ساعت کلیسا وانک رأس ساعت ده صبح یازدهم دیماه 1401، ده ضربه نواخت. در چوبی کلیسا به روی ارامنه ایران و عده محدودی از خبرنگاران و عکاسان مسلمان اصفهان گشوده شد تا آیین مذهبی اولین روز سال نو میلادی برای 417 امین سال متوالی با حضور ارامنه در اصفهان اجرا شود؛ مراسمی که امسال رنگ رخسارش متفاوت بود.
اگر به ما بگویند کسی بعد از فراغت از سالها کار مداوم آن هم پس از بازنشستگی در هشتادواندی سالگی آدرس خانهاش را در محل کار سابقش میگذارد تا مراجعان آشنا و ناآشنا هر وقت که دلشان میخواهد زنگ در خانهاش را بزنند و به سراغش بیایند و هر سوالی دارند بپرسند، قطعا باورمان نمیشود!
صدای ناقوس کلیساها با صدای همهمه مردم در بازارها و گذرها و میدان شهر درهمآمیخته و همراه با نغمهسرایی پرندگان گوش را مینوازد. انعکاس نور خورشید در شیشههای رنگی خانهها و قصرها دیدنی است. کوچههای شهر با درختان و جویبارهایش تصویر یک شهر خوشاقبال را پیش چشم میآورد. جابهجا گنبدها و برجهای ناقوس کلیساهای پرتعداد، تلفیق دلنشین معماری اسلامی و مسیحی را نشان میدهد. اینجا جلفا است، جلفای نوی اصفهان؛ شهرکی با بیش از سیهزار نفر جمعیت در دوران اوجش. اما این تصویری چهارصدساله است و زیستن در آن امکانپذیر نیست. چشم که میگشایم وسط میدان جلفا ایستادهام و صدای گوشخراش موتورسیکلتها و خودروها خاطرات شیرین جلفای صفوی را مخدوش میکند.
مسیر گردشگری معماری اصفهان را از کجا باید آغاز کنیم؟ آشنایی با تهرنگ میدان نقش جهان و شگفتانههای ساخته شده در این میدان، مسیری کهن از این میدان تا میدان کهنه، آشنایی با نقوش تزئینی مساجد اصفهانی و ورود به پردیسهای ایرانی به قصد گذر از پلهای صفوی برای نشستن به تماشای تلفیقی از هنر ایرانی و هنرمندان ارامنه در جلفا مسیری جذاب از معماری این شهر را به جهانگردان معرفی میکند.
موزه مردمشناسی ارمنیان جلفای نوی اصفهان امسال عنوان پرافتخارترین موزه خصوصـــــــی استان و یکـــــــی از شاخصترین موزههای کشور را از آن خود کرد؛ چراکه در جدیدترین ارزیابی کمیته ملی موزهها (ایکوم ایران) در هشت شاخص، عنوان موزه برتر را به خود اختصاص داد. اما پرسش این است که چطور این موزه به چنین جایگاهی رسید؛ بهخصوص در زمانه فقر موزهای اصفهان! به مناسبت سالروز تولد این موزه خصوصی، نگاهی داریم به تمایزهای رقابتیاش با دیگر موزههای مشابه و فعالیتهایی که برای تأسیس، راهاندازی و معرفیاش انجام شده است. این روایت میتواند راهنمای خوبی برای موزهداران باشد و توصیف چشمگیری برای موزهدوستانی که میخواهند از زیر و بم یک موزه خوب آگاه شوند.
در اواسط دوران قاجار، در زمان حکمرانی ناصرالدین شاه و حکومت پسرش ظلالسلطان، بر اصفهان زن و شوهری فرانسوی برای مدت یک ماه گذارشان به اصفهان افتاد. شوهر این زن امتیاز اکتشاف از آثار تاریخی خوزستان را از دولت گرفته بود. ماجرای حضور آن دو نفر در اصفهان این بود که در سال 1881 م/ 1298 ق مارسل دیولافوای فرانسوی، که مهندس راه آهن این کشور بود، برای انجام مطالعاتی در سبک معماری ساسانی راهی ایران شد. او از راه قفقاز و آذربایجان وارد ایران شده، پس از عبور از شهرهای بین راه، به تهران رسید.
گردشگری خصوصا گردشگری فرهنگی، بدون داشتن پشتوانه نظری و دانستن اطلاعات لازم راه به جایی نمیبرد. دانش لازم برای گردشگری فرهنگی از دل کتابها و آثار مکتوب پیشینیان به دست میآید. در اینجا مروری میکنیم بر آنچه درباره اصفهان در دوران معاصر نوشته شده است.
اصفهان به روایت تحویلدار، جابری انصاری، جناب اصفهان در دوره قاجار چهار مورخ عــمــده داشت. شایـد نـخستین آن میرزاحسین تـحـویـلـدار بـود که «جغرافیای اصفهان» نوشت. در آن کتاب علاوه بر ذکر بناها و زیباییها، از اصناف و معیشت مردم سخن گفت. پس از او محمد مهدی ارباب «نصفجهان فی تعریف الاصفهان» را به رشته تحریر آورد که به شکلی جامعتر و بهتر بناهای اصفهان و بلوکات آن را به نثر آورد. همین عنوان کتاب میرساند که اصفهان هنوز بر تاریخ و گنجینههای خود میبالد.
جلفا شهرکی در جنوب اصفهان بود که اکنون جزئی از شهر شده است و هیچ مرزی آن را از شهر اصفهان متمایز نمیکند. فقط اگر خوب به آسمان نگاه کنید، گنبد کلیساهایی که در میدان جلفا دور هم جمع شدهاند، تغییر سبک معماری و تغییر زبان بعضی اهالی را نشان میدهد. به تابلوی سردر مغازهها که نگاه کنید خط ارمنی را میبینید. اینجا جلفای اصفهان است. محلی که از دیرباز، شاید از همان سالهای تأسیس، یکی از مراکز گردشگری اصفهان بوده است. این مطلب به معرفی یکی از کتابهای مهم درباره تاریخ جلفا میپردازد.
روز سهشنبه قدرت الله نوروزی، شهردار اصفهان و عباس بدخشان ظهوری، سفیر فوقالعاده و تامالاختیار جمهوری اسلامی در ارمنستان از طریق وبینار با یکدیگر گفتگو کردند. شهردار اصفهان در ابتدا با اشاره به قدمت روابط خواهرخواندگی میان شهر ایروان و اصفهان گفت: عمر این خواهرخواندگی به حدود 20 سال میرسد اما برخلاف عمر 20 ساله هیچکدام از این دو شهر نتوانستهاند بهرهبرداریهای لازم را از این رابطه داشته باشند.
دی ماه، با دو مناسبت همراه است؛ آغاز سال نوی مسیحی و البته تولد جلالالدین هـــمــایی، اصــفــهانشــناس و ادیــب صاحبنام ایران، این مطلب که مروری بر محله ارمنینشین جلفای اصفهان و برگرفته از کتاب این اصفهان شناس ارزشمند است، به همین مناسبت تقدیم میشود. بـــیگـــمان محــقــقان اصفهان و اصفهانپژوهان هرگز محله نوبنیاد جلفا را از قلم تحقیقات خود نینداختند و هرکدام بنا به فراخور مطلب، درباره آن سخن گفتهاند. جلالالدین همایی در آخرین کتاب خود (که به سعی دخترش منتشر شده) با نام «جغرافیای اصفهان» این محله را روایت کرده است. امیدواریم سال نو میلادی، سالی کامیاب و شاد برای تمام همشهریان ارمنی ما و تمام مردم جهان باشد.
فرانسویهای مقیم اصفهان، تاورنیه، جهانگرد و سفرنامهنویس معروف فرانسوی را سر کار گذاشتند؛ آن هم در مجلس شامی که به افتخارش در جلفای نوی اصفهان تدارک دیده بودند! روایت فانتزی آنها از شام خوشمزهای که بابطبع تاورنیه قرار گرفته بود، در سفرنامه این جهانگرد و بعدا در سفرنامه جهانگرد ایتالیایی که نیمقرن بعد مسافر اصفهان شده بود، ذکر و شوخطبعی فرانسویاصفهانی نقل مجالس شد. در نخستین روزهای سال نوی میلادی، روایتهایی از حالوهوای منطقه جلفای نوی اصفهان در سیصد سال پیش را برایتان انتخاب کردهام.