این هفته، هفته جهانی سلامت زنان است و طبق هر سال شعاری خاص برای آن در نظر گرفته میشود، شعار امسال مبنی بر «بانوی سالم، خانواده سالم، جامعه سالم» است.
محیط شهری سالم، محیطی است که در آن توجه به دسترسی فعالیتها، فضاها، خدمات، اطلاعات، اماکن و عدالت اجتماعی مد نظر قرار گیرد و حامی نقشهای اجتماعی، عملکردهای حیاتی، نیازهای زیستی و توانمندی زنان باشد.
طبق آمارها، تعداد افراد بازنشسته تحت پوشش ۸۱درصد، متوفیان ۱۸درصد و از کارافتادگان نیز یکدرصد افراد حقوقبگیر تحت پوشش صندوق بازنشستگی را تشکیل میدهند.
نشست زنان شهر اصفهان با مسئولان شهری در مهمانسرای شهرداری برگزار شد.
یکی از مسائلی که ممکن است برای زنان مسلمان در هر جامعهای به وجود بیاید، تلاش برای حضور و ایفای نقش مثبت در تحولات اجتماعی است. برخی زنان مسلمان به دلیل مسائلی مانند فقر فرهنگی این تصور را دارند که حضور در جامعه با نقشهای سنتی آنها به عنوان مادر و همسر تناقض دارد.
در بررسی شاخصهای توسعه انسانی بر مبنای جنسیت، یک شاخص مهم مشارکت سیاسی زنان است که مدیریت را نیز دربر میگیرد. پس از انقلاب اسلامی ایران و با حضور اجتماعی زنان و بالارفتن سطح سواد و دانش آموختگی آنان، مدیریت به عنوان مطالبهای جدی مطرح شد. هر چند این مطالبه در بدو امر چندان مورد توجه قرار نگرفت اما در دو دهه اخیر این خواسته به طور جدیتر و فراگیر در کشور مطرح شد. به طوری که سازمان مدیریت و برنامهریزی مکلف به تهیه آئین نامه و دستور العملهایی در این زمینه برای دستگاههای اجرائی شد. موضوع نشست علمی هفته گذشته انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به موضوع «مدیریت زنان پس از انقلاب اسلامی ایران» اختصاص داشت. این نشست با حضور حوریه سعیدی، مسئول کمیته پژوهش انجمن و میزبان جلسه دکتر اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عنوان سخنران در بستر فضای مجازی برگزار شد که مشروح آن را در «اصفهان زیباآنلاین» میخوانید.
نوشتن درباره پرسهزنی و تجربه مواجهه با شهرها هیچوقت به اندازه سالهای اخیر مُد نبوده است. گشتوگذار سریع بین عناوین کتابهای چاپ شده، ورق زدن مجلات منتشر شده، اقبال عمومی به فرم نوشتاری «جستار» که مبتنی بر تجربه نگارنده آن است و حتی بالا و پایین کردن صفحههای توییتری و اینستاگرامی به خوبی گویای تمایل جمعی برای نوشتن و خواندن از تجربه پرسهزنی و مشاهده شهر و محیط است.
32 کارتونیستِ زن از شهرهای مختلف به مناسبت روز جهانی شهرها در ورکشاپی مجازی با عنوان شهر امن شرکت کردند. نمایشگاهی از این آثار نیز در گالری زمستانِ خانه هنرمندانِ تهران برپا شد. ایده این ورکشاپ به دبیری فیروزه مظفری از طرف ادارهکل امور بانوان شهرداری تهران، با همکاری مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری مطرح و حمایت شد. ایدهای که به پشتوانه طرح ارتقای احساس امنیت زنان در شهر، به دنبال فهم بهتر، شناسایی و بهسازی فضاهای بیدفاع شهری است و در این راه، به نگاه زنان کارتونیست نیز توجه کرده است؛ زنانی که در کنار تجربه زیسته خود از ناامنی در شهر، با دیدگاهی انتقادی آن را به چالش میکشند.
سالهاست که میشنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه میشوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضحتر اینکه وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما اینکه ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشمداشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمانهای مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاهها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجهگیری میکنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آنچه در این یادداشت میخواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست.
اگر گذرتان به تاریخ کشورهای انگلستان و آمریکا خورده باشد، آغاز جنبش حق رأی برای زنان را میتوانید از دهههای پایانی قرن 19 دنبال کنید. این جنبش، به عنوان اولین مطالبه در راستای برابری، پیامدهای مهمی داشت و آثار ماندگاری چه از نظر فکری و چه از نظر شکل و شیوههای مبارزه بر زنان نسلهای بعد گذارد. آن چنان که با گذشت بیش از یک قرن همچنان میتوان پیرنگ مباحث گسترده آن جنبش را در گفتوگوهای امروزی نیز جستوجو کرد. این جنبش در بسیاری از کشورهای اروپایی و در قرن بعدی در بسیاری از کشورهای جهان شکل گرفت. اما اشاره به دو کشور آمریکا و انگلستان به این دلیل است که جنبش حق رأی در این دو کشور در آغاز قرن 20 به یکدیگر پیوستند و اثرات مهمی بر شکل مبارزه یکدیگر داشتند.
مطرحشدن روزافزون خواستهها، مسائل، اعتراضات و نظرات زنان و موضوعات در ارتباط با آنها، از خلال رسانههای غیررسمی و غالبا شبکههای اجتماعی، پدیدهای است که دستکم در یکی دو سال اخیر بهطور چشمگیر شاهدش بودهایم. اینکه چرا زنان در رسانههای رسمی (بهمعنای رسانههایی که در داخل کشور و از جانب دولت به رسمیت شناخته میشوند)، کمتر و دستبهعصا حضور دارند، مجالی جداگانه میطلبد. اما آنچه روشن است، امکان اظهارنظر آزاد در کنار دسترسی سادهتر و گستردهتر و البته مخاطبان بیشتر در شبکههای اجتماعی است؛ چیزی که در رسانههای رسمی بهسادگی امکانپذیر نیست. این امر باعث شده تا موضوعاتی که در گفتمان رسمی با ملاحظات مواجهاند، در مجراهای رسانهای غیررسمی بیشتر مجال مطرحشدن پیدا کنند.
«بیسلیقگی»؛ مفهومی که مرد شماره یک وزارت آموزشوپرورش را واداشت تا رو به لنز دوربین رسانهها بنشیند و بابت رخ دادن آن از یک «جامعه» معترض، عذرخواهی کند: «یک بیسلیقگی در حذف تصویر دختران از کتاب سوم ابتدایی انجام شده است؛ لذا از این بابت عذرخواهی و آن را اصلاح میکنیم.» ماجرا از غیبت دانشآموزان روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان شروع شد؛ جلدی که در فضای مجازی دستبهدست چرخید و کنش و واکنشهای زیادی را به دنبال خود همراه کرد و باعث شد تا کاربران فضای مجازی به این بهانه و با به اشتراک گذاشتن سایر کلیشههای جنسیتی موجود در کتابهای درسی و همچنین با قراردادن عکس «مریم میرزاخانی»، نابغه ایرانی در جلد کتاب ریاضی به این رویکرد آموزشوپرورش بتازند؛ انتقادهایی که استدلال و توجیه تصمیمگیرندگان آن نیز نتوانست، منتقدانش را توجیه کند؛ آنجا که گفته شد: «ازآنجاکه تصویر قبلی بسیار شلوغ و تعداد مفاهیم ریاضی مطرحشده در آن تصویر بسیار زیاد بود، پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیباشناسی و روانشناسی بخشهای مختلف کتاب را بررسی میکنند بر این بوده است که تصویر خلوتتر شود.