شبکههای اجتماعی جدید برای مخاطبان و کاربران از جذابیتهای زیادی برخوردار هستند و همین موضوع باعث میشود بهمحض پدیدارشدن، سیل جمعیت روانه این شبکهها شود و اتفاقات جدیدی در آنها رقم بخورد. کلابهاوس نیز یکی از همین پلتفرمهاست که از سال 2020 راهاندازی شد و حالا و در شرایطی که کمتر از یک سال از ظهور این شبکه اجتماعی گفتوگومحور میگذرد، توانسته با اقبال عمومی بسیار بالایی روبهرو شود و اتفاقات خوشایندی را رقم بزند.
«یورگن هابرماس»، فیلسوف و نظریهپرداز اجتماعی آلمانی مفهوم «سپهر عمومی» را در مکتب و آرای خود، عرصهای میداند که در آن افراد بهمنظور مشارکت در مباحث باز و علنی دورهم جمع میشوند و به بحث و تبادلنظر میپردازند. به نظر این فیلسوف آلمانی، عرصه عمومی زمانی به وجود میآید که افراد بهصورت گروهی در رابطه با نیازهای عمومیشان بیندیشند. آنطور که او میگوید، نقش حوزه عمومی هم در کنترلکردن و هم در مشروعسازی قدرت سیاسیای که توسط سازمان دولت اعمال میشود، متجلی است. درواقع این نظریهپرداز اجتماعی مفهوم سپهر عمومی را در اطلاق به عرصهای اجتماعی به کار میبرد که در آن افراد از طریق مُفاهمه، ارتباط و استدلال مبتنی بر تعقل؛ موضعگیریها و جهتگیریهای هنجاریای اتخاذ میکنند که بر فرایند اعمال قدرت دولت، تأثیراتی آگاهیدهنده و عقلانیساز باقی میگذارند.
در تیر ماه 1398 مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نظرسنجیای در بین مردم انجام داد، مبنی بر اینکه بیشترین شبکه اجتماعی که از آن استفاده میشود، چیست؟ این نظرسنجی که به صورت تلفنی با جامعه آماری شهروندان کل کشور (اعم از شهر و روستا) انجام شده است، از پاسخگویان پرسیده: «شما در حال حاضر از کدام یک از شبکههای اجتماعی استفاده میکنید؟» بعد از گردآوری دادهها، نتیجه این طور مشخص شد که میزان استفاده مردم ایران از پیامرسان واتسپ طی تقریباً دو سال اخیر روند صعودی داشته و در بهمن ۱۳۹۹ در مقایسه با پیامرسانهای دیگر به درصد بالایی رسیده است.
یک سال از شیوع کرونا در کشور گذشته و تحریریههای خبرگزاریها و روزنامهها نیز همچون بسیاری از محیطهای کاری دیگر به دلیل جلوگیری از انتقال این ویروس، شکل و شمایل گذشته خود را از دست دادهاند و خلوتتر از هر زمان دیگری به کار خود ادامه میدهند. در یک سال گذشته بسیاری از خبرنگاران و روزنامهنگاران دورکار شدند و همچنین کرونا خیلی از آنها را خانهنشین و بیکار کرد. تجربه دورکاری، برای آنها فرصت جدیدی بود که شاید تا پیش از این با مشابه آن مواجه نشده بودند؛ خبرنگاری در بحران. این فرصت، اما با تجربههای تلخ و شیرین زیادی همراه بوده است.
تــصــــاویــــری از تـجهیـــزات اینترنت ماهوارهای استارلینک در هفتههای گذشته در فــضــــای مــجـازی منتشر شده است که با یک دیش قابلیت جهتیابی خودکار دارد؛ اینترنتی که گفته میشود: «هدف از آن، اتصال اینترنت مــاهـــوارهای بــه مــنـاطـــــق کمبرخوردار کرهزمین و همچنین ارائه خدمات با قیمت رقابتی به مناطق شهری است.» اینترنت ماهوارهای خدمت جدیدی نیست و از سالها قبل وجود داشته است؛ اما آنچه باعث خبرسازی دوباره این نوع از اینترنت در روزهای اخیر شده، اخبار مربوط به پروژه اینترنت ماهوارهای استارلینک است. به گفته «ایلان ماسک»، در این پروژه ماهوارهها بهصورت انبوه تولید میشوند و هزینه آن به ازای هر واحد بسیار کمتر از ماهوارههای کنونی است: «ما میخواهیم آنچه را که برای موشکها انجام دادهایم برای ماهوارهها انجام دهیم.»«برای تغییر اساسی در فضا، باید همزمان به ماهوارهها و موشکها بپردازیم. ماهوارههای کوچکتر برای کاهش هزینه اینترنت و ارتباطات فضایی بسیار مهم هستند.»
یک وعده بزرگ و امیدبخش! وعدهای که قرار است آرزوی سه میلیارد نفر انسان (40درصد از جمعیت دنیا) را تحقق بخشد و اینترنت ارزان و پرسرعت و با کیفیت در اختیار آنها قرار دهد. صحبت از اینترنت ماهوارهای استارلینک «اسپیس ایکس» است که اخبار مربوط به آن مدتی است جنجال به پا کرده و یک دنیا را مشتاق و بیتاب به سرانجام رسیدن این پروژه بینظیر کرده است. در تعریف استارلینک گفته میشود استارلینک یک صورت فلکی ماهوارهای است که از سوی شرکت «اسپِیساِکس» برای فراهم کردن اینترنت ماهوارهای در نظر گرفته شده است. استارلینک قرار است «سرویس ارتباطی باندپهن بیسیم» با «دسترسی اینترنت بیسیم پرسرعت» باشد که سرویسهای دیگر نیز به آن افزوده میشود.
ماجرا از وایرالشدن فیلمی بسیار کوتاه از آقای سوپراستار شروع شد؛ کلیپی که شهاب حسینی، بازیگر مطرح و شناختهشده ایرانی، در آمریکا، پیراهن خود را در آن درآورد و رو به دوربین نشست تا واکسن کرونا ساخت این کشور را تزریق کند. این فیلم خیلی زود از ینگه دنیا به ایران رسید و دست به دست میان فعالان و کاربران فضای مجازی پیچید و آقای سوپراستار را به حاشیه بُرد؛ بازیگری که این روزها در شبکه نمایش خانگی اجرای برنامهای تحت عنوان «همرفیق» را به عهده دارد و اتفاقا به دلیل عدم رعایت پروتکلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتماعی در روزهایی که کرونا امان بریده و با مرگومیرهای بسیاری همراه است در سیبل نقد و انتقادات قرار دارد.
وبینار آموزشی تولید محتوا در شبکههای اجتماعی و پیامرسانها با همکاری اداره ارتباطات رسانهای شهرداری اصفهان و فرهنگسرای تخصصی رسانه برگزار شد. جواد افتاده، پژوهشگر و نویسنده کتاب تحلیل شبکههای اجتماعی در این وبینار با اشاره به مهارتهای تولید محتوا در تلگرام، خطاب به افرادی که تمایل به فعالیت در این شبکه اجتماعی دارند، گفت: برای برندها (سازمانها، شرکتها و افراد معروف) کانال بسازید. گروه نسازید. اکانت برای پیگیری و پرسش و پاسخ بسازید نه برای چت! سبک و لحن بیان داشته باشید. برای شروع، محتوایی تولید کنید و سپس به دنبال دعوت کردن افراد باشید. در رسانههای اجتماعی همه چیز ارگانیک است.
انتشار خبر لغو الزام دولتیها به انتشار آگهی در روزنامهها که چندی پیش در شبکههای اجتماعی دست به دست شد با واکنشهای مثبت و منفی روبهرو شد؛ آییننامهای که اخیرا هیئت وزیران آن را تصویب کرد و از جمله مهمترین مفاد این مصوبه میتوان به بهرهگیری از امضای الکترونیکی، انجام معاملات و انتشار فراخوانها بر بستر ستاد و بالطبع حذف کاغذ و رویههای سنتی و موازی و همچنین حذف آگهی روزنامه برای مزایدهها و مناقصهها اشاره داشت. علی مزینانی، مدیرعامل روزنامه هفت صبح در مطلبی توییتری نوشت: «شتر حذف آگهی مناقصات و مزایدهها بالاخره جلوی خانه روزنامهها خوابید. به روزهای سخت ولی شاید شیرین روزنامهها نزدیک میشویم.»
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ ستاد ملی مقابله با کرونا هر روز و هر لحظه که نمایندگان خود را جلوی دوربین خبرگزاریها و صدا و سیما میفرستد، انگشت اتهام را بهسوی مردم دراز میکند و با اشاره به تعداد جانباختگان و افزایش آمار بستریهای ناشی از مرگومیر کرونایی آنها را مقصر اصلی این موضوع جلوه میدهد و مدام از آنها گله و شکایت میکند که چرا بهرغم این همه هشدار و اخطار به رعایت پروتکلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتماعی پایبند نیستند و در همچنان بر همان پاشنهای میچرخد که یکسال پیش( زمانی که تازه زمزمههایی از ورود ویروس چینی به کشور شنیده میشد و کسی نمیدانست سوغاتی چینی چیست و تا کی قرار است گریبانمان را بگیرد) میچرخید.
حدود دو هفته پیش، شیده لالمی، خبرنگار خبره و شناختهشده حوزه اجتماعی بر اثر گاز گرفتگی فوت کرد و با مرگ خودخواستهاش بسیاری از خبرنگاران و همکارانی را که با او در تعامل و در این حوزه فعالیت کرده بودند، در بهت و شگفتی فرو برد؛ چرا که از نظر همه آنها لالمی، خبرنگاری پرانرژی و خستگی ناپذیر بود که با عشق و علاقه وافر به حرفهاش فعالیت میکرد. پس از این مرگ خودخواسته برخی حوزه کاری و سر وکارداشتن او با واقعیتهای تلخ اجتماعی را در مرگش دخیل دانستند و عنوان کردند شاید یکی از دلایلی که او را به این کار واداشته 20 سال فعالیت خبرنگاری در حوزه اجتماعی بوده است؛ موضوعی که البته صحتوسقم آن تأیید نشده است و نمیتوان بهطور قطع آن را علت مرگ خودخواسته او دانست؛
بالاخره مجلس کار را تمام کرد و آبی پاکی را روی دست تمام منتقدان ریخت؛ آنها که مخالف واگذاری مدیریت فضای مجازی به صدا و سیما بودند و دغدغه این موضوع را داشتند. حالا و پس از تقریبا یک سال از زمزمه واگذاری مدیریت و نظارت بر فضای مجازی، روز سهشنبه، پس از جلسهای که بهارستان نشینها تشکیل دادند، حسینعلی حاجی دلیگانی، عضو کمیسیون تلفیق بودجه سال ۱۴۰۰ به میان خبرنگاران آمد و از اعتباراتی سخن گفت که این کمسیون برای نظارت صدا و سیما بر فضای مجازی در نظر گرفته است: «اعضای کمیسیون طی مصوبهای دوهزار میلیارد تومان اعتبار برای تولید محتوا در فضای مجازی تخصیص دادند که براساس جدول تعیین شده در اختیار سازمان صداوسیما، سازمان فرهنگ و ارتباطات سازمان تبلیغات اسلامی و… قرارگیرد.»