جنگ ایران و عراق
مختصات جنگ وجودی
۱۵:۰۸ - دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴
در این جنگ، باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

مختصات جنگ وجودی

در دوران امیرالمؤمنین علیه السلام مالک یک شخصیت فوق العاده برای امیرالمؤمنین علیه السلام بود. فرماندهان عزیز ما، مالک‌های انقلاب بودند. اینها کسانی بودند که بیش از چهل سال در خط مقدم آرزوی شهادت داشتند و خوش به سعادتشان که به این آرزو رسیدند.

نگاه یک نوجوان ۱۴ساله به آزادی خرمشهر!
۱۱:۳۹ - شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۴
روایتی از سرهنگ جانباز محمود نجیمی و مرور خاطره‌هایش از روزهای پایانی عملیات الی‌بیت‌المقدس

نگاه یک نوجوان ۱۴ساله به آزادی خرمشهر!

سرهنگ جانباز «محمود نجیمی» که در پایان جنگ فرمانده گردان سلمان یگان ۲۲ بعثت است، در عملیات الی بیت‌المقدس که یک سال بعد از ورودش به جبهه انجام می‌شود، نوجوانی ۱۴ ساله است. در گفت‌وگو با ایشان فارغ از نگاه‌های مرسوم به ابعاد تاکتیکی عملیات تلاش شد تا از زاویه نگاه نوجوانی ۱۴ساله به صحبت درباره عملیات آزاد سازی خرمشهر بپردازیم.

جایی در دل شهر برای ساخت تجهیزات جنگ!
۰۹:۴۵ - شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴
«یوسف شریف‌زاده» و روایتش از مرکز تحقیقات مهندسی جنگ در اصفهان و اتفاقاتی که در آن رقم خورد

جایی در دل شهر برای ساخت تجهیزات جنگ!

نقطه شروع فعالیتش می‌شود «سیمان سپاهان»؛ آن‌هم درست در زمانی که اوضاع کارخانه به خاطر رفتن آمریکایی‌ها و آلبانی‌ها درهم شده بود و موتور حرکت کارخانه خاموش! گروهک‌های منافقین هم درست در همان روزها پایگاه‌های خود را در کارخانه جاسازی و تشکیلات متعددی آنجا شکل داده بودند.

NONE
۰۹:۳۱ - پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۰

قصه‌های اسارت به روایت اصفهانی‌ها

نشست روایتگران عشق و مقاومت و ایثار آزادگان اصفهانی با حضور راویان آزاده، مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) استان اصفهان و بانوی آزاده، شمسی بهرامی در بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) برگزار شد. به گزارش اصــفهان‌زیبا، «مــنوچهر شاه‌حسینی» از جانبازان آزاده با اشاره به اینکه امروز دومین نشست راویان آزاده برگزار می‌شود، اظهار داشت: برای ابلاغ پیام دوران اسارت باید ضعف‌ها و کاستی‌های راویان بررسی و اصلاح شود تا این حرکت زینب‌گونه برای انتقال پیام به آیندگان به بهترین شکل ادامه پیدا کند. او افزود: هدف از نشست‌های راویان آزاده هم‌افزایی و ابلاغ پیام، آسـیب‌شـنـاسی در زمـینـه روایـتگری، انتقال تجربیات به یکدیگر و شناسایی راه‌های جذاب تبلیغی برای انتقال پیام می‌باشد.

NONE
۱۰:۴۲ - پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۰

851 روز اسارت!

هفته گذشته بخش اول خاطرات جانباز آزاده سرهنگ حسین حسینی را خواندیم. بعد از پنج سال و سه ماه و 12 روز جنگ با دشمن بعثی اسیر می‌شود، او را به پادگان الرشید می‌برند، در آنجا مهمان اتاق شکنجه می‌شود و بعد از سه ماه او را به اردوگاه 19 تکریت که اردوگاه افسران است انتقال می‌دهند. در آن‌جا یکی از خلبان‌ها به او و دوستانش می‌گوید فرار کنید و همین صحبت، جرقه فرار را در ذهن او ایجاد می‌کند. برای فراهم‌کردن امکانات فرار تلاش می‌کند، اما گم‌شدن یک نبشی، عراقی‌ها را حساس می‌کند و او در دام می‌افتد. حسینی را تفتیش می‌کنند و تنها یک نقشه و چاقو پیدا می‌کنند.

NONE
۱۰:۱۴ - دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰

جمهوری دوم معنا ندارد

43 سال پیش در بهمن 1357 یک هدف مشترک مردم ایران را از هر طبقه و با هر جناح سیاسی گرد هم آورد تا در برابر نظام سلطه‌گر پادشاهی پهلوی بایستند و به رهبری امام خمینی و با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کنند؛ انقلابی که هدف آن، ایجاد یک نظام جمهوری بر پایه اسلام بود و تا امروز با عنوان مهم‌ترین رویداد قرن در جهان سیاست همچنان تداوم پیدا کرده است.

NONE
۱۰:۰۶ - دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰

از اهواز تا عملیات محرم با یک مرخصی دوساعته!

از اینکه راهی برای رفتن پیدا کرده در پوست خود نمی‌گنجد؛ پسربچه‌ای که برای رفتن به میدان رزم، خیلی کوچک است. مهدی عطایی، دوازده سال بیشتر نداشته که تصمیمی مردانه می‌گیرد و عزم جنگ می‌کند اما به دلیل جثه کوچک و کمی سن‌وسالش، به هر دری که می‌زند، اجازه رفتن نمی‌گیرد. او در اصفهان، هرجا می‌رود دست رد به سینه‌اش می‌‎زنند تا بالاخره یکی از دوستانش در بسیج به او پیشنهاد می‌دهد برای رفتن از دولت‌آباد اقدام کند. «پس از آن‌که برای رفتن به جبهه از پایگاه‌های بسیج اصفهان ناامید شدم به پیشنهاد یکی از دوستانم به دولت‌آباد رفتم و بعد از ثبت‌نام در بسیج آنجا، قول اعزام به جبهه گرفتم.»

NONE
۰۹:۰۸ - یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰

جای خالی «احمد»!

«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگ‌تر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجف‌آبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش می‌گذرد، شروع به حرف‌زدن که می‌کند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن می‌کند و دنیا روی سرش خراب می‌شود… «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمال‌غرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت سال‌ها برادری احمد و حسن است…!

NONE
۰۹:۴۴ - سه شنبه ۷ دی ۱۴۰۰

دردانه درد!

درد می‌کشد، از 21 بهمن سال 61 تا به امروز. درد می‌کشد. دردها تمامی ندارد. شمار روزها و ساعت‌هایی که درد کشیده است عمری قریب به 40 سال دارد. توی همه این سال‌ها شبی را به یاد نمی‌آورد که آسوده خوابیده باشد و صبح بیدار شود. درد نیمه‌شب رهایش نمی‌کند. خون که به عصب‌های سوزانده‌شده می‌رسد، شوک می‌دهد و درد می‌کشد. سال 61 نوجوان 16ساله در والفجر مقدماتی روی میدان مین پرتاب می‌شود؛ مین‌هایی از نوع والمرا. وقتی به خودش می‌آید، می‌بیند دوتا پایش درون چکمه‌ها روبه‌رویش افتاده‌اند. آن لحظه نه به پاهایش فکر می‌کند نه به خانواده؛ فقط نگران اسارت است. دلش می‌لرزد که عراقی‌ها از او به‌عنوان نوجوان، استفاده تبلیغاتی کنند. دست به دامان ارباب می‌شود و نجات می‌یابد.48ساعت گوشه شیاری میان دو خاک‌ریز دوام می‌آورد تا اینکه در عملیات والفجر 1 او را عقب می‌برند. پاها سیاه شده‌اند و توی هر اورژانس کمی از پای سیاه‌شده را قیچی می‌کنند.

NONE
۰۹:۳۳ - سه شنبه ۷ دی ۱۴۰۰

راهبردهای 20ساله تهران- مسکو

مطابق خبرها و هم‌زمان با آغاز سال نو میلادی، ایران و روسیه نیز در آستانه امضای سند راهبردی 20ساله خود قرار دارند، سندی که بیش از 20 سال، یعنی از 1379 (برابر با 2001 میلادی) با عنوان مـعاهــده، اساس روابط متـقـابـل و اصول همکاری در مسکو به امضای روسای‌جمهور وقت دو کشور رسید و پس از چند بار تمدید کوتاه‌مدت، حالا زمان تمدید نهایی آن فرا رسیده است. درعین‌حال ولادیمیر پوتین از سید ابراهیم رئیسی برای سفر به مسکو با هدف صحبت در خصوص امضای این سند همکاری تا پیش از آغاز سال نو میلادی دعوت به عمل آورده است، تا همکاری دوجانبه ایران و روسیه را در قالب یک موافقت‌نامه راهبردی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، حمل‌ونقل انرژی (هسته‌ای)، سیاسی و نظامی‌امنیتی بررسی کنند؛ حتی ممکن است تا مرحله امضا نیز پیش روند.

NONE
۱۵:۳۲ - دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰

اگر «مردم» نبودند، پیروزی در «مرصاد» هم نبود

قاب عکس‌ها و یادبودهایی که در گوشه و کنار اتاقش دارد، خبر از این می‌دهد که او سَر و سِری با باختران آن روزها و کرمانشاه این روزها دارد. اصلاً اینجا همه چیز به رنگ تاریخ است، حتی کتاب‌ها و عکس‌هایی که بر روی طاقچه‌ها ردیف شده‌اند و خبر از زندگی پر ماجرای او و حتی نسبت خانوادگی‌اش با «شهید مهدی زین‌الدین» می‌دهند. «سیدعلی نکویی زهرایی» اگرچه در ابتدا خرقه معلمی بر تن می‌کند اما مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که سر از «خیابان» سیاست در می‌آورد و کم کم پا در «میدان» انقلاب می‌گذارد و لباس «دولتیون» و «سیاسیون» را می‌پوشد. خدمتش هم از «سیاسی‌ترین» شهر اصفهان، یعنی «نجف‌آباد» آغاز و در بحبوحه جنگ مأمور به خدمت در «ناآرام‌ترین» نقطه غربی کشور یعنی «باختران» می‌شود. 

NONE
۱۵:۱۱ - دوشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۰

به نزدیک من صلح بهتر که جنگ

بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانه‌ها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگی‌شان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمان‌سوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سال‌ها چه بر رزمندگان در جبهه‌های جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفته‌های بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشت‌ساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلم‌سازان، نقاشان، عکاسان و… به روایت‌های بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسل‌های غایب در جنگ پنهان مانده، روایت‌های سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سال‌ها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند.