای تصفیه شده بوجود میآید.گفتنی است؛ خونی که در سیاهرگها و سرخرگهای بدن انسان جریان دارد، در واقع، در بافتهای زنده وجود دارد.
ویروس هزار چهره روز به روز رنگ عوض میکند و نه تنها خیال رفتن ندارد که هر بار در شکل و شمایل جدیدی ظاهر میشود و صورتی نو از خود نشان میدهد. حالا بیش از یک سال از شیوع کرونا در کشور گذشته و مردم هم دیگر به آن خو گرفتهاند و سبک زندگیشان را مطابق با این سوغات نامبارک چینی تنظیم کردهاند.
واکسیناسیون گروههای در اولویت، ادامه دارد و حدود یک هفته است که واکسیناسیون اصـفــهــانــیهــای بالای 75 سال، یعنی آن دسته از افرادی که متولد سال ۱۳۲۵ به قبل هستند آغاز شده و آنها به تدریج و براساس پیامکی که برایشان ارسال میشود، به منظور دریافت و تزریق واکسن باید به مراکز واکسیناسیون مراجعه کنند.
مثل یک انفجار مهیب، نشر اخبار مربوط به قتل بابک خرمدین به دست پدر و مادر سالمندش، صدا کرد و خیلی زود با واکنش کاربران فضای مجازی همراه شد و هشتگهای مختلفی نیز با نام این کارگردان به راه افتاد؛ بهطوریکه حالا و در شرایطی که چند روز از این ماجرا میگذرد، اظهارنظرها در رابطه با این موضوع نهتنها تمام نشده است، بلکه با آشکار شدن زوایای جدیدی از این ماجرا و اعتراف قاتلان به دو فقره قتل دیگر همچنان ادامه دارد و سرتیتر رسانهها و فضای مجازی پُرشده از تیترهای ریزودرشت درباره قتل بابک خرمدین و خواهر و داماد خانواده. از سوی دیگر، بازنشر فیلمی از نحوه انتقال جسد توسط پدر و مادر او در فضای مجازی و همچنین شیوه تکاندهنده قتلها از زبان قاتلان و دیگر خبرهای مربوط به این ماجرا که پشت سر هم و بدون وقفه منتشر میشود، افکار عمومی را بهشدت متأثر کرده و در ذهن افراد صدها علامت سؤال بهوجود آورده است؛ بهطوریکه در این روزها برخی از فعالان رسانهای از نحوه پوشش این اخبار و همچنین نبود قانونی که از نشر فیلمها و صحنههای آغشته به خشونت جلوگیری کند، گلایه کردند؛ موضوعی که نشان میدهد انتشار اخبار حوادث در رسانهها سازوکار ویژهای را میطلبد و قانونگذاران نیز باید ضوابط خاصی را در این باره رعایت کنند.