نقطه مثبت روزنامه «اصفهان زیبا» رویکرد هویتسازی آن است؛ ایجاد هویتهایی اعم از هویت تاریخی، ملی، انقلابی، دینی و محلی؛ آنچه در این دوره مدیریت روزنامه «اصفهان زیبا» قابلتوجه و بااهمیت است.
ماها فرزندانِ عصرِ روزنامهایم؛ عصری که روزنامه، عرصه تاختوتاز بود و قلم، تبرزین! یکی از تصاویرِ ماندگارِ بچگیهایم، ایستادن در ترافیکِ پلفلزی است. چراغ سبز میشد و دوباره قرمز.
روزنامه «اصفهان زیبا» در ابتدای تأسیس قرار بود ارگان شهرداری اصفهان باشد؛ اما با گذشت زمان و بازکردن جای خود در عرصه مطبوعات، تبدیل به روزنامهای شد که میتواند برای بحثهای مختلف بین روزنامههای مختلف برای خود جایگاه و حرف برای گفتن داشته باشد …
اصفهان به عنوان یک «جهانشهر تاریخی و تمدنی» دارای ظرفیتهایی ذاتی و جدانشدنی است که موجب شده در بیان جهانگردان معروف از کشورهای مختلف مورد تعریف و تمجید و تحسین قرار گیرد و در قالب عبارت ظریف و سمبلیک «نصف جهان» متجلی شود؛ بنابراین رسانه «اصفهان زیبا» باید بتواند رسانه تراز و شایستهای برای این جهانشهر باشد.
اقدامات «اصفهان زیبا» در زمینه تبیین مواضع مدیریتشهری و سایر ارگانها و دستگاهها خوب و مثبت بوده است.
برای آنها که روزنامه «اصفهان زیبا» را از زمانهای دور تاکنون دنبال کردهاند رسیدن شمارگان انتشار آن به عدد «پنج هزار» اتفاقی فرخنده است …
بیش از یک دهه است که رسانه و بهطور خاص فضای مجازی، در عرصه عمومی زندگی مردم نقش مهم و سرنوشتسازی را ایفا کرده است؛ مهم از این لحاظ که توانسته است سبک زندگی و الگوی رفتاری و کنشی مردم را در ارتباط با هم تغییر دهد و خود به الگوسازی دست بزند و سرنوشتساز از این نظر که در بسیاری از رخدادهای سیاسی و اجتماعی، رسانه و فضای مجازی توانست به انتخابهای مردم جهت دهد.
به فرهنگ دو نگاه متفاوت میتوان داشت: گاهی مقصود ما از فرهنگ، چیزی در قبال اقتصاد و جامعه و سیاست است.
اصفهان شهر گنبدهای فیروزهای و دریای مجموعهها و گروههای فرهنگی است.
کمبود منابع آبی و خاموشیهای مکرر برق، دو چالش عمدهای هستند که این روزها کشاورزان استان اصفهان با آنها دستوپنجه نرم میکنند.
در فاصله دو هفته مانده تا پایان نیمفصل اول، کورس تیمهای سپاهان و تراکتورسازی در صدر جدول ردهبندی ادامه دارد و تیمهای فولاد و پرسپولیس هم به امید لغزش دو نماینده فوتبال اصفهان و تبریز در تعقیب آنها حرکت میکنند.
«هستی؛ اما انگار نیستی!» غم مینشیند توی چشمهایش، وقتی از عمر رفتهای حرف میزند که همیشه در «سایه» گذشته است؛ از کودکی تا این روزها که 40سالگیاش را میگذراند و سفیدی تکوتوک لای موهایش دویده و هر روزش را با حسرت طی کرده، حسرت یک «آدم معمولی» …