میثم پسر نوجوانی است که با خانوادهاش در بصره زندگی میکنند. شروع داستان در بصره و در بازه تاریخی بعد از جنگ جمل است. شخصیت اصلی داستان با توجه به خصوصیاتی که در داستان برملا میشود، با پدر و مادرش به کوفه سفر میکنند تا آنجا ساکن شوند.
عصربهعصر مینشست روی تکپله جلوی خانه و توی کوچه منتظر آمدن مامان میشد. به خیالش ماهطلعت رفته بود از بازار روز خرید کند و برگردد.
در تقویم جمهوری اسلامی ایران، ۱۰ تیر بهعنوان روز بزرگداشت صائب تبریزی به ثبت رسیده است. صائب تبریزی از آن دسته شعرای جریانسازی است که بهرغم ایجاد تحول و بالندگی در مضمونپردازی ادبیات فارسی، از شهرت و مقبولیتی برجسته برخوردار نبوده است.
آنجا چیزی نبود جز خاک و علفهای هرز! بستر رود ترکهای بزرگی برداشته بود. برای رودخانهشان حتی یک قطره آب هم باقی نمانده بود. زایندهرود از تشنگی مرده بود!
ما هم پشت کار را گرفتیم و پاشنه کفشمان را کشیدیم. هر هفته با دایی میرفتیم کوچه گیوهدوزها. آن تابستان انگار ما به کهکشان دیگری سفر کرده بودیم و از دنیا جدا بودیم و در شور زیبایی از نوجوانی سیر میکردیم که لطفش را هرگز جایی دیگر از زندگیمان تجربه نکردیم.
نسیم، گلبرگهای ریز شببو را از شاخه میکند و در هوا میپاشید. هوا پر بود از عطر گلهای بهاری. جریان آب باعجله از بین پلههای سنگی میگذشت و صدای دلانگیز آن به گوش میرسید.
به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره)، هفدهمین نشست ادبی عروج شاعرانه از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با حضور شعرای برجسته استان برگزار شد.
عمربن خیام نیشابوری در اوایل قرن پنجم هجری متولد شد.این شاعر مشهور به دو زبان فارسی و عربی شعر میسرود و رباعیات خواندنی و زیبایی در جهان شعر و ادبیات فارسی بر جای گذاشت؛ او منجم، ریاضیدان، دانشمند و متفکر بزرگی بود
در سال ۱۴۰۱ در حوزه کتاب و ادبیات نویسندگان و شاعران بسیار زیادی را از دست داده ایم که از میان شان می توان به هوشنگ ابتهاج، عباس معروفی، محمدعلی اسلامی ندوشن و… اشاره کرد.
در ایام عزای شهادت حضرت صدیقه طاهره (س)، بر آن شدیم کتابی را درباره ایشان معرفی کنیم. حقیقتادرباره برترین بانوی دو عالم تابهحال کتاب های زیادی نوشته شده است؛ از زندگینامه و سوگنامه بگیرید تا شعر و داستان و کتابهایی در تحلیل وقایع زندگی آن حضرت، بهخصوص دو ماه آخر زندگیشان و ظلمی که مسلمانان نامسلمان بعد از وفات پدر گرانقدر ایشان بر حضرت روا داشتند. اصلا مگر میشود شیعه باشیم و مادری این چنین داشته باشیم و قلممان در اندوه ایشان بر کاغذ نبارد؟
همزیستی مسالمتآمیز نوع بشر، از رهگذر اخلاق به دست میآید و انسانها برای اینکه موفق شوند ضمن زندهبودن، چند روزی را هم زندگی کنند، نیازمند پایبندی به اخلاق هستند. در این میان، داستان به مثابه یک اهرم عمل میکند، اهرمی که تاب و توان محتوای ادبی و پیام اخلاقی را چند برابر کرده و دل و جان و عقل و وجدان مخاطب را نشانه رفته. داستان، با ترسیم آینده پایدار و ناپایدار اخلاق و غیر آن، به خواننده یاری میدهد تا قوه آیندهنگری خود را تقویت کند و بیش از لذت ضمنی یک عمل، به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد.