به گزارش اصفهان زیبا؛ هیئتها ازجمله محافلی هستند که افزون بر برکات معنوی فراوان برای آحاد مردم، تأثیرات اجتماعی گستردهای هم در سطح جامعه دارند. درحالیکه اساس تشکیل هیئتهای مذهبی اقامه عزا برای اهل بیت وحی علیهمالسلام، بهویژه سید و سالار شهیدان، امام حسین علیهالسلام است؛ اما در کنار آن، واجد کارکردهای متعدد دیگر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز هستند که توجه به هرکدام از آنها میتواند مسیر سعادت جمعی ما را تسهیل کند.
در این میان هیئتهای مذهبی در چندسال گذشته شکل جدیدی از خود را به نمایش گذاشتهاند که با فرم پیشین و بهنوعی سنتی آن متفاوت است.
ازجمله تغییرات اخیر میتوان به اشکال جدید عزاداری و استفاده از عناصر هنری همچون شعر، موسیقی، سرود و همخوانی، آراستگی مکان و… اشاره کرد.
یکی دیگر از عناصر نوین هیئات مذهبی در یک دهه گذشته، تمرکز بر شعار است. شعائری که در اطلاعیه هیئتها، پرچم و کتیبههای مجلس و حتی گاهی در شعرخوانی هیئات مورداستفاده قرار میگیرد. سابقه استفاده از شعارها به واقعه عاشورا برمیگردد و شعارهایی همچون «یا لثارات الحسین»، «هیهات منا الذله» و «حب الحسین یجمعنا» در رجزخوانی و پرچمهای اصحاب و امام حسین (ع) دیده میشود.
بااینحال همانطور که گفته شد تمرکز و توجه جدی به شعار در چند سال اخیر و با روی کار آمدن کلان هیئتها ایجاد شده است. برای بررسی ابعاد ظاهری این شعائر و گفتمانی که در هیئتها بدینوسیله دنبال میشود، به گفتوگو با مدیرعامل مرکز ملی نوآوری و خلاقیت اشراق، حجتالاسلاموالمسلمین محمد قطبی نشستیم.
هیئت یک ساختار مردمی است که حکمرانی محلی را با روح مشترک جهانی دنبال میکند. یعنی ازنظر گردش کار، ساختار محلی دارد؛ ولی ازنظر روح مشترک یکشکل جهانی دارد. شما در سراسر دنیا میبینید که منطق هیئت به شکلهای مختلف وجود دارد و این ساختار هم به رویدادها و آیینهای مذهبی میپردازد و هم انسجام جهانی را به وجود میآورد. این خیلی ارزشمند است که بدون اینکه یک سازمان جهانی بخواهد این شاخهها را به هم وصل کند، روح مشترک این شبکههای کوچک محلی، باهم پیش میروند.
در باب فرم و شکل سابقهای برای عزاداری در هیئت داریم. پیشترها عزاداری بیشتر به مدلهای روضهخوانی محدود میشد. در یک دورهای البته با حفظ سبک سنتی، سینهزنی و زنجیرزنی هم اضافه میشود؛ ولی تا حوالی انقلاب این مدل سنتی ادامه داشت؛ اما در سه چهار دهه گذشته نه فقط در ایران بلکه در دنیا مدلهای جدید و خلاقانهای به هیئت اضافه شده است؛ مثلا در لبنان هیئت انصارالمهدی، بهواسطه نوجوانان جنوب لبنان تأسیسشده و این نوعی خلاقیت است.
یکی دیگر از نشانههای خلاقیت در هیئت، بحث شعارهاست. امروزه هیئت نمادهای مختلفی را برای خودش انتخاب کرده است. از گذشته عَلَم، پرچم، زنجیر و طبل دهل و سنج و سربند و لباس مشکی برقرار بوده و شعار هیئتها هم یکی از جدیدترین آنهاست. شعار آن نمادهای ادبی است که در پوستر، بنر و متن همخوانی و جمعخوانیهای هیئتها نمایان شده است. این یکرویه جدید و خلاقانهای است. درواقع امروزه هیئت بهعنوان یک رسانه، به یک کنش اجتماعی فراگیر تبدیل شده است. رسانهای که هم پیرمرد و پیرزن سن بالا دارد و هم کودک و نوجوان. از طیفهای خیلی مذهبی در آن شرکت میکنند تا افرادی که کمی از این فضا فاصله دارد. مثلا اشخاصی که در طول سال زیاد در چنین مجالسی رفتوآمد ندارند، ولی به هیئت میآیند.
شما شعار را نوعی نماد میبینید یا تجلی روح هیئت؟
بعضی نمادها مثل شعار علاوه بر اینکه نماد هیئت هستند، به جهتهای مختلفی هویت و رویکردی را دنبال میکنند؛ درواقع یک معنا و پیام را نه فقط به کسی که در هیئت شرکت میکند، بلکه به همه جامعه و جهان منتقل میکند. غالبا این شعارها برگرفته از آثار حدیثی و روایی است. مثل «یا لثارات الحسین»، «حب الحسین یجمعنا» و «هیهات من الذله». اینها شعارهایی است که برگرفته از آثار روایی است.
ویژگیهای ظاهری یک شعار خوب را چه مواردی میدانید؟
اولین ویژگی این است که شعار علاوه بر اینکه معنا و پیام دارد، قابلانطباق بر انواع مدلهای عزاداری هم باشد. مثلا فقط مخصوص روضههای خانگی یا دستههای عزاداری نباشد. بلکه بهگونهای باشد که در همه مدلهای عزاداری در سطح جامعه مورداستفاده قرار گیرد؛ از عزاداریهای کوچک و خانگی تا آنها که پهنه شهر را در برمیگیرد.
دومین ویژگی این است که شعار باید شورآفرین بوده و یک پیام همراه با شور و حرکت داشته باشد. یعنی آن مغز مفهومی جریان عزاداری که حرکت و شتاب هست، در شعار هم نمود پیدا کند.
مورد سوم هم اینکه شعار اگر بهگونهای طراحی شود که بتواند در متن عبارتهای عزاداری و سینهزنی مورداستفاده قرار گیرد، تأثیر بالاتری را از خودش نشان میدهد. علاوه بر این شعار باید پیام جدیدی داشته باشد، متناسب با روح زمان باشد و…
ملاکهایی که بیان کردید، در شعارهای امسال دیده میشود؟
خب طبیعتا کسانی که شعارها را تنظیم میکنند، به این موارد توجه میکنند.
اخیرا هم سازمان جدید هیئات و تشکلهای دینی در سازمان تبلیغات اسلامی تأسیس شده و به این شاخصها میپردازد. مثلا یکی از شعارهای امسال، «طرف درست تاریخ ایستادن» است. خب این شعار بحث غزه و جهان را شامل میشود و نشان از این دارد که رویکرد شیعه و اسلام در سطح دنیا شنیده شده است و میتوانیم با این شعار پیاممان را به دنیا مخابره کنیم.
اما ممکن است اگر کار علمی بیشتری شود، نتیجه بهتری حاصل شود. مثلا یک پژوهشکده تخصصی روی نمادها و شعارها ازجمله شعارهای عزاداری کار کند. البته در گذشته هم نمادهایی همچون شعارها بوده است، ولی نیازمندیم که امروزه تغییرات خلاقانهای بکند و متناسب با زمانه، طرحریزی جدید بشود.
اگر چنین مرکزی باشد، طبیعتا میتواند روی شعارها هم کار کند و بهجای اینکه یک ماه مانده به محرم فراخوان همکاری برای ایده بدهیم، در طول سال بر روی موضوع کار کنیم و نتیجه بهتری حاصل شود.
در این صورت شعارهای دقیق و جذاب و منطقی و درعینحال دارای پیامی را شاهد خواهیم بود. این فرایند همچون فعالیتهای اقتصادی است که برندسازی صورت میگیرد. اگر شعار هیئت از چند ماه زودتر برندسازی شود و در مجامع مختلف آمادهسازی پذیرش آن صورت گیرد، این شعار برای مخاطب در ماه محرم نهادینه میشود و با آن ارتباط درونی پیدا میکند. برای این مهم نیاز به یک مرکز تخصصی داریم که هم کار علمی بکند و هم کار برندسازی؛ آمیختهای از ادبیات و هنر و مفهوم.
درمورد ویژگیهای ظاهری شعارها صحبت کردیم و مواردی را مطرح کردید. از جهت محتوا و مفهوم شعارها چه ویژگیهایی دارند؟
پیش از این هرگز نظام منسجمی برای تنظیم شعائر نداشتهایم؛ ولی اگر از یک دهه قبل تا الان را بررسی کنیم، برخی ویژگیهای محتوایی شعارها تغییر کرده است. همانطور که بیان شد، شعارهای گذشته، از متن احادیث و روایات اقتباس میشد؛ اما امروزه از این اقتباس مستقیم فاصله گرفتهایم و لزوما شعارها برگرفته از آثار حدیثی نیست. مثلا شعار «آزادگان عالم در خیمه حسیناند» یا شعار امسال که نوشته شده: «در سمت درست تاریخ ایستادهایم». اینها ازنظر مفهومی برگرفته از احادیث است. درحالیکه قبلا مضمونش هم از روایت گرفته شده بود.
یکی دیگر از تغییرات سالهای اخیر این است که رویکرد جهانی پیدا کردهایم. در شعارهای قبلی بیشتر توجه به مباحث مذهبی بود. مثل همان شعار «حب الحسین یجمعنا». درحالیکه امروزه جهتگیری تمدنی داریم. یعنی میگوییم دین فقط مخصوص شیعه نیست و میتواند ثمره انسانی در پهنه جامعه جهانی داشته باشد و تعامل شیعیان با دنیا را مدیریت کند. اگر از این زاویه نگاه کنیم، شعارمان رویکرد تمدنی پیدا میکند. البته این بدعتی نیست که به جریان عاشورا اضافه کنیم، بلکه استخراج درست ارزشی از ظرفیتهای عاشوراست. امام حسین(ع) وقتی روبهروی دشمن میایستد، میگوید اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. این آزادگی فارغ از اینکه دین تو چیست، یک صفت انسانی است. با این رویکرد، شعارها میشود، «حسین نجات اهل عالم» یا «آزادگان عالم در خیمه حسیناند».
چطور شد که در چند سال اخیر چنین نگاه تمدنی پیدا کردیم؟
این از ظرفیت و روح خود عاشوراست. خود عاشورا چنین مفاهیمی را در بردارد؛ چراکه تنها یک نبرد درونمذهبی نیست.
ظرفیت درونی عاشورا قابل کتمان نیست. اما چطور شده که در سالهای اخیر به این سمت حرکت کردهایم؟ کدام تغییرات اجتماعی سبب این حرکت شده است؟
در ایران قبل از انقلاب وقتی میگفتیم عزاداری، آن چیزی که به ذهن تبادر میشد، یک محفل کوچک مسجدی با روضه و عزاداری بود؛ اما بهمرور وقتی رویدادی مثل جمهوری اسلامی روی کار میآید که رویکردی جهانی دارد و آرمان و اهدافش تمدنسازی است، هیئات هم با آن ساختار محلی و روح جهانی، خودش را با سیستم حکمرانی تمدنمحور هماهنگ میکند. در غیر این صورت به یک موقعیت محدود کنشگری محدود میشود؛ مثلا اگر پزشکی خودش را در طراز معادلات بینالمللی قرار دهد، مخاطبانش جهانی میشوند و اگر متناسب با یک شهر کوچک عمل کند، مراجعانش محلی میشوند. هیئت هم همینطور است. وقتی ما الان با اقبال و رشد تفکر شیعی در کشورها و قارههای مختلف روبهرو هستیم، نمیتوانیم هیئتمان را صرفا به فلان خیابان در اصفهان محدود کنیم.
شاید مدل کوچک باشد؛ ولی در همین ساختار محدود، ارتباط با پهنه جهانی را باید ببینیم. بهطور مثال اگر ما نزدیک به 50هزار هیئت در سطح کشور داشته باشیم، همگی نباید قامت بینالمللی پیدا کنند؛ ولی در هر نقطهای باید چنین هیئتهایی باشد. راه رسیدن به این جایگاه بینالمللی هم تعاملات جهانی است. اگر هیئت ما همچون دانشگاههای مطرح وارد شبکه جهانی شود، رشد میکند. اگر در هیئت عزاداری هم به این قد و قامت برسیم که مداح و متون عزاداری تبادل کنیم، مدل و نماد و نشانه تبادل کنیم، یعنی بین هیئت عالیرتبه در دنیا تبادل رسمی شکل بگیرد و مداح و متون و شعار مشترک پیدا کنیم، این باعث قامت جهانی میشود. هیئت اگر خودش را یک کنشگر مذهبی فراگیر میداند، باید این مسیر را طی کند. از طرفی هیئت چون بذرش از عاشوراست، نمیتواند نگاهی محلی داشته باشد. شعار و منطق عاشورا جهانی است و هیئت به جهت وابستگی به عاشورا، باید جهانی شود.
عملکردمان در این زمینه قابلقبول است؟
ما در مسیرش حرکت کردهایم؛ ولی خب راه زیادی مانده است. همانطور که گفتم نیاز به پژوهشکدههایی است تا شعاریابی، شعارسازی، برندسازی و ترویج شعائر را انجام دهند. اگر این دو تغییری که ذکر شد، یعنی حرکت از گرتهبرداری مضمونی به سمت مفهومی و رفتن به سراغ مقولههای انسانی را سرلوحه قرار دهیم، به سمت فراگیر، جهانی و سیاسیشدن سوق پیدا میکنیم.
برخی معتقدند اگر هیئت سیاسی شود، سبب رویگردانی گروهی میشود و بر جدایی دین از سیاست تأکید میکنند. آیا واکنش مردم در خصوص تغییراتی که گفتید مثبت خواهد بود؟
سیاستی که در اسلام مدنظر ماست و شعار میدهیم که سیاست ما عین دیانت ماست، یک مغز عمیق معرفتی است که با سیاسیکاری حزبی فرق دارد. گاهی تصور میکنیم اسلام دین و سیاستش یکی است و اگر من در حزب فلان هستم، باید علیه حزب دیگر باشم و این یعنی دیانت. درحالیکه بین سیاست و سیاسیکاری فرق است. آن چیزی که مردم را آزار میدهد حزبیکاری در سیاست است.سیاست اسلام یعنی «هیهات من الذله». یعنی «اشدا علی الکفار». اینکه تیربار ظلم نرویم و در برابر کفر بایستیم. چرا مردم این را نپسندند؟
این آیه قرآن است و سیاست در اسلام همین است. حالا اگر همین را در حزب ببریم و از عرف خارج شویم، مخاطب ناراحت میشود. اگر روح واقعی و عمق معرفتی سیره سنت را ترویج کنیم، مردم استقبال هم میکنند. اصلا همین منطق است که باعث ایستادگی مسلمانان در طول تاریخ شده است. دومین نکته این است که اگر کار هیئتی میکنیم باید خلاقانه پیش رویم. ما نباید از مدلهای مطلوب نسل جوان فاصله بگیریم. به هر میزان که خلاقیت و نوآوری در هیئتهای ما بیشتر شود، نسل کودک و نوجوان را هم جذب میکند. فرم ثابت و ساده هیئت، مخاطب ثابتی را هم به دنبال دارد. البته نباید به بهانه خلاقیت، حدود شرعی و عرفی هیئت زیر پا گذاشته شود؛ ولی درعینحال از خلاقیت هم غافل نشویم.



