از میان خیابانهای اصفهان شاید هیچ خیابانی مثل احمدآباد مابین سنت و مدرنیته سرگردان نمانده باشد. الباقی تکلیف خود را روشن کردهاند که یا این سویی هستند یا آن سویی. اما خیابان احمدآباد حالت بینابینی دارد: از یکسو، فـروشگـاههـــای بــزرگ و مــدرن در ایـن خیابان خودنمایی میکنند و از سوی دیگر، هنوز از کوچهپسکوچههای آن بوی دیوارهای کاهگلی به مشام میرسد و گذرهای کجومعوج قـدیـمـی، ما را به اعصار گذشته میبرد؛ با نامهایی مانند کوچه «کهران» که همان محله قدیمی کهران را بر دوش خود دارد یا کوچه «قراولخانه» که نشان از دوران قراول و پاسـبـان میدهـــد. خـیـابــان احمدآباد درواقع از میان سه محله صفوی یعنی احمدآباد، یزدآباد و کهران میگذرد و از هر سه این محلهها آثار و نشانههایی در این خیابان و اطراف آن وجود دارد.
گردشگری خصوصا گردشگری فرهنگی، بدون داشتن پشتوانه نظری و دانستن اطلاعات لازم راه به جایی نمیبرد. دانش لازم برای گردشگری فرهنگی از دل کتابها و آثار مکتوب پیشینیان به دست میآید. در اینجا مروری میکنیم بر آنچه درباره اصفهان در دوران معاصر نوشته شده است.
اصفهان به روایت تحویلدار، جابری انصاری، جناب اصفهان در دوره قاجار چهار مورخ عــمــده داشت. شایـد نـخستین آن میرزاحسین تـحـویـلـدار بـود که «جغرافیای اصفهان» نوشت. در آن کتاب علاوه بر ذکر بناها و زیباییها، از اصناف و معیشت مردم سخن گفت. پس از او محمد مهدی ارباب «نصفجهان فی تعریف الاصفهان» را به رشته تحریر آورد که به شکلی جامعتر و بهتر بناهای اصفهان و بلوکات آن را به نثر آورد. همین عنوان کتاب میرساند که اصفهان هنوز بر تاریخ و گنجینههای خود میبالد.
یدعلی نکوئی زهرایی پیشگام مبارزه با رژیم شاهنشاهی و از فعالان برجسته سیاسی و فرهنگی بعد از انقلاب بود. او سابقه درخشانی در سمتهای مختلف اجرایی و مدیریتی در کارنامه خود به یادگار گذاشت. از آن جمله میتوان به فرمانداری نجفآباد، مشاور استاندار، فرماندار اصفهان، استانداری قزوین، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و… اشاره کرد. نکوئی از چهرههای باسابقه سیاسی و رئیس جبهه اصلاحات اصفهان بود. این چهره برجسته سیاسی بعد از گذراندن یک دوره بیماری براثر ابتلا به سرطان در سن 81 سالگی درگذشت. آنچه در ادامه میخوانید گفتوگوی گروه رسانهای اصفهان زیبا با مرحوم نکوئی در اواخر دوران حیات اوست. این گفتوگو برای نخستین بار منتشـــــر میشود.
در پی درگذشت سید علی نکوئی زهرایی، سخنان بسیاری در خصوص روش زندگی و منش این معلم، مبارز و فعال سیاسی و فرهنگی پیشکسوت از دور و نزدیک شنیده شد. شخصی که خدمات فراوانی در راه انقلاب و نقش مؤثری در جریان اصلاحات اصفهان داشت و در عرصههای اجتماعی و فرهنگی نیز آثار باارزشی از خود به جای گذاشت. مرحوم نکوئی فردی انقلابی و جهادگر بود که در سالهای پس از انقلاب (در دولت سازندگی و اصلاحات) در کسوت استاندار و فرماندار مشغول به کار بود و دوران بازنشستگیاش نیز با عنوان رئــیـس شــورای هــمـاهـنـگـــی اصلاحات اصفهان و با لقب پدر معنوی این جریان سپری شد؛ سوابقی که پس از مرگش نکوئی را فردی متعهد و خادم مردم و الگویی مثالزدنی برای این طیف سیاسی معرفی کرد.
یکی از راههای آسیب به بافت و بناهای تاریخی، نفوذ آب و فاضلاب به پی و دیوار بناست. در دهه هشتاد خورشیدی این آسیب بهشدت بناهای تاریخی اصفهان را مورد تهدید قرار داد و در این میان سازمان آب و فاضلاب هدف انتقاد و اعتراضهای زیادی شد. این مطلب مروری دارد بر آنچه اتفاق افتاد.سازمان آب و فاضلاب اصفهان در سال 1345 یعنی زمانی که هیچگونه سازمانی مشابهی در کشور وجود نداشت، تأسیس شد. این سازمان با تلاش فراوان همه شهر را کندوکاو کرد و لوله انداخت؛ آنهم از دو نوع مختلف. یکی لوله آب که در عمق یک متری زمین مینشست و یکی لوله فاضلاب که عمق و اندازه بیشتری داشت و کار انداختن آن نیز سختتر بود.
در پی چند سال فعالیت مدرسه صنایع مستظرفه، اولین هنرستان صنعتی اصفهان با کمک مستشاران آلمانی راهاندازی شد. هنرستان صنعتی اصفهان پس از چندین جابهجایی مکانی در خیابان شمسآبادی مقابل زایندهرود با ترکیبی از کادر مدیران و مربیان ایرانی و آلمانی به فعالیت خود ادامه داد؛ اما به دنبال اشغال ایران توسط متفقان و خروج آلمانها از ایران، کارشناسان ایرانی اداره هنرستان را بر عهده گرفتند و آقای مهندس محمد مهدی کلیشادی به ریاست هنرستان منصوب شد.
شهرها هم مثل آدمها یا دیگر موجودات زنده با گذر زمان تغییر میکنند؛ بزرگ میشوند، رشد میکنند، از جوانی به میانسالی و پیری میرسند و ردپای گذشت سالها و قرنها را در چهره و ساختارشان میتوان دید. تفاوت شهر با ساختارهای زندۀ طبیعی در این است که میتواند دوام بیشتری داشته باشد و پایان محتوم را به تعویق بیندازد. حتی باوجود گذر قرنها از زمان ساختشان، شهرها میتوانند دوباره نو شوند، شکلی تازه به خود بگیرند و خود را با زندگی مردم و نیازهایشان هماهنگ کنند.
تصویر اصفهان در زمان رضاشاه تصویر شهری است صنعتی با تعداد زیادی کارخانه که چرخ آنها با کار و تلاش کارگران میچرخید. تعدد کارخانهها جمعیت کارگری اصفهان را روزبهروز افزون میکرد. شرایط کاری سخت در کارخانهها، ساعات طولانی کار و درآمد اندک، مجالی برای تفریحات گسترده و گرانقیمت برای کارگران باقی نمیگذاشت، الّا سینما که خیلی زود تفریح و سرگرمی موردعلاقۀ کارگران شد. سینما تفریحی به نسبت ارزان بود. اگرچه کارگران سهمی از صندلیهای لژ یا درجهیک نداشتند، اما با بلیتهای ارزانترِ صندلیهای درجهدو میتوانستند مهمان سالنهای تاریک سینما بشوند.
پیش از آنکه به محله قدم بگذارم، نگاهی سرسری به نقشههای قدیمی میاندازم؛ همان نگاه سرسری من را متوجه این میسازد که محله بیدآباد در گذشته خود دو ویژگی مهم داشته است؛ یکی وسعت محله که به قدری بوده که میتوان آن را یک ابرمحله انگاشت و دو، محصوربودن محله میان سه گورستان تاریخی اصفهان به نامهای گورستان چمپلان، آبپخشکان و قبله دعا که به ترتیب در شرق، شمال و غرب محله جای داشتهاند. به هرحال، محله از سبقه تاریخی غنیای برخوردار است.
فارغ از شلوغی و همهمه مشتریهای رنگارنگ و متنوع مغازهها و واحدهای تجاری و اداری پاساژ پارسیان اصفهان، یک دفتر حقوقی در طبقه پنجم این مجتمع وجود دارد که مراجعان سهشنبه عصرهایش نه جنسی میخرند نه برای حلوفصل پروندهای میآیند! مراجعان واحد 705 این مجتمع سهشنبهها یک قرار مشترک دارند: گفتوگو و بحثوجدل بر سر فرهنگ، ادب و تاریخ.
چند سکه و اسکناس سراغ دارید که با تصاویری از اصفهان ضرب شده باشند؟! پل خواجو و نقش گل و مرغ بر کدام ریالها نقش بستهاند؟ اسم اصفهان بر کدام پولها نوشته شده بوده و کدام میراث نصف جهان بر ارز رایج مملکت حضور دارند؟ برای صحبت درباره ردپای اصفهان بر پول ملی باید در زمان سفر کنیم و اجازه بدهید این سفر سه قرنی را از دورانی که اصفهان در اوج بود، آغاز کنیم.
از امــســال که نـمــیدانــیــم عید و گردشگری چگونه باهم جور میشوند، میگذریم؛ اما هرساله طلوع عید نوروز در اصفهان یعنی طلیعه هجوم مسافران و گردشگران از سراسر جهان به این شهر. این واقعه فرصتهای زیادی برای اصفهان فراهم میکند؛ ازجمله مجالی به دست شهروندان میدهد که به مدیران شهری بگویند برای شهر چه کنند. این نوشته یکی از آن نوع نوشتههاست که برای نوروز 1342 تهیهشده بود.