این چند روز منتهی به اربعین حسینی حال و هوای شهر که هیچ، دنیا جور دیگری میشود. نمیدانم چطور باید توصیف کرد.
حالا چندمین سالی است که اربعین و پیادهرویهای چندکیلومتریاش با عشاقی چندمیلیونی نقل محافل است. از محافل خانوادگی و دوستانه گرفته تا قارههای دوری که زیاد هم چنین همبستگیهای مذهبی به مذاقشان خوش نمیآید.
این روزها تصمیم گرفتهایم با عینکی دیگر سری به کانونها و مجموعههای فرهنگی بزنیم؛ نه اینکه تاکنون چنین نکردهایم که اصلاماهیت این صفحه چنین بوده است؛ اما این بار میخواهیم در کنار تمام گفتوگوهایی که با مسئولان کانونها و مجموعههای فرهنگی داشتیم، علاوه بر بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آنها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانونها بگوییم.
در ادبیات جامعهشناسی دین یکی از نهادهای جامعه برشمرده میشود؛ یعنی مجموعه بههمپیوستهای از باورها، اندیشهها، آداب و اعمال کموبیش سازمانیافتهای که عموما به یک حقیقت مافوق تجربی هم متصل است …
فرازوفرودهایی که کنکور سراسری در طول این سالها تجربه کرده، همواره یکی از چالشیترین رخدادهای جامعه بوده و بر سرنوشت دانشآموزان بسیاری تأثیرگذاشته است؛ چه آن سالهایی که برگزاریاش متوقف شد و چه زمانی که با انبوهی از داوطلبان متقاضی مواجه بود.
دهه اول محرم که تمام میشود، انگار حال و هوایمان یکجوری میشود. حتی تا دهه دوم هم اوضاع نسبتا خوب است، اما هرچه بیشتر میگذرد، دلمان بیشتر تلاطم پیدا میکند.
نمیدانم این فرهنگ منحصربهفرد اصفهان است یا همه شهرهای کشور همینطور هستند؛ نمیدانم این ویژگی عصر ماست یا از قدیم هم اینطور بوده.
محرم سال گذشته را به آوارگی گذراندم. این آوارگی که میگویم، دستکم در اینجا بار معنایی خوبی دارد. میخواهم بگویم یعنی هر شبی را مهمان هیئتی متفاوت بودم. جای ثابتی نداشتم.
گردشگری و توریسم با تعاریف و نمونههای متفاوتی که دارد، چند دههای است حرف اول اقتصاد برخی از کشورها را میزند. این موضوع جای پای خودش را به دلایل مختلف در دنیا باز کرده است و سرمایهگذاریهای بسیاری هم برای گسترش آن صورت میگیرد.
در چند دهه گذشته مجالس عزاداری در ایران عموما شکلی ثابت داشته و ترکیبی از سخنرانی، مداحی و سینهزنی بوده است.
هیئتها ازجمله محافلی هستند که افزون بر برکات معنوی فراوان برای آحاد مردم، تأثیرات اجتماعی گستردهای هم در سطح جامعه دارند. درحالیکه اساس تشکیل هیئتهای مذهبی اقامه عزا برای اهل بیت وحی علیهمالسلام، بهویژه سید و سالار شهیدان، امام حسین علیهالسلام است …
حاجخانم را بهاندازه طول عمری که دارم، میشناسم. از همسایههای قدیمیمان است و از زمانی که چشمباز کردهام، مادرم با او سلام و علیک داشته است.