بدونشک شناخت استعداد و پرورش آن در زندگی هر انسانی بسیار حیاتی و تأثیرگذار است. شاید مهمترین نکته در زمینه کشف استعداد، زمان باشد. هرچند ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، اما فراموش نکنید هنر پدیدهای بلندمدت است که باید سوی مسیری بینهایت طی شود!
شهر اصفهان از زمانهای قدیم نیز در امر تئاتر پیشرو بوده است و به خصوص نام این شهر در تئاتر طنز در کشور میدرخشد. مدتی است که با همکاری تالار هنر نمایشهای پیدرپی بر روی صحنه میرود. نمایشی که از 11 تیر به روی صحنه رفته است، «دون ژوان» نام دارد.
از زمان یونانیان، تئاتر از محبوبترین انواع سرگرمیها بوده و امروزه نیز صنعت بازیگری کاری سخت اما پررونق است. اگر تاکنون در تئاتر حضور داشتید یا نمایش زندهای دیدهاید، میدانید که تئاتر چقدر میتواند سرگرمکننده باشد.
“خوجه حکم” متنی است که در سال 1957 زمانی که فیلمهای سینمایی رنگی تازه ابداع شده بودند، به دلیل کمبود بودجه در نسخه سیاه و سفید روی پرده سینما رفت و به همین دلیل شکست تجاری خورد، اما هنوز پس از شصت و پنج سال چنان قدرتی در پردازش درام دارد که مخاطب را تا لحظه پایان بندی روی صندلی اش میخکوب نگه میدارد و این همان چالشی است که بهزاد سیفی و گروه همراهش به خوبی از عهده آن برآمده اند.
آدمهایی پشت پنجرهاند و به جایی نگاه میکنند. اصلا نگاه نمیکنند. از پشت پنجرهی بسته و پردهی کشیده کجا را میشود دید؟ آن هم پنجرهی بستهای که فقط یک لحظه یکی از پرههای پرده را دستی کنار میزند و به بیرون نگاه میکند. به بیرون نگاه میکنند یا به درون خود نگاه میکنند اینها؟ کاوه این سوی پنجرهی بسته غرق رویاست. سیاوش و لیلا پشت پنجره بسته چقدر اجازه میدهند ما آنها را بشناسیم یا آنها بیرون از خود را بشناسند تا واقعیت پیرامونی را ببینند ؟ تصویر پنجرهها و آدمهای پشت پنجره با همهی شباهتشان به پنجرهها، خبر جدایی از یکدیگر را میدهد.
از سال 1939 میلادی که برتولت برشت آلمانی نمایشنامه «ننه دلاور و فرزندان او» را نوشت و به سال 1941 اولین اجرای آن در زوریخ به روی صحنه رفت، تا 1949 که پس از توقفی چند ساله به دلیل جنگ جهانی دوم، با نظارت خود برشت و با بازی همسرش «هلنه وایگل» در نقش ننه دلاور، بار دیگر اجرای نمایش در «تئاتر آلمان» برلن از سر گرفته شد و تا بعدتر از آن، یعنی هشتاد و دو سال بعد، در امروز که نمایش ننه دلاور بارها و بارها در سراسر جهان و به زبانهای مختلف اجرا شده است، هیچکدام از ننه دلاورهای ساخته و پرداخته شده با نسخه «ننه دلاور به روایت دلاور سیساله» نمیتواند برابری کند.
نام «رضا عماد» هنرمند پوینده و بازیگر گرانمایه که میآید بیاختیار به سالهای گذشته برمیگردم، سالهایی که سرشار از شوق آموختن بودیم، سالهایی که بر ذهن پراشتیاقمان رویای زیبای بازیگری و کارگردانی نقش میبست و نفسزنان میدویدیم تا تالاراشرف (اداره تئاتر) جمع میشدیم و بیتابِ رسیدن به سکوی صحنه، بحثوجدل میکردیم تا برسر نمایشنامهای به تفاهم برسیم. میدانستیم که فاصله زیاد است و امکانات در حد هیچ. میدانستیم که در این اشتیاق تنها نیستیم. اصلا گذشتِ سنگین زمان را حس نمیکردیم، سبک و پرهیجان گام برمیداشتیم با پرسشهای بیپایان. تا اینکه در یک توافق جمعی متن دلخواهمان را انتخاب میکردیم و با جان دل برای رسیدن به اجرایی مطلوب زحمت میکشیدیم تا نمایشی را در ناکجاآبادی، اصفهان یا شهرستان دیگری به صحنه ببریم.
اولین حرفی که میتوان در مورد «بعد از اتفاق» زد، این است که بهشخصه از کارگردان اثر تشکر میکنم که ژانر جدیدی به نام تله تئاتر_مستند را به سینما اضافه و این شگفتی را به جشنواره تکمیل کرده و اثر در بخش فیلم داستانی رقابت میکند.