اندیشه
NONE
۱۴:۴۹ - دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹

پیش به سوی سکون

نوشتن یک نقد خوب درباره بکت بسیار سخت و دشوار است، نه به خاطر معانی عمیق و پپچیده موجود در آثار او، بلکه بالعکس، به دلیل اینکه آثار او از هر معنایی خالی شده‌اند و در اعماق آن‌ها هیچ چیز به درد بخوری پیدا نمی‌شود، تازه اگر اصلاً عمقی داشته باشند. نوشتن نقدهای بد اما در مورد بکت بی‌اندازه آسان و رایج است؛ می‌توان چندین صفحه را به رمزگشایی از نمادها و رمزهای پنهان در آثار او اختصاص داد و درباره منظور نویسنده از به کارگیری واژه‌هایی مانند گودو، مالوی یا مالون ساعت‌ها نظرورزی کرد، می‌توان سطحی بودن رادیکال بکت را نادیده گرفت و زنجیره‌ای از اصطلاحات و ایده‌های کلی، همچون از خودبیگانگی یا معنازدایی را به نوشته‌های او حقنه کرد و می‌توان بکت را در کنار نویسندگان دیگر که تنها شباهت‌شان به بکت رئالیست نبودن و به اصطلاح عجیب‌غریب‌بودنشان است، قرار دارد و با گنجاندنش در مکاتب یا جنبش‌های شناخته شده هنری از رویارویی با جهان منحصربفرد او طفره رفت. 

NONE
۱۳:۲۱ - یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹

آیا اشکالی دارد که از طریق رابط و معرف، خارج از نوبت ویزیت شویم؟

همه ما برخی اصول اخلاقی ساده را می‌شناسیم و می‌کوشیم در هر حال به آن‌ها پایبند بمانیم؛ اما گاهی اوقات شرایط به گونه‌ای تغییر می‌کند که رعایت همین اصول به ظاهر ساده به چالشی بزرگ تبدیل می‌شود. در این مقاله، کوامه آنتونی آپیا، فیلسوف و نظریه‌پرداز معاصر، می‌کوشد به پرسشی پاسخ دهد که پرداختن به آن برای همه کسانی که دغدغه اخلاق و عدالت اجتماعی دارند، ضروری است.

 
NONE
۱۴:۴۳ - شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹

درس‌هایی درباره‌ مرگ

نوربرت الیاس کتاب «تنهایی دم مرگ» را هشت سال پیش از مرگش و در هشتاد و پنج سالگی نوشت. او یکی از معدود متفکرانی بود که به لطف عمر طولانی‌اش توانست بسیاری از وقایع و فجایع «قرن طولانی بیست» را از سر بگذراند و در آستانه‌ صدسالگی از دنیا برود. دلایل و توجیهات گوناگونی را می‌توان برای نوشته شدن چنین کتابی درباب مرگ برشمرد. اول اینکه جامعه‌شناس آلمانی در غروب زندگی خود به سر می‌بُرد و احتمالاً در این دوران شخصاً احساس تنهایی دم مرگ را تجربه می‌کرد، دوم آن‌که الیاس در طول فعالیت نظری خود مقولات متعددی را از منظر جامعه‌شناسی بررسی کرده بود اما جای تحلیل مسئله‌ای مهم مانند مرگ در کارنامه‌ پربار او به شدت خالی به نظر می‌رسید. در نهایت اینکه او روشنفکری بود که از نزدیک با بسیاری از جنگ‌ها و بلاهای مرگ‌بار زمانه‌ خود مواجه شده بود و از همین رو مرگ برای او، همانند بسیاری از معاصرانش، مفهومی اساسی و حیاتی به شمار می‌رفت.

NONE
۱۵:۵۷ - شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹

نظریات یک فیلسوف لیورپولی درباب فوتبال

در تاریخ فلسفه‌ی معاصر چندین فیلسوف و روشنفکر مهم به فوتبال علاقه داشتند. معروف‌ترین آن‌ها آنتونیو گرامشی است. او در جوانی در روزنامه‌های ایتالیایی، در کنار مقالات سیاسی و نظری، گزارش‌ فوتبالی می‌نوشت. گرامشی در یک خانواده‌ی فقیر متولد شده بود و در کودکی‌اش، همچون بسیاری از کودکان دیگر طبقه‌ی کارگر آن زمان ایتالیا، فوتبال نقشی اساسی و مهم داشت. به باور گرامشی «فوتبال مدلی از یک جامعه‌ی فردگراست» و می‌تواند کلیت جامعه سرمایه‌داری را در مقیاسی کوچک نشان دهد. یکی دیگر از روشنفکران شیفته‌ی فوتبال، همانطور که همه می‌دانند، آلبر کاموست. برای او فوتبال تنها «درس اخلاق» بود و مدرسه‌ای برای آموختن مبارزه، همبستگی، برادری و قاطعیت به شمار می‌آمد. کامو در جوانی، همچون ناباکوف، یک دروازه‌بان آماتور بود، پُستی که با فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی او جور در می‌آمد. بجز گرامشی و کامو می‌توان از متفکران دیگری هم نام برد که به فوتبال علاقه داشتند: سارتر، گالیانو و نگری.