مجلس دهم شورای ملی در تاریخ 15 خرداد 1314 با ریاست حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) آغاز به کار کرد. در این دوره، آقایان محمدعلی فروغی و محمود جم در جایگاه نخستوزیری مسئول دولت بودند. علیاکبر داور، تیمسار نخجوان، مرتضیقلی بیات و… از اعضای هیئت دولت در این دوره مجلس بودند.
«هرکسی گفته است با صراحت میگویم غـلط کـرده اسـت. دروغ میگویند. هرکسی بگوید اعدام هویدا توسط من را دیده است، دروغ میگوید. من اگر حاکم شرع بودم آن فرد را حد میزدم. هیچکس جز خدا قاتل هویدا را نمیشناسد. دروغ گفتن کاری بسیار غیراخلاقی است.» هادی غفاری بارها به این پرسش پاسخ داده که آیا او امیرعباس هویدا را در جلسه دادگاه کشته است یا خیر؟ او در گفتوگو با «اصفهانزیبا» هم این مسئله را رد کرده است.
مجلس نهم در تاریخ 24 اسفند 1311 با ریاست عدل الملک بازگشایی و اولین جلسه رسمی آن در 24 فروردین 1312 انجام شد و این مجلس نیز در راستای برنامه اصلاحات رضا شاه درگیر تصمیمات مهمی شد. هیئت رئیسه دوره نهم عبارت بودهاند از:
رئیس: میرزا حسینخان دادگر عدل الملک/نواب رئیس: محمد هاشم میرزا افسر، مهدی دادور/منشیان: یونس وهابزاده، محمد علی منصف، محمد رضا تهرانچی، سلمان اسدی، عبد الوهاب مؤید احمدی، غلامحسین کاشف، فتح اله فزونی، علیقلی هدایت، حسین افشار، میرزا کاظم خان مژدهی/کارپردازان: ارباب کیخسرو شاهرخ، امیر حسین خان ایلخان، محسن همراز، حسن مرآت اسفند یاری، مخبر فرهمند.
در قسمت قبل خواندیم که مجلس ششم و هفتم شورای ملی با کنترل و دستور رضاخان و نظارت گزینشی تشکیل شد که با وجود تمام مصائب آن و از دست رفتن کارکرد اساسی نهاد انتخابی اما تصمیمات ملی مهمی در آن از جمله قانون منع بردهداری گرفته شد. مجلس هشتم در تاریخ 24 آذر 1309 با ریاست حسین دادگر (عدل الملک) و 127 نماینده آغاز به کار کرد. در این دوره دولت مخبرالسلطنه هدایت (مهدی قلی هدایت) از مجلس رأی اعتماد گرفت. یکی از رویدادهای مهم این دوره، پیشنهاد لغو امتیازنامه دارسی بود. این امتیاز در سال ۱۳۱۹ هجری قمری، برای استخراج نفت جنوب به مدت شصت سال به دارسی داده شده بود. پیشنهاد لغو این امتیاز روز ۱۰ آذر ۱۳۱۱ شمسی توسط وزیر مالیه به استحضار مجلس رسید و مورد موافقت و تحسین نمایندگان قرار گرفت.
«اعضای سازمان منافقان در 19فروردین سال 61، میخواستند با 13گلوله من را ترور کنند که هنوز یکی از گلولهها در دستم است. آنها در میدان هفت تیر از سه طرف من را محاصره کردند و تیراندازی شد؛ همان شب، رجوی در پاریس اعلام کرد ما منصوری را کشتیم، چون ضدمجاهد بود. من سالها با مسعود رجوی در زندان بودم. زمینه تکبر و قدرت طلبی در او بسیار بالا بود و یک هوشمندی و موذیگری خاصی داشت.» اینها بخشی از خاطرات جواد منصوری، از مبارزان سیاسی قبل از انقلاب و البته نخستین فرمانده سپاه پاسداران بعد از انقلاب است. او از جمله چهرههایی است که چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب از نزدیک شاهد حوادث و بزنگاههای مختلف تاریخ سیاسی کشور بوده است. جواد منصوری در سال ۱۳۲۴ در محله صابونیهای شهر کاشان به دنیا آمد. او دوران تحصیل را در دبستان نوشیروان و دبیرستان علوی زادگاه خود گذراند و در سال ۱۳۴۶ در زندان دیپلم گرفت.
در قسمت قبل روند شكلگیری مجلس پنجم و اهمیت آن در میان دیگر مجالس را مرور كردیم، انحلال سلطنت قاجار و تأسیس حكومت پهلوی، مهمترین رویداد مجلس پنجم بود. دوره ششم مجلس شورای ملی، اولین دوره قانونگذاری در عصردوم مشروطیت (۱۳۰۵- ۱۳۲۰ شمسی) است. مجلس ششم شورای ملی كه با انتخابات در تاریخ 5 تیر 1305 شكل گرفت، اولین جلسه خود را با حضور رضا شاه در تاریخ 19 تیر 1305 آغاز كرد. در این دوره محمدعلی فروغی به عنوان سرپرست نخستوزیری از سوی حزب تجدد به مجلس معرفی شده و پس از مدتی با انتخاب مستوفیالممالک در 15 خرداد 1305 رضا شاه اصلاحات ساختاری خود را در زمینه ارتش و زیرساختهای كشور آغاز كرد. عملا در این دوره به علت نفوذ رضاشاه و آغاز فعالیتهای ملی دولت، مجلس كاركرد اساسی خود را از دست داد.
آیتالله سید محمود طالقانی، چهرهای مهم و تأثیرگذار بر وقایع انقلاب بود که شخصیت و نظرات ایشان تا به امروز هم موردبحث و تحلیل صاحبنظران و اهالی سیاست قرار میگیرد. آغاز مبارزات برای ملیشدن صنعت نفت و نخستوزیری دکتر محمد مصدق را میتوان اولین حضور جدی مرحوم طالقانی در عرصه سیاسی دانست. او که از همان ابتدا، هوادار این جنبش و از حامیان رهبران جنبش، دکتر مصدق و آیتالله کاشانی بود، برای مجلس هفدهم از منطقه چالوس، نوشهر و شهسوار کاندیدا شد. این انتخابات درنهایت با دخالت دربار و نیروهای هوادار سلطنت ابطال شد، اما فرصت خوبی را برای طالقانی فراهم آورد تا با سخنرانیهای پرشور، ایدههای سیاسی خود را به گوش مردم آن نواحی برساند. معروفترین سخنرانی طالقانی در حمایت از مصدق سخنرانی ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ در حضور نزدیک به یکمیلیون مردم مشتاق است.
9سال از روزی که جمهوری اسلامی ایران دو دولتمرد تکرارناشدنیاش، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، را از دست داده است، میگذرد. شهدایی که هرساله با فرارسیدن هفته دولت در شهریور، مکتب ساده زیستی همراه با ایستادگی، عدالت خواهی، مبارزه با فساد و تلاش برای حفظ انقلاب را به یاد دولتمردان کنونی و مردم میاندازند. محمد هاشـمیرفسنجانی، رئیـس سابق سازمان صــداوسیما، معاون رئیسجمهور در امور اجرایی در دولتهای پنجم و ششم و عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام با عنوان معاون سیاسی دولت نخست پس از انقلاب به گفتوگو با «اصفهان زیبا» نشست و از نخستوزیری تا ریاستجمهوری محمدعلی رجایی و همراهی او با شهید محمدجواد باهنر، همراه و یار جدانشدنیاش گفت. مشروح این مصاحبه را میخوانیم.
در قسمت اول خواندیم كه با وقوع انقلاب مشروطه و پذیرش خواست ملی از سوی مظفرالدین شاه كه امیدوار بود با این سیاست لیبرالی مخالفت مردم را فرونشاند، تحولاتی ازجمله تشكیل مجلس اول شورای ملی شكل گرفت، اما این لیبرالیسم كه همزمان با نفوذ گسترده غرب بود، فقط مخالفان را به تشكیل سازمانهای نیمهمخفی ازجمله مركز غیبی، حزب اجتماعیون، كمیته انقلابی و.. تشویق كرد و درنهایت منجر به توپبستن مجلس و حوادث بعدی شد.
مسئله حضور زنان در عرصه سیاست، چالشی است که نمیتوان آن را تنها مختص به ایران دانست. «مردان سیاست» یا «رجل سیاسی» از آن دست واژههایی است که در همه نقاط جهان برای فعالان سیاسی به کاربرده میشود و همین اصطلاحات زمینه مناقشه میان زنان و مردان فعال در عرصه سیاست را فراهم میکند. برای پرداختن به امور زنان بهخصوص مسئله مهمی تحت عنوان زنان سیاسی، باید به سراغ مطلعان این حوزه رفت. معصومه ابتکار گزینه مناسبی برای گفتوگو در این زمینه محسوب میشود. سابقه فعالیتهای سیاسی ابتکار به قبل از پیروزی انقلاب بازمیگردد.
بیشک جنجالیترین چهره اصفهانی (نائینی) دولت مصدق گمان نمیکرد زمانی که در اول آبان 1328 در منزل مصدق پیشنهاد تشکیل جبهه ملی را میداد، قدرت جبهه ملی به حدی برسد که برای براندازی آن، دو کشور آمریکا و انگلیس با قدرت استبداد پهلوی متحد شوند تا آن نطفهای که در احمدآباد تهران شکل گرفت را سرنگون کنند. دکتر سید حسین فاطمی که در سال 1296 در خانوادهای مذهبی در نائین متولد شد، بعدها معروفترین و جنجالیترین فرد در دولت مصدق شد.
عقل جمعی در هر جامعه به روایت تاریخ، راهگشای بحرانها و اختلاف نظرات گوناگون است که بشر برای حل این مسئله از جمعیت مؤثر در جوامع برای تعیین مسیری مشخص در راستای پیشبرد اهداف و منافع جمعی و تعیین گروهی مورد تأیید برای کارگزاری این موضوع استفاده کرد. اولین اهمیت انتخابات و روحیه رجوع به مردم، به رسمیت شناختن جامعه و ارزش نهادن به اختیار بشری است که فارغ از جنسیت با هر آیین و ظاهری وقتی همه یک رأی برای تعیین سرنوشت خود دارند، نفس انسان در این نقطه جایگاه برابر خود را پیدا میکند.