ضمناً، شما میتوانید با تکرار و تمرین در این کار بهتر و خبرهتر شوید. او میگوید: «شما مانند یک پیکرتراش به خاطرات خود شکل میدهید.» حافظه و خاطرات ما به چیزهایی وابستهاند که دانشمندان علوم شناختی آنها را نشانهها یا سرنخهای بازیابی2 مینامند. مثلاً فرض کنید که تلاش میکنید به یک جدایی ناراحتکننده و رنجآور فکر نکنید؛ اما ناگهان همان مدل و رنگ ماشینی که همسر سابقتان دارد، پشت چراغقرمز درست کنار شما میایستد. در اینجاست که خاطرات به سمتتان هجوم میآورند. اگر میخواهید چیزی را فراموش کنید، تلاش کنید نسبت به سرنخهای بازیابی آن خاطره آگاه و هشیار باشید تا بتوانید نحوه پاسخدهی مغزتان به آنها را از نو شکل دهید. البته، میتوانید تلاش کنید که از چنین محرکهایی اجتناب کنید؛ اما این استراتژی بهندرت جواب میدهد. مثلاً یک کهنهسرباز جنگ ویتنام میتواند حواسش را جمع کند تا از هر چیزی که یادآور جنگ است دوری کند و بااینوجود در حال سفارش شام در یک رستوران ناگهان به خاطرات و تصاویر جنگ پرتاب شود. اندرسون میگوید: «آخر چطور میتوانید پیشبینی کنید که یک زیربشقابی بامبو ممکن است شما را به یاد جنگ بیندازد؟»
بهجای اینکه بهطور کامل از سرنخهای بازیابی اجتناب کنید، تکنیکی به نام جایگزینی فکر3 را امتحان کنید و به کار ببرید. اگر مشاجره تلخ و ناراحتکنندهای با خواهرتان داشتهاید و هر بار که او را میبینید به یاد این ماجرا میافتید، تلاش کنید بر خاطرات دیگری که مثبتتر هستند متمرکز شوید. این کار را آنقدر تمرین کنید تا وقتی مغز شما چهره او را میبیند، ابتدا آن خاطرات بهتر ظاهر شوند و نه دعوا و مشاجرهای که بینتان اتفاق افتاده است. بهعلاوه، میتوانید چیزی را که دانشمندان علوم شناختی آن را سرکوب مستقیم4 میخوانند نیز به کار بگیرید. اندرسون میگوید: «فقط بهنوعی مثل این است که دست ذهنی خودتان را بالا ببرید و بگویید، نه خیر، من نمیخواهم به این موضوع فکر کنم.» درحالیکه این دو مکانیسم فراموش کردن اغلب با همدیگر کار میکنند اما به لحاظ عصبشناختی متمایز و متفاوت هستند. جایگزینی فکر به نیمه چپ قشر پیشپیشانی مغز وابسته است و سرکوب مستقیم به نیمه راست آن.
توانایی شما در فراموش کردن، تا حدی توسط چارچوب و ساختار عصبی ویژه و خاص شما تعیین میشود. علاوه بر این، پژوهشها نشان داده است که استرس شدید و مفرط و همچنین کمبود خواب، توانایی شما در فراموش کردن انگیزهمند و هدفدار را تضعیف خواهد کرد. در ضمن، افرادی که مصائب و دشواریهای بیشتری را در زندگیشان تجربه کردهاند نسبت به کسانی که چنین سختیهایی را ندیدهاند، در این مورد قویتر و بهتر عمل میکنند. بااینوجود، اگر اتفاق ناخوشایندی را تجربه کرده و آسیب روحی شدیدی دیدهاید، بعید است بتوانید بهطور کامل آن تجربه را از مغز و ذهن خود پاک کنید. کاری که میتوانید انجام بدهید این است که میزان مزاحمت و ورود ناخواسته این خاطرات به فکر و ذهنتان را محدود کنید.
پینوشتها:
1. motivated forgetting
2. retrieval cues
3. thought substitution
4. direct suppression
این مطلب ترجمه مقالهای است به قلم مالیا ولان که در تاریخ 4 مه 2021 در وبسایت نیویورکتایمز (nytimes.com) منتشر شده است.



